به گزارش خبر۲۴،همزمان با آغاز ترم جدید تحصیلی و نیز در چهلم جانباختگان حوادث دیماه، تجمعهایی در برخی دانشگاههای کشور از جمله دانشگاه صنعتی شریف، امیرکبیر و تهران و… برگزار شد. در دانشگاه شریف، این تجمع که ابتدا با عنوان «تحصن سکوت» اعلام شده بود، با حضور تعدادی افراد با چهرههای پوشیده، به سمت طرح شعارهایی با جهتگیری سیاسی خاص کشیده شد.در میان شعارهای مطرحشده، برخی شعارهای مرتبط با جریانهای سلطنتطلب شنیده شد؛ شعارهایی که پیشتر نیز در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتسب به اپوزیسیون خارج از کشور بازتاب یافته بود.
-
اندازه متن
+
اصلا اساس روز دانشجو چه بود؟
نکته قابل توجه در تحلیل محتوای برخی شعارها در برخی از دانشگاههای تهران این است که سنت تاریخی جنبش دانشجویی در ایران، بهویژه در نسبت با ۱۶ آذر، با اعتراض به حکومت پهلوی و کشتهشدن سه دانشجو در سال ۱۳۳۲ گره خورده است؛ واقعهای که در آن احمد قندچی، آذر شریعترضوی و مصطفی بزرگنیا در جریان سرکوب اعتراضات دانشجویی به دست نیروهای نظامی حکومت وقت جان باختند و از آن زمان، ۱۶ آذر به نماد اعتراض دانشگاه به استبداد داخلی و وابستگی خارجی تبدیل شد.البته در ادامه این اتفاقات این نکته را باید گفت که در دانشگاه شریف و دیگر دانشگاههای کشور گروهی دیگر از دانشجویان با سر دادن شعارهایی در حمایت از انقلاب اسلامی، نسبت به آنچه «تحریف تاریخی» خواندند واکنش نشان دادند و تأکید کردند محتوای برخی شعارها با فلسفه شکلگیری روز دانشجو در تعارض است.
واکاوی دوری جنبش دانشجویی از هویت تاریخی خود
در همین زمینه، عباس سلیمینمین، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی، با اشاره به گسست نسلی در انتقال تجربه تاریخی و اتفاقات اخیر میگوید که «ضعف در بازخوانی مستند گذشته، زمینه را برای شکلگیری روایتهای جهتدار فراهم کرده است.» وی در ادامه میگوید که «آنچه درباره پهلوی اهمیت دارد، نحوه به قدرت رسیدن این حکومت و نقش حمایتهای خارجی در تثبیت آن است؛ موضوعی که به گفته او در برخی روایتهای رسانهای کمتر مورد توجه قرار میگیرد.» فراتر از یک تجمع دانشجویی، آنچه در رخدادهای اخیر قابل تأمل است، تغییر لحن و گفتمان در بخشی از بدنه دانشگاهی است. دانشگاه در ایران همواره کانون نقد قدرت مستقر و مقاومت در برابر وابستگی خارجی بوده و ۱۶ آذر نیز دقیقاً در چنین بستری شکل گرفته است. از این منظر، طرح شعارهایی در حمایت از ساختار سیاسی پیش از انقلاب، از نگاه منتقدان، صرفاً یک موضع سیاسی نیست بلکه نشانهای از گسست در انتقال حافظه تاریخی به نسل جدید تلقی میشود.
نسل دانشجوی امروز که فاصلهای چند دهساله با رخدادهای دهه ۳۰ و حتی سالهای نخست انقلاب دارد، بخش عمدهای از شناخت خود را از طریق روایتهای رسانهای و فضای مجازی به دست میآورد؛ فضایی که رقابت روایتها در آن جدی و پرهزینه است. در چنین شرایطی، اگر بازخوانی مستند و عمیق تاریخ معاصر در محیطهای علمی و رسانهای تقویت نشود، امکان بازتعریف نمادهای تاریخی نیز افزایش مییابد.در عین حال، دانشگاه همچنان محل تنوع دیدگاهها و تضارب آراست و طرح مواضع مختلف بخشی از ماهیت آن به شمار میرود. با این حال، پرسش محوری اینجاست که چگونه میتوان میان آزادی بیان، تکثر سیاسی و وفاداری به واقعیتهای تاریخی تعادل برقرار کرد؛ تعادلی که هم پویایی دانشگاه را حفظ کند و هم از فروکاستن رویدادهای تاریخی به روایتهای سطحی و جهتدار جلوگیری نماید.رخدادهای اخیر نشان میدهد مسئله امروز دانشگاه بیش از آنکه صرفاً سیاسی باشد، به حوزه «روایت و حافظه تاریخی» گره خورده است؛ حوزهای که تعیینکننده جهتگیریهای فکری نسل آینده خواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟