به گزارش خبر ۲۴ مصطفی غنی زاده طی یادداشتی نوشت:
ظاهر ماجرا تعلیق در مسئله حمله نظامی و آمدن پای میز مذاکره است. اما در بازه فروردین تا خرداد هم ظاهر ماجرا همین بود و در نهایت به حمله نظامی در میانه مذاکره انجامید، پس هیچعاقلی به این ظاهرسازی دل نمیبندد. البته جمهوری اسلامی برای اتمام حجت بهویژه در وجه داخلی خود، با آمادگی نظامی و تهدید بر زبان به سمت میز مذاکره رفته و واقعاً آمادگی مذاکره عادلانه را دارد؛ اما همه میدانند نیروهای نظامی در حداکثر آمادگی هستند تا پاسخ جامع در سطح منطقهای را بهصورت دشمن بکوبند. اما سناریوها و توجیهات آنها چیست؟
1- مذاکره از سر ناچاری: آمریکا به علت آنکه ناتوان از اجرای سریع و قاطع عملیات مورد نظر خود بدون پاسخ احتمالی جدی ایران در مرحله بعدی است، به میز مذاکره آمده تا شاید با استفاده از فشار سایه جنگ، بتواند امتیازاتی دریافت کند. در این زمینه، پذیرش حق غنیسازی از طرف آمریکا و پذیرش انتقال ۴۰۰ کیلو اورانیوم از طرف ایران، یک مسیر برای خروج از بنبست یکساله است تا توافقی محدود اتفاق بیفتد. درواقع آمریکا در این سناریو از هدفگذاری براندازی در ایران ناامید شده و به سمت گرفتن امتیاز هستهای در حرکت است. این سناریو کمترین میزان احتمال را دارد.
2- فریب و عملیات در حین مذاکرات: آمریکا قصد دارد مانند دور قبلی، ایران را سرگرم مذاکره کرده و سپس با فریب به ایران حمله کند. این سناریو نیز باتوجهبه تجربه قبلی و آمادگی حداکثری ایران، بعید است.
۳- خرید زمان برای آمادگی حمله: آمریکا برای جلوگیری از ضربه ایران نیاز دارد نیروهای بیشتری بهویژه در عرصه پدافندی وارد منطقه کند. فرایندی که در دو هفته گذشته پیگیری شده؛ اما هنوز به نقطه نهایی نرسیده است. از طرف دیگر، بخشی از برنامه دشمن با نیروی تروریستی داخلی پیش میرود؛ اما ضربات نیروهای انتظامی و امنیتی به هستههای تروریستی در داخل ایران باعث شده یکپارچگی و آمادگی لازم در این نیروهای قاتل از بین برود؛ لذا زمان لازم است تا بازیابی این نیروها در داخل ایران صورت گیرد. پس آمریکا برای داشتن یک بهانه به منظور خرید زمان، حرف از مذاکره زده است؛ اما همزمان نیروهای نظامی و تروریستی خود را بازسازی و کامل میکند.
۴- فرسایش زمانی با شرطیسازی اقتصاد و جامعه ایرانی: هدف آمریکا نه مذاکره نتیجهمحور و نه جنگ نظامی در کوتاهمدت است، بلکه میخواهد اقتصاد و جامعه ایران را در معرض اخبار مختلف مذاکره – جنگ درگیر کند و با افزایش فشار اقتصادی، بازی در بازار ارز و طلا و کالاهای اساسی، جامعه ایران را دوباره به سمت اعتراض و سپس اغتشاش پیشببرد. درواقع نوعی از فرسایش درونی اجتماعی و اقتصادی که جامعه و نظام حکمرانی را از درون با فروپاشی یا مرحلهای نزدیک به فروپاشی مواجه میسازد. در موازات این فرایند، آمادهباش مداوم نیروهای نظامی باعث فرسودگی در این بخش نیز شده و طرحهای مختلف فریب ایران را در بازههای مختلف تحت رصد دشمن قرار میدهد. این سناریو میتواند با سناریوی قبلی مبتنیبر افزایش آمادگی نظامی در منطقه و آمادهسازی مجدد حلقههای تروریستی نیز همراه شود؛ لذا این سناریو از بالاترین احتمال برخوردار است.
نکته اساسی در تمام این سناریوها این است که آمریکا عامل اولیه و دارای توان ابتکار عمل است. درواقع نقش ایران در تمامی این سناریوها منفعل و مبتنی بر تصمیمی بعد از تصمیم آمریکاست. گرچه این منفعل بودن به معنای ضعیفبودن نیست؛ اما ابتکار عمل هم در دست ایران نیست. لذا مهمترین عنصر در این لحظه، گرفتن ابتکار عمل از دست دشمن و اجرای برخی اقدامات در مسیر گرفتن گزینههای مختلف از دشمن است. روی میز گذاشتن تهدید منطقهای که هفته گذشته به آمریکا اطلاع داده شده بود و این هفته توسط رهبر معظم انقلاب، اعلام عمومی شد، یک ظرفیت بزرگ بود که فعال شد. اما هنوز لازم است فاصله میان دایره اجرایی ایران و آمریکا پر شود و ایران هم بتواند ابتکار عمل را به دست بگیرد. مسئله تغییر دکترین نظامی کشور از دفاع به حمله با عملیات سریع و گسترده نیز یکقدم روبهجلوست که توسط رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بیان شد. حالا وقت اجرای برخی اقدامات بیشتر یا حداقل تصمیمگیری قطعی برای آنهاست. ما برای سناریوی یک و دو آماده هستیم، هم برای مذاکره واقعی و هم برای جنگ در کوتاهمدت؛ اما برای سناریوهای سه و بهویژه چهار باید بیش از این آماده شویم. اگر دشمن بخواهد ما را به فرسایش بکشاند، ایران هم باید با ایجاد برخی اقدامات بهویژه در تنگه هرمز، فرسایش مذکور را به مسئله جهانی تبدیل کند. طبیعتاً منظور نگارنده بستن تنگه نیست؛ اما ایجاد برخی اختلالها حتماً میتواند کمککننده باشد. بهویژه در وضعیتی که دشمن بخواهد دست برتر داشته باشد؛ اما حمله نکند و در همین حین ایران درگیر فرسایش داخلی و نظامی باشد. درواقع ایران به سمت جنگ نمیرود؛ اما فرسایش خود را هم بدون هزینه جهانی تحمل نمیکند. درباره جزئیات این پیشنهاد باید بیش از این سخن گفت، ولی مهم این است که امکان آن وجود دارد.
علاوه بر این، باید با مردم گفتوگو کرد و مسئله تروریسم را به آنها توضیح داد. در این لحظه، کمک مردمی برای کشف هستههای تروریستی از هر چیز دیگری برای دستگاههای امنیتی واجبتر است. باید خاضعانه از مردم درخواست کرد که به امنیت ملی خود کمک کرده و مانند ایام جنگ ۱۲ روزه، موارد مشکوک را گزارش دهند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟