گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ این موج، با وجود تکذیبهای مکرر و صریح مقامات رسمی، از سوی برخی رسانههای زنجیرهای اصلاحطلب بازتولید شد و سرانجام با ورود صریح رهبر انقلاب و توصیف آن بهعنوان «دروغ محض» به پایان رسید. بررسی دقیق روند شکلگیری این ماجرا نشان میدهد که با یک اشتباه ساده یا برداشت نادرست روبهرو نیستیم، بلکه یک بسته خبری هماهنگشده با اهداف سیاسی مشخص را شاهد بودهایم.
اوجگیری یک شایعه
آغاز ماجرا به انتشار خبر نامهٔ رسمی رئیسجمهور به ولیعهد عربستان دربارهٔ امور حج بازمیگردد؛ نامهای کاملاً اداری و تشریفاتی که محتوای آن از سوی پنج مقام رسمی دولت (وزارت خارجه، سخنگوی دولت، رئیس سازمان حج، سفیر ایران در ریاض و معاون رئیسجمهور) بهطور شفاف توضیح داده شد. با این حال، این مکاتبهٔ عادی در برخی رسانهها ناگهان به «سیگنال سیاسی»، «آغاز میانجیگری ریاض» و حتی «پیام غیرمستقیم به واشنگتن» تفسیر شد. تکذیبهای صریح نه تنها متوقفکننده نبود، بلکه به سوخت تازهای برای ادامهٔ روایتسازی تبدیل شد.
رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود صریحاً اعلام کردند که چنین پیامی «حتماً وجود نداشته» و اساساً جمهوری اسلامی همکاری با آمریکا در چنین چارچوبهایی را دنبال نمیکند. این موضع قاطع، پرده از یک روایتسازی کاملاً ساختگی برداشت.
رسانههای زنجیرهای و تولید روایت هماهنگ
بررسی محتوای روزنامههای اعتماد، سازندگی و شرق نشان میدهد هر سه رسانه با الگویی تقریباً یکسان به بازتولید و تقویت این شایعه پرداختند. تیترهایی مانند «بمب خبری پیام به ریاض»، «میانجیگری بنسلمان» و «پیام به پای پرواز» همراه با چینش گزینشی جملات، پیوند دادن اظهارات پراکنده و اغراق در تحرکات منطقهای، فضایی ساخت که در آن یک نامهٔ عادی حج به نشانهٔ «آغاز مذاکرات پنهان» تبدیل شد.
تحلیلهای تکمیلی این رسانهها نیز مدام از «فضای جدید»، «پنجره بازشده» و «حساسیت زمان» سخن میگفتند؛ در حالی که هیچ سند یا شواهد رسمی چنین تصویری را تأیید نمیکرد.
اعتبارسوزی رسانهای و هزینهسازی برای منافع ملی
انتشار مکرر این روایت نه تنها افکار عمومی را دچار خطای جدی کرد، بلکه در شرایط حساس منطقهای میتوانست به برداشتهای اشتباه طرفهای مقابل و ارسال سیگنالهای ناخواسته منجر شود. سپهر خلجی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، در واکنش نوشت: «چرا هزینه دروغگویان باید تا این حد کم باشد که برای رد آن، رهبر انقلاب ناچار به ورود شوند؟»
طرح پرسشهای جدی درباره منشأ روایتسازی
در میان تحلیلها یک پرسش محوری تکرار میشود: آیا پیشنهاد ارسال نامه و سپس القای شایعه درباره محتوای پنهان آن توسط یک جریان واحد طراحی شده بود؟ برخی گزارشها و از جمله یادداشت حسین شریعتمداری در کیهان از نقشآفرینی «یک جریان خاص و مشکوک» در ساختار اجرایی و رسانهای سخن گفتهاند.
ضرورت بازنگری در مدیریت رسانهای کشور
این ماجرا نشان داد فاصلهٔ میان «اطلاعرسانی» و «عملیات روانی» در نبود نظارت حرفهای و مسئولیتپذیری میتواند به شدت باریک شود. ادامهٔ چنین روندی برای نظام تصمیمسازی کشور خطرناک است. در شرایط کنونی، رسانهها بهجای تولید سناریوهای زنجیرهای باید به مسئولیت خود در حفظ انسجام داخلی و منافع ملی پایبند بمانند.
ماجرای «پیام ایران به آمریکا از مسیر عربستان» بیش از یک شایعهٔ ساده، نمونهای کامل از مهندسی روایی سیاسی بود؛ روایتی که بدون اتکا به سند، صرفاً بر پایهٔ القا، نشانهسازی و تکرار تحلیل شکل گرفت. این اتفاق زنگ خطری جدی برای فضای رسانهای کشور است؛ اگر این فضا بهموقع ترمیم نشود، میتواند به ابزاری برای فشار بر سیاستگذاری کلان تبدیل شود.
در روزهایی که ایران بیش از همیشه به انسجام داخلی و روایت دقیق واقعیتها نیاز دارد، مقابله با تحریف و مهندسی اخبار بخشی غیرقابلچشمپوشی از پاسداری از منافع ملی به شمار میرود؛ وظیفهای که پس از این ماجرا اهمیت آن بیش از پیش آشکار شده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟