-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴ اردشیر زابلی زاده
در فضای پرتنش کنونی، که بار دیگر کلیدواژه “مذاکره” در مرکز تحرکات دیپلماتیک و رسانهای قرار گرفته، اظهارات اسکات ریتر ـ افسر سابق اطلاعاتی تفنگداران دریایی آمریکا و بازرس پیشین سازمان ملل ـ واجد اهمیتی فراتر از یک تحلیل رسانهای است. این اظهارات نه از موضع همدلی با ایران، بلکه از درون منطق امنیتی و تجربه عملی نظام تصمیمسازی آمریکا بیان میشود و دقیقاً به همین دلیل، باید با دقت راهبردی و نه خوشبینی سیاسی مورد توجه قرار گیرد.این افسر سابق اطلاعاتی آمریکا، تصریح میکند که هرگونه درگیری نظامی احتمالی میان آمریکا و ایران، ماهیتاً یک “جنگ انتخابی” است؛ نه جنگی دفاعی، نه واکنشی به تهدیدی فوری، و نه پاسخی به حملهای واقعی علیه آمریکا. این جنگ، در صورت وقوع، بیش از هر چیز در خدمت حفظ منافع اسرائیل و پاسخ به مطالبات امنیتی تلآویو تعریف میشود. به بیان دیگر، آمریکا وارد جنگی میشود که موضوع آن ایران است، اما انگیزه آن اسرائیل و پیامدهای آن، بحران داخلی واشنگتن خواهد بود.از نگاه ریتر، چنین جنگی نهتنها فاقد دستاورد راهبردی برای آمریکا است، بلکه میتواند به یک فاجعه سیاسی داخلی تبدیل شود؛ بهویژه برای دولتی که همزمان با بحران مشروعیت، شکاف اجتماعی، انتخابات و فرسایش قدرت جهانی مواجه است. ناتوانی آمریکا در وارد کردن ضربه قاطع، آسیبپذیری نمادهای قدرت نظامیاش و هزینههای پیشبینیناپذیر پاسخ ایران، باعث شده است که واشنگتن بیش از تهران به مذاکره نیازمند باشد. اما همین نقطه، محل اصلی خطر است.
اسکات ریتر بازرس پیشین سازمان ملل ، بهعنوان کسی که تجربه مستقیم “دروغسازی پیش از جنگ” در پرونده عراق را دارد، هشدار میدهد که مذاکره الزاماً نشانه کاهش تهدید نیست. او بهخوبی میداند که در منطق امنیتی آمریکا، مذاکره میتواند همزمان کارکردی دوگانه داشته باشد: از یکسو، مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از فروپاشی روایت داخلی و از سوی دیگر، ایجاد پوشش سیاسی، اطلاعاتی یا زمانی برای یک اقدام غافلگیرانه.به همین دلیل است که ریتر تفنگداران دریایی آمریکا تأکید میکند مذاکره برای ایران نباید بهمعنای اعتماد، خوشبینی یا کاهش سطح آمادهباش تلقی شود. مذاکره، اگر بهدرستی فهم شود، صرفاً ابزاری برای مدیریت فضای سیاسی آمریکا و سلب مشروعیت از جنگ است؛ نه تضمینی برای پرهیز دشمن از خیانت.نکته کلیدی آنجاست که ریتر نه یک فعال سیاسی، بلکه نماینده یک جریان واقعگرای امنیتی درون آمریکاست؛ جریانی که مخالف جنگهای انتخابی و هزینهزا است و بارها شاهد بوده چگونه روایتسازی، دادههای واقعی اطلاعاتی را کنار زده و کشور آمریکا را وارد جنگهایی کرده که نه ضرورت داشتهاند و نه پیروزی بههمراه آوردهاند. هشدار او درباره ایران، در واقع تلاشی است برای جلوگیری از تکرار همان الگو؛ اما این هشدار، پیش و بیش از آنکه تضمینکننده امنیت ایران باشد، افشاگر منطق خطرناک دشمن است. از این رو، تصمیمسازان کشور باید چند اصل غیرقابلچشمپوشی را مبنا قرار دهند:نخست، پذیرش این واقعیت که تهدید نظامی آمریکا علیه ایران، تهدیدی نیابتی و انتخابی است و نه دفاعی؛ تهدیدی که با فروپاشی روایت مشروعیت، تضعیف میشود، اما با سادهانگاری، خطرناکتر خواهد شد.
دوم، درک این نکته که مذاکره، بدون فرضِ دائمیِ خیانت، خود به بخشی از دام جنگ روایت تبدیل میشود.سوم، حفظ و تقویت بازدارندگی فعال، نه فقط بهعنوان ابزار نظامی، بلکه بهمثابه زبان فهمپذیر قدرت برای دشمنی که تنها منطق هزینه را میشناسد. و نهایتاً، مهمترین هشدار امنیتی:اگر نشانهای از خیانت، عملیات غافلگیرانه یا عبور از خطوط قرمز بروز کرد، هیچ ابهام و تأخیری نباید در پاسخ وجود داشته باشد، در صورت حمله، پاسخ ایران باید سریع، قاطع و بازدارنده باشد؛ پاسخی که نهتنها معادله نظامی، بلکه محاسبه سیاسی دشمن را در هم بشکند. این، تنها مسیر عقلانی برای عبور از این مرحله پرتنش است.کلام آخر اینکه، سخنان اسکات ریتر این افسر سابق اطلاعاتی آمریکا، نه پیام صلح است و نه نشانه تغییر ماهیت دشمن؛ بلکه یک هشدار از درون ساختار دشمن درباره جنگی است که اگرچه انتخاب آمریکا نیست، اما در صورت غفلت، میتواند به نام ایران تمام شود. هنر تصمیمسازی در این مقطع، نه در اعتماد، بلکه در ترکیب هوشمندانه دیپلماسی بدون توهم و بازدارندگی بدون تردید نهفته است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟