رسانه تصویری خبر۲۴

جزئیات پیگیری انتقام خون رهبر شهید؛ منافع تنگه هرمز باید به ایران برسد

جزئیات پیگیری انتقام خون رهبر شهید؛ منافع تنگه هرمز باید به ایران برسد

عضو هیئت رئیسه مجلس با تأکید بر لزوم حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز گفت: استفاده از این آبراه برخلاف امنیت ملی ایران قابل قبول نیست و مزیت‌ها و منافع راهبردی آن باید به کشورمان برسد.

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ تحولات ماه‌های اخیر، پرسش‌های مهمی را درباره جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، ظرفیت‌های بازدارندگی کشور و همچنین الزامات عبور از شرایط جدید پیش روی کشور قرار داده است؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آنها صرفاً در میدان نظامی خلاصه نمی‌شود و ابعاد سیاسی، امنیتی، منطقه‌ای و اجتماعی را نیز دربرمی‌گیرد. در چنین شرایطی، موضوعاتی همچون آینده نظم جهانی، نقش ایران در معادلات منطقه، ظرفیت‌های راهبردی کشور، جایگاه تنگه هرمز، نقش جبهه مقاومت، نحوه مواجهه با دشمنان و در نهایت ضرورت حفظ انسجام و وحدت داخلی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

«احمد نادری»، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری مهر، از مجموعه این موضوعات سخن گفته و تلاش کرده تصویری از آنچه امروز در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و آنچه می‌تواند در آینده به مؤلفه‌ای تعیین‌کننده در معادلات منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود، ارائه دهد.

از نگاه نادری، ایران در سال‌های گذشته ظرفیت‌هایی را در حوزه‌های مختلف ایجاد کرده که بخشی از آنها در جریان تحولات اخیر آشکارتر شده است؛ ظرفیت‌هایی که به اعتقاد او می‌توانند جایگاه ایران را در نظم در حال شکل‌گیری جهان ارتقا دهند. او در این میان، علاوه بر توان موشکی و ظرفیت‌های منطقه‌ای، از تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین برگ‌های راهبردی ایران یاد می‌کند و بر ضرورت تثبیت جایگاه ایران بر تنگه هرمز تاکید دارد.

عضو هیئت رئیسه مجلس همچنین درباره ضرورت پیگیری انتقام از عاملان شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی و دیگر شهدای کشورمان، مواجهه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، نقش جبهه مقاومت در معادلات منطقه‌ای و چشم‌انداز شکل‌گیری یک نظم چندقطبی در جهان سخن می‌گوید.

در بخش دیگری از این گفتگو، نادری بر ضرورت حفظ وحدت در شرایط کنونی تأکید کرده و نقش رهبر معظم انقلاب را به‌عنوان محور وحدت‌بخش مورد توجه قرار می‌دهد؛ موضوعی که از نگاه او، در کنار تقویت توانمندی‌های کشور، برای عبور از شرایط پیش رو اهمیت ویژه‌ای دارد.

احمد نادری، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، شنبه ۱۷ مرداد ماه، به مناسبت روز خبرنگار و در راستای تقدیر از تلاش‌های خبرنگاران، از خبرگزاری مهر بازدید کرد و ضمن خداقوت به خبرنگاران، با مدیرعامل و جمعی از مدیران این خبرگزاری به گفتگو نشست.

آنچه در ادامه می‌خوانید، متن کامل این گفتگو است:

با توجه به ابعاد و تحولات جنگ تحمیلی سوم، ارزیابی شما از اهداف و محاسبات دشمن در آغاز این جنگ چیست و اساساً آنها با چه برآوردی از شرایط جمهوری اسلامی ایران وارد این میدان شدند؟

در مورد بحث جنگ تحمیلی سوم و موضوعاتی که حول‌وحوش آن مطرح است، بحث‌های بسیار زیادی وجود دارد، اما باید به‌طور خلاصه بگویم که دشمنان آمده بودند تا کار جمهوری اسلامی را تمام کنند. آنها در خرداد ۱۴۰۴ جنگی را بر ما تحمیل کردند و یک رده از فرماندهان ما را ترور کردند، اما از آنجایی که در ابتدای سال ۱۴۰۴ و در جنگ ۱۲ روزه، نتوانستند کار را آن‌چنان که باید و شاید تمام کنند،در دی ماه سال ۱۴۰۴ یک کودتای تمام‌عیار را با همگرایی آشکار میان جریان‌های داخلی و بازیگران خارجی بر کشور ما تحمیل کردند.

در کنار فشارهای خارجی، چه عواملی در داخل کشور به ایجاد زمینه‌های اجتماعی حوادث دی‌ماه کمک کرد؟

متأسفانه این موضوع با سوءمدیریت‌های داخلی نیز همراه شد. اگر نگوییم خیانت‌های داخلی، سوءمدیریت‌هایی وجود داشت که در واقع سبب شد زمینه اجتماعی وقوع کودتا در دی‌ماه ۱۴۰۴ ایجاد شود. حداقل در بحث وزارت کار، خیانت وجود داشت، چرا که ما در بحث اعطای کالابرگ به مردم بسیار پیگیر بودیم، اما چندین ماه درگیر مقاومت سرسختانه وزیر و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای ارائه کالابرگ بودیم.

شاید برای اولین بار است که این موضوع را مطرح می‌کنم که ما در آن مقطع یک جلسه محرمانه داشتیم. چند نفر از مقامات دولتی، از معاونان رئیس‌جمهور و وزرا، در آن جلسه حضور داشتند؛ حداقل دو وزیر و یک یا دو معاون رئیس‌جمهور در آنجا حضور داشتند و یکی از وزرایی که در جلسه حضور داشت، گفت: «ما باید انتخاب کنیم بین قحطی و گرانی.» قطعاً بین قحطی و گرانی، عقل سلیم ایجاب می‌کند که ما گرانی را انتخاب کنیم. برای همین، در واقع ما به سمت حذف ارز ترجیحی رفتیم، البته ما این موضوع را قبول نداریم.

حذف ارز ترجیحی ناشی از سوءمدیریت دولت بود، چراکه ما در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ تصویب کرده بودیم که تا پایان سال باید ارز ترجیحی پرداخت شود

چرا تصمیم به حذف ارز ترجیحی را قابل قبول نمی‌دانید و معتقدید دولت می‌توانست به تخصیص آن ادامه دهد؟

این موضوع نیز از نظر ما قابل قبول نبود. ما در مجلس مصوب کرده بودیم که موضوع تخصیص ارز ترجیحی باید تا پایان سال ادامه پیدا کند. همچنین اشراف کافی بر بودجه کشور داشتیم و می‌دانستیم که دولت می‌تواند تا پایان سال آن را تأمین کند. بنابراین، شاهد این سوءمدیریت‌ها بودیم. پس حذف ارز ترجیحی نیز سوءمدیریت دولت بود، چراکه ما در قانون بودجه ۱۴۰۴ تصویب کرده بودیم که تا پایان سال باید ارز ترجیحی پرداخت شود.

شما از شکل‌گیری یک همگرایی آشکار میان جریان‌های داخلی و بازیگران خارجی در حوادث دی‌ ماه ۱۴۰۴ سخن گفتید. این هماهنگی و هم‌زمانی را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه نشانه‌هایی از پیوند میان تحرکات داخلی و مداخله خارجی در آن مقطع مشاهده می‌شد؟

در بحبوحه حوادث دی‌ماه، برای نخستین بار شاهد یک همگرایی آشکار و تمام‌عیار میان جریان‌های داخلی و خارجی در یک فتنه و کودتا بودیم. در فتنه سال ۱۳۸۸ این میزان از همگرایی را به این شکل عیان مشاهده نکردیم؛ در سال ۱۳۷۸ نیز چنین وضعیتی وجود نداشت و حتی در حوادث سال ۱۴۰۱ نیز این میزان از هماهنگی داخلی و خارجی به این شکل آشکار و عیان به وقوع نپیوست. در جریان حوادث دی‌ماه، ربع پهلوی وارد میدان شد و به‌قول معروف، آن فراخوان مشهور را مطرح کرد که «بریزید در خیابان» و به دنبال آن، این مسائل به وقوع پیوست.

در پاسخ به این فراخوان نیز ترامپ وارد شد و به‌صورت رسمی موضع‌گیری کرد. هیچ رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا در طول این ۴۷ سال به این شکل وارد موضوع نشده بود که رسماً اعلام کند اگر جمهوری اسلامی ایران با افرادی که در کف خیابان هستند، مقابله کند، ما به ایران حمله می‌کنیم و مداخله نظامی خواهیم کرد. بحث من این است که این همگرایی تمام‌عیار میان فتنه داخلی و مداخله خارجی، در جریان کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴، خود موضوعی معنادار بود.

در حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴، همگرایی آشکاری میان جریان‌های داخلی و خارجی شکل گرفت؛ به‌گونه‌ای که فراخوان ربع پهلوی با موضع‌گیری مستقیم ترامپ همراه شد

در واقع بحث کودتا، دومین مرحله‌ای بود که در سال ۱۴۰۴ به وقوع پیوست و پس از آن، با فاصله کمی شاهد وقوع جنگ اسفند ماه بودیم که به جنگ رمضان مشهور شد. دشمنان به خیال خود تصور می‌کردند که ضربه اول را در خردادماه و در جنگ ۱۲ روزه زده‌اند، ضربه دوم را در دی‌ماه وارد کرده‌اند و ضربه سوم را نیز در جنگ رمضان، با ترور رهبر انقلاب و عناصر خدوم وزارت اطلاعات، به ما وارد کرده‌اند. در این جریان، اکثر معاونان وزیر اطلاعات، به جز یک یا دو نفر، به شهادت رسیدند و اعضای بلندپایه شورای دفاع نیز به شهادت رسیدند. دشمنان با این تصور باطل که کار ایران ظرف چند روز تمام خواهد شد، وارد این مرحله شدند، اما این اتفاق نیفتاد.

با توجه به اینکه جنگ، علاوه بر خسارت‌ها و تبعات انسانی، می‌تواند تجربه‌هایی برای کشورها به همراه داشته باشد، جنگ‌های تحمیلی اخیر چه درس‌ها و تجربیاتی برای ایران به همراه داشت؟

جنگ پدیده‌ای بسیار خشن است، اما جنگ می تواند تجربیاتی را به کشورها دهد تا از آن درس بگیرند و موجودیت های خود را حفظ کنند. جنگ ۱۲ روزه برای ما نعمت بود. دشمن در آن جنگ سطحی از فرماندهان و دانشمندان ما را ترور کرد و ما در یک شوک بودیم. اگر اشتباه نکنم، ۱۷، ۱۸ ساعت طول کشید تا ما توانستیم اولین شلیک را انجام بدیم، چون در واقع فرمانده سپاه را شهید کرده بودند، فرمانده قرارگاه خاتم را شهید کرده بودند، در ذیل فرمانده سپاه، فرمانده هوافضا و فرمانده یگان موشکی را شهید کرده بودند. از سوی دیگر، سیستم آفندی ما هم دچار یک سری موضوعات مرتبط با جنگ الکترونیک شده بود. یعنی تا ما توانستیم خودمان را بازیابی کنیم، ۱۷، ۱۸ ساعت طول کشید.

در جنگ ۴۰ روزه، کمتر از ۱۵ دقیقه پس از آغاز حمله، ایران نخستین شلیک را به سمت اهداف دشمن انجام داد. این واکنش سریع، نتیجه یک پروتکل مشخص بود که بر اساس آن، زنجیره فرماندهی و مسئولیت شلیک تا چندین رده پایین‌تر تعریف شده بود

با توجه به تجربیات و نقاط ضعفی که در جنگ ۱۲ روزه شناسایی شد، چه تغییراتی در ساختار فرماندهی و سازوکار واکنش سریع ایجاد شد که در جنگ ۴۰ روزه توانستیم در کوتاه‌ترین زمان به دشمن پاسخ دهیم؟

در جنگ ۴۰ روزه، اتفاقی که افتاد این بود که ما، اگر اشتباه نکنم، کمتر از ۱۵ دقیقه پس از حمله به کشورمان، به سمت اهداف دشمن شلیک کردیم. دلیل این موضوع این بود که یک پروتکل مشخص تعریف شده بود، به این ترتیب که اگر فرماندهی کل قوا به شهادت می‌رسید، فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده قرارگاه خاتم در اولویت بعدی قرار داشتند و اگر به هر دلیلی از آنها نیز خبری نمی‌شد، فرمانده سپاه باید اقدام به شلیک می‌کرد.

اگر فرمانده سپاه نیز در دسترس نبود، رده پایین‌تر، یعنی فرمانده هوافضای سپاه، باید اقدام به شلیک می‌کرد. حتی اگر فرمانده هوافضا نیز به شهادت می‌رسید، در دسترس نبود یا امکان برقراری ارتباط با او وجود نداشت، رده‌های پایین‌تر نیز برای چنین شرایطی تعریف شده بود و این زنجیره تا چندین رده ادامه داشت. به همین دلیل، ما توانستیم کمتر از ۱۵ دقیقه پس از آغاز حمله، نخستین شلیک را به سمت اهداف منطقه‌ای انجام دهیم.

در واقع، ما از جنگ ۱۲ روزه درس‌های بسیار زیادی گرفتیم تا بتوانیم سیستم پدافندی و آفندی خودمان را بازتولید کنیم و انصافاً نیز در این زمینه موفق بودیم. علی‌ای‌حال، اتفاق شومی که آنها می‌خواستند رقم بزنند، محقق نشد، چراکه ما درس‌های جنگ ۱۲ روزه را در اختیار داشتیم. یکی از خبرنگاران اشپیگل که از طرفداران ایران است، در طول جنگ به من پیام داد و گفت که از این قدرت جمهوری اسلامی تعجب نکرده است و درباره قدرت موشکی ایران اظهار کرد: «۴۷ سال برای امروز خودتان را آماده کرده بودید.» بنابراین، این‌گونه نبود که دشمنان بتوانند ظرف دو یا سه روز، یا حتی کمتر و بیشتر، کار جمهوری اسلامی ایران را تمام کنند و این خیال باطل آنان بود.

در جریان جنگ اخیر، نقش حضور مردم در کنار توان نظامی جمهوری اسلامی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید و این همراهی چه تأثیری بر روند تحولات داشت؟

ما در این جنگ شاهد بودیم که از یک سو میدان نظامی و از سوی دیگر حضور مردم در خیابان، به دو بال حرکت جمهوری اسلامی تبدیل شدند. گویا امام شهید، مصائبی را که قرار بود پس از شهادت ایشان برای کشور پیش بیاید، می‌دیدند و بر همین اساس فرموده بودند که خداوند متعال، ملت را برای چنین شرایطی مبعوث خواهد کرد. ملت نیز واقعاً به میدان آمد و شاهد بودیم که چه اتفاقاتی رقم خورد. در واقع، حضور مردم در خیابان به پشتوانه‌ای برای میدان نظامی تبدیل شد و این همراهی، نقش مهمی در رقم خوردن تحولات داشت.

در جریان این جنگ، جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت‌ها و توانمندی‌هایی استفاده کرد که پیش از این به‌صورت آشکار وارد میدان نشده بود. از نظر شما مهم‌ترین ظرفیت‌های ایران در این جنگ چه بود و چه پیامی برای دشمنان داشت؟

الحمدلله، ما در این جنگ برگ‌هایی را رو کردیم که پیش از این آنها را آشکار نکرده بودیم. امام شهید فرموده بودند که جنگ منطقه‌ای خواهد شد و این اتفاق نیز افتاد. جنگ منطقه‌ای، یکی از همان برگ‌هایی بود که ما تا پیش از این رو نکرده بودیم. این موضوع نیز بخشی از همان آمادگی ۴۷ ساله ما بود، چراکه ما طی ۴۷ سال، در واقع منطقه را برای چنین روزی آماده کرده بودیم.

ما شاهد بودیم که بخش‌هایی از جبهه مقاومت نیز همزمان با ما وارد میدان شدند و اقدام به شلیک و کنشگری کردند؛ در لبنان، عراق و یمن. این اتفاق، در واقع یک برگ جدید بود که پیش از این آن را رو نکرده بودیم و موجب شد جنگ به یک جنگ منطقه‌ای تبدیل شود؛ همان‌گونه که امام شهید ما وعده داده بودند.

مدیریت و کنترل ایران بر تنگه هرمز در این جنگ چه تأثیری بر معادلات منطقه‌ای و موازنه قدرت داشت؟

برگ دوم ما، موضوع تنگه هرمز بود. شاید طی ۱۰ سال اخیر، به‌ویژه در مقاطع بحرانی و در شرایطی که فشارهایی به کشور وارد می‌شد، حتی خود ما نیز تصور می‌کردیم که بستن تنگه هرمز، دست‌کم در شرایط عادی، امکان‌پذیر نیست و برای تحقق آن به یک شرایط ویژه نیاز است. در واقع، ما یک ظرفیت و دارایی بالقوه در اختیار داشتیم که پس از این جنگ، به یک دارایی بالفعل تبدیل شد و این برگ نیز رو شد. برگ موشکی ما نیز وجود دارد که اگر آن را در کنار موضوع جنگ منطقه‌ای قرار دهیم و از سوی دیگر ظرفیت تنگه هرمز را نیز در نظر بگیریم، در مجموع دو برگ برنده در اختیار ما قرار گرفت.

با توجه به اقتداری که ایران در این جنگ از خود نشان داد، آینده جمهوری اسلامی را در معادلات منطقه‌ای و جهانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ما دیدیم که جمهوری اسلامی ایران در این جنگ نه‌تنها تسلیم نشد و به زانو درنیامد، بلکه با استفاده از برگ‌های برنده خود، به قدرت چهارم یا پنجم دنیا تبدیل شد و به قدرتی تبدیل شد که وارد لیگ قدرت‌های بزرگ دنیا شد. به تعبیری که عزیزان فوتبالی و ورزشی به کار می‌برند، ما در این جنگ، یک لیگ را عوض کردیم و در واقع وارد لیگ قدرت‌های بزرگ نظامی دنیا شدیم و جایگاه خود را در آن تثبیت کردیم. این موضوعی است که واقعاً همگان آن را مشاهده کردند.

جمهوری اسلامی ایران در این جنگ نه‌تنها تسلیم نشد، بلکه با ایستادگی در برابر آمریکا، رژیم صهیونیستی و مجموعه ناتو، جایگاه خود را در میان قدرت‌های بزرگ نظامی جهان تثبیت کرداین موضوع شوخی نیست که در مقابل دو قدرت بزرگ دنیا و دو ارتش بزرگ دنیا قرار بگیرید. از نظر من، کل ناتو با ما می‌جنگید. یعنی این‌گونه نبود که ما فقط در مقابل آمریکا و اسرائیل ایستاده باشیم؛ بلکه کل ناتو با ما می‌جنگید. روسیه چند سال است که درگیر جنگ است و در آنجا نیز ناتو با روسیه در تقابل است. البته اسرائیل در آن جبهه با روسیه وارد جنگ نیست، اما در اینجا با ما در حال جنگ است. بنابراین، ما هم‌زمان با ناتو، اسرائیل و آمریکا درگیر هستیم. در نتیجه، از این منظر، دامنه تقابل ما حتی از روسیه نیز گسترده‌تر است. با این حال، توانستیم قدرت خود را تثبیت کنیم.

تثبیت این جایگاه نظامی چه پیامدهایی برای جایگاه سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی خواهد داشت؟

این پیوستن به جمع قدرت‌های برتر نظامی دنیا، در کنار پیامدهای نظامی، پیامدهای سیاسی و سیاسی ـ امنیتی مهمی نیز به همراه خواهد داشت. بنابراین، اتفاقی که در حال رخ دادن است، این است که ایران به بازیگری تأثیرگذار و تغییردهنده در نظم منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است.

جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در میان قدرت‌های مؤثر جهانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جنگ، موضوعی است که من از سال ۲۰۱۱ به‌صورت مفصل درباره آن نوشته‌ام. نخستین بار خود من این موضوع را مطرح کردم؛ در واقع، پس از انقلاب‌های بیداری در سال ۲۰۱۱، گفتم که نظم جهانی در حال تغییر است و نظم موجود دچار آشفتگی شده است. همان زمان نوشتم که استقرار نظم جدید زمان خواهد برد، اما در سال ۲۰۱۷، نشانه‌های آغاز تغییر نظم جهانی را مشاهده می‌کردم. با این حال، هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم که خود جمهوری اسلامی ایران وارد این عرصه شود و در میدان عمل، به بازیگری تبدیل شود که بتواند در تغییر نظم جهانی نقش‌آفرینی کند.

در نظم آینده جهانی، جمهوری اسلامی ایران یکی از قطب‌های تعیین‌کننده است و در نتیجه همین جنگ، به یکی از قطب‌هایی تبدیل شده که در حال کنشگری است. من معتقدم به‌زودی نظم چندقطبی بر دنیا حاکم خواهد شد. در روابط بین‌الملل همیشه این‌گونه می‌گوییم که نظم‌های جهانی با رویدادهای سخت و خشن تغییر می‌کنند. تا پیش از جنگ‌های جهانی اول و دوم، نظم جهانی چندقطبی بود؛ یعنی چند قدرت برتر عرصه جهانی در برابر یکدیگر کنش و واکنش داشتند، اما پس از جنگ جهانی دوم، نظم جهانی دوقطبی شد؛ یعنی دو بلوک در مقابل یکدیگر کنش می‌کردند. آمریکایی‌ها معتقد هستند از سال ۱۹۹۱، یعنی پس از فروپاشی شوروی، نظم جهانی تک‌قطبی شده است و معتقد بودند یک بلوک وجود دارد که آن هم ایالات متحده آمریکا است و در حال کنشگری است. آنها تلاش می‌کردند با مداخلات نظامی در نقاط مختلف دنیا، این نظم به‌اصطلاح تک‌قطبی را حفظ کنند.

اما اتفاقی که در حال رخ دادن است، این است که از ابتدای قرن بیست‌ویکم به بعد، معادلات تغییر کرده و دنیا به سمت یک بلوک چندقطبی حرکت کرده است. چندقطب‌گرایی که اکنون شاهد آن هستیم، در این جنگ نیز در حال پیدا کردن و نشان دادن ابعاد خود است.

در آینده نه‌چندان دور، این نظم چندقطبی بر دنیا حاکم خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران یکی از قطب‌های جدی آن خواهد بود. حالا اینکه قدرت چهارم باشد یا قدرت پنجم، در هر صورت، این آینده ماست. آینده، آینده‌ای درخشان است و در واقع، این آینده مرهون تک‌تک مردم ایران و قهرمانان نظامی و غیرنظامی ماست که این راه را پیموده و به اینجا رسیده‌اند.

با توجه به جایگاه راهبردی ایران در تنگه هرمز و مذاکرات مطرح‌شده با عمان، یک توافق مطلوب برای ایران باید چه شروط و تضمین‌هایی داشته باشد و خطوط قرمز کشور در این مذاکرات چه باشد؟

حتماً در این زمینه باید منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شود و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز تثبیت شود. البته تنگه هرمز زمانی ارزش و اهمیت راهبردی خود را حفظ می‌کند که همچنان «تنگه» باقی بماند. منظور از این موضوع آن است که مزیت‌ها و کارکردهای راهبردی این آبراه باید حفظ شود. یکی از مهم‌ترین این مزیت‌ها آن است که تقریباً یک‌سوم انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند و حدود ۲۰ درصد کالاهای جهان نیز از این مسیر جابه‌جا می‌شود. علاوه بر این، تنگه هرمز یک گلوگاه مهم در حوزه ارتباطات است و ویژگی‌ها و ظرفیت‌های راهبردی دیگری نیز دارد. همواره تأکید من این بوده است که تنگه باید «تنگه» باقی بماند و نباید درخصوص آن دچار توهم یا برآوردهای غیرواقعی شد. برخی دوستان اعدادی مانند ۸۰ یا حتی ۱۱۰ میلیارد دلار را به‌عنوان درآمد احتمالی ایران از تنگه هرمز مطرح می‌کنند، در حالی که من همان زمان نیز در صداوسیما و در بحبوحه جنگ اعلام کردم که این اعداد، ارقام واقعی و قابل اتکایی نیستند.

منافع ملی و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز باید حفظ و تثبیت شود، چراکه این آبراه به دلیل عبور بخش قابل‌توجهی از انرژی و کالاهای جهان، اهمیت راهبردی بالایی دارد

با این حال، ایران می‌تواند از ظرفیت‌های تنگه هرمز درآمد کسب کند؛ مشروط بر اینکه کارکرد و مزیت‌های راهبردی تنگه حفظ شود، حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران بر آن لحاظ و در جهت تثبیت این حاکمیت حرکت شود. به نظر من، بخش مهمی از مناقشه آمریکا با ایران پس از جنگ، به موضوع تنگه هرمز بازمی‌گردد.

البته ما نباید آتش‌بس را می‌پذیرفتیم. من بارها گفته‌ام که نباید تهدید «عصر حجر» ترامپ را به حال خود رها می‌کردیم. حتی اگر لازم بود، باید ۱۲ یا ۲۴ ساعت دیگر به جنگ ادامه می‌دادیم تا این تهدید بی‌اعتبار شود، چراکه همان شبی که این تهدید مطرح شد، بحث آتش‌بس نیز اتفاق افتاد و این اقدام مناسبی نبود.

ثانیاً، ما باید در زیر آتش مذاکره می‌کردیم و نباید مذاکره را به بعد از آتش‌بس موکول می‌کردیم. باید جنگ را ادامه می‌دادیم، دست‌کم این تهدید را بی‌اعتبار می‌کردیم و سپس به سمت مذاکره در زیر آتش می‌رفتیم. در بسیاری از جنگ‌ها، همزمان با تبادل آتش، مذاکرات صلح یا مذاکرات سیاسی نیز انجام شده است. بنابراین، ما نیز باید چنین رویکردی را در پیش می‌گرفتیم. البته این تصمیمی بود که در شورای عالی امنیت ملی گرفته شد و اکنون می‌توانیم از منظر آسیب‌شناسی بررسی کنیم که آیا این تصمیم درست بود یا خیر. من نیز این مباحث را از منظر آسیب‌شناسانه مطرح می‌کنم. علی‌ای‌حال، پس از جنگ، موضوع اصلی ما تقریباً به مسئله تنگه هرمز بازمی‌گردد. رفت‌وبرگشت‌های نظامی و تبادل آتشی که به‌ویژه در هفته‌های گذشته داشتیم نیز عمدتاً بر سر همین موضوع تنگه هرمز بود.

در واقع، ترتیبات مربوط به تنگه هرمز در آن تفاهم‌نامه چندبندی میان ما و ایالات متحده آمریکا مشخص شده بود که باید مطابق ترتیبات مورد نظر ایران باشد. با این حال، آنها این موضوع را رعایت نکردند و شروع کردند به باز کردن مسیر جنوبی، با ترتیباتی که خودشان در نظر گرفته بودند. به همین دلیل، تبادل آتش صورت گرفت، چراکه از دید ما، اقدامی که آنها انجام می‌دادند، نقض تفاهم‌نامه محسوب می‌شد و در واکنش به همین موضوع، تبادل آتش انجام شد. به هر صورت، روز گذشته رسماً اعلام شد که طرف عمانی ترتیبات مورد نظر ایران را در تنگه هرمز پذیرفته است.

از نگاه شما، ایران در قبال تنگه هرمز چه رویکرد و ملاحظاتی را باید در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی دنبال کند؟

بحثی که ما داریم این است که تنگه هرمز، در وهله نخست، یک تنگه ایرانی ـ عمانی است. این نکته اولی است که باید در ادبیات بین‌الملل جا بیفتد. نکته دوم این است که اگر قرار باشد از این تنگه برخلاف امنیت ملی ما استفاده شود، ما در مقابل آن خواهیم ایستاد.

نکته سوم نیز این است که مزیت‌های تنگه هرمز باید به ایران برسد. بالاخره اگر این تنگه متعلق به ماست، یا دست‌کم بخش قابل‌توجهی از آن متعلق به ماست و در حوزه سرزمینی ما قرار دارد، باید مزیت‌ها و منافع آن نیز به ایران برسد.

مذاکرات درباره نحوه عبور از تنگه هرمز همچنان ادامه دارد، اما مسئله اصلی این است که ما بتوانیم تنگه هرمز را کنترل کنیم، به این معنا که ورودی و خروجی تنگه در اختیار ما باشد

با توجه به مذاکرات جاری درباره ترتیبات تردد در تنگه هرمز، از نظر شما چه الگویی می‌تواند منافع و کنترل راهبردی ایران بر این آبراه را تأمین کند؟

این مذاکرات در حال انجام است و باید ببینیم که خروجی آن چه خواهد شد. خبری که اخیرا اعلام شد، خبر خوبی بود، یعنی در واقع طرف عمانی پذیرفته است که بخش زیادی از مسیر عمانی تعطیل شود.

استفاده از مسیر ایرانی یا مسیر مشترک، که حالا ممکن است یک مسیر رفت از سمت ایران باشد یا احتمالاً بخش زیادی از مسیر برگشت نیز در طرف ایران قرار داشته باشد، قابل قبول‌ است.

توافق مطلوب از نظر من، مسیری است که در جنگ باز کردیم. منظور چیست؟ یعنی در واقع، اگر اشتباه نکنم، یک طرف، ورودی از شمال لارک و خروجی از جنوب لارک بود و این همان مسیر مطلوب ماست. اما اگر این مسیر نیز محقق نشد، می‌توان مسیری را در نظر گرفت که کمی میانی‌تر یا جنوبی‌تر از سمت لارک عبور کند. مسئله اصلی این است که ما بتوانیم تنگه هرمز را کنترل کنیم، یعنی در واقع، ورودی و خروجی تنگه در اختیار ما باشد. حالا این موضوع می‌تواند در قالب ترتیبات مشترک یا غیرمشترک انجام شود.

با توجه به اهمیت راهبردی تنگه هرمز و ضرورت تثبیت جایگاه ایران در این آبراه، مجلس چه برنامه‌ای برای تقویت و تثبیت مدیریت ایران بر تنگه هرمز دارد و طرح مربوط به آن اکنون در چه مرحله‌ای از بررسی قرار گرفته است؟

اما درباره طرح تنگه هرمز و مدیریت راهبردی این آبراه، تاکنون چندین طرح در مجلس تدوین شده است. اگر اشتباه نکنم، حدود هشت یا ۹ طرح در این زمینه مطرح شده است. در طول جنگ، هفت طرح در این زمینه تدوین شد که نخستین طرح را بنده ارائه کردم و همچنان معتقدم جامع‌ترین طرح، همان طرح بنده بود. سایر طرح‌ها یا به نوعی از آن اقتباس شده بودند یا در نهایت با تغییر چند عبارت، تفاوت قابل‌توجهی با طرح نخست نداشتند.

در طول جنگ، پیگیر بودیم که این طرح در مسیر تصویب قرار گیرد، اما این دیدگاه مطرح شد که از آنجا که قرار است این موضوع در قالب یک قانون جامع تنظیم شود، لازم است شورای عالی امنیت ملی و دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های مرتبط نیز درباره ابعاد مختلف آن اظهارنظر کنند.

برای نمونه، سازمان حفاظت محیط زیست باید در حوزه مسائل زیست‌محیطی، وزارت راه و شهرسازی در حوزه حمل‌ونقل، قوه قضاییه در حوزه مسائل حقوقی و حقوق بین‌الملل و معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری نیز درباره ابعاد حقوقی موضوع اظهارنظر کنند. به هر حال، مدیریت تنگه هرمز موضوعی چندبعدی است و برای تدوین یک مصوبه و قانون جامع، باید دیدگاه مجموعه دستگاه‌های مرتبط در آن لحاظ شود.

به همین دلیل، روند بررسی را تا حدودی متوقف کردیم و ادامه فرآیند را به بعد از جنگ موکول کردیم. پس از آن، اعلام وصول طرح در صحن مجلس انجام شد. در نخستین جلسه‌ای که به‌صورت حضوری برگزار کردیم، طرح اعلام وصول شد و فرآیند بررسی آن در مجلس رسماً آغاز شد.

در حال حاضر، طرح مدیریت تنگه هرمز در کمیسیون مربوطه در حال بررسی است و باید با جدیت بیشتری دنبال شود تا از نظر کارشناسی، یک متن جامع و قابل اتکا در کمیسیون نهایی شود و سپس برای بررسی و تصویب به صحن علنی مجلس ارائه شود. مجلس با جدیت موضوع مدیریت تنگه هرمز را دنبال می‌کند تا ان‌شاءالله بتوانیم در نهایت به یک قانون جامع، دقیق و کارآمد برای مدیریت راهبردی تنگه هرمز دست پیدا کنیم.

با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت پاسخ به جنایات و خون شهدای دو جنگ اخیر و همچنین بررسی «لایحه مقابله با جنایات بین‌المللی» در مجلس، این لایحه چه ظرفیت‌هایی برای پیگیری حقوقی و بین‌المللی این جنایات و پاسخگو کردن عاملان آن ایجاد می‌کند؟

وظیفه اصلی مجلس در بحث انتقام و خون‌خواهی، فراهم کردن بستر قانونی برای تحقق این هدف است، یعنی باید زمینه قانونی لازم را فراهم کنیم تا بتوانیم انتقام خون امام شهید را پیگیری کنیم.

با وجود اینگه ترامپ و نتانیاهو آن‌قدر بی‌ارزش هستند که ارزش آنها به اندازه یک نخ لباس رهبر شهید انقلاب نیز نیست، اما این موضوع به این معنا نیست که نباید انتقام را دنبال کنیم، بلکه در حد توان خودمان، چه در حوزه نظامی ـ امنیتی، چه در عرصه بین‌المللی ـ حقوقی و چه در حوزه سیاسی، باید برای تحقق آن تلاش کنیم.

وظیفه مجلس در این سطح، این است که با تصویب قوانینی از این دست، مسیر را برای پیگیری‌های لازم باز کند. «قانون مقابله با جنایات بین‌المللی» که اکنون در مجلس در حال بررسی است، تا حدودی دست کشور ما، قوه قضاییه و دولت را برای انجام پیگیری‌های حقوقی و بین‌المللی باز می‌کند.

در پیگیری خون رهبر شهید انقلاب اسلامی، سه سطح شخصی، عمومی و حقوقی وجود دارد که باید همزمان دنبال شود. بر این اساس، همه افراد در هر جایگاهی وظیفه دارند این مطالبه را پیگیری کنند تا این انتقام به نتیجه برسد

از سوی دیگر، خون امام شهید ما یک ولی‌دم شخصی دارد که خود حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی خامنه‌ای به معنای پسر ایشان هستند. یک مطالبه عمومی نیز وجود دارد که متعلق به ملت رشید ایران است، چرا که شهید سید علی خامنه‌ای رهبر و مرجع عالی قدر ما بودند. از سوی دیگر، یک مطالبه حقوقی دیگر نیز وجود دارد که خود امام سید مجتبی خامنه‌ای، به‌عنوان رهبر و ولی‌فقیه ما، آن را دنبال می‌کنند.

بنابراین، در مطالبه خون رهبر شهید ما، سه سطح وجود دارد که باید در هر سه سطح پیگیری شود. مقام معظم رهبری نیز فرمودند که این موضوع باید دنبال شود و به‌درستی بر ضرورت پیگیری آن تأکید کردند. همه ما وظیفه داریم در هر جایگاهی که قرار داریم، این موضوع را دنبال کنیم. ان‌شاءالله این انتقام به نتیجه خواهد رسید.

در شرایطی که کشور با تهدید و فشار خارجی مواجه است، اختلاف‌نظرها و اظهارنظرهای متناقض میان مسئولان و جریان‌های سیاسی چه تأثیری بر انسجام داخلی و منافع ملی دارد و برای حفظ وحدت و یکصدایی در برابر دشمن، چه ملاحظاتی باید رعایت شود؟

آیا عقل سلیم حکم نمی‌کند که در شرایطی که درگیر جنگ هستیم، دچار اختلاف، دو دستگی و دوقطبی‌سازی نشویم؟ مقام معظم رهبری نیز تأکید بسیار زیادی بر ضرورت حفظ انسجام داشته و بر این موضوع تأکید می‌کنند که باید از اختلافات پرهیز کنیم و به سمت وحدت و انسجام حرکت کنیم. کسانی که صاحب تریبون هستند، مسئولیت بیشتری دارند. بنابراین، ما صاحبان تریبون، در این شرایط وظیفه قانونی، شرعی و عقلی بسیار سنگین‌تری داریم. باید مراقب باشیم سخنی نگوییم که خدای ناکرده بوی اختلاف از آن به مشام برسد یا نشانه‌ای از جناح‌کشی‌های خرد و سخیف سیاسی در آن دیده شود و به ایجاد دوقطبی منجر شود، چراکه در شرایط جنگی، چنین مسائلی می‌تواند کار را پیچیده‌تر کند.

متأسفانه برخی از افراد به این موضوع توجه نمی‌کنند و همچنان درگیر دعواهای جناحی و سطحی هستند. شاید آنان اولویت‌ها را فراموش کرده‌اند. اقتضای شرایط کنونی این است که به سمت وحدت حرکت کنیم. البته امام جامعه، به‌عنوان یک عنصر وحدت‌بخش، الحمدلله حضور دارند. در واقع، یکی از ریسمان‌هایی که باید به آن چنگ بزنیم، خود مقام معظم رهبری هستند و باید حول ایشان وحدت را دنبال کنیم. ان‌شاءالله کسانی هم که این ملاحظات را رعایت نمی‌کنند، به این موضوع توجه کنند و اولویت‌های شرایط کنونی را درک کنند و دست از اختلاف‌افکنی بردارند.

با توجه به فشارهای اقتصادی و معیشتی ناشی از جنگ، دولت و مجلس برای بازگرداندن ثبات اقتصادی و بهبود وضعیت زندگی مردم چه اولویت‌هایی را باید دنبال کنند و نقش نظارتی مجلس در این زمینه چیست؟

در شرایط فعلی، همه ارکان دولت، به معنای یک موجودیت کلان که همه قوا نیز جزئی از آن هستند، باید در این مسیر قرار بگیرند که مشکلات مردم و جامعه حل شود. این یک پیش‌فرض اساسی است و طبیعتاً باید مبنای عمل همه بخش‌های حاکمیت باشد.

تلاش مجلس این بوده و خواهد بود که از طریق رویکردهای نظارتی، موضوعات مرتبط با معیشت مردم را با جدیت دنبال کند. در بُعد نظارتی، مجلس همچنان پیگیر حل مسائل و مشکلات معیشتی مردم است. مردم امروز واقعاً در تنگنا قرار دارند، اما متأسفانه شاهد هستیم که در برخی بخش‌های دولت، رفع مشکلات مردم آنگونه که باید در اولویت قرار ندارد.

در شرایط فعلی، همه ارکان دولت باید حل مشکلات مردم، به‌ویژه مسائل معیشتی، را در اولویت قرار دهند. مجلس نیز در حوزه نظارتی پیگیری مشکلات معیشتی مردم را ادامه خواهد داد. در همین چارچوب، اصلاح کالابرگ از مطالبات اصلی مجلس است

موضع مجلس از ابتدا روشن بوده است؛ رقمی که تحت عنوان کالابرگ به مردم اختصاص پیدا می‌کند، باید اصلاح شود. طراحی کالابرگ طوری است که برای هر فرد حداقل ۲۱۰۰ کالری در روز تامین شود، اما در شرایط فعلی واقعاً چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد.

از سوی دیگر، در نتیجه جنگ، طبقه متوسط، طبقه متوسط رو به پایین و اقشار پایین جامعه آسیب‌های جدی دیده‌اند. واقعیت این است که حتی پیش از وقوع جنگ نیز سفره مردم کوچک‌تر شده بود. با وقوع جنگ، مشاغلی از بین رفت که هنوز احیا نشده‌اند، صدمات و لطمات مختلفی به خانواده‌ها وارد شده و برخی خانواده‌ها نیز افراد خود را از دست داده‌اند. مجموعه این مسائل، امروز خود را به‌طور مستقیم در وضعیت معیشتی و سفره مردم نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، وظیفه دولت است که حل مشکلات معیشتی مردم را به‌طور جدی دنبال کند. حداقل، یکی از اولویت‌های جدی مجلس در این مسیر نیز پیگیری مسائل معیشتی مردم و تلاش برای کاهش فشارهای اقتصادی بر آنها خواهد بود.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *