رسانه تصویری خبر۲۴

سپر جدید دولت برای محافظت از سفره مردم

سپر جدید دولت برای محافظت از سفره مردم

دولت با حذف ارز ترجیحی و جایگزینی آن با کالابرگ ماهانه، در حال آزمودن الگویی تازه در سیاست رفاهی است؛ الگویی که به جای کنترل قیمت، بر تضمین حداقل قدرت خرید و تحریک تقاضای داخلی تکیه دارد.

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،حذف ارز ترجیحی، از آن دست تصمیم‌هایی است که دولت‌ها آن را با ریسک‌پذیری بالایی انتخاب می‌کنند. منتقدان می‌گویند این تصمیم فشار را مستقیماً بر دوش مردم می‌اندازد؛ و این نقد، نقد بی‌راهی نیست. مسئله دقیقاً همین‌جاست: سیاستی که قرار است اصلاح کند، اگر ابزار جبرانی نداشته باشد، به ضد خودش تبدیل می‌شود.اما آنچه امروز روی میز دولت قرار گرفته، صرفاً «حذف ارز ترجیحی» نیست؛ بلکه تلاش برای عبور از یک بن‌بست قدیمی در سیاست رفاهی ایران است.

سیاست رفاهی، حلقه گمشده اصلاحات در ایران
بن‌بستی که سال‌ها میان دو گزینه بد در نوسان بوده: یا توزیع رانت ارزی با ادعای حمایت از مصرف‌کننده، یا آزادسازی قیمت‌ها بدون شبکه حمایتی مؤثر. سیاست جدید، حداقل در طراحی، تلاش می‌کند مسیر سومی را باز کند.در قلب این سیاست، یک فرض ساده اما مهم قرار دارد؛ اگر قرار است یارانه‌ای پرداخت شود، بهتر است مستقیم به مردم برسد، نه اینکه در زنجیره واردات، توزیع و قیمت‌گذاری گم شود. ارز ترجیحی در عمل به ابزاری برای تضمین کالای ارزان برای مردم تبدیل نشد؛ بلکه به مکانیسمی بدل شد که هم فساد تولید کرد، هم انگیزه تولید را تضعیف کرد و هم در نهایت، قیمت را برای مصرف‌کننده مهار نکرد. حذف آن، نه از سر علاقه به شوک‌درمانی، بلکه از سر پذیرش شکست یک سیاست قدیمی است.در این چارچوب، کالابرگ ماهانه یک‌میلیون‌تومانی برای هر ایرانی، نقش ستون فقرات سیاست جدید را بازی می‌کند. این پرداخت نقدیِ مشروط، قرار است حداقل دسترسی به کالاهای اساسی مثل روغن، گوشت و مرغ را تضمین کند؛ یعنی همان چیزی که در ادبیات رفاه، «تضمین حداقل کالری» نامیده می‌شود.
دولت عملاً می‌گوید: قیمت‌ها ممکن است بالا بروند، اما نمی‌گذاریم سفره از حداقلی خالی شود.
این منطق، از جنس وعده‌های کلی نیست؛ بلکه بر تجربه‌ای آزموده‌شده در سیاست‌گذاری اجتماعی استوار است. بسیاری از کشورها، از آمریکای لاتین تا شرق آسیا، زمانی که با تورم یا اصلاحات قیمتی مواجه شده‌اند، به جای سرکوب قیمت، سراغ تقویت قدرت خرید گروه‌های هدف رفته‌اند. تفاوت این رویکرد با یارانه‌های کور، در همین نقطه است: به جای دست‌کاری بازار، توان انتخاب را به مردم می‌دهد.
کالابرگ ابزاری برای تحریک تقاضا و افزایش تولید
از منظر اقتصادی، این سیاست فقط یک برنامه حمایتی نیست؛ بلکه ابزاری برای تحریک تقاضا نیز هست. وقتی به خانوارها قدرت خرید مشخص و قابل پیش‌بینی داده می‌شود، تقاضا برای کالاهای اساسی تثبیت می‌شود و این سیگنال مستقیمی به تولیدکننده می‌فرستد. تولیدکننده می‌داند که بازار وجود دارد، نه بازاری مصنوعی با قیمت‌های دستوری، بلکه بازاری واقعی با مصرف‌کننده‌ای که توان خرید دارد. این همان نقطه‌ای است که سیاست رفاهی می‌تواند به سیاست تولیدی گره بخورد.
مهمترین چالش پیش‌روی کالابرگ
با این حال، هیچ‌کدام از این‌ها به معنای بی‌نقص بودن سیاست نیست. مهم‌ترین چالش، پایداری قدرت خرید کالابرگ در شرایط نوسان ارزی و تورمی است. اگر نرخ دلار افزایش یابد و مبلغ کالابرگ ثابت بماند، سیاست به‌تدریج اثر خود را از دست می‌دهد و دوباره فشار به دهک‌های پایین بازمی‌گردد. به بیان ساده، کالابرگ باید «زنده» باشد؛ یعنی امکان تعدیل و به‌روزرسانی داشته باشد، نه اینکه به عددی مقدس و غیرقابل تغییر تبدیل شود.
در پشت این تصمیم، روایت‌هایی هست که کمتر دیده می‌شود. جلساتی که در آن‌ها، نه از سر هیجان سیاسی، بلکه با محاسبه سناریوهای بدتر تصمیم گرفته شده است.تصمیم‌گیرانی که می‌دانستند هیچ گزینه‌ای محبوب نخواهد بود، اما گزینه‌ای را انتخاب کردند که هزینه‌اش قابل مدیریت‌تر است.در نهایت، موفقیت یا شکست این سیاست نه در اعلام آن، بلکه در اجرای دقیق، شفافیت و آمادگی برای اصلاح مستمر رقم می‌خورد.کالابرگ اگر به ابزاری پویا تبدیل شود، می‌تواند همزمان دو هدف را دنبال کند: کاهش فقر کالری و حفظ موتور تقاضای تولید؛ اگر نه، به سرنوشت بسیاری از سیاست‌های نیمه‌کاره رفاهی دچار خواهد شد.
ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *