-
اندازه متن
+
به گزارش خبر۲۴،حافظه تاریخی ایرانیان با نام قراردادهایی گره خورده که به کاهش قلمرو و واگذاری بخشی از سرزمین مادری خود گره خورده است. ایران در ۵ قرن اخیر همواره در حال کوچک شدن بوده است، از جدایی قفقاز در زمان قاجار تا بخشش بیسروصدای بحرین و ارتفاعات آرارات در دوره پهلوی. اما چه اتفاقی افتاد که در نیم قرن اخیر، حتی با وجود هجوم ارتشهای بیگانه و تروریستهای بینالمللی، مرزهای ایران تکان نخورد؟
از کودتای ۱۲۹۹ تا تثبیت حکومت پهلوی
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ زمینه روی کار آمدن حکومت رضاخان را فراهم کرد. او در ۲۴ آذر ۱۳۰۴ به سلطنت رسید و پایههای سلطنت خود را محکم کرد. یکی از اهداف اصلی رضاخان، اجرای سیاستهای مورد نظر بریتانیا در ایران بود؛ از جمله تعیین مرزهای کشور و امضای قراردادهایی که منافع بیگانگان را تضمین میکرد. یکی از مهمترین این قراردادها، تعیین مرز ایران با ترکیه بود که به واگذاری بخشی از منطقه آرارات انجامید. خسرو معتضد، تاریخدان، در این باره میگوید: «۸۰۰ کیلومتر مربع از منطقه آرارات واگذار شد و امروز از همان مناطق گروهها و احزاب غیرقانونی با سلاحهای دوربرد به نیروهای ما حمله میکنند.»
بحرین و شطالعرب؛ نمونهای از فشار خارجی و ضعف پهلوی
سال ۱۳۴۷ محمدرضا پهلوی اعلام کرد ایران حاضر است از مالکیت بر بحرین دست بردارد. به این ترتیب مقدمات جدایی بحرین از ایران آغاز شد و پس از رأی مجلس به جدایی بحرین این اتفاق ننگین در روز ۲۳ مردادماه سال ۱۳۴۹ رخ داد و دختر مروارید نشان ایران شوهر کرد. این تصمیم که به ظاهر بر اساس همهپرسی سازمان ملل انجام شد، در عمل نتیجه فشار سیاسی و دیپلماتیک بریتانیا بود. در کنار آن، قرارداد شطالعرب (اروندرود) نیز به زیان ایران تمام شد. همانطور که تاریخدانان درباره آن میگویند، شطالعرب رودخانهای مرزی بین ایران و عراق است و نیمی از آن متعلق به ایران بود. واگذاری کنترل کشتیرانی و عبور و مرور به عراق، با فشار انگلستان و به دلیل حضور نظامی آنها در عراق انجام شد و به تدریج بخشی از حق ایران در این مسیر استراتژیک کاهش یافت. همچنین در پیمان بغداد، ایران با فشار قدرتهای خارجی از برخی مناطق چشمپوشی کرد. در افغانستان و دشت ناامید نیز ایران به دلیل محاسبات سیاسی و نظامی، مناطقی را واگذار کرد. خسارات این تصمیمها نه تنها خاک ایران را کاهش داد، بلکه تبعات اقتصادی و استراتژیک بلندمدتی داشت؛ مانند خشک شدن سیستان و بلوچستان و محدود شدن منابع آبی.
جمهوری اسلامی و دفاع از تمامیت ارضی
با پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷، تأکید بر استقلال و تمامیت ارضی به محور سیاستهای داخلی و خارجی تبدیل شد. جمهوری اسلامی، برخلاف دوره پهلوی، هیچ بخشی از خاک ایران را واگذار نکرد و حتی در برابر تهدیدات مستقیم جهانی و منطقهای مقاومت کرد. جنگ تحمیلی عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷) نمونهای برجسته است. صدام حسین با حمایت آمریکا، شوروی و برخی کشورهای عربی به ایران حمله کرد تا خوزستان را جدا کند. با وجود تحریمها و ضعف اولیه نظامی، ایران هشت سال مقاومت کرد و پس از پایان جنگ، هیچ بخش از خاک خود را از دست نداد. فتح خرمشهر، عملیاتهای موفق و دفاع هشتساله، نماد ملیگرایی عملی و حراست از تمامیت ارضی بود. تحلیلگران میگویند که این مقاومت، برخلاف سیاست تسلیمپذیرانه پهلوی، نشان داد که ملیگرایی واقعی تنها در شعار نیست، بلکه در دفاع از خاک و هویت ملی نمود پیدا میکند.
حفاظت از جزایر سهگانه و خلیج فارس
ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، جزایری بودند که پهلوی زمینه ادعای امارات را برای آنها فراهم کرد. پس از انقلاب، ایران با حضور دائمی نظامی و دیپلماسی قاطع، این جزایر را حفظ کرد و اجازه تعرض به آنها را نداد. این اقدام جمهوری اسلامی، نه تنها حاکمیت ایران بر جزایر را تثبیت کرد، بلکه خلیج فارس را نیز بهعنوان بخشی جداییناپذیر از سرزمین ملی حفظ کرد و مفهوم ملیگرایی دریایی را احیا نمود. نمونه دیگر، جنگ ۱۲ روزه و مقابله با داعش در سوریه و عراق بود؛ تهدیدی مستقیم برای مرزهای ایران. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با قاطعیت از مرزها دفاع کردند و اجازه تعرض به خاک ایران را ندادند. این اقدامات ادامه دفاع مقدس و نشانهای از پایبندی به امنیت ملی و تمامیت ارضی است.
مقایسه تاریخی؛ از واگذاری تا مقاومت
قیس قریشی، تحلیلگر، در توییتی اشاره کرده که «جمهوری اسلامی در پنج قرن اخیر، اولین حکومتی بود که در پنجاه سال اول حکومتش هیچ بخشی از ایران را از دست نداد.» این ادعا بر پایه مقایسه با دوره قاجار (واگذاری قفقاز و هرات) و پهلوی (بحرین، آرارات و دشت ناامید) مطرح میشود. در حالی که پهلوی به دلیل فشارهای خارجی و سیاستهای داخلی، بخشهایی از خاک ایران را واگذار کرد، جمهوری اسلامی با دفاع فعال و دیپلماسی محکم توانست مرزها و حاکمیت کشور را حفظ کند. تاریخ یک قرن اخیر ایران نشان میدهد که حفظ خاک و استقلال، همواره با چالشهای بزرگ همراه بوده است. دوره پهلوی، با قراردادهای تحمیلی و واگذاری بخشی از سرزمین، نمونهای از ضعف در مواجهه با فشار خارجی است. در مقابل، جمهوری اسلامی با تأکید بر استقلال، دفاع از مرزها و هویت ملی، توانسته است نه تنها از خاک ایران محافظت کند، بلکه پایبندی به هویت و فرهنگ ملی را نیز عملیاتی کند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟