به گزارش خبر ۲۴؛ در شرایطی که جامعه ایران این روزها هم درگیر مسائل اقتصادی و معیشتی و هم شاهد رخدادی تلخ و پرخشونت بوده، اخبار و شایعات مختلف درباره جنگ و حمله دشمن مدام اذهان عمومی را درگیر کرده و پیامدهای روانی این موارد، آسیبهایی به اقشار جامعه از جمله کودکان و نوجوانان و سالمندان وارد کرده است. در این میان، آنچه باید به آن توجه شود، نقش مسئولان، جامعهشناسان، روانشناسان، مشاوران و روانپزشکان و غیره در این زمینه است. زیرا تداوم قرار گرفتن در این فضای ناامنی و افزایش اضطراب و نگرانیها میتواند پیامدهای عمیق روانی داشته باشد و تجربه نشان داده روان جامعه زیر فشار اخبار سنگین، دچار اضطراب میشود.
براین اساس در پروندهای با عنوان «روان جامعه در روزهای ناآرام» در قالب گفتوگو با مشاوران، روانشناسان و روانپزشکان، به واکاوی بحران روانی پنهانِ جامعه در سایه خشونت و ناامنی خبری پرداخته و تلاش دارد راههایی برای شناخت، کاهش و مدیریت این فشار روانی و ترمیم اجتماعی و کاهش اضطراب ارائه دهد.
در این ارتباط با دکتر «محمدرضا شالبافان» مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و «مهری نجات» متخصص روانپزشکی به گفتوگو نشست.

افزایش اضطراب و تغییر در خلقوخو به دلیل افزایش اخبار خشونت و جنگ
ایرنا: آقای دکتر در شرایطی که جامعه بهطور مداوم در معرض اخبار خشونت، جنگ و ناامنی است، چه واکنشهای روانی طبیعیای در مردم شکل میگیرد؟
شالبافان: هرچه ما بیشتر در معرض افکار و اخبار اضطرابزا قرار بگیریم، ذهن دچار فرسایش در وضعیت استرس میشود و واکنشهای بسیار شدیدی نشان میدهد؛ اضطراب و افسردگی تنها بخش کوچکی از خطراتی هستند که در محیط اضطرابزا و در مواجهه طولانیمدت با اخبار اضطرابزا برای افراد ایجاد میشوند. از جمله این خطرات، بیماریهای روانتنی شامل سرطان و اماس، دردهای میگرنی و غیره بوده که هنگام قرار گرفتن در معرض اخبار اضطرابزا ممکن است برای ما ایجاد شود؛ مکانیسمهای زیربنایی اینکه وقتی در معرض اضطراب قرار میگیرم و دچار اختلالهای روانشناختی و جسمی میشوم، پیش از هر چیز ذهن من بلد نیست خود را از آن حالت جنگ و گریز نجات دهد. ذهن در اضطراب غرق میشود و اضطراب را واقعی میپندارد.
در واقع اخبار منفی تنها بر احساسات مخاطب تاثیر نمیگذارد بلکه تغییراتی را در خلقوخو ایجاد میکند. در پی انتشار مداوم روایتهای ناگوار، افراد بعد از روبهرو شدن با وقایع مبهم و حتی خنثی هم واکنشی منفی نشان میدهند و هر رویداد بیاهمیتی را تهدیدآمیز و منفی تفسیر میکنند. از دیگر تاثیرهای رویارویی مداوم با تصاویر و خبرهای حاوی خشونت، تغییر کردن شیوه ارزیابی افراد در مورد محرکهای محیطی است. فردی که مدام با خبرهای مرتبط با جنگ یا خشونتآمیز درگیر است، بهمرور محرکهای خنثی را بهعنوان محرکی منفی و تهدیدکننده ارزیابی میکند و نسبت به محیط زندگیاش نگرشی منفی پیدا میکند. اینگونه اخبار آرامآرام خلقوخوی افراد را تغییر میدهد و آنها را نسبت به گذشته غمگینتر یا مضطربتر میکند و به مرور زمان، چرخه معیوبی را ایجاد میکند و این احساسات و واکنشهای منفی را بهعنوان واکنشهای طبیعی افراد ایجاد میکند.
روشهای مراقبت از خود و فرزندان در شرایط اضطراب جمعی
ایرنا: خانوادهها چگونه میتوانند درباره این اتفاقات با نوجوانان صحبت کنند بدون اینکه اضطراب آنها را تشدید کنند؟ در اصل والدین باید از چه جملاتی استفاده کرده یا از بیان چه کلمات و جملات پرهیز کنند؟ با توجه به اضطراب جمعی، چگونه میتوانیم از خود و فرزندانمان مراقبت کنیم؟
شالبافان: از آنجایی که کودکان و نوجوانان در مقایسه با بزرگسالان در برابر قرار گرفتن حوادث ناگوار و اخبار خشونتزا آسیب پذیرتر هستند، باید والدین به جای تلاش برای مقابله یا غلبه بر آن، با تمایل کودک یا نوجوان خود برای اعمال کنترل در یک دوره زمانی استرس آور، همدلی کنند. می توانید به او بگویید که شما نیز استرس مضاعفی را تجربه می کنید و اینکه چگونه احساس گمگشتگی، عدم اطمینان یا ترس می کنید. الگوبرداری از شیوه برخورد شما با احساسات دشوار، میتواند به آنها کمک کند تا بدانند با احساسات خود مشکلی ندارند.
زمانی که درگیری وجود دارد، کمی وقت بگذارید تا در مورد چگونگی حل تعارض میان شما و فرزندانتان فکر کنید. میتوانید این بازخوردها را با فرزند خود در میان بگذارید تا آنها ببینند که شما چگونه ایدهها را پردازش میکنید. والدین باید برای مسایل زیادی وقت بگذارند و آنها را حل کنند اما در این بین، آنها همچنین نیاز به مراقبت و حمایت از خود دارند. تمرین خودمراقبتی نیز راه خوبی برای الگوبرداری از تمرین خودمراقبتی برای فرزندان است. از سوی دیگر اختلال اضطراب اجتماعی میتواند باعث ناراحتی شدید کودکان و نوجوانان شود؛ در واقع اختلال اضطراب اجتماعی یا فوبیا میتواند روی عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی، اعتمادبهنفس و سایر زمینههای عملکردی آنها تاثیر منفی بگذارد.
کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به علت ترس از قضاوت منفی یا احساس خجالت، از شرکت در فعالیتهایی مانند ورزش یا سایر فعالیتهای گروهی با همسالان خود خودداری میکنند. آنها بیشتر در معرض آسیبهای ناشی از تروما هستند و ممکن است علائم متفاوتی نشان دهند. علائمی از جمله احساس گوش به زنگی مداوم، اختلال در خواب و کابوسهای مرتبط با حادثه، دوری از مکانها یا نشانههای یادآور واقعه آسیبزا، بروز کرختی هیجانی، کاهش احساسات و افت عملکرد تحصیلی.
برای پیشگیری از این موارد والدین باید فرزندان را تا حد امکان به روال عادی زندگی بازگردانند. پرداختن به تفریحات روزمره، بازی، ورزش و فعالیتهای بدنی، نقش موثری در کاهش استرس کودکان دارد و به آنها کمک میکند احساس ثبات و آرامش بیشتری را تجربه کنند.
در شرایطی که کودک درباره حوادث یا نگرانیهای از والدین خود سؤال میپرسد، والدین پیش از هر توضیحی، ابتدا برداشت و اطلاعاتی را که خود کودک دریافت کرده است، جویا شوند. این رویکرد به والدین کمک میکند نگرانیها و ترسهای واقعی کودک را بهتر بشناسند و پاسخهای متناسبتری ارائه دهند. برخی کودکان ممکن است پرسشهایی مانند «آیا ممکن است ما بمیریم؟»، «آیا ممکن است شما را از دست بدهم؟ و «آیا ممکن است فقیر شویم؟» مطرح کنند؛ در چنین شرایطی ابتدا باید مشخص شود که کودک دقیقا از چه موضوعی نگران است تا بتوان بهدرستی به او کمک کرد.
اطمینانبخشی، نخستین و مهمترین قدم در گفتوگو با کودکان است. والدین باید به کودک منتقل کنند که در هر شرایطی کنار او هستند و تا حد توان، امنیت و آرامش او را حفظ خواهند کرد. تاکید بر این موضوع که کودک لازم نیست نگران همه مسائل باشد، میتواند نقش مهمی در کاهش اضطراب او داشته باشد. اگر این علائم بیش از یک ماه ادامه داشت، ممکن است به اختلال استرس پس از سانحه تبدیل شود و مراجعه به روانشناس و روانپزشک ضروری است، زیرا کودکان و نوجوانان در برابر صحنههای دلخراش و اخبار ترسناک میتوانند آسیب بیشتری ببینند و باید والدین از سلامت روان آنها مراقبت کنند.
با توجه به اهمیت مراجعه به موقع برای درمان، بهویژه در گروههای پرخطر مانند نوجوانان و جوانان، گاهی فرد خود انگیزه کافی برای درمان ندارد و در این شرایط حمایت اطرافیان، دوستان و خانواده میتواند بسیار تعیینکننده باشد و در اینجا نقش رسانهها مهم است. رسانهها باید از انتشار تصاویر و محتوای خشونتآمیز خودداری کنند، زیرا این محتوا میتواند آسیبهای روانی جدی ایجاد کند. به جای تمرکز بر خشونت، رسانهها باید بر انسانیت، همدلی و اقدامات مقاومتی مثبت تأکید کنند. همچنین، باید از ایجاد تقابلهای قومی یا مذهبی پرهیز شود، زیرا این امر میتواند به شکافهای اجتماعی و افزایش آسیبهای روانی منجر شود.
نقش رسانه در تقویت تابآوری اجتماعی
ایرنا: الگوریتم شبکههای اجتماعی چطور میتواند اضطراب را تشدید کند؟ و مسئولیت رسانهها و مسئولان در این زمینه چیست؟
شالبافان: انتقال مداوم اخبار منفی، افکار منفی و باورهای ناامیدکننده و بمباران نوجوانان با تصاویر و روایتهای خشونتآمیز، نتیجهای جز بروز مشکلات روانی شدید در آینده نخواهد داشت و دستاورد مثبتی برای خانوادهها به همراه ندارد، شبکههای اجتماعی میتوانند به شکل مستقیم باعث افزایش فشار روانی شوند. زمانی که فرد به طور مداوم در حال بررسی اعلانها، پیامها و نظرات است، احساس نیاز به پیگیری لحظه به لحظه اطلاعات و واکنشها به وجود میآید. این کار میتواند فرد را در وضعیتی قرار دهد که همواره تحت استرس و نگرانی باشد که چیزی را از دست نداده است. این نگرانیها میتواند به اضطراب مزمن منجر شود، بهویژه اگر فرد مجبور باشد از شبکههای اجتماعی در همه ساعات روز استفاده کند یا بیش از حد در این فضا غرق شود.
رسانهها نقش مهمی در تقویت تابآوری اجتماعی ایفا میکنند. با اطلاعرسانی درست و بههنگام، آنها به مردم کمک میکنند تا از شرایط موجود آگاه باشند و با درک بهتر از بحرانها، بتوانند تصمیمهای بهتری بگیرند. همچنین، رسانهها با ایجاد حس همبستگی در جامعه، افراد را تشویق به همکاری و حمایت از یکدیگر میکنند. این حس همبستگی در شرایط بحران، به افزایش توانایی جامعه برای مقابله با چالشها کمک میکند. رسانهها همچنین با ترویج راهکارهای مقابله با بحران و نقد سیاستهای موجود، به جامعه کمک میکنند تا از تجارب گذشته درس بگیرد و به سمت راهحلهای بهتر حرکت کند. نقد سیاستها و ارائه پیشنهادهای سازنده، به مسئولان کمک میکند تا سیاستهای خود را اصلاح کنند و در نتیجه، تابآوری اجتماعی جامعه افزایش مییابد. با این رویکرد، رسانهها نه تنها به عنوان منبع اطلاعاتی، بلکه به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تقویت تواناییهای اجتماعی عمل میکنند.
جامعه درگیر ترومای جمعی است
ایرنا: آیا میتوان وضعیت حاکم بر جامعه را نوعی «ترومای جمعی» نامید؟ نشانههای آن چیست؟
نجات: بله، میتوان از مفهوم «ترومای جمعی» برای توصیف وضعیت کنونی جامعه استفاده کرد. زمانی که افراد یک جامعه بهطور مداوم در معرض اخبار ناگوار، ناامنی، ترس، خشونت یا آیندهای مبهم قرار میگیرند، این تجربهها بهصورت جمعی در روان جامعه انباشته میشود. ترومای جمعی، خود را در نشانههایی مانند افزایش اضطراب عمومی، بیاعتمادی، پرخاشگری، افسردگی، بدبینی نسبت به آینده و کاهش احساس امنیت روانی نشان میدهد. نوجوانان بهدلیل حساسیت بیشتر سیستم عصبی و هویت در حال شکلگیری، از آسیبپذیرترین گروهها در برابر این شرایط هستند.
ایرنا: به نظر میرسد در این ترومای جمعی نوجوانان و جوانان بیشترین آسیب را میبینند. چگونه باید در این شرایط از آنها محافظت کرد؟
نجات: بهترین شیوه صحبت با نوجوانان، گوش دادن فعال است. همیشه لازم نیست بلافاصله پاسخ بدهیم یا راهحل ارائه کنیم. همین که نوجوان بداند میتواند آزادانه صحبت کند، نگرانیها و خواستههایش را بگوید و با همدلی مواجه شود، احساس آرامش و امنیت روانی پیدا میکند. موضوع دیگر، جلب اعتماد است؛ این اعتماد با گوش دادن واقعی، پذیرش دغدغههای فردی و اجتماعی نوجوان و انکار نکردن واقعیتها شکل میگیرد. گاهی تعریف تجربههای مشابه از گذشته، بدون مقایسه تحقیرآمیز میتواند به نوجوان نشان دهد که احساساتش قابل فهم است و در تاریخ و زندگی جمعی نیز نمونههایی از این شرایط وجود داشته است. از بیان جملاتی که اضطراب را تشدید میکنند، پرهیز کنید.
در نهایت ارائه راهکار باید با مشارکت خود نوجوان انجام شود؛ نه از بالا و دستوری، بلکه در قالب گفتوگو درباره اثرات کوتاهمدت و بلندمدت این حوادث بر مغز، زندگی فردی و روابط اجتماعی. هر نوع استرس و تروما باعث کاهش سطح «سروتونین» در مغز میشود؛ هورمونی که نقش مهمی در تنظیم خلق، قدرت تحلیل و احساس رضایت دارد. کاهش مداوم آن، بهویژه در نوجوانان، میتواند به اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و بدبینی منجر شود.
برای کاهش این فشار، توصیههای ساده اما مؤثر وجود دارد از جمله محدود کردن زمان دنبالکردن اخبار، بهویژه پیش از خواب، حفظ روتینهای روزمره مثل خواب منظم، تغذیه و فعالیت بدنی، گفتوگو درباره احساسات بهجای سرکوب آنها، انجام فعالیتهای لذتبخش و معنادار، حتی کوچک، فاصلهگرفتن آگاهانه از فضای مجازی در مقاطع پرتنش. این اقدامات ساده میتواند به مغز کمک کند تا بخشی از تعادل شیمیایی و روانی خود را بازیابد.
نکته امیدوارکننده این است که مغز انسان بهویژه در سنین نوجوانی تا حدی توانایی بازسازی و ترمیم دارد اما این ترمیم نیازمند احساس امنیت، حمایت عاطفی و کاهش مداوم استرس است. حضور آرام والدین، شنیدهشدن بدون قضاوت و تبدیل خانه به فضایی امن برای بیان ترسها و سؤالها، نقش تعیینکنندهای در سلامت روان فرزندان دارد. والدینی که نگرانند، در واقع در مسیر درستی قرار دارند؛ همین نگرانی آگاهانه، اگر با گفتوگو، همدلی و کمک تخصصی همراه شود، میتواند از آسیبهای عمیقتر جلوگیری کند.
ایرنا: چه نشانههایی میگوید که فرد نیاز به مراجعه به روانشناس یا روانپزشک دارد؟
نجات: اگر اضطراب، ترس یا غمگینی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و عملکرد روزمره فرد را مختل کند. ادامه احساس وحشت، ترس و اضطراب میتواند فرد را دچار اختلالات مزمن روانی کند، بهویژه اگر زمینه قبلی مشکلات روان وجود داشته باشد. مراجعه به روانشناس یا روانپزشک در این مرحله نه نشانه ضعف، بلکه اقدامی پیشگیرانه و مسئولانه است.
جمعبندی
در روزگاری که خبرهای جنگ پیش از وقوع، ذهن و احساس انسان را هدف میگیرند، سلامت روان دیگر یک موضوع فردی نیست، بلکه ضرورتی اجتماعی است. جامعهای که روان فرسوده داشته باشد، توان تصمیمگیری، امید و تابآوری خود را از دست میدهد. توجه به سلامت روان، نه یک انتخاب، بلکه شرط بقا در برابر اضطرابهای جمعی و ترسهای پنهان است زیرا اگر از روان انسان محافظت نشود، پیش از هر ویرانی بیرونی، فروپاشی از درون آغاز خواهد شد. چنانچه سلامت روان به حاشیه رانده شود آثاری عمیقتر و غیرقابل جبرانتر از جنگ باقی خواهد گذاشت، حفظ تابآوری در سایه سلامت روان آن جامعه ممکن است، تاب آوری نیز به معنای سرمایهگذاری برای حفظ نسلهای آینده است، آیندهای که بدون سلامت روان، بازسازی نخواهد شد.
همانگونه که از دل سخنان کارشناسان این گزارش برمیآید، میتوان گفت، رسانه مهمترین نقش را در این زمینه ایفا میکند. رسانه در روزگار بحران، فقط ناقل خبر نیست؛ سازنده احساس و جهتدهنده ذهن جامعه است. شیوه روایت، تکرار تصاویر خشن و لحن هشداردهنده میتواند روان جمعی را فرسوده یا برعکس به آن آگاهی و آرامش ببخشد. اما اگر رسانه مرز میان اطلاعرسانی و اضطرابزایی را بشناسد، میتواند سپر سلامت روان باشد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟