به گزارش خبر ۲۴ سیدمحمدرضا دماوندی طی یاددشتی نوشت؛
رسانهها با هدف کسب مرجعیت خبری و جلب افکار عمومی همواره به دنبال ارائه روایت اول از موضوعات هستند. بدین لحاظ همانند یک مسابقه دو سرعت که صدمهای ثانیه تعیین کننده است شاهد رقابت سنگین و لحظهای میان رسانهها برای پوشش سریعتر وقایع و به نام خود کردن اخبار هستیم . برای موفقیت در این رقابت، رسانهها با استفاده از خبرنگاران خبره که ارتباط پیوسته با شخصیتهای خبرساز دارند نخستین اطلاعات را حتی در حد یک کلمه بله یا خیر یا یک گمانه زنی ساده صید میکنند و آن را در قالب روایت اول انتشار میدهند. از این مسیر است که رسانهها اعتبار کسب میکنند و به عنوان یک برند در سطح ملی و جهانی شناخته میشوند. علت آن که شخصیتها تمایل دارند با رسانههای مطرح مصاحبه کنند و یا رسانههای کوچک تر و سطح دو به دنبال نقل از چنین رسانههای هستند به دلیل همین مرجعیت خبر داشتن این گونه رسانههاست. ولی همه این بدیهیات، موضوع مغفول مانده عرصه رسانه در کشورمان است .
اکنون بیشتر از آن که حتی شاهد «به نقل از» گفتن در رسانههای داخلی باشیم که یک روش قدیمی اما استاندارد در خبررسانی است ، شاهد رقابتی شگرف در «کپی پیست» و «فوروارد» کردن اخبار هستیم. نتیجه آن که کمتر خبر دست اول و یا روایت انحصاری و اختصاصی تولید شده و به چشم میآید. اما اگر بخواهیم قضاوت منصفانه داشته باشیم، باید گفت بخشی از اشکال ناتوانی رسانهها در کسب مرجعیت خبری (و شاید هم مهمترین بخش) به عدم درک مقامات کشور از کارکرد رسانه و یا عدم تمایل آنان به بها دادن به رسانههای خودی برمیگردد.اگر شیوه اطلاع رسانی درباره مذاکرات ایران و آمریکا طی سال جاری را مورد بررسی قرار دهیم به روشنی معلوم میشود که دست برتر و روایت اول درباره اعلام زمان و مکان برگزاری جلسات ، گمانهزنی درخصوص موضوعاتی که قرار است به بحث گذاشته شود و یا چه توافقی به عمل آمده از سوی رسانههای خارجی انتشار یافته است.اگر ایران یک طرف این مذاکرات است بنابراین همین اطلاعات باید به رسانههای خودی انتقال داده شود اما به وضوح شاهد اختلاف معنادار رسانههای داخلی و خارجی در این رقابت خبری هستیم به گونهای که شنیدن اخبار مربوط به کشورمان از زبان دیگران تبدیل به یک رویه ثابت و پذیرفته شده، شده است.هرچند متاسفانه باید گفت این رویکرد انقباضی در همکاری با رسانههای داخلی پرتکرار و سابقهدار است و با وجود انتقاد و اعتراض رسانهها تغییر محسوسی در نحوه رفتاری مقامات و خبرسازان مشاهده نمیشود. ذکر دو نمونه قدیمی از چنین شیوه رفتاری به خوبی فضای ذهنی مقامات کشورمان را نشان میدهد .در دهه اول اردیبهشت سال ۱۳۷۰ دو اتفاق ویژه در عرصه سیاست خارجی به وقوع میپیوندد . نخست سفر ولایتی وزیر وقت امور خارجه به ریاض برای عادیسازی روابط با عربستان و بازگشایی سفارت مان بود که بعد از حوادث حج خونین سال ۶۶ به حالت تعلیق درآمده بود و دومی سفر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت به سوریه و ترکیه بود که به دلیل حوادث سهمگین آن روزهای منطقه از جمله حمله عراق به کویت و حمله آمریکا به عراق و آوارگی میلیونها عراقی و پناهنده شدن آن ها به ایران بسیار مهم ارزیابی میشد.
اما هر دوی این سفرها با وجود اهمیت به نوعی با عدم همکاری با رسانههای داخلی که در آن سالها تعداد محدودی هم بودند روبه رو شد به گونهای که موجب شد رسانه ها با انتشار یادداشتهایی اعتراض خود را به این نحوه تعامل آشکار کنند. در یکی از این یادداشتهای اعتراضی که روزنامه کیهان آن زمان تحت عنوان «عصر ارتباطات و بها ندادن به رسانههای داخلی» منتشر کرد، آمده بود؛ «هنگامی که خبر مسافرت وزیر امور خارجه کشورمان را به کشور دیگری و برنامههای ملاقات وی را به نقل از یکی از خبرگزاریهای خارجی در مطبوعات داخلی خواندم، احساس شرم و بلکه حقارت کردم.»هرچند از آن زمان سالهای طولانی گذشته است اما ظاهراً فقط نامها تغییر کرده ولی روش همانی است که بوده. ما کماکان با دستان خود مرجعیت خبری را به دیگران هدیه میدهیم و رسانههای خودی را بیاعتبار میکنیم.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟