-
اندازه متن
+
به گزارش خبر۲۴،در شرایطی که تحولات سیاسی و امنیتی غرب آسیا بهطور مستقیم با تصمیمات واشنگتن گره خورده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بازیگری تبدیل شده که محاسبات سیاسی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از نگاه ناظران سیاسی، پرهیز ایالات متحده از تقابل مستقیم با ایران، بیش از آنکه صرفاً یک ملاحظه نظامی باشد، نتیجه بازدارندگی چندلایهای است که سپاه در میدان و سیاست همزمان ایجاد کرده است.
تغییر زمین بازی؛ جایی که برتری آمریکا کمرنگ میشودتحلیلگران نظامی و سیاسی معتقد هستند سپاه پاسداران با تکیه بر دکترین «جنگ نامتقارن»، زمین تقابل را از نبرد کلاسیک به عرصهای منتقل کرده که برتریهای سنتی آمریکا در آن کارایی محدودی دارد.این رویکرد، بهجای اتکا به رویارویی مستقیم، بر فرسایش تدریجی، غافلگیری تاکتیکی و افزایش مستمر هزینههای تصمیمگیری دشمن تمرکز دارد؛ مسیری که ساختار نظامی و سیاسی آمریکا برای آن طراحی نشده است.
در این چارچوب، هر اقدام خصمانه آمریکا مستلزم محاسبه زنجیرهای از پیامدهای غیرقابل پیشبینی است؛ از واکنشهای میدانی تا تبعات سیاسی و امنیتی در سطح منطقه.همین پیچیدگی، مزیت اصلی سپاه در تغییر موازنه قدرت محسوب میشود و دلیل آن است که واشنگتن ترجیح میدهد بهجای اقدام مستقیم، به ابزارهای فشار غیرمستقیم متوسل شود.
عمق راهبردی منطقهای؛ کابوس گسترش بحران برای واشنگتنیکی از مؤلفههای کلیدی قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شکلدهی به «عمق راهبردی» در سطح منطقه است؛ مفهومی که معادلات سیاسی و امنیتی آمریکا را بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده است. در این چارچوب، جغرافیای تقابل از مرزهای ایران فراتر رفته و هرگونه اقدام خصمانه میتواند پیامدهایی چندلایه و زنجیرهای در نقاط مختلف منطقه به همراه داشته باشد.
تحلیلگران سیاسی معتقد هستند این وضعیت، سناریوی «درگیری محدود و کنترلشده» را برای واشنگتن عملاً ناممکن کرده است. حضور منافع، پایگاهها و متحدان آمریکا در منطقه باعث میشود هر تصمیم نظامی، تبعات سیاسی و امنیتی گستردهای بهدنبال داشته باشد؛ مسئلهای که هزینه تصمیمگیری را بهطور محسوسی افزایش میدهد و دست آمریکا را در انتخاب گزینههای سخت میبندد.
تجربه میدانی و فرماندهی عملیاتی؛ راز برتری سپاه در عرصههای مختلفسپاه پاسداران انقلاب اسلامی برخلاف بسیاری از نیروهای نظامی مدرن که اتکای اصلی آنها بر آموزشهای آکادمیک و شبیهسازیهای رایانهای است، از سرمایهای کمنظیر به نام «تجربه میدانی مستمر» برخوردار است. حضور پیوسته در میدانهای واقعی نبرد، از دفاع مقدس تا مقابله با تروریسم سازمانیافته در منطقه، موجب شده ساختار فرماندهی سپاه بر پایه واقعیتهای عملیاتی و شناخت عینی از دشمن شکل بگیرد.
این تجربه میدانی، در فرآیند تصمیمسازی و فرماندهی عملیاتی نقشی تعیینکننده دارد. فرماندهان سپاه نهتنها با پیچیدگیهای نبرد نامنظم آشنا هستند، بلکه توان تطبیق سریع با شرایط متغیر، تصمیمگیری در زمان محدود و مدیریت همزمان چند صحنه عملیات را دارا هستند.کاهش فاصله میان «تصمیم» و «اقدام» و انتقال سریع تجربیات میدانی به سطوح راهبردی، یکی از مزیتهای کلیدی این مدل فرماندهی محسوب میشود.
از منظر سیاسی و امنیتی، این سطح از تجربه عملیاتی برای آمریکا نگرانکننده است؛ زیرا با نیرویی مواجه است که صرفاً بر مبنای تئوری عمل نمیکند، بلکه بارها در شرایط واقعی آزموده شده و توانسته است از دل بحرانها، الگوهای عملیاتی مؤثر استخراج کند.همین ویژگی، پیشبینی رفتار سپاه در شرایط بحرانی را برای واشنگتن دشوار کرده و به افزایش احتیاط در تصمیمگیریهای سیاسی و نظامی آمریکا منجر شده است.
توان موشکی بومی؛ بازدارندگی فراتر از تبلیغاتتوان موشکی سپاه پاسداران بهعنوان یکی از ستونهای اصلی بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران، نقشی تعیینکننده در محاسبات امنیتی و سیاسی آمریکا ایفا میکند. تنوع برد، دقت فزاینده، قابلیت جابهجایی سریع و اتکای بالا به تولید داخلی، این توانمندی را به ابزاری تبدیل کرده که امکان هرگونه اقدام کمهزینه یا ضربه محدود را از طرف مقابل سلب میکند.
این توان موشکی طی سالهای اخیر، صرفاً در حد قابلیت بالقوه باقی نمانده و در چند مقطع حساس، در قالب عملیاتهای دقیق و هدفمند بهکار گرفته شده است. ضربات موشکی علیه پایگاههای تروریستی، پاسخهای مستقیم به اقدامات خصمانه آمریکا و اسرائیل و گروهکهای ضد انقلاب در اقلیم کردستان عراق و نمایش قدرت در میدان واقعی، پیام روشنی برای آمریکا و متحدانش داشته است: محاسبات روی کاغذ، در میدان واقعی قابل اتکا نیست.
از منظر سیاسی، اهمیت این عملیاتها در آن است که برای نخستینبار، تابوی پاسخ مستقیم موشکی شکسته شد و معادله بازدارندگی وارد مرحلهای جدید شد. آمریکا با نیرویی مواجه شد که نهتنها توان ضربهزنی دارد، بلکه اراده و جسارت استفاده هدفمند از آن را نیز نشان داده است. همین واقعیت، باعث شده توان موشکی سپاه بیش از گذشته به یک مؤلفه سیاسی ـ امنیتی اثرگذار در تصمیمسازیهای واشنگتن تبدیل شود و نقش آن در جلوگیری از ماجراجویی نظامی پررنگتر شود.
توان دریایی سپاه پاسداران؛ قدرتی که معادلات دریا را بازنویسی کردتوان دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی از ستونهای مهم بازدارندگی ایران در غرب آسیا محسوب میشود. این توان شامل شناورهای سبک و تندرو، قایقهای سایز کوچک و متوسط با قابلیت تحرک بالا، موشکهای ضدکشتی مثل قادر و نصر، سامانههای موشکی ساحل به دریا و پهپادهای دریایی مانند کرار و مهاجر است که امکان عملیات نامتقارن و مانور سریع در تنگه هرمز و خلیج فارس را فراهم میکند.
رزمایشهای گستردهای همچون پیامبر اعظم(ص)، حضور عملیاتی این تجهیزات را در میدان واقعی آزموده و هماهنگی بین یگانهای دریایی، موشکی و پهپادی را به نمایش گذاشته است. این قدرت دریایی، نه تنها محدودیتهای عملی برای ناوگانهای آمریکا و متحدانش ایجاد میکند، بلکه امکان پاسخ سریع و هدفمند به هرگونه تهدید را فراهم میآورد.
کارشناسان نظامی میگویند ترکیب سرعت، دقت موشکی و عملیات نامتقارن، سپاه را به بازیگری تبدیل کرده که کنترل مسیرهای حیاتی دریایی را در منطقه به چالش میکشد و آزادی عمل دشمن را محدود میکند. به این ترتیب، توان دریایی سپاه مکمل توان زمینی، موشکی و پهپادی شده و نقش کلیدی در بازدارندگی فعال و امنیت منطقهای ایران ایفا میکند.
پیشتازی در مبارزه با تروریسم؛ از داعش تا گروهکهای تجزیهطلبسپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سالهای اخیر، نقشی محوری در مقابله با تروریسم سازمانیافته در سطح منطقه ایفا کرده و بهواسطه گستره عملیاتها، تنوع تهدیدها و تداوم حضور میدانی، بهعنوان یکی از بزرگترین و باتجربهترین سازمانهای ضدتروریستی جهان شناخته میشود.
مبارزه مستقیم و تعیینکننده با گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه، خنثیسازی شبکههای تروریستی فراملی، و مقابله مستمر با گروهکهای تجزیهطلب و ناامنکننده مرزها، بخش مهمی از کارنامه عملیاتی سپاه را تشکیل میدهد. این تجربیات، توان اطلاعاتی، عملیاتی و میدانی سپاه را به سطحی رسانده که برای آمریکا و متحدانش نگرانکننده است؛ زیرا با نیرویی مواجهاند که هم در جنگهای نامنظم مهارت دارد و هم سابقه موفق در نابودی ساختارهای تروریستی پیچیده.
پیوند ایمان و قدرت؛ عامل پیشبینیناپذیریکی از چالشهای اساسی آمریکا در مواجهه با سپاه پاسداران، ماهیت انگیزشی و ایمانی این نهاد است؛ مؤلفهای که در محاسبات کلاسیک قدرت بهسادگی قابل اندازهگیری نیست.سپاه صرفاً یک سازمان نظامی متعارف نیست، بلکه بر پایه هویت انقلابی، باور دینی و پیوند اجتماعی شکل گرفته و همین ویژگی، رفتار آن را از الگوهای صرفاً مادی متمایز میکند.
از نگاه تحلیلگران سیاسی، این پیوند ایدئولوژی و قدرت باعث شده ابزارهای متعارف فشار آمریکا، از تهدید نظامی تا تحریم اقتصادی، کارایی محدودی داشته باشند. هنگامی که یک بازیگر امنیتی صرفاً بر اساس هزینه ـ فایده مادی تصمیم نمیگیرد، پیشبینی رفتار آن برای طرف مقابل دشوار میشود و همین عامل، به افزایش نگرانی و احتیاط در واشنگتن دامن میزند.
شکست راهبرد فشار حداکثری با خودکفایی کاملراهبرد موسوم به «فشار حداکثری» آمریکا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با هدف تضعیف توان نظامی و محدودسازی نقش منطقهای این نهاد طراحی شده بود؛ اما شواهد میدانی و تحولات سیاسی نشان میدهد این راهبرد به نتایج معکوس منجر شده است. تحریمهای گسترده، بهجای ایجاد اختلال پایدار، مسیر خودکفایی دفاعی و اتکای به توان داخلی را تقویت کرده است.
امروز بخش قابل توجهی از توانمندیهای سپاه، مستقل از زنجیرههای خارجی تأمین میشود و همین مسئله، اثرگذاری ابزار تحریم را بهشدت کاهش داده است.از منظر سیاسی، این ناکامی به معنای محدود شدن گزینههای فشار آمریکا و افزایش تردید در کارآمدی سیاستهای تقابلی واشنگتن در قبال ایران تلقی میشود.
رزمایشهای پیامبراعظم(ص)؛ نمایش عینی آمادگی چندلایه سپاهیکی دیگر از مؤلفههای مهمی که در ارزیابیهای امنیتی آمریکا نقش تعیینکننده دارد، برگزاری رزمایشهای گسترده، مستمر و چندحوزهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. رزمایشهایی همچون «پیامبر اعظم(ص)» که در مقاطع مختلف و در حوزههای زمینی، دریایی، موشکی و پهپادی برگزار شدهاند، صرفاً نمایش قدرت نمادین نیستند، بلکه بازتابدهنده آمادگی عملیاتی، هماهنگی بین یگانها و آزمون میدانی دکترینهای جدید دفاعی و تهاجمی بهشمار میروند.
در این رزمایشها، سپاه توانسته است ترکیب متنوعی از توانمندیها را بهصورت همزمان بهکار گیرد؛ از عملیات پهپادی و موشکی دقیق گرفته تا تاکتیکهای نبرد دریایی نامتقارن و تحرک بالای یگانهای زمینی. تکرار این رزمایشها در شرایط تحریم و فشار خارجی، پیام روشنی برای طرفهای مقابل دارد؛ سپاه نهتنها توان حفظ آمادگی رزمی را دارد، بلکه قادر است سناریوهای پیچیده درگیری را در مقیاسهای مختلف مدیریت کند.کارشناسان نظامی اعتقاد دارند که این سطح از تمرین میدانی و آزمون مستمر توان رزمی، یکی از دلایل اصلی نگرانی آمریکا است؛ زیرا با نیرویی مواجه است که هم در میدان واقعی تجربه دارد و هم بهطور منظم توان خود را بهروز و ارزیابی میکند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ قدرتی که ترامپ را محتاط کرده استبررسی تحولات میدانی و تحلیلهای راهبردی نشان میدهد هراس آمریکا از سپاه پاسداران، ناشی از قدرت سخت صرف نیست؛ بلکه نتیجه مواجهه با بازیگری است که قواعد تقابل را تغییر داده، هزینه درگیری را بهشدت افزایش داده و امکان پیشبینی پیامدها را از تصمیمگیران آمریکایی سلب کرده است.در چنین شرایطی، پرهیز واشنگتن از تقابل مستقیم با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز بیانگر شکلگیری یک بازدارندگی مؤثر و فعال در برابر سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا در منطقه است.
این توانمندیها و بازدارندگی چندلایه، دلیل اصلی نگرانی آمریکا و متحدانش از سپاه است. برخی اقدامات سیاسی و رسانهای، از جمله اعلام سپاه بهعنوان گروه تروریستی توسط آمریکا، در واقع پاسخی به همین قدرت عملیاتی و تاثیرگذاری منطقهای است و نه صرفاً یک تصمیم حقوقی یا تبلیغاتی.تجربه میدانی، رزمایشهای گسترده و توان موشکی و دریایی سپاه، نشان میدهد که بازدارندگی واقعی و ملموس، همواره با تلاش دشمن برای تضعیف آن مواجه است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟