به گزارش خبر ۲۴؛ از شبی که «مصطفی» برای دفاع از امنیت شهر رفت و دیگر بازنگشت، خانه شکل دیگری به خود گرفته است. همه چیز همان است، اما دیگر هیچچیز مثل قبل نیست…
قاب عکسی که حالا روی میز، مقابل دو پسربچه شهید قرار دارد، به نمادی از حضور همیشگی پدر در این خانه تبدیل شده است.
تلخی که تا مدتها در دهان شهر و شهروندان میماند
شهید پاسدار «مصطفی بیرانوند» جمعی تیپ ۵۷ سپاه حضرت ابوالفضل (ع) لرستان بود که بیشتر دوران خدمتش را در مناطق مرزی کشور از جمله «اشنویه» در آذربایجان غربی و… گذرانده بود.

این شهید مدافع امنیت پنجشنبهشب در مقابله با آشوبگران به دست تروریستهای مسلح در خرمآباد به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
۱۸ دیماه آنقدر شب تلخی بود که طعم تلخی آن تا مدتها در دهان شهر و شهروندان این دیار میماند؛ غمی که هنوز روی شانههای شهر سنگینی میکند؛ خانههایی که عزیز ازدستدادهاند سهم بیشتری از این غم را به دوش میکشند.
دو پسرِ مصطفی چشمشان به مادرشان است…
صدای آرام همسر شهید بهسختی عبارات را به گوش میرساند؛ اندوه را میتوان از تکتک کلماتش احساس کرد؛ سعی میکند قویتر از همیشه باشد؛ دو پسرِ مصطفی چشمشان به مادرشان است…
همسر شهید «مصطفی بیرانوند» میگوید: «مصطفی بعد از جنگ ۱۲ روزه احساس میکرد که از دوستان و همرزمانش جامانده است… همیشه میگفت که درِ بهشت باز شده و دوستان من رفتهاند؛ ولی من جاماندهام…»

حالا مصطفی به دوستان شهیدش پیوسته است؛ اما اینجا نبودنش خانه را ماتمکده کرده است.
از خدا میخواست که عاقبتبهخیر شود
همسر شهید بغضش را میخورد و ادامه میدهد: «شهید «بیرانوند» همیشه از خدا میخواست که او را عاقبتبهخیر کند.» و چه عاقبتبهخیری بالاتر از اینکه برای امنیت شهرش جان فدا شد.
انشاءالله که مردم قدر این خون پاک ریخته شده را بدانند، قدر این آرامش را که تا الان داشتهاند را بدانند
در نگاه سرد همسر شهید هنوز بهت و ناباوری را میتوان دید، هر کلمه و جمله را با اندکی تأمل میگوید؛ شاید هنوز باور ندارد که باید برای روایت «مصطفی» از فعلهای گذشته استفاده کند!
ساکت میشود؛ کمی فکر میکند و حرفهایش را اینطور تمام میکند: «انشاءالله که مردم قدر این خون پاک ریخته شده را بدانند، قدر این آرامش را که تا الان داشتهاند را بدانند.»
هدف مصطفی خدمت به هموطنان بود
برادر شهید لباس مشکی پوشیده است؛ غم برادر شاید سنگینترین غمی باشد که یک مرد میتواند در زندگیاش تجربه کند؛ این را میتوان از چهره تکیدهاش فهمید.

برادر شهید «مصطفی بیرانوند» هم در گفتوگو با خبرنگار مهر، میگوید: «هدف مصطفی خدمت به هموطنان بود و در راه خدمت به مردم هم شهید شد.»
با همان اندوهی که سعی میکند در پس چهرهاش پنهان نگه دارد ادامه میدهد: «خوشحالیم که برادرمان در راه خدا شهید شده است.»
«خداوند را شاکریم که ایشان در رکاب امیر المومین (ع)، امام حسین (ع) و یاران باوفای امام حسین (ع) قرار گرفت.» اینها آخرین جملاتی است که برادر شهید «مصطفی بیرانوند» برای تسلای دل خودش با اعتقاد کامل میگوید.
نمونه بود…
همخدمتیها و همکاران شهید هم هر آنچه برای گفتن از مصطفی دارند از حسن خلق و مردمداری اوست.
یکی از همرزمان شهید «مصطفی بیرانوند» میگوید: ایشان بسیار بااخلاق، بسیار بزرگمنش، مدافع امنیت و ولایی بودند، واقعاً یکی از پاسدارانی بود که در تشکیلات نمونه بودند.
سردار نعمتالله باقری فرمانده سپاه حضرت ابوالفضل (ع) لرستان هم در سخنانی به سناریوهای مختلف دشمن اشاره میکند و میگوید: دشمنان در طول ۴۷ سال گذشته همواره به دنبال ایجاد چالش برای مردم و نظام اسلامی بودهاند.
مردم با هوشیاری صف خود را از آشوب گران جدا کردند
وی ادامه میدهد: دشمن در جنگ ترکیبی اخیر سوار بر مطالبات به حق مردم شد، اما خوشبختانه مردم با هوشیاری از روز دوم صف خود را از آشوب گران جدا کردند.
دشمن در جنگ ترکیبی اخیر سوار بر مطالبات به حق مردم شد، اما خوشبختانه مردم با هوشیاری از روز دوم صف خود را از آشوب گران جدا کردند
سردار باقری اضافه میکند: به لطف خداوند متعال و با تدابیر مقام معظم رهبری و سعهصدر فرماندهان ما در مجموعه نیروهای مسلح در فراجا، سپاه، ارتش جمهوری اسلامی ایران و پایکار آمدن مردم، از ادامه توطئههای دشمنان جلوگیری به عمل آمد.
فرمانده سپاه حضرت ابوالفضل (ع) لرستان، میگوید: مردم در روز دوم صف خود را از عناصر آشوبگر جدا کردند و یکی از عوامل این موفقیتها حضور مردم و جداشدن صف مردم از صف آشوبگران بوده است.
سردار باقری، ادامه میدهد: این باعث شد امروز جامعه به همت مردم و بهخصوص نیروهای مسلح ما در استان و همچنین مسئولانی که شبانهروز پایکار بودند لرستان به یک آرامش برسد.
وقتی چراغهای شهر خاموش میشوند
بنابراین گزارش، وقتی روایت شهدای مدافع امنیت را مرور میکنیم، درمییابیم که داستان امثال «مصطفی بیرانوند»، تنها روایت یک شهادت نیست؛ بلکه دعوتی است برای همه ما، تا مسئولیتمان را در برابر وطن، ارزشها و امنیت کشور به یادآوریم.

در سکوت شب، وقتی چراغهای شهر خاموش میشوند و ردپای امنیت و آرامش در کوچهها احساس میشود، دلها به یاد کسانی میافتند که با قدمهای خاموش اما استوار، راه اقتدار و امنیت و وطندوستی را پیمودند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟