به گزارش خبر ۲۴ دکتر محمودرضا امینی طی یادداشتی نوشت:
انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نهتنها یک تغییر رژیم سیاسی، بلکه یک چالش بنیادین برای نظم مسلط منطقهای و بینالمللی ایجاد کرد.
از همین رو، تهدیدات علیه این نظام، محدود به یک مقطع یا یک ابزار نبوده و در طول بیش از چهار دهه، بهصورت پیوسته تغییر شکل دادهاند.
امروزه، ایران با ترکیبی از تهدیدات نظامی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و فناورانه روبهروست که در چارچوب «جنگ ترکیبی» قابل تحلیل است. درک این واقعیت، پیششرط هرگونه سیاستگذاری مؤثر برای حفظ ثبات و امنیت ملی است.
—
۱. تهدیدات خارجی؛ مهار یک بازیگر ناهمساز
۱–۱. تهدید نظامی و امنیتی: بازدارندگی در سایه تقابل
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، نخستین تلاش جدی برای سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی بود؛ جنگی که با حمایت سیاسی، مالی و تسلیحاتی قدرتهای بزرگ و برخی دولتهای منطقهای همراه شد. هرچند این پروژه با شکست مواجه شد اما تقابل امنیتی با ایران پایان نیافت و صرفا از شکل مستقیم به اشکال پیچیدهتر تغییر یافت.
پس از جنگ، تهدید نظامی مستقیم جای خود را به بازدارندگی تهدیدمحور داد؛ یعنی حفظ گزینه حمله نظامی، ترور هدفمند، خرابکاری در زیرساختها و عملیات اطلاعاتی. ترور دانشمندان هستهای و حملات سایبری به تأسیسات حساس، بخشی از این راهبرد کمهزینه و کمریسک برای طرف مقابل بوده است.
۱–۲. تحریمهای اقتصادی؛ ستون فقرات جنگ ترکیبی
تحریمها، بهویژه از دهه ۱۳۸۰ به بعد، به مؤثرترین ابزار فشار علیه ایران تبدیل شدند. این تحریمها نهتنها صادرات نفت و نظام بانکی، بلکه زنجیره تولید، سرمایهگذاری، فناوری و حتی زندگی روزمره شهروندان را هدف قرار دادند.
در واقع، تحریمها یک ابزار امنیتی با کارکرد اجتماعی هستند؛ هدف نهایی آنها افزایش نارضایتی عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت است. به همین دلیل، تحریم را بهرغم تبدیل آن به فرصت در برخی موارد اما باید نوعی «جنگ بدون گلوله» دانست.
۱–۳. جنگ سیاسی، حقوقی و رسانهای
در سطح سیاسی و دیپلماتیک، تلاش مستمر برای تصویرسازی از ایران بهعنوان یک بازیگر تهدیدآفرین، ناقض حقوقبشر یا بیثباتکننده منطقهای، نقش مهمی در اجماعسازی علیه ایران داشته است. این روایتها، بهصورت هدفمند در رسانههای بینالمللی و نهادهای حقوقی بازتولید میشوند تا فشارها مشروع جلوه داده شوند.
—
۲. تهدیدات داخلی؛ فرسایش از درون
۲–۱. اقتصاد؛ پاشنه آشیل امنیت ملی
اقتصاد، مهمترین گلوگاه امنیت داخلی ایران است. تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، شکاف طبقاتی، فساد و ناکارآمدی مدیریتی، به مرور زمان تابآوری اجتماعی را تحت تأثیر دادهاند. گرچه تحریمها نقش تشدیدکننده دارند اما بخشی از بحران اقتصادی ناشی از ضعف حکمرانی اقتصادی، تصمیمگیریهای کوتاهمدت و فقدان شفافیت است.
۲–۲. چالشهای حکمرانی و اعتماد عمومی
کاهش مشارکت سیاسی، احساس کم تأثیری تغییرات سیاسی و ضعف در پاسخگویی نهادها، ازجمله نشانههای فرسایش اعتماد عمومی است. این وضعیت، درظرفیت نظام برای مدیریت بحرانهای اجتماعی اثرگذاراست و زمینه بهرهبرداری بازیگران خارجی را فراهم میکند.
۲–۳. شکافهای فرهنگی و نسلی
نسلهای جدید، در فضایی متفاوت از دهههای نخست انقلاب رشد کردهاند. شکاف میان ارزشهای رسمی و سبک زندگی متاثر از تهاجم فرهنگی بخشی از جامعه، در صورت بیتوجهی، میتواند به یک تهدید نرم اما عمیق تبدیل شود. جنگ روایتها در فضای مجازی، این شکاف را تشدید میکند.
۲–۴. تهدیدات امنیتی داخلی
گروههای تجزیهطلب، شبکههای تروریستی و هستههای سازمانیافته معارض، بهویژه در مناطق مرزی، همچنان یکی از تهدیدات جدی هستند. این گروهها معمولا پیوند مستقیمی با سرویسهای اطلاعاتی خارجی دارند و نمونه بارز پیوند تهدید داخلی و خارجی محسوب میشوند.
—
۳. فناوری و فضای سایبری؛ میدان جدید تقابل
فضای سایبری به مهمترین عرصه جنگ نوین تبدیل شده است. حملات به زیرساختها، عملیات نفوذ اطلاعاتی، دستکاری افکار عمومی و استفاده از هوش مصنوعی برای تولید روایتهای جعلی، نشان میدهد که مرز میان جنگ و صلح بهشدت کمرنگ شده است. در این فضا، هر شهروند بالقوه میتواند هدف یا ابزار جنگ باشد.
—
۴. پیشنهادات راهبردی برای مواجهه با تهدیدات
۱. تقویت حکمرانی و کارآمدی داخلی مهمترین راه خنثیسازی تهدیدات خارجی، کاهش آسیبپذیریهای داخلی است. اصلاح ساختارهای اقتصادی، مبارزه واقعی با فساد، دکترمحمود رضا امینی: و افزایش شفافیت، مستقیما امنیت ملی را تقویت میکند.
۲. بازسازی سرمایه اجتماعی اعتماد عمومی، یک دارایی راهبردی است. افزایش تعامل عمومی، مشارکت سیاسی، شنیدن مطالبات اجتماعی، و اصلاح رویههای تصمیمگیری میتواند شکاف دولت ــ ملت را کاهش دهد.
۳. مدیریت هوشمند فضای رسانهای و سایبری بهجای رویکرد صرفا سلبی، باید راهبردی فعال در تولید روایت، اقناع افکار عمومی و ارتقای سواد رسانهای جامعه اتخاذ شود؛ بهخصوص باید ظرفیتهای کارآمد ارزشها و آموزههای اسلامی را در عمق کارسازی کرد.
۴. تنوعبخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت، توسعه اقتصاد دانشبنیان و پیوند اقتصاد با فناوری و بهرهبرداری مؤثر از دانشگاهها و صاحبنظران و فعالان بخش خصوصی، اثرگذاری تحریمها را محدود میکند.
۵. تقویت بازدارندگی ترکیبی بازدارندگی امروز، صرفا نظامی نیست؛ بلکه ترکیبی از توان دفاعی، انسجام اجتماعی، قدرت رسانهای و پویایی فرهنگی و تابآوری اقتصادی است.
جمعبندی
جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه گذشته، با الگویی پیچیده از تهدیدات سخت و نرم مواجه بوده است. تجربه نشان میدهد که دشمنان خارجی، بیش از هر چیز، بر فرسایش تدریجی از درون حساب باز کردهاند. در چنین شرایطی، امنیت پایدار علاوه بر قدرت نظامی به حکمرانی کارآمد، جامعه منسجم و روایت مسلط، آیندهپژوهی تقابل نیازمند است و همزمان در میدان نبرد و کیفیت مدیریت داخلی رقم خواهد خورد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟