گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ نتیجه، ایجاد «سهگانه ثابت هیجانزدگی، ناآگاهی و تناقض» است که نهتنها مخاطبان را دچار سردرگمی میکند، بلکه هزینههای اجتماعی و فرهنگی سنگینی بر جای میگذارد.
۱. گذر از شهرت به مرجعیت
امروزه، سلبریتیها تنها به معرفی محصول یا سبک زندگی محدود نمیشوند؛ آنها بهصورت فعال در مسائل پیچیده اجتماعی، سیاسی و حتی تاریخی اظهارنظر میکنند. این درحالی است که بنیان این مرجعیت، نه بر «تخصص» و «مسئولیت»، که بر «شهرتِ زودگذر» و «تعداد فالوور» استوار شده است. آنها با یک پست یا استوری، موجی از باورسازی ایجاد میکنند، بیآنکه لزوماً پیامدهای سخنان خود را بسنجند.
۲. سهگانه ویرانگر
تحلیل رفتار بسیاری از سلبریتیها در سالهای اخیر، الگوی تکرارشوندهای را نشان میدهد که میتوان آن را «سهگانه ویرانگر» نامید:
-هیجانزدگی: تصمیمگیری و موضعگیری بر اساس جو حاکم، ترندهای روز یا فشار لحظهای رسانهها. همانگونه که محمدرضا شفاه، تهیهکننده سینما اشاره کرده، «نبود تحلیل و عدم شناخت» محرک اصلی بسیاری از این اقدامات است.
-ناآگاهی: ورود به عرصههایی که فرد هیچ دانش تخصصی درباره آن ندارد. نمونه بارز آن را میتوان در حمید فرخنژاد مشاهده کرد که ورود به فضای سیاسی و نقش اپوزیسیون نه تنها برایش دستاوردی نداشت، بلکه او را با مشکلات معیشتی جدی روبهرو کرد.
-تناقض: ارائه مسیرها و توصیههایی که با زندگی واقعی و انتخابهای گذشته خود فرد در تضاد است. علی دایی با عکس جنجالی با ساسی مانکن یا پرویز پرستویی با پستهای متعدد و بعضاً متناقض، مصداق این بخش هستند. سلبریتی میتواند بهراحتی مسیر خود را تغییر دهد، اما مخاطبی که تحت تأثیر او قرار گرفته، در تناقض و سردرگمی باقی میماند.
۳. هزینه واقعی را چه کسی میپردازد؟
در این معادله، سلبریتی معمولاً «بیهزینه» عمل میکند. او با یک عذرخواهی سطحی، حذف پست یا تغییر موضع، بهسرعت به «منطقه امن» خود بازمیگردد. اما مخاطب است که هزینه اصلی را میپردازد. این هزینه میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد: سرخوردگی ناشی از الگوبرداری از مسیرهای ناپایدار، اتلاف منابع بر اساس توصیههای نادرست، یا حتی قرار گرفتن در مسیرهای پرریسک اجتماعی و سیاسی.
چرا این پدیده تشدید میشود؟
این بحران مرجعیت، ریشه در چند عامل کلیدی دارد:
-اقتصاد توجه: در فضای مجازی، «توجه» مهمترین سرمایه است. گاهی اوقات، یک موضعگیری جنجالی یا همراهی با یک ترند، بیشتر از یک تحلیل متین و متوازن، توجه ایجاد میکند.
-خلأ الگو: ضعف در معرفی الگوهای اصیل، متخصص و دارای عمق فکری از سوی رسانههای رسمی و نهادهای فرهنگی، این خلأ را برای سلبریتیها ایجاد کرده تا خود را به عنوان مرجع جایگزین معرفی کنند.
-فقدان مکانیسمهای پاسخگویی: در بسیاری از موارد، هیچ نهاد یا سازوکار مشخصی وجود ندارد که سلبریتیها را در قبال اظهارنظرهای عمومی غلط یا گمراهکننده پاسخگو نگه دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟