گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ در این گزارش تحلیلی که در قالب مجموعه «سنجش نبض» منتشر شده، هفت کارشناس برجسته حوزه امنیت و سیاست خارجی اروپا به این پرسش بنیادین پاسخ میدهند که آیا این دور جدید از تنشها، آخرین نی برای پیمان آتلانتیک شمالی خواهد بود. یافتههای کارشناسان در سه محور اصلی دستهبندی میشود: نخست، فرسایش جبرانناپذیر اعتماد به تعهد دفاعی آمریکا (ماده ۵)؛ دوم، ضرورت بازتعریف نقش ناتو در غیاب رهبری مطمئن ایالات متحده؛ و سوم، لزوم اروپاییسازی تدریجی ساختارهای دفاعی قاره کهن. ۱. پایان اعتماد کورکورانه به متحد اصلی: جیم تاونسند، عضو ارشد مرکز امنیت جدید آمریکا، با قاطعیت اعلام میکند که «متحدان از خط قرمز عبور کردهاند: اعتماد به تعهد ایالات متحده نسبت به ماده ۵ ناتو برای همیشه تضعیف شده است». به باور وی، دیگر هیچگاه روابط به روال عادی بازنخواهد گشت و فقدان اعتماد، بهایی است که واشنگتن بهطور کاملاً قابلاجتنابی پرداخته است. ۲. درس جغرافیای سیاسی برای کاخ سفید: مینا اولاندر، تحلیلگر موسسه روابط بینالملل سوئد، جنگ ایران را یک «درس جغرافیای سیاسی ضروری» برای دولت ترامپ توصیف میکند. آمریکا اکنون از طریق تجربه مستقیم دریافته است که انجام عملیات نظامی در خاورمیانه بدون دسترسی به پایگاههای اروپایی، فارغ از اینکه چه کسی در کاخ سفید نشسته باشد، دشوار است. با این حال، اولاندر معتقد است بعید است این دولت از اشتباهات خود درس بگیرد. ۳. بقای ناتو حتی بدون آمریکا: اولاندر با اشاره به تاریخ ۷۷ ساله ناتو استدلال میکند که این اتحاد فراتر از یک پیمان صرفاً نظامی، به ساختاری برای همکاری دفاعی میان کشورهای اروپایی تبدیل شده است. بنابراین ناتو میتواند حتی از جنگ ایران و حتی خروج احتمالی آمریکا جان سالم به در ببرد، هرچند در قالبی کاملاً متفاوت. کار برای ساختن «ستون اروپایی» ناتو و انتقال تدریجی مسئولیتها از هماکنون آغاز شده است. ۴. آسیبهای اقتصادی و امنیتی برای اروپا: ایان باند، معاون مرکز اصلاحات اروپا، جنگ را یک «فاجعه» توصیف میکند که به امنیت و اقتصاد اروپا آسیب جدی وارد کرده است. به گفته وی، اگر جنگ با کنترل قویتر ایران بر تنگه هرمز پایان یابد (که محتمل به نظر میرسد)، امنیت انرژی و غذایی اروپا به شدت تهدید خواهد شد. همچنین روسیه از این درگیری سود برده، زیرا ترامپ برخی تحریمهای نفت و گاز روسیه را کاهش داده و فشار بر مسکو برای پایان جنگ علیه اوکراین را دشوارتر کرده است. ۵. کاهش ریسکپذیری از متحد غیرقابلپیشبینی: باند تأکید میکند که اروپاییها نمیخواهند پیوند خود با ناتو را قطع کنند (ساختار فرماندهی یکپارچه و فرآیندهای برنامهریزی آن بسیار ارزشمند و سختتکرار است)، اما ماجراجویی ترامپ در خاورمیانه، آنها را به «کاهش ریسکپذیری» از یک متحد روزافزون غیرقابلپیشبینی ترغیب خواهد کرد. ۶. اروپاییسازی ناتو: یک ضرورت نه یک انتخاب: کریستی رایک، مدیر مرکز بینالمللی دفاع و امنیت، آسیب واردشده توسط ترامپ را «غیرقابلبازگشت» اما ناشی از تغییرات ساختاری و بلندمدت در منافع استراتژیک آمریکا میداند. به باور وی، اروپاییها باید «بزرگ شوند» و رهبری دفاع از قاره را خود بر عهده بگیرند. ناتو میتواند با اروپاییسازی تدریجی رویههای تصمیمگیری، ساختارهای فرماندهی و طرحهای دفاعی خود، همچنان باقی بماند. رایک تأکید میکند که اروپا باید سبکهای جنگی خود را بر اساس درسهای اوکراین توسعه دهد، نه اینکه صرفاً به دنبال دستیابی به تمام قابلیتهایی باشد که آمریکا فراهم کرده است. ۷. فرصت محدود اروپا: رایک هشدار میدهد که هیچکس نمیداند ترامپ چگونه به حمله احتمالی به یکی از اعضای ناتو واکنش نشان خواهد داد. کشورهای خط مقدم (از جمله لهستان و کشورهای بالتیک) در حال تقویت آمادگی خود برای مقابله مستقل هستند، اما بقیه اروپا هنوز چنین احساس فوریتی نشان ندادهاند. ۸. تداوم همکاری با وجود آگاهی از پایان راهبرد سنتی: اریک جونز، پژوهشگر غیرمقیم کارنگی اروپا، معتقد است که رهبران اروپایی به کار با ناتو و جلب حمایت آمریکا ادامه خواهند داد، اما مدتهاست میدانند که این راهبرد بلندمدت پایدار نیست. سوال این است که چه خواهند کرد. جونز توصیه میکند که اروپا به جای نادیده گرفتن منافع جمعی خود در پاسخ به طعنههای ترامپ برای پذیرش مسئولیت امنیت خلیج فارس، باید وابستگی خود به نفت و گاز آمریکا را کاهش دهد، اما به شکلی که روسیه به بهای اوکراین تقویت نشود. ۹. بقای نهادی در برابر فرسایش اعتماد: مایکل جان ویلیامز، دانشیار دانشگاه سیراکیوز، تمایز قاطعی قائل میشود: اگر بقا را به معنای صرفاً نهادی تعریف کنیم، چشمانداز کوتاهمدت و میانمدت ناتو قوی است و سازوکارهای آن طی هفتهها یا ماهها فرو نخواهد پاشید. اما اگر بقا به معنای اعتماد متقابل، چشمانداز راهبردی مشترک و اراده جمعی برای اقدام متحدانه باشد، پایداری بلندمدت ناتو بسیار نامطمئن خواهد بود. به باور وی، جنگ ایران در این معنا فقط جدیدترین «تست استرس» است؛ چالش عمیقتر، وزن انباشته رفتار دولت ترامپ با متحدان خود است. نتیجهگیری: جمعبندی نهایی کارشناسان حاکی از آن است که ناتو ممکن است از دوره ریاستجمهوری ترامپ جان سالم به در ببرد، اما دیگر هرگز به وضع عادی بازنخواهد گشت. واشنگتن با رفتار با وابستگی فراآتلانتیک به عنوان اهرمی برای اجبار به جای پایهای برای امنیت مشترک، اروپا را با یک دوراهی استراتژیک روبرو کرده که دیگر قابل تعویق نیست. پایتختهای اروپایی اکنون باید میان ادامه مدارا با متحدی با قابلیت اطمینان نامشخص و شتاببخشی به توسعه قابلیت دفاعی خودمختار، یکی را انتخاب کنند. ناتو به احتمال زیاد به عنوان یک مجمع سیاسی و بستری برای گفتگوی فراآتلانتیک باقی خواهد ماند، اما روند مهمتر در سالهای آینده، یک «تغییر آرام اما عمدی» از اتحاد به عنوان اصل سازماندهنده دفاع اروپا به سمت ساختارهای مستقل اروپایی خواهد بود.
-
اندازه متن
+
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟