به گزارش خبر ۲۴ امیرحسین عربپور طی یادداشتی نوشت:
گرینلند، جزیرهای پهناور و عمدتاً یخپوش در شمال اقیانوس اطلس در مجاورت اقیانوس منجمد شمالی است و یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیک جهان به شمار میرود. این سرزمین اگرچه از نظر سیاسی، منطقهای خودمختار در چارچوب پادشاهی دانمارک محسوب میشود اما از منظر جغرافیایی بخشی از آمریکای شمالی بوده و در شمال شرق کانادا قرار دارد. گرینلند با وسعتی بالغ بر ۲.۱۶ میلیون کیلومتر مربع، بزرگترین جزیره جهان است؛ با این حال، ۸۰ درصد مساحت آن زیر کلاهکهای یخی ضخیم قرار دارد و جمعیتی کمتر از ۶۰ هزار نفر را در خود جای داده است. اقتصاد گرینلند اقتصادی کوچک و متکی بر ماهیگیری یارانهای و تا حدی کشاورزی محدود است. تولید ناخالص داخلی این جزیره سال ۲۰۲۴ با احتساب حدود ۶۰۰ میلیون دلار کمک سالانه دولت دانمارک، ۳.۴ میلیارد دلار برآورد شد. با وجود این محدودیتهای اقتصادی، گرینلند به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک ممتاز و برخورداری از منابع طبیعی غنی، از اهمیتی سیاسی و امنیتی فراتر از وزن اقتصادی خود برخوردار است. قرار گرفتن این جزیره در مرکز کریدورهای هوایی و دریایی میان آمریکای شمالی، اروپا و آسیا، بویژه در شرایط تشدید تغییرات اقلیمی و ذوب تدریجی یخهای قطب، ارزش راهبردی آن را بهطور چشمگیری افزایش داده است. در همین چارچوب، رئیسجمهور ایالات متحده از سال ۲۰۱۹ به طور علنی علاقه خود را به تصاحب گرینلند اعلام کرده است. دونالد ترامپ در ماههای اخیر نیز با شتابی قابل توجه، بار دیگر موضوع در اختیار گرفتن این جزیره را مطرح کرده است. حال سوال مهم این است: گرینلند چه مزایا و فرصتهایی را برای آمریکا فراهم میکند؟
۱- سلطه بر قطب شمال و کریدورهای حملونقل
گرینلند به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، نقشی کلیدی در کنترل و نظارت بر مسیرهای حملونقل دریایی و هوایی در قطب شمال ایفا میکند. با باز شدن تدریجی یخهای قطب، مسیرهای جدید کشتیرانی در حال شکلگیری است که میتواند فاصله میان شرق و غرب جهان را به طور محسوسی کاهش دهد. گسترش دسترسی به آبراههای شمالگان، توسعه ناوگان کشتیهای یخشکن و افزایش قابلیتهای کشتیرانی تجاری، امکان بهرهبرداری گستردهتر از منابع طبیعی و حتی افزایش سکونت انسان در این منطقه را فراهم کرده است.
قرار گرفتن حدود دوسوم از خاک گرینلند در مدار شمالگان، این جزیره را به سکویی عملیاتی و راهبردی برای دسترسی و نفوذ در قطب شمال تبدیل کرده است. در این میان، چین و روسیه در کنار آمریکا علاقه فزایندهای به سرمایهگذاری و حضور در این منطقه نشان دادهاند. بر اساس آمارها حجم ناوبری در قطب شمال تا سال ۲۰۲۴ حدود ۳۷ درصد افزایش یافته که بخش عمده آن به روسیه و چین اختصاص دارد. روسیه به دلیل طولانیترین مرز ساحلی با قطب شمال، بازیگر مسلط این منطقه محسوب میشود و همین امر سبب شده ترامپ با طرح ادعاهایی درباره گرینلند و حتی کانادا، در کنار مالکیت آلاسکا، به دنبال تقویت سهم و نفوذ آمریکا در شمالگان و موازنهسازی در برابر روسیه باشد.
۲- دسترسی به منابع انرژی و مواد معدنی راهبردی
گرینلند و به طور کلی قطب شمال سرشار از منابع طبیعی ارزشمند از جمله نفت، گاز طبیعی، اورانیوم و عناصر نادر خاکی است. برآوردها نشان میدهد حدود یکچهارم ذخایر کشفنشده نفت و گاز جهان در این پهنه یخی قرار دارد. این منابع، هر قدرت بزرگی را به سرمایهگذاری و حضور فعال در منطقه ترغیب میکند. برای ایالات متحده، بویژه در دوران تشدید جنگ تجاری و فناورانه با چین، دسترسی به عناصر کمیاب که نقش حیاتی در تولید تجهیزات پیشرفته، صنایع نظامی و فناوریهای نوین دارند، از اهمیت مضاعفی برخوردار است. از این منظر، گرینلند میتواند به عنوان منبعی راهبردی برای کاهش وابستگی آمریکا به زنجیره تأمین تحت سلطه چین تلقی شود؛ موضوعی که با رویکرد اقتصادی و تاجرمسلک ترامپ نیز همخوانی کامل دارد.
۳- ایجاد سپر دفاعی و گسترش حضور نظامی
ترامپ بارها تأکید کرده گرینلند باید بخشی از ایالات متحده شود و این موضوع را مستقیماً به امنیت ملی آمریکا و نقش ناتو در شمالگان پیوند زده است. به باور او، در صورت عدم اقدام آمریکا، روسیه و چین خلأ موجود را پر خواهند کرد.
ایالات متحده از دههها پیش پایگاه نظامی و فضایی «پیتوفیک» را در گرینلند در اختیار داشته است اما تحولات اخیر، اهمیت نظامی این جزیره را دوچندان کرده است؛ از یک سو، موقعیت گرینلند به گونهای است که بر مسیرهای پروازی و موشکی روسیه اشراف دارد و از سوی دیگر، افزایش حضور شناورهای نظامی چین و روسیه مجهز به موشکهای دوربرد در آبهای اطراف آن، نگرانیهای امنیتی واشنگتن را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، گرینلند میتواند به عنوان سپری دفاعی و نقطهای کلیدی در سامانه هشدار زودهنگام و بازدارندگی آمریکا عمل کند.
* جمعبندی
در مجموع میتوان گفت شتاب و اصرار ترامپ برای تصاحب گرینلند را باید در چارچوب راهبرد کلان امنیت ملی آمریکا و تلاش برای مهار رقبا و جلوگیری از شکلگیری نظم جدید در نظام بینالملل تحلیل کرد. قطب شمال در آینده نهچندان دور، به یکی از کانونهای اصلی رقابت و نزاع قدرتهای بزرگ تبدیل خواهد شد و گرینلند، به عنوان نقطهای ژئواستراتژیک، نقشی تعیینکننده در این معادله ایفا میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟