رسانه تصویری خبر۲۴

علی لاریجانی؛ از معماری امنیت ملی تا شهادت در راه وطن

علی لاریجانی؛ از معماری امنیت ملی تا شهادت در راه وطن

جنگ ۴۰ روزه که با شهادت رهبر معظم انقلاب در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا آتش‌بس دو هفته‌ای ادامه یافت، فرصتی بی‌سابقه برای سنجش میدانی «قدرت ملی» ایران در سه سطح نظامی، اجتماعی و سیاسی فراهم آورد. در میان چهره‌های شاخصی که در این ایام نقشی محوری ایفا…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ لاریجانی که در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ به درجه رفیع شهادت نائل آمد، نه تنها «طراح اصلی استراتژی نظامی و دیپلماتیک ایران» در این جنگ بود، بلکه به اذعان تحلیلگران بین‌المللی، در عمل به «رئیس‌الفعلی کشور» تبدیل شده بود که توانست با مدیریت بحرانی بی‌نظیر، ایران را از یکی از پیچیده‌ترین آزمون‌های تاریخی خود سربلند بیرون آورد. این یادداشت به روایت ابعاد پنهان نقش‌آفرینی این شخصیت کم‌نظیر در عرصه‌های امنیتی، دیپلماتیک و سیاسی می‌پردازد.

یادبودی برای معمار مقاومت

امروز در حالی چهلمین روز شهادت علی لاریجانی را پشت سر می‌گذاریم که ابعاد واقعی نقش او در مدیریت جنگ ۴۰ روزه، هر روز بیشتر آشکار می‌شود. آنچه مسلم است، لاریجانی در بحرانی‌ترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی پس از شهادت رهبر معظم انقلاب و تعدادی از فرماندهان ارشد در حملات ۸ اسفند، توانست با اتکا به ۴۵ سال تجربه در حساس‌ترین نهادهای کشور، «ستون فقرات راهبردی نظام» را حفظ کند.

رهبر معظم انقلاب در پیام تسلیت خود در همان روزهای نخست جنگ، لاریجانی را «مفسر سیاست‌های نظام در سخت‌ترین شرایط» و «مدیری لایق و متعهد» توصیف کردند.

مسیر ۴۵ ساله؛ از نهادهای رسانه‌ای تا شعام

برای درک عظمت نقش لاریجانی در جنگ ۴۰ روزه، ناگزیر از مرور کارنامه او هستیم. لاریجانی که در ۳ خرداد ۱۳۳۶ در نجف اشرف متولد شد، پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۰ فعالیت رسمی خود را به عنوان رئیس واحد مرکزی خبر آغاز کرد و در سال ۱۳۶۱ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست.

فرماندهی در جنگ تحمیلی هشت ساله، معاون وزیر دفاع از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۸، جانشین رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران ۱۳۶۸-۱۳۷۲ و حضور در تمامی عالی‌ترین نهادهای تصمیم‌گیری نظامی کشور از سوابق نظامی لاریجانی به شمار می رود.

سوابق راهبردی و امنیتی:

– دبیر شورای عالی امنیت ملی در دو دوره متفاوت: نخست از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ به عنوان رئیس پرونده هسته‌ای کشور
دوره دوم از ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ تا ۲۶ اسفند ۱۴۰۴

-دوازده سال ریاست مجلس شورای اسلامی که طولانی‌ترین دوران ریاست مجلس در تاریخ ایران بشمار می رود.

– رئیس سازمان صدا و سیما به مدت یک دهه

نقش آفرینی در مذاکرات هسته‌ای و دیپلماسی

لاریجانی به عنوان مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران در دوره نخست دبیری شورای عالی امنیت ملی، رویکردی «مبتنی بر عزت و حکمت» را پیش برد و هرگونه تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای را رد کرد. او شعار معروف «صلح از موضع قدرت» را در عرصه دیپلماتیک به اجرا درآورد.

شهادت رهبر انقلاب و خلأ قدرت

در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، آمریکا و رژیم صهیونیستی با یک عملیات ترکیبی، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی را به شهادت رساندند. این حادثه که از آن به عنوان «فاجعه ۹ اسفند» یاد می‌شود، می‌توانست ایران را در یک خلأ راهبردی و بحران عمیق قدرت فرو ببرد.

در چنین شرایط بی‌سابقه‌ای، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور و با دبیری «علی لاریجانی» به عنوان عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری امنیتی کشور، عملاً مدیریت بحران را بر عهده گرفت. بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، «لاریجانی فردی بود که غربی‌ها معتقد بودند واقعاً می‌تواند به توافقات عمل کند و می‌داند چگونه در داخل برای سازش‌های لازم پوشش سیاسی بدهد»

نقش لاریجانی در جنگ؛ معمار سه‌وجهی قدرت

۱. مدیریت امنیتی و هماهنگی دفاع ملی؛ نخستین و مهم‌ترین نقش لاریجانی، هماهنگی میان قوا و دستگاه‌های امنیتی و نظامی بود. در شرایطی که خبر شهادت رهبر انقلاب روح و روان کشور را لرزانده بود، لاریجانی با تشکیل جلسات اضطراری شورایعالی امنیت ملی و حضور مستمر در قرارگاه‌های عملیاتی، توانست فرماندهی متمرکز و هماهنگی را حفظ کند.

۲. دیپلماسی مقاومتی و مدیریت بین‌المللی؛ در عرصه دیپلماسی، لاریجانی رویکردی قاطع و بدون عقب‌نشینی داشت. در ۹ اسفند، او در پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران هیچ مذاکره‌ای با آمریکا انجام نخواهد داد.»

او این موضع را با استناد به تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی اتخاذ کرد و در واکنش به ادعای ترامپ مبنی بر اینکه «ایرانی‌ها خواهان مذاکره هستند»، نوشت: «رئیس‌جمهور آمریکا با رویاهای توهم‌آمیز خود منطقه را به آشوب کشانده و اکنون نگران تلفات بیشتر بر سربازان آمریکایی است». لاریجانی در همان روزهای نخست جنگ تأکید کرد: «ارتش ایران هیچ تجاوزی آغاز نکرده است. امروز، ملت ایران از خود دفاع می‌کند.»

۳. مدیریت افکار عمومی و جنگ روایت‌ها؛ یکی از جلوه‌های هوشمندی لاریجانی، حضور فعال در فضای مجازی و مدیریت افکار عمومی بود. بر اساس گزارش‌ها، او در دو هفته نخست جنگ «به طور مکرر در رسانه‌های اجتماعی ظاهر می‌شد و مدام دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا را به چالش می‌کشید.» او در اظهارات خود به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز هشدار داد: «شما می‌دانید که آمریکا به شما هیچ وفاداری ندارد و اسرائیل دشمن شماست. کمی درنگ کنید و به فکر خود و آینده این منطقه باشید».

لاریجانی در یکی از آخرین پیام‌های خود پیش از شهادت، بر آمادگی ایران برای «جنگی طولانی و فرسایشی» تأکید کرد و نوشت: «برخلاف آمریکا، ایران برای جنگی طولانی آماده است.»

شهادت لاریجانی؛ نقطه عطف جنگ

در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۴۰۴، علی لاریجانی در یک حمله هوایی رژیم صهیونیستی در تهران به همراه پسرش به شهادت رسید. بر اساس گزارش‌ها، «نخست‌وزیر اسرائیل شخصاً دستور این حمله را صادر کرده بود.» شهادت لاریجانی واکنش‌های گسترده‌ای در سطح جهانی برانگیخت. تحلیلگران بین‌المللی شهادت او را «اشتباه استراتژیک آمریکا و اسرائیل» ارزیابی کردند. برخی از تحلیلگران براین باورند که «با حذف لاریجانی، اسرائیلی‌ها ممکن است آخرین فردی را که می‌توانست به هرگونه گفت‌وگویی برای پایان جنگ منجر شود، از میان برداشته باشند.»

چرا جنگ ۴۰ روزه یک «آزمایش بزرگ ملی» بود؟

هنگامی که در روزهای اول اسفندماه، حملات ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه اهداف نظامی و زیرساختی ایران آغاز شد، بسیاری از تحلیلگران غربی پیش‌بینی می‌کردند که ایران قادر به ادامه مقاومت نخواهد بود و ظرف چند روز دچار فروپاشی می شود. اما آنچه در ۴۰ روز بعد رخ داد، تمام معادلات را بر هم زد. آن‌ها فکر می‌کردند با تشدید تهدیدها، مردم ایران از صحنه خارج می‌شوند، اما در عمل شاهد حضور قوی‌تر مردم و افزایش سطح مسئولیت‌پذیری اجتماعی بودیم.

مسعود پزشکیان در این باره تأکید کرد: «در این جنگ، قدرت‌هایی با ادعاها و پرستیژ گسترده در برابر ملت ایران ایستادند، اما استقامت مردم باعث شد این جریان‌ها به ناچار عقب‌نشینی کنند. این یک دستاورد بزرگ و راهبردی برای کشور است».

این جنگ، برخلاف تمامی برآوردهای دشمن، نه تنها انسجام ملی را تضعیف نکرد، بلکه آن را مستحکم‌تر ساخت. مردم با حضور آگاهانه خود، تمامی سناریوهای طراحی شده برای ایجاد بی‌ثباتی را خنثی کردند. سؤال اساسی این است، چه عواملی این تاب‌آوری را ممکن ساخت و چه درس‌هایی از این تجربه تاریخی می‌توان برای آینده برداشت؟

قابلیت‌های نظامی؛ بازدارندگی در عمل

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنگ ۴۰ روزه، اثبات توانمندی‌های بی‌بدیل نیروهای مسلح ایران در برابر پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی جهان بود. وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سپاه هفت پیروزی اساسی را در این جنگ احصا کرده است که «پیروزی نظامی» در رأس آن قرار دارد.

از جمله مهم‌ترین جلوه‌های این قدرت نظامی، کنترل راهبردی بر تنگه هرمز بود. برای نخستین بار، ایران توانست این آبراه حیاتی جهانی را به طور مؤثر تحت کنترل خود درآورد و آن را به «اهرمی مهم برای تأمین مطالبات ملی» تبدیل کند. این اقدام که سال‌ها به عنوان «گزینه حیاتی و مهم» ایران از آن یاد می‌شد، در عمل اجرا شد و جریان ۲۰ درصد از نفت جهانی را مختل ساخت. همچنین، پدافند هوایی ایران با موفقیت هواپیماهای پیشرفته دشمن را هدف قرار داد و تمامی ادعاهای آمریکا مبنی بر برتری هوایی را با چالش جدی مواجه ساخت.

انسجام اجتماعی؛ معجزه حضور مردم

شاید مهم‌ترین دستاورد جنگ ۴۰ روزه انسجام اجتماعی باشد. ثبت‌نام بیش از ۳۰ میلیون نفر در «طرح جان فدایان» رقمی بی‌سابقه در تاریخ معاصر ایران و جهان است. رئیس‌جمهور در این باره گفت: «برخی گمان می‌کردند با تشدید تهدیدها، مردم ایران از صحنه خارج می‌شوند. اما در عمل شاهد حضور قوی‌تر مردم و افزایش سطح مسئولیت‌پذیری اجتماعی بودیم. مردم با حضور آگاهانه خود، تمامی سناریوهای طراحی شده برای ایجاد بی‌ثباتی را خنثی کردند و برخلاف محاسبات دشمن، همبستگی ملی را مستحکم‌تر ساختند».

این انسجام اجتماعی ریشه در عمق تاریخی و فرهنگی ایران داشت. دشمن تصور می‌کرد که می‌تواند با بمباران زیرساخت‌ها و حتی شهادت رهبر معظم انقلاب، اراده مردم را در هم بشکند، اما برعکس، این اقدامات وحشیانه باعث شد مردم بیش از پیش حول نظام اسلامی متحد شوند.

دستاوردهای سیاسی و بین‌المللی؛ شکست هژمونی آمریکا

جنگ ۴۰ روزه نشان داد که آمریکا و هم‌پیمانانش نه توانایی فروپاشی نظام اسلامی ایران را دارند و نه می‌توانند اراده ملت ایران را در هم بشکنند. همچنین در عرصه بین‌المللی نیز دستاوردهای مهمی حاصل شد. دشمن به دنبال تشکیل ائتلاف ضدایرانی بود اما در این هدف ناکام ماند و در مقابل، موج گسترده‌ای از افکار عمومی ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی در سطح جهان شکل گرفت، تا جایی که حتی در داخل خود آمریکا نیز اعتراضات گسترده‌ای علیه سیاست‌های جنگی دولت این کشور برگزار شد. آمریکا با اهدافی همچون تغییر حکومت و خلع سلاح هسته‌ای ایران پا به این جنگ گذاشت، اما در پایان، نه تنها به هیچ یک از این اهداف دست نیافت، بلکه در عمل مجبور شد بر سر مسائل تاکتیکی مانند آزادی کشتیرانی با ایران مذاکره کند.

حائز اهمیت است که آمریکا با تمام توان نظامی خود وارد جنگ شد، اما در نهایت با ذلت و بدون تحقق هیچ یک از اهداف خود، درخواست آتش‌بس کرد. این شکست، افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا را برای همیشه در منطقه خاورمیانه از بین برد.

پیروزی در جنگ، میدان را برای دیپلماسی قدرتمند هموار کرد. ایران نشان داد که از موضع قدرت می‌تواند پای میز مذاکره بنشیند و منافع ملی خود را با قاطعیت پیگیری کند. دیپلماسیِ مقاومتی، مبتنی بر تلفیق قدرت نظامی و هوشمندی دیپلماتیک، الگویی است که می‌تواند در سایر مسائل نیز مورد استفاده قرار گیرد.

شرایط امروز را شاید بتوان با راهبردهای دیپلماتیک شهید لاریجانی و استراتژی «صلح از موضع قدرت» بهتر ارزیابی کرد. امروز، ایران قوی‌تر و مصمم‌تر از همیشه، در مسیر عزت و پیشرفت گام برمی‌دارد و آنچه این مسیر را هموار می‌کند، توجه به درس‌های این جنگ و عمل به آن‌ها در عرصه‌های مختلف است. ملت ایران ثابت کرد که «اگر دشمن اشتباه کند، ایران فرصتی برای جهش می‌یابد».

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *