رسانه تصویری خبر۲۴

ایران فرق می‌کند

ایران فرق می‌کند

به گزارش خبر ۲۴ مهدی حسنی طی یادداشتی نوشت: از زمانی که توهم ونزوئلایی ترامپ در رابطه با ایران آغاز شد و زمزمه‌هایی از این طرح‌های تخیلی پدوفیل موزرد در رابطه با ایران به رسانه‌ها درز کرد، رسانه‌ها و اندیشکده‌های مختلف غرب در حال هشدار دادن به تیم امنیت ملی…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴ مهدی حسنی طی یادداشتی نوشت:

از زمانی که توهم ونزوئلایی ترامپ در رابطه با ایران آغاز شد و زمزمه‌هایی از این طرح‌های تخیلی پدوفیل موزرد در رابطه با ایران به رسانه‌ها درز کرد، رسانه‌ها و اندیشکده‌های مختلف غرب در حال هشدار دادن به تیم امنیت ملی آمریکا در رابطه با فاجعه‌آفرینی ترامپ در غرب آسیا و اشتباه مهلک آغاز درگیری با ایران هستند. محور اصلی این هشدارها این گزاره است: ایران ونزوئلا نیست! در آخرین نمونه از این هشدارها، سردبیر رسانه انگلیسی‌زبان میدل ایست ‌آی متن بسیار مهمی با این رویکرد نوشت و ترامپ را به خواندن تاریخ دعوت کرد. او از این نقطه آغاز می‌کند که رئیس‌جمهور [آمریکا] به رغم درگیری‌هایی که در خود آمریکا دارد، در توهم موضع برتر در جهان است: «دونالد ترامپ، با اینکه در خانه گرفتار مشکلات جدی شده، از تیراندازی مأموران در مینیاپولیس گرفته تا نقدهای گسترده درباره تورم و تعرفه‌های اقتصادی‌اش که به افزایش هزینه‌ها منجر شده، در صحنه جهانی هنوز خودش را در موضع قدرت و برتر می‌بیند! او فکر می‌کند دستاوردهای بزرگی داشته: مثلاً توانسته ناتو را به پذیرفتن «چارچوبی برای توافق آینده» درباره گرینلند وادار کند؛ موضوعی که بعداً بعضی گزارش‌ها آن را تکذیب کردند و گفتند دانمارک حاکمیت این سرزمین را واگذار نکرده است. ترامپ همچنین توانسته اروپا را به پرداخت بخش بیشتری از هزینه‌های دفاعی‌اش متقاعد کند و حتی ادعا می‌کند با اقداماتی مانند به کارگیری قدرت علیه پرزیدنت نیکلاس مادورو در ونزوئلا، واشنگتن امتیاز گرفته تا ونزوئلا بودجه ماهانه خود را عرضه کند. او می‌گوید توانسته بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل را تحت فشار بگذارد تا جنگ در غزه را متوقف کند، هر چند بسیاری می‌گویند این دستاوردها بیش از آنکه واقعی باشد، بخشی از برداشت خود ترامپ است. وقتی از خودش درباره این «دستاوردها» سؤال می‌شود، تصویر ذهنی ترامپ این است که انگار در عرصه جهانی یک پیروز مطلق است».

ترامپ برای حمله به جمهوری اسلامی ایران، یک ایده روشن دارد و آن هم یک حمله هوایی به ساختار سیاسی کشور و تلاش برای تحت فشار قرار دادن ایران است: «در ذهن او، ایده این است: یک حمله هوایی کوتاه و متمرکز که ساختار رهبری ایران را هدف قرار دهد اما نظام را سر جای خودش باقی بگذارد. پس از آن، ترامپ تصور می‌کند می‌تواند به توافقی برسد که طبق آن ایران برنامه غنی‌سازی اورانیوم را تعطیل کند و فقط به آمریکا نفت بفروشد و در مقابل اجازه دهد شرکت بوئینگ دوباره وارد بازار ایران شود. در اطراف این طرح، چند نسخه مختلف در جریان است اما عناصر اصلی همه تقریباً یکی است: سرعت عمل، استفاده از خشونت شدید و وادار کردن مقامات بر جا ‌مانده ایران به پذیرش خواست‌های آمریکا». اما به باور نویسنده، این ایده ترامپ و نقشه او برای مقابله با کشورمان بسیار ضعیف است و از مشکلات بسیاری رنج می‌برد که نخستین آن، داده‌های نه چندان درست و قابل اتکای نهادهای اطلاعاتی غربی و صهیونی در رابطه با ایران است و مشکل دوم هم وضعیت آشفته روحی و خودشیفتگی ترامپ و نتانیاهو است: «اطلاعات اسرائیل به طور خاص با اهداف خودش مخلوط شده است، چون نتانیاهو همیشه خواستار تغییر رژیم ایران بوده، نه فقط حملات محدود هوایی. هم ترامپ و هم نتانیاهو به نوعی گرفتار خودشیفتگی قدرت شده‌اند: هر اقدام نظامی‌ای که تا امروز انجام داده‌اند، نتیجه این باور است که دیگر محدودیتی پیش روی‌شان نیست و می‌توانند هر کاری خواستند بکنند. آنها تصور می‌کنند اگر خلبان‌های‌شان با اطلاعات لحظه‌ای عمل کنند، می‌توانند هر هدفی را شناسایی و نابود کنند، بی‌آنکه پیامدهای گسترده‌تر را در نظر بگیرند. به طور خلاصه، ترامپ احساس می‌کند هنوز می‌تواند بازی را در عرصه جهانی کنترل کند اما هم در سطح ارزیابی درباره ایران و هم در برخورد با متحدان و دشمنان، برداشتش از واقعیت با واقعیت‌های میدانی فاصله دارد؛ فاصله‌ای که ممکن است عواقب جدی برای منطقه و جهان داشته باشد». این عواقب که این رسانه از آن بسیار بیمناک است از چه می‌آید؟ نخستین فاکتور آن است که ایران برخلاف توهم ترامپ، ونزوئلا نیست. او می‌نویسد ایران دست‌های بلندی در منطقه دارد: «قبل از اینکه دور تازه‌ای از تصمیم‌های پرهزینه و ماجراجویی‌های خطرناک آغاز شود، بد نیست یک واقعیت ساده و روشن را یادآوری کنیم: ایران ونزوئلا نیست. تفاوت‌ها بسیارند و این فهرست هم کامل نیست اما همین چند نکته کافی است.

ونزوئلا وقتی مادورو تحت فشار قرار گرفت، عملاً هیچ «کارت منطقه‌ای» مهمی برای بازی نداشت اما ایران از این نظر کاملاً متفاوت است؛ ایران پر از اهرم‌ها و ابزارهای اثرگذار در منطقه است. آیت‌الله علی خامنه‌ای فقط رهبر عالی ایران نیست؛ او صرفاً یک مقام سیاسی یا فرمانده کل نیروهای مسلح به شمار نمی‌رود. جایگاه او برای ده‌ها میلیون شیعه در سراسر جهان، یک جایگاه معنوی و مذهبی است. مهم‌ترین جمعیت‌های شیعه در خاورمیانه، خارج از ایران، در کشورهایی مثل عراق، بحرین، لبنان، کویت و عربستان حضور دارند و این واقعیت، به ایران عمق و نفوذی می‌دهد که هرگز با ونزوئلا قابل مقایسه نیست». تفاوت دیگر ایران با حریف‌های پیشین ایالات متحده در توان نظامی تهران نهفته است: «در حالی که برای دستگیری مادورو یک نیروی کوچک ویژه کافی بود، هر نیروی مهاجمی که بخواهد سپاه را از کار بیندازد، با واقعیتی کاملاً متفاوت روبه‌رو خواهد شد: سپاه یک نیروی عظیم است، در اندازه‌ای نزدیک به تفنگداران دریایی آمریکا. سپاه ۱۵۰ هزار نیروی زمینی، ۲۰ هزار نیروی دریایی و ۱۵ هزار نیروی هوایی دارد، علاوه بر بسیج که نیروی شبه‌نظامی گسترده‌ای است. این نیرو به تنهایی توان آن را دارد که تنگه هرمز را با مین‌های دریایی، قایق‌های تندرو و پهپادهای دریایی مسدود کند. تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان است؛ روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این مسیر عبور می‌کند، آن هم در پهنه‌ای که در باریک‌ترین نقطه فقط ۳۳ کیلومتر عرض دارد. علاوه بر این، حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز از همین گذرگاه انجام می‌شود». تفاوت بسیار مهم دیگر آن است که به باور نویسنده، ایران بر اساس تجربیات جنگ ۱۲ روزه بخوبی نشان داد زرادخانه‌ای دارد که این‌بار بسیار قوی‌تر از آن علیه اسرائیل استفاده خواهد کرد و همین امر باید آمریکا را به فکر کردن مجدد به اقدام نظامی علیه ایران وادار کند: «اما شاید بزرگ‌ترین تفاوت ایران با ونزوئلا همین باشد: اگر ایران برای دومین‌بار هدف موشک‌های آمریکا و اسرائیل قرار گیرد، واکنشش مثل گذشته نخواهد بود. ایران چنین حمله‌ای را نه یک «هشدار محدود» برای وادار کردنش به مذاکره، بلکه یک حمله موجودیتی علیه کل جمهوری اسلامی تفسیر خواهد کرد؛ بخشی از همان راهبردی که به باور تهران، در پی مسلح کردن شورش داخلی ژانویه[دی] بوده و حکومت تازه از آن عبور کرده است. در چنین شرایطی، پاسخ ایران دیگر در چارچوب «کنترل‌شده» یا «قابل مدیریت» باقی نمی‌ماند. ایران احتمالاً وارد یک واکنش گسترده خواهد شد. ایران دلیلی برای خویشتنداری نمی‌بیند. برآورد فرمانده سابق سنتکام، ژنرال کنت مک‌کنزی این است که ایران بیش از ۳۰۰۰ موشک کوتاه‌برد و میان‌برد در اختیار دارد و اگر این بار وارد درگیری شود، هیچ‌یک را کنار نخواهد گذاشت».

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *