رسانه تصویری خبر۲۴

نگرش آکپارتی به جامعه علویان ترکیه

نگرش آکپارتی به جامعه علویان ترکیه

جریان سیاسی راست در ترکیه و در صد سال اخیر، هیچگاه تمایلی به همراهی و مشارکت با علویان نداشته است.

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،در روزهای گذشته در ترکیه، دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی گرا و شریک رئیس جمهور این کشور در ائتلاف جمهور، یک بار دیگر از ضرورت توجه به حقوق و مطالبات علویان، صحبت کرد.

همچنین فتحی ییلدز معاون باغچلی در کمیسیون برادری و همبستگی ملی در پارلمان ترکیه، یک بار دیگر پیشنهاد کرد که اردوغان، برای تثبیت مذاکرات صلح و روند دموکراسی در ترکیه، دو معاون برای خود معرفی کند که یکی از آنها کُرد و دیگری، از علویان باشد. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که هم در حزب عدالت و توسعه و هم در صفوف دیگر احزاب محافظه کار، مخالفت‌هایی با این ایده در جریان است.

کشور ترکیه ,

طرح مجدد این مباحث در ترکیه، در شرایطی صورت گرفته که با وجود وعده های متعدد حزب عدالت و توسعه برای حل مشکلات علویان، نهایتاً این تصمیمات در چند سال اخیر اتخاذ شدند: ۱.پرداخت هزینه‌های برق و آب جمعخانه‌ها (مکان‌های عبادت علویان) از سوی دولت. ۲.اختصاص حقوق ماهیانه برای رهبران مذهبی علوی (دده‌ها) و کارمندان جمعخانه. ۳.اختصاص سند ملکی خاص  در اداره ثبت اسناد و املاک برای جمعخانه‌ها.

زمانی اهمیت این موضوع را در می‌یابیم که به خاطر بیاوریم، در بین خود علویان ترکیه و نهادهای دینی و مدنی آنان نیز، در مورد چند و چون همراهی یا عدم همراهی با دولت و حزب حاکم، اختلاف نظراتی وجود دارد.

شنول کالوچ از تحلیلگران ترکیه و از پژوهشگران آشنا به مسائل و مطالبات علویان این کشور، معتقد است که آکپارتی یا حزب حاکم، درک درستی از برخی اختلافات داخلی علویان دارد و می‌خواهد در مسیر اهداف سیاسی – اجتماعی خود، از این اختلافات استفاده کند.

بخش‌هایی از دیدگاه‌های کالوچ درباره این موضوع را با هم مرور می‌کنیم:

تفاوت در رویکرد علویان ترکیه درباره احقاق حقوق

همچنان که می‌دانیم، جامعه علویان ترکیه مکرراً خواستار اجرای عدالت و برابری شهروندی در سطوح اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و مذهبی شده‌اند. با این حال، این خواسته‌های مشروع اغلب به راحتی توسط سیستم سیاسی غالب به حاشیه رانده می‌شوند.

یکی از راهبردهای مهم حزب حاکم برای بی‌اعتنایی به مطالبات علویان در ترکیه، انگشت گذاشتن روی این موضوع است: از آنجایی که بین شما، وحدت نظر دقیقی درباره خواسته‌ها و مطالبات وجود ندارد؛ فعلاً نمی‌توان اقدامی انجام داد.

این مواجهه، نشان داده که موذیانه‌ترین مانع در مبارزه برای حقوق اقلیت‌ها، دستکاری تفاوت‌های طبیعی داخلی در درون گروه توسط طرز فکر غالب و تبدیل آنها به عناصر مخرب برای تنش و درگیری است.

همانطور که پائولو فریره در اثر مشهر خود به نام «آموزش ستمدیدگان» تأکید می‌کند، ستمگران، برای تداوم سلطه خود، تلاش می‌کنند به جای اتحاد، ستمدیدگان را به سمت تفرقه و از هم بیگانگی سوق دهند.

کشور ترکیه ,
اگر بخواهیم از دید مطالعات جامعه شناسی فرهنگی و همچنین جامعه شناسی سیاسی به موضوع مطالبات علویان ترکیه بنگریم، با انبوهی از مشکلات ساختاری عمیق روبرو می‌شویم که مبارزه علویان برای حقوق را تضعیف می‌کند.

من تلاش می‌کنم از میان این موارد، به چند نمونه مهم اشاره کنم:

ساخت حافظه سیاسی و موضوع آگاهی

آن نوع از شکاف هستی‌ شناختی که جامعه علویان ترکیه تجربه می‌کند، تجلی بارز مفهومی به نام «آگاهی اشغال‌شده» است که از سوی توسز فریره بیان شده است. به ویژه پس از کودتای سال ۱۹۸۰ میلادی ژنرال کنعان اَورَن، علویان، در حالی که تلاش می‌کردند هویت منحصر به فرد خود را بازسازی کنند، به شکل ناگهانی در دام دوقطبی و تنشی به نام سکولار-ضد سکولار گرفتار شدند.

دولت به جای به رسمیت شناختن واقعی علویان، با واگذاری نقش «نگهبانان رژیم»، از آنها برای بقای سیستم، استفاده ابزاری کرد. در نتیجه، علوی‌گری عملاً با کمالیسم و حزب جمهوری‌خواه خلق (CHP) برابر دانسته شد.

در دوران پایان یافتن سیستم تک حزبی در ترکیه و قدرت گرفتن عدنان مندرس، رابطه‌ای که علویان در دهه ۱۹۵۰ با «حزب دموکرات» (DP) برقرار کردند، تلاشی برای «وجود» و حفظ مرکز بود، اما این خواسته برآورده نشد.

تلاش‌ها برای پیوستن به احزاب راست‌گرا در دهه ۱۹۶۰ نیز به دلیل زبان انحصارطلبانه سیاست‌های راست‌گرا (چهره‌هایی مانند سلیمان دمیرل، نجم الدین اربکان و آلپ ارسلان تورکش) با مانع مواجه شد.

چنین چیزی به این معنی است که سلیمان دمیرل در مقام یک سیاستمدار راست ملی گرا، اربکان به عنوان یک مسلمانِ ترک سنّی و ترکش به عنوان ملی گرای راست افراطی، تمایلی به همراهی با علویان نداشتند و در نتیجه تنها گزینه آنها، قرار گرفتن در کنار حزب جمهوری خلق و چپ بود.

در دهه ۱۹۷۰، نسل جوان تحصیل‌کرده، در اعتراض به اسلام سنی غالب و سیاست‌های انحصارطلبانه راست‌گرا، حتی بدون طرح مطالبات علوی‌گری، به جنبش‌های چپ سوسیالیستی (نه کمالیستی) روی آوردند. اولین ارتباط جدی که در این دوره با حزب جمهوری‌خواه خلق برقرار شد، نه تسلیم ایدئولوژیک، بلکه موجی از امید پوپولیستی بود که توسط افسانه «قارا اوغلان» بولنت اجویت ایجاد شده بود.

میراث کمیته اتحاد و ترقی و تهاجم فرهنگی

حالا در ترکیه، علوی‌گری عملاً درگیر بحث‌های هویت قومی شده است. این یکی از بقایای روش‌های «تهاجم فرهنگی» است که توسط کمیته اتحاد و ترقی در فرآیند «ملت‌سازی» مورد استفاده قرار گرفت.

این برداشت که در پی ذوب کردن همه چیز در بوته آزمایش «ترک بودن و تا حدودی اسلام» در راستای نجات امپراتوری بود، سعی کرد علوی‌گری را با قرار دادن آن تنها در چارچوب «دین باستانی ترکیه» به مرکز پیوند دهد. این برداشت امروزه، هم در محافل دانشگاهی و هم در محافل مردمی غالب است. بعدها، کمالیست‌ها نیز به عنوان جانشینان ترک‌های جوان، از طریق اعمال خود در سال‌های اولیه جمهوری، هویت فراگیر را به یک تحمیل نژادی تبدیل کردند و مسئله رو به رشد کردها پس از دهه ۱۹۸۰، دو خط گسل جدی را در میان علویان ایجاد کرده که می‌توان آنها را به این شکل دسته بندی کرد:

اول: چندپارگی قومی و روند دیگریسازی از کُرد، زازا، عرب و غیره. دوم: نگرش‌های رادیکالی که ریشه قومی را بر ارزش‌های جهانی و مذهبی علوی‌گری اولویت می‌دهند. (به عنوان مثال، فضایی به وجود آمد که بسیاری از زازاهای علوی، مطالبات قومی خود را بر هویت علوی خود ترجیح دادند.)

این تصور انحصاری که «یک کُرد، نباید و نمی‌تواند علوی باشد» و ناسیونالیسم قومی سفت و سخت که به عنوان واکنشی به آن پدید آمد، در واقع دو روی یک سکه هستند. هر دو طرف «همگنی» را به یکدیگر تحمیل می‌کنند.

همانطور که مراد ییلماز جامعه‌شناس ترک بیان کرده، تأکید بر روایت قومی، احساس «دیگری بودن»، محرومیت و از دست دادن جایگاه، بر موضوعات دینی – مذهبی سایه انداخت. تلاش برای برابر دانستن علوی‌گری با ترک بودن، احساس «نادیده گرفته شدن» را در کسانی که به اصالت قومی خود بها می‌دهند، برمی‌انگیزد.

کشور ترکیه ,

علویان ترکیه و موقعیت‌های مرزی

فریره موانع مصنوعی پیش روی ستمدیدگان را «موقعیت‌های مرزی» می‌نامد. بحث‌هایی مانند «آیا علوی‌گری درون اسلام است یا بیرون از آن؟» یا «علوی‌گری بدون علی» موقعیت‌های مرزی هستند که جامعه علوی را از پیگیری واقعی حقوق خود منحرف می‌کنند.

در حالی که هویت غالب سنّی-ترک، تغییر به سمت خداباوری یا الحاد را در درون خود به عنوان یک تهدید وجودی نمی‌داند، ارائه تلاش‌های درونی علویان به عنوان یک «تهدید» دستکاری‌ای است که از منابع خارجی سرچشمه می‌گیرد.

این نوعی از تحریف در مرام و مسلک دینی و باور مذهبی علویان است. در واقع، علوی‌گری بدون علی، پیامد جامعه‌شناختی مهاجرت از روستاها به شهرها و متزلزل شدن باورهای سنتی توسط مدرنیته است.

هم جریان راست محافظه کار و هم جریان ملی گرا، کاری کرد که این موضوعات، در صفوف علویان ترکیه منجر به اختلاف نظر عمیق و درگیری داخلی شود. در نتیجه، آنان از پیگیری حقوق و مطالبات خود، غافل ماندند.

مسیر برونرفت علویان ترکیه برای خروج از این وضعیت، کنار گذاشتن اختلافات و مشکلات مصنوعی تحمیل شده توسط قدرت غالب و ایجاد یک گفتگوی فراگیر است که شامل همه ریشه‌های قومی و تفسیرهای ایمان باشد و بر اساس حقوق اساسی متحد شود. این امر عمق و انباشت تاریخی علوی‌گری را با خواسته‌های زندگی مدرن در ترکیه تطبیق می‌دهد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *