رسانه تصویری خبر۲۴

نبرد اراده‌ها در ژنو

نبرد اراده‌ها در ژنو

به گزارش خبر۲۴،در آستانه دور تازه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، نشانه‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری به‌دنبال توافقی است که بدون ورود به جنگی پرهزینه، فشارها را مدیریت کند؛ در مقابل، تهران با تکیه بر صبر راهبردی و بازدارندگی فعال،…

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،در آستانه دور تازه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، نشانه‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری به‌دنبال توافقی است که بدون ورود به جنگی پرهزینه، فشارها را مدیریت کند؛ در مقابل، تهران با تکیه بر صبر راهبردی و بازدارندگی فعال، معادله زمان را به سود خود تعریف کرده است.

به گزارش ایسنا، شبکه «المیادین» در یادداشتی در آستانه دور تازه مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا به میزبانی ژنو نوشت: ژنو بار دیگر به صحنه رویارویی سیاسی تهران و واشنگتن تبدیل شده است؛ جایی که قرار است دوری حساس از مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان برگزار شود. دور نخست این گفت‌وگوها در ششم ماه جاری میلادی برگزار شد و اکنون نگاه‌ها به این مرحله دوخته شده است؛ مرحله‌ای که بسیاری آن را نه صرفاً یک مذاکره فنی، بلکه آزمونی برای سنجش میزان پایداری و محاسبه‌گری دو طرف می‌دانند.

در سوی آمریکایی، این روند توسط تیمی نزدیک به «دونالد ترامپ» رئیس جمهور این کشور هدایت می‌شود؛ چهره‌هایی چون «جارد کوشنر» داماد و مشاور ارشد ترامپ و «استیو ویتکاف» فرستاده وی در امور غرب آسیا نقش محوری در طراحی چارچوب مذاکرات دارند. راهبردی که از سوی کاخ سفید دنبال می‌شود، بر ترکیبی از فشار حداکثری اقتصادی، تهدید لفظی و نمایش قدرت نظامی استوار است؛ الگویی که در ادبیات علوم سیاسی از آن با عنوان «نظریه مرد دیوانه» یاد می‌شود؛ یعنی القای آمادگی برای اقدام غیرقابل پیش‌بینی به‌منظور وادار کردن طرف مقابل به عقب‌نشینی.

در همین چارچوب، اعزام دو ناو هواپیمابر آمریکایی جرالد فورد و آبراهام لینکلن به منطقه، بخشی از آرایش بازدارنده واشنگتن محسوب می‌شود. هم‌زمان، مقامات آمریکایی با ادبیاتی تند از «پیامدهای سخت» در صورت شکست مذاکرات سخن می‌گویند. اما آنچه در پس این صحنه‌آرایی نظامی قرار دارد، ملاحظات جدی‌تری است که تصمیم‌گیران آمریکایی نمی‌توانند از آن چشم بپوشند.

ترامپ در کارزارهای انتخاباتی و مواضع رسمی خود بارها بر پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» تأکید کرده است. تجربه‌های پرهزینه آمریکا در منطقه، از افغانستان تا عراق، همچنان در حافظه سیاسی جامعه آمریکا زنده است. ورود به جنگی فراگیر با ایران که کشوری با وسعت جغرافیایی، جمعیت قابل توجه، توانمندی‌های دفاعی بومی و شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای است، می‌تواند هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر از برآوردهای اولیه بر واشنگتن تحمیل کند. از همین رو، اگرچه کاخ سفید تلاش می‌کند چهره‌ای تهاجمی از خود نشان دهد، اما در محاسبات راهبردی، مسیر دیپلماسی همچنان به‌عنوان گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر و قابل کنترل‌تر مطرح است.

در سوی مقابل، تهران با رویکردی مبتنی بر آرامش و محاسبه دقیق، از ورود به دام تحریکات لفظی پرهیز کرده است. طی ماه‌های گذشته، جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در برابر فشارهای اقتصادی و روانی، انسجام داخلی خود را حفظ کرده و در عین حال، با تقویت توان بازدارندگی دفاعی، پیام روشنی درباره هزینه‌های هرگونه اقدام نظامی ارسال کرده است. از دید مقامات ایرانی، آمریکا بیش از آنکه آماده جنگ باشد، در پی کسب امتیاز از طریق تهدید است.

نکته مهم دیگر، تفاوت بنیادین شرایط ایران با نمونه‌هایی است که آمریکا پیش‌تر تلاش کرده با الگوی «فشار حداکثری» مدیریت کند. برخی تحلیلگران در واشنگتن از تجربه ونزوئلا به‌عنوان الگویی برای تشدید تحریم‌ها یاد می‌کنند، اما واقعیت‌های ژئوپلتیک ایران کاملاً متفاوت است. ایران نه‌تنها از ظرفیت‌های داخلی برای مدیریت فشار برخوردار است، بلکه با توجه به موقعیت جغرافیایی و پیوندهای راهبردی با قدرت‌های شرقی، امکان متنوع‌سازی مسیرهای اقتصادی و سیاسی را نیز در اختیار دارد.

از منظر امنیتی نیز هرگونه حضور نظامی گسترده آمریکا در پیرامون مرزهای ایران، مستلزم صرف هزینه‌های سنگین لجستیکی و پذیرش ریسک‌های گسترده خواهد بود. علاوه بر این، ایران با برخورداری از عمق راهبردی منطقه‌ای در غرب آسیا، می‌تواند دامنه هرگونه تنش را به سطوحی فراتر از یک تقابل محدود گسترش دهد؛ موضوعی که به‌خوبی در محاسبات پنتاگون لحاظ می‌شود.

در این میان، رژیم صهیونیستی رویکردی متفاوت اتخاذ کرده است. مقامات تل‌آویو که نگران پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و تثبیت موقعیت منطقه‌ای آن هستند، از گزینه نظامی به‌عنوان راه‌حل مطلوب یاد می‌کنند. در جریان سفر اخیر «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم اشغالگر به واشنگتن، تلاش‌هایی برای ترغیب آمریکا به اقدام سخت‌افزاری صورت گرفت. با این حال، به نظر می‌رسد کاخ سفید در مقطع کنونی تمایل ندارد در چارچوب خواسته‌های تل‌آویو وارد جنگی شود که می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری داشته باشد.

جمهوری اسلامی ایران نیز با درک این شکاف، بر این باور است که واشنگتن ناگزیر از انتخاب مسیر مذاکره است. در چنین شرایطی، تیم مذاکره‌کننده ایرانی می‌کوشد با حفظ خطوط قرمز راهبردی – به‌ویژه در حوزه توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای – از فضای ایجادشده برای کاهش فشارها و تثبیت حقوق هسته‌ای کشور بهره بگیرد. از نگاه تهران، امتیازدهی گسترده نه ضرورتی دارد و نه با واقعیات میدانی سازگار است؛ بلکه این آمریکا است که باید میان هزینه‌های جنگ و منافع یک توافق واقع‌بینانه، دست به انتخاب بزند.

به این ترتیب، مذاکرات ژنو را می‌توان صحنه تقابل دو قرائت از قدرت دانست: قدرت مبتنی بر تهدید و نمایش نظامی در برابر قدرتی که بر بازدارندگی، صبر و مدیریت زمان استوار است. هرچند فضای مذاکرات همچنان آمیخته با بی‌اعتمادی و تنش است، اما شواهد نشان می‌دهد که در محاسبه نهایی، حتی در واشنگتن نیز این جمع‌بندی در حال تقویت است که دیپلماسی – هرچند دشوار و زمان‌بر – کم‌هزینه‌ترین مسیر برای جلوگیری از بحرانی فراگیر در منطقه به شمار می‌رود.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *