رسانه تصویری خبر۲۴

تهاجم نظامی امریکا و اسرائیل به ایران، خروج از نظم نوین جهانی است

تهاجم نظامی امریکا و اسرائیل به ایران، خروج از نظم نوین جهانی است

حقوقدان بین‌الملل با اشاره به اینکه نه ایده مداخله بشردوستانه و صیانت از حقوق بشر مردم ایران و آزادسازی ایران و نه دکترین مسئولیت حمایت هیچ یک مجوز اقدام نظامی یکجانبه و خارج از ساختار و نظام سازمان ملل متحد را نمی‌دهد، گفت: یکجانبه گرایی آمریکا و اسرائیل و رویکرد…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ بیش از یک هفته پس از آغاز حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران که منجر به شهادت رهبر معظم انقلاب، فرماندهان نظامی و بیش از هزار نفر از مردم ایران شد، ضرورت بررسی این حمله از منظر قواعد حقوق بین‌الملل بیش از هر زمانی دیگری ضروری به نظر می‌رسد. حمله به کشوری مستقل در میانه مذاکرات و ترور فرماندهان و رهبری سیاسی و نظامی آن در حقوق بین‌الملل موضوعی فاقد وجاهت و دارای تبعات است. این گزاره صرف‌نظر از واقعیتی غیر قابل انکار بودن، باید به عنوان یکی از مستندات تاریخی در نهادهای بین‌المللی ثبت و مستند شود. به منظور بررسی حمله نظامی آمریکا به ایران از منظر قواعد بین‌الملل و تبعات آن با «محمدهادی ذاکرحسین» استاد دانشگاه تهران و حقوقدان بین‌الملل به گفت‌وگو پرداختیم.

رویکرد دیکتاتورمابانه آمریکا، میخی بر تابوت حقوق بین‌الملل است

اصل ممنوعیت توسل به زور نظامی، شیرازه نظام بین‌الملل است

آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله این بار خود به ایران تقریبا دلیل مشخص و حتی بهانه‌ای هم برای این حمله استفاده و اعلام نکردند، به طور دقیق قواعد بین‌الملل درباره حمله به یک کشور مستقل چه قانونی دارد؟ یا یک کشور تحت چه شرایطی می‌تواند به کشور دیگر حمله کند؟

شیرازه اصلی نظم و نظامی که بعد از جنگ جهانی دوم با تاسیس سازمان ملل متحد شکل گرفت اصل ممنوعیت توسل به زور نظامی علیه تمامیت ارضی و مداخله نظامی علیه استقلال سیاسی دولت‌های دیگر بوده است. این ممنوعیت یک قاعده آمره و عام‌الشمول برای همه دولت‌هاست و با هیچ انگیزه و بهانه و عنوانی قابل فروگذاردن و نقض نیست، جز آنکه شورای امنیت ملل متحد بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد مداخله نظامی برای حفظ امنیت و صلح بین‌المللی را تجویز کند و یا دولتی در پاسخ به تجاوز نظامی به خود و در مقام دفاع مشروع که حق ذاتی و غیرقابل سلب و انکار آن است، اقدام به عملیات نظامی کند.

قواعدی که آمریکا تعیین می‌کند؛ می‌تواند در طول زمان تغییر یابد و سیاست یک بام و دو هوا شود

آیا این شرایط در رابطه با ایران وجود داشته است؟

ایالات متحد امریکا و رژیم اسرائیل با تجاوز یکجانبه و بدون مجوز جامعه جهانی به جمهوری اسلامی ایران و نقض تمامیت ارضی و استقلال سیاسی آن نه تنها منشور ملل متحد و اصول بنیادین آن را نقض کردند بلکه با به مخاطره انداختن صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی و تضعیف اصول منشور ملل متحد و در راس آن‌ها ممنوعیت توسل به زور نظامی عملا در مسیر پایان نظم و نظام نوین جهانی و چندجانبه گرایی گام برداشته که پایان آن بی شک آغاز جنگ جهانی سوم و کشتار جمعی دیگر و آسیب های گسترده به غیرنظامیان خواهد بود.

آغاز جنگ با کشتاری چنین وسیع که دختران و زنان ایران زمین و آینده سازان آن را هدف قرار گرفته است می‌تواند در راستای سیاست ایران ستیزی ایالات متحده آمریکا تلقی شود.

نه ایده مداخله بشردوستانه و صیانت از حقوق بشر مردم ایران و آزاد سازی ایران و نه دکترین مسوولیت حمایت که دولت‌ها را مسوول در قبال قربانیان جرایم بین‌المللی سرزمین‌های دیگر می‌سازد هیچ یک مجوز اقدام نظامی یکجانبه و خارج از ساختار و نظام سازمان ملل متحد را نمی‌دهد و بنابراین یکجانبه گرایی آمریکا و اسرائیل و رویکرد دیکتاتورمآبانه آن در مواجهه با ساختارهای بین‌المللی و چندجانبه گرایانه مغایر با تمام اصول وموازین حقوق بین‌الملل بوده و می‌تواند به مثابه میخی بر تابوب حقوق بین‌الملل باشد به خصوص آنکه امریکا سال‌ها است در راستای منافع خود که مغایر با حقوق ملل دیگر است به جای تاکید بر نظم مبتنی بر حقوق بین‌الملل که همگان در برابر آن برابرند از نظم مبتنی بر قاعده سخن می‌گوید؛ قاعده و قواعدی که خود آمریکا بدون صلاحیت و اختیار آن را به صورت موردی تعیین می‌کند و می‌تواند در طول زمان تغییر یابد و سیاست یک بام و دو هوا شود.

تهاجم امریکا و اسرائیل خروج از نظم نوین جهانی است

حمله آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در قواعد بین‌المللی با توجه به غیر قانونی بودن آن چه تبعاتی می‌تواند برای این کشورها در پی داشته باشد؟

تهاجم امریکا و اسرائیل را نباید تنها اقدام علیه یک سرزمین و دولت و ملت دانست بلکه این حمله به حقوق بین‌الملل و خروج از نظم نوین جهانی است که شوربختانه برخی دولت‌های اروپایی که سال ها پرچم دار چندجانبه گرایی بوده‌اند مانند دولت آلمان نیز به حمایت از آن برخاسته و صراحتا از غیرقابل اعمال بودن حقوق بین‌الملل نسبت به ایران سخن می‌گویند و آشکارا بر گزینشی بودن قانون گرایی خود تاکید کرده و تیشه به ریشه اصل حاکمیت قانون و برابری دولت ها می‌زنند و نوید نظم نوینی می‌دهند که نه بر پایه حق و برابری که بر پایه قلدری و قدرت بنا خواهد شد که در آن به مانند دوران قانون جنگل الحق لمن غلب خواهد بود و تنها زور و قدرت نظامی و نه عقلانیت و حقوق برابر حاکم است. بنابراین انتظار است بیش از ایرانیان که قربانی تجاوز امریکا و اسرائیل هستند تمام کسانی که دل در گروه حقوق بشر و حقوق بین‌الملل و اموزه ها و ارزش های برساخته آن باشند که جامعه جهانی برای دستیابی به آن سال ها و دهه ها زحمت کشیده است از این قانون گریزی مجرمانه و جنایت گونه امریکا و هم پیمان آپارتاید و جنگ افروز آن بهراسند و با تمام قوا از آن پیشگیری کنند.

رویکرد دیکتاتورمابانه آمریکا، میخی بر تابوت حقوق بین‌الملل است

بر خرابه‌های حقوق، نمی‌توان کاخ حق و آزادی برپا ساخت

ایران از چه نهادها و با چه ابزارهایی می‌تواند در این زمینه شکایت خود را به نهادهای بین المللی ارائه دهد؟

آنچه در حال فرو ریختن است نه نظام جمهوری اسلامی ایران که بیش و پیش از آن نظام حقوق بین‌الملل است و تلخی ماجرا آن است که برخی از ایرانیانی که به ظاهر حقوق هم خوانده‌اند و باید در مصاف با تجاوز مجرمانه علیه کشور، مروج آموزه های حقوق بین‌الملل باشند و بر علیه آن بشورند و داد سخن سر دهند این روزها غیرمسوولانه سکوت کرده اند تا تنها شاهد شکسته شدن تمام اصول و وقواعد حقوق بین‌الملل باشند که خود حکایتگر ان است این افراد متولیان نااهل و ناصالحی برای امامزاده حقوق بین‌الملل بوده و هستند که حرمت آن را پاس نداشته و تنها برای کاغذ پاره و مدرک دانشگاهی این دانش را فرا گرفته‌اند و از بغض علی، حب معاویه را در دل کاشته‌اند در حالیکه این بر شاخسار نشستن و از بن بریدن و هیچ اصل عام‌الشمولی باقی نگذاشتند، آتشی به پا کرده است که دودش در چشم همگان می‌رود و تر و خشک با هم خواهند سوخت. حقوق آمده است تا جای جنگ را بگیرد نه اینکه به خیال خام و باطل برخی بتوان با جنگ به حقوق و حق رسید چرا که بر خرابه‌های حقوق، نمی‌توان کاخ حق و آزادی برپا ساخت و زهی خیال باطل.

بنابراین در مواجهه با نقض های فاحش حقوق بشردوستانه و جنایات جنگی دولت ایران هم باید اقدامات تحقیقاتی را با دعوت از گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر ایران و سایر فعالان حقوق بشری با هدف مستندسازی و ثبت و ضبط حقیقت و نمایش و انعکاس آن دنبال کند تا در جنگ روایتی جاری فرصت سفید شویی جنایت و انکار و تحریف واقعیت و حقیقت برای جنایتکاران فراهم نشود و از سوی دیگر هم از ظرفیت های ملی – از رهگذر تشکیل دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم جنگی آمریکا و اسرائیل بر اساس یک قانون و آیین دادرسی ویژه و اختصاصی بر اساس موازین حقوق بین‌الملل کیفری – و هم ظرفیت های بین‌المللی – از رهگذر ارسال مستندات به دادستانی دیوان کیفری بین المللی و پذیرش موردی صلاحیت آن برای رسیدگی به جرایم جنگی امریکا و اسرائیل علیه ملت ایران در جنگ جاری بدون واهمه از متهم شدن متقابل- در دستور کار قرار دهد تا حق بر حقیقت و عدالت و جبران خسارت ایرانیان قربانی جرایم جنگی فراهم شود.

بنابر قاعده شلیک نخست، اولین قربانیان شلیک و حمله آغازین یک جنگ حتی اگر نظامی باشند مشمول قواعد زمان صلح و حمایت های حقوق بشر از جمله حق بر حیات هستند و برخلاف نظامیان زمان جنگ هدف مشروع قلمداد نمی‌شوند.

در مقابله با روایت سازی مجعول متخاصم و حامیان مجازی ایشان نیز که جاده صاف کن جنایت شده و با تحریم و اطلاعات دروغین در ارتکاب جنایت جنگی حمله به غیرنظامیان و اماکن نظامی معاونت مسوولیت افرین می‌کنند نیز لازم است تا ادعاهای متخاصم مورد راستی ازمایی حقوقی قرار بگیرد و حقیقت تابانده شود.

به عنوان نمونه حمله به مراکز انتظامی که قوایی که صرفا تامین کننده نظم و امنیت داخلی هستند و بخشی از نیروهای مسلح در یک مخاصمه مسلحانه بین المللی قلمداد نمی‌شوند خلاف موازین حقوق بشر دوستانه و حمله به غیرنظامیانی محسوب می‌شود که قرار است در زمان جنگ و بعد از آن نظم و امنیت شهروندان را تامین کنند و حمله به ایشان به معنای ناامن سازی شهرها و وحشت پراکنی منتج به جابجایی قهری و اجباری جمعیت و رها سازی شهرها و کاشانه ها خواهد شد که خود یک رفتار مجرمانه و جنایت جنگی است؛ چنانکه مجرمانه و غیر موثر بودن هشدارهای رژیم جنایتکار اسرائیل پیش از حمله به مراکز شهری نیز باید مورد تاکید قرار بگیرد چرا که این هشدارها به دلیل هشدار به تخلیه مراکز شهری و مسکونی هم خود مجرمانه است و هم رافع مسوولیت اسرائیل با استناد به رعایت اصل احتیاط نخواهد بود چرا که عدم دسترسی به این هشدار ها برای عموم مردم و فاصله کوتاه میان هشدار و حمله عملا امکان تخلیه و دوری گزیدن از اهداف اسرائیل را نمی‌دهد.

موازین تغییرناپذیرحقوقی، تابع بد و خوشایند و منویات سیاسی دولت‌ها و افراد نیست

ما در ابتدای جنگ شاهد ترور رهبر انقلاب بودیم آیا ترور رهبر سیاسی کشوری در حقوق بین‌الملل جایگاهی دارد؟ آیا قاعده یا قانون مشخصی برای مشروع جلوه دادن چنین تروری وجود دارد؟ ترور رهبر ایران شامل بندی که مشمول فرماندهان جنگی در میدان می‌شود بود؟

حمله موشکی به بیت رهبری و ترور رهبر انقلاب و خانواده آن از وجه فردی ترور و نقض قواعد حقوق بشر مبنی بر ممنوعیت قتل های فراقضایی بوده است لیکن وجه مهمتر آن همان بعد جمعی آن است یعنی این حمله مسلحانه یک عمل تجاوزکارانه علیه تمامیت ارضی و همچنین استقلال سیاسی و مداخله غیرقانونی در امور و مناسبات داخلی آن و آغازگر جنایت تجاوز نظامی و سرزمینی به ایران بوده است که موجبات مسوولیت بین المللی متجاوزان را رقم می‌زند.

بنابراین، با هیچ قاعده‌ای چنین تجاوزی در میزان حقوق بین‌الملل قانونی و مشروع قلمداد نمی‌شود و موازین تغییرناپذیرحقوقی نیز تابع بدایند و خوشایند و منویات سیاسی دولت ها و افراد نیست که به واسطه آن تغییر کند و معیارهای دوگانه بر آن حاکم شود. هرچند با شروع تهاجم و جنگ هدف قراردادن نظامیان از سوی متجاوز از منظر حقوق بشردوستانه – بنابر تفسیر و خوانش رایج و غالب این این نظام هنجاری- مجاز است – که البته خود محل نقد است چرا که چنین تجویزی به معنای هموار کردن مسیر تجاوز و تضعیف دولت مدافع در اعمال حق ذاتی دفاع مشروع خود با از دست دادن نیروهای نظامی و مسلح خویش به عنوان بازوان اجرایی حق دفاع مسلحانه در برابر تجاوز است- لیکن باید توجه داشت که بنابر قاعده شلیک نخست، اولین قربانیان شلیک و حمله آغازین یک جنگ حتی اگر نظامی باشند مشمول قواعد زمان صلح و حمایت های حقوق بشر از جمله حق بر حیات هستند و برخلاف نظامیان زمان جنگ هدف مشروع قلمداد نمی‌شوند. لذا چه در جنگ جاری اخیر و چه در جنگ ۱۲ روزه حمله آغازین رژیم جنایتکار و متجاوز اسرائیل که منتج به ترور برخی فرماندهان ارشد نظامی‌و فرماندهی کل قوا شد رفتاری خلاف موازین و قواعد حقوق بین‌الملل بوده است.

رویکرد دیکتاتورمابانه آمریکا، میخی بر تابوت حقوق بین‌الملل است

هدف آمریکا از حمله به مراکز آموزشی نابودسازی زیست شهری ایرانیان است

ما شاهد حمله به مدرسه دخترانه میناب و دیگر مدارس و مکان‌های غیرنظامی در طول یک هفته گذشته بودیم که به اذعان خود آمریکایی‌ها هم از طرف ارتش این کشور صورت گرفته است قوانین بین‌المللی در این زمینه چه می‌گویند؟

تجاوز نامشروع و مجرمانه ایالات متحده آمریکا به ایران که با حمله به مدرسه دخترانه شجره طیبه در شهرستان میناب آغاز شد که منتج به کشتار دسته جمعی تعداد قابل توجهی از دختران محصل و دانش اموز آن مدرسه گردید، نقض فاحش قواعد حقوق بشردوستانه و مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه بین المللی است که آشکارا به دلیل عمدی بودن آن به آستانه جنایت جنگی می‌رسد این رفتار مجرمانه هم از باب هدایت عمدی حمله علیه اماکن غیر نظامی و نقض اصل بنیادین تفکیک نظامیان از غیرنظامیان و هم هدایت عمدی حملات نظامی علیه مراکز اموزشی و مدارس و نقض حق بر آموزش کودکان این سرزمین هم نقض حقوق بشر است و هم نقض حقوق بشردوستانه. آغاز جنگ با کشتاری چنین وسیع که دختران و زنان ایران زمین و آینده سازان آن را هدف قرار گرفته است می‌تواند در راستای سیاست ایران ستیزی ایالات متحده آمریکا تلقی شود و به دلیل محروم سازی شدید ملت ایران از حقوق بنیادینشان مانند حق بر آموزش به عنوان تعقیب و آزار که یکی از رفتارهای سازنده جنایت علیه بشریت است نیز قلمداد شود و در ادامه سیاست های مجرمانه تحریم های اقتصادی آسیب رسان به مردم ایران و مجازات جمعی ایشان قلمداد شود.

باید توجه داشت که در حقوق بین‌الملل کیفری تفسیر نمادین وقایع و اتفاقات بسیار مهم است. آغاز حمله به مراکز آموزشی و دختران ایران زمین در کنار حمله و آسیب به اماکن تاریخی و موزه‌ها و همچنین میادین و گذرگاه‌های شهری همگی تاب تفسیر نمادین و پرده‌برداری از سیاست مجرمانه و غایی متجاوزان را دارد تا نشان دهد نه آزادی مورد ادعای ایران بلکه نابودسازی زیست شهری ایرانیان و محروم شدن ایشان از حق بر آموزش و حق بر ورزش و دسترسی به اماکن ورزشی و ورزشگاه ها و همچنین تیشه بر ریشه تاریخ کهن ایران و در یک کلام محروم کردن شهروندان از داشتن یک زندگی معمولی و عادی هدف و در میان است.

آنچه مهم است آنکه در مواجهه با این جنایت ددمنشانه که تردامنی ایالامت متحده امریکای جنایتکار و متجاوز را بر آفتاب حقیقت افکنده است و واکنش و محکومیت جهانی را نیز برانگیخته است دولت ایران باید فرصت را غنیمت شمارد و موج محکومیت‌ها را تشدید و تقویت کند و با تشکیل یک کمیته تحقیق و حقیقت‌یابی متشکل از حقوقدانان و خبرنگاران و فعالان مدنی داخل و خارج از کشور حتی با گرایشات انتقادی نسبت به دولت ایران مانند خبرنگاران بی بی سی و برخی سرویس‌های اجتماعی روزنامه‌های داخلی و حتی گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر ایران، جنایت آمریکا را مستند و ثبت و ضبط کرده و بر پایه یافته‌های آن که البته از سوی رسانه‌های بین‌المللی پرشماری تایید شده است تعقیب کیفری آمران و عاملان این حادثه را از رهگذر مجامع بین‌المللی از جمله شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و مجمع عمومی سازمان ملل و حتی دیوان کیفری بین المللی با پذیرش موردی صلاحیت این نهاد بین المللی دنبال کند و نگذارد این جنایت سرد شود.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *