-
اندازه متن
+
به گزارش خبر ۲۴؛ دکتر موسی نجفی استاد تمام علوم سیاسی طی یادداشتی نوشت:
البته توبه چند ماه بعد عوامالناسی که شیخ شهید، آنان را «کوفه صغیره» خوانده بود، نتوانست این اشتباه را در شادی کودکانهشان پای چوبه دار جبران نماید! اما جنس طناب دار شیخ از نخ بیبصیرتی مردمی درست شده بود که (بهدرستی) فهم درستی از اجنبی و اجنبیزدگی نداشتند. همانهایی که از دیگ پلوی سفارت انگلیس «بیشبهه» خوردند و بهجای فکر کردن درباره «خیانت» انگلیس به «حمایت» انگلیس دل خوش کردند! و البته نتیجه این بلاهت را هم چند سال بعد با کودتای قزاقی دیدند که «دستکش مخملی» آزادیخواهی مشروطهخواهان را درآورد و «دست چدنی و آهنین استعمار» را (سرکوبگرانه) عیانساخت. عبرت تاریخی به ما میآموزد به هر میزان که بیبصیرتی باقی باشد، طنابی دیگر مهیا شده و آزادمردی و یا شیخی دوباره بر دار خواهد رفت. فاعتبروا یا اولی الابصار. اما شخصیت شیخ فضلالله نوری برای دهه پنجم انقلاب اسلامی میتواند حرفی برای گفتن داشته باشد یا نه. من یک نظریه طرح میکنم، سپس چند نکته در استدلال آن میآورم و در پایان به نتیجهگیری میرسم. انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه، از این جهت تفاوتی ندارند که هر دو چند مرحله دارند. یک مرحله، مرحله نهضت است که باید به پیروزی برسد. نهضت مشروطه به نظام مشروطه منجر شد و انقلاب اسلامی نیز به نظام اسلامی انجامید. منتها انقلاب اسلامی یک مرحله بالاتر رفت؛ یعنی به سمت تمدن اسلامی حرکت کرد. تفاوت «تمدن» و «نظام» این است که تمدن، نظام را بسط و تفصیل میدهد و گسترده میکند؛ اما نهضت مشروطیت به مرحله تمدن نرسید. اما چرا نهضت مشروطه، با اینکه به نظام مشروطه منجر شد، به تمدنسازی نرسید و پس از دو دهه به قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدوله، کودتای سوم اسفند و نظام پهلوی ختم شد؛ اما انقلاب اسلامی چنین مسیری را طی نکرد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟