به گزارش خبر۲۴،رسیدن موفقیتآمیز نخستین کشتی کانتینری از چین به اروپا از مسیر قطب شمال، نقطه عطفی در ژئوپلیتیک تجارت جهانی به شمار میرود. این رویداد، رویای دیرینه مسکو و پکن برای عملیاتیسازی «راه ابریشم یخی» را از سطح برنامهریزی به واقعیت رساند؛ کریدوری که بنا بر برآوردها، میتواند زمان حملونقل میان شرق آسیا و اروپا را تا ۴۰ درصد کاهش دهد و به رقیبی جدی برای کانال سوئز تبدیل شود.اهمیت این مسیر تنها به صرفهجویی زمانی و اقتصادی محدود نمیشود. مسیر دریایی شمالی، برخلاف کریدورهای سنتی، در منطقهای شکل میگیرد که به طور تاریخی خارج از حوزه نفوذ مستقیم آمریکا و ناتو بوده است. همین ویژگی، آن را به ابزاری راهبردی برای روسیه و چین در دور زدن تحریمها و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای ژئوپلیتیکی غرب بدل کرده است. سرمایهگذاری مشترک دو کشور روسیه و چین در زیرساختهای قطبی، سفارش دهها فروند کشتی یخشکن و عبور نخستین کشتیهای تجاری، همگی نشاندهنده عزم جدی برای تثبیت این کریدور نوظهور است.همزمان، تغییرات اقلیمی و ذوب فزاینده یخهای قطبی، ناخواسته به شتابگیری این روند کمک کرده است. مسیری که تا یک دهه پیش عمدتاً در حد نقشه و تحلیل باقی مانده بود، امروز در حال تبدیلشدن به شاهرگ بالقوه تجارت اوراسیاست؛ شاهرگی که میتواند توازن قدرت اقتصادی و لجستیکی جهان را دگرگون کند.
-
اندازه متن
+
این تحولات، زنگ هشدار را در واشنگتن به صدا درآورده است. کارشناسان آمریکایی تأکید میکنند که از دست رفتن توان کنترل یا نظارت بر مسیرهای اصلی تجارت جهانی، بهمعنای تضعیف یکی از مهمترین اهرمهای قدرت ایالات متحده است. در چنین فضایی، نگاهها به سوی گرینلند معطوف شده؛ جزیرهای پهناور، کمجمعیت و یخزده که در مدخل اقیانوس اطلس شمالی و در نزدیکی مسیرهای منتهی به قطب شمال قرار دارد.گرینلند که قلمرویی خودمختار تحت حاکمیت دانمارک محسوب میشود، از منظر ژئوپلیتیکی نقشی فراتر از ظاهر آرام و دورافتادهاش دارد. کنترل یا نفوذ مؤثر بر این جزیره، به آمریکا امکان میدهد که ترافیک دریایی روبهرشد در مسیرهای قطبی را رصد کرده و در شرایط بحرانی حتی در آن اختلال ایجاد کند. به بیان دیگر، گرینلند میتواند به «برج دیدهبانی» واشنگتن بر شریان تجاری آینده جهان بدل شود.
اظهارات صریح دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در همین چارچوب قابل تحلیل است. ترامپ در تازهترین سخنان خود با لحنی تند گفت: «گرینلند مال ماست. ما بعد از جنگ جهانی دوم آن را به دانمارک پس دادیم؛ چقدر احمق بودیم که این کار را کردیم. حالا آنها نمکنشناس شدهاند.» او تأکید کرد که آمریکا برای دفاع از جهان به مالکیت کامل این سرزمین نیاز دارد و افزود که برای دفاع از یک منطقه، باید مالک آن باشید؛ با اجارهنامه نمیشود دفاع کرد.ترامپ حتی پا را فراتر گذاشته و از آمادگی خود برای آغاز مذاکرات فوری درباره «تملک کامل و قطعی گرینلند» سخن گفته است. او با اشاره به حضور چین و روسیه در شمالگان، مدعی شد که دانمارک توان محافظت از این جزیره را ندارد و تصاحب گرینلند را برای امنیت ملی آمریکا و اجرای پروژههایی مانند «گنبد طلایی» حیاتی دانست. تهدید ترامپ به اعمال تعرفههای سنگین علیه کشورهای اروپایی تا زمان موافقت با این خواسته، نشان میدهد که موضوع از سطح یک ایده حاشیهای فراتر رفته و به بخشی از راهبرد فشار واشنگتن تبدیل شده است.در کنار ملاحظات کریدوری، جذابیتهای اقتصادی گرینلند نیز در این معادله بیتأثیر نیست. این جزیره از ذخایر بالقوه عناصر نادر خاکی برخوردار است؛ موادی حیاتی برای صنایع پیشرفته، انرژیهای پاک و تجهیزات الکترونیکی که چین در حال حاضر سهم مسلطی در فرآوری جهانی آنها دارد.
همچنین برآوردهایی از وجود منابع نفت و گاز در حاشیه قطب شمال و ظرفیتهای قابلتوجه انرژی بادی و آبی در گرینلند حکایت دارد. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که انگیزه اصلی آمریکا نه صرفاً منابع، بلکه کنترل ژئوپلیتیکی مسیرهاست.در سوی مقابل، موانع جدی نیز وجود دارد؛ از مخالفت افکار عمومی گرینلند با دخالت خارجی گرفته تا هزینههای سرسامآور زیرساختی و نگرانیهای زیستمحیطی در اکوسیستم شکننده قطبی. با این همه، رقابت قدرتهای بزرگ نشان میدهد که قطب شمال به سرعت در حال خروج از حاشیه و ورود به متن معادلات جهانی است.در نهایت، آنچه امروز در گرینلند جریان دارد، صرفاً جدال بر سر یک جزیره یخی نیست؛ بلکه بخشی از نبرد بزرگتر برای کنترل کریدورهای تجاری آینده جهان است. فعالسازی «راه ابریشم یخی» توسط روسیه و چین و واکنش تهاجمی آمریکا، نویددهنده دورهای تازه از رقابت ژئوپلیتیکی است که نقشه تجارت و قدرت جهانی را در دهههای پیشرو بازتعریف خواهد کرد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟