به گزارش خبر ۲۴ موسی حقانی طی یادداشتی نوشت:
دوم اینکه ضداستبدادی است وازجهت دیگر،برنامه وهدف روشنی برای آینده داردکه همان ساختاربندی و نظامسازی جمهوری اسلامی است. استقلالخواهی برمیگردد به دو سده تکاپوها در ایران،همچنین مبارزات ضداستعماری،زیرا ایران بهرغم آن همه حضور استعمارگران هرگز مستعمره نشد. آغامحمدخان برای احیا و تمرکز و اتحاد گستره پهناور سرزمینی ایران با قدرت و مدیریت به سامان دادن مسائل داخلی وخارجی مانند تهدیدات پرداخت. مطیع کردن سرزمینهایی که با تحریک روس و دیگر بیگانگان سر استقلال از ایران را داشتند از کارهایی بود که به احیای قدرت و هژمونی ایران(شاید به اندازه عصر افشاری میانجامید و استعمار چنین چیزی را برنمیتافت) البته برنامههایی که آغامحمدخان پیگیرشان بود، بهواسطه رویدادهایی محقق نشد. از دوران قاجار درگیر تکاپوهای استعمار در کشورمان هستیم. ایران فینفسه بزرگ و مؤثر بر سرنوشت منطقه بوده و از سویی سابقه تمدنی طولانی دارد و از دیگر سو مردم منطقه نیز ایران را به عنوان یک قدرت از دیرباز پذیرفتهاند؛ صرفنظر از اینکه چه شرایطی بر آن حاکم باشد. تا پیروزی انقلاب اسلامی شاهد نقشآفرینی جدی مستقیم و غیرمستقیم استعمار هستیم و قاجار که درصدد احیای ایران بود، به یک رژیم استبدادی مستاصل تبدیل شد.
قاجارها در برابر این یورشهای نرم و سخت و تهاجمهای استعماری مقاومت میکردند اما هر چه گذشت توان خود را از دست دادند زیرا با دو قدرت بزرگ روس و انگلیس رویارو بودند و درگیریهای دیگر قدرتها مانند فرانسه و پرتغال نیز به این منطقه کشیده شده بود؛ بهویژه که هیچکدامشان احیای ایران قدرتمند را برنمیتافتند. مقابله با این وضعیت از توان قاجار خارج بود. شرایط قاجار را میتوان چنین توصیف کرد؛ نظام قبیلهای و کماطلاعی آنها از تحولات جهانی و نارسایی قاجارها در بهرهبردن از توانمندیهای داخلی و افراد نخبهای که برآمده از دیوانسالاری ایرانی بودند مانند قائممقام و امیرکبیر. همچنین مسأله نفوذ! که باعث شد افراد شایسته مانند امیرکبیرها ازدورخارج شده و وابستهها سرکار بیایند. مکتب دیوانسالاری ایرانی کارگزار اصلی در اداره کشور بود و قاجارها تنها از جهت نظامی و قبیلهای حکومت داشتند. اتفاقات جریان نفوذ به قلع و قمع این افراد میپردازد.
چکیده اینکه؛ مجموعه فشارها، جنگها و فرقهسازیها و از میان برداشتن رجال تأثیرگذار و وطندوست باعث شد دولت قاجار به استیصال کامل برسد. از ناصرالدین شاه داریم که «میدانم در خوزستان بایستی با کشاورزی به عمران و آبادانی آنجا بپردازم یا به احداث راهآهن… اما اجازه نمیدهند…»
جریان استعماروعوامل نفوذی بهگونهای باکودتایاستعماری۱۲۹۹پیروزشدندواین استیصالوحکومتمستاصل رابه حکومت وابسته تبدیل کردند و استیصال و نفوذ، تبدیل به سلطه شدوعملا شاهد سلطه انگلیس بر ایران پس از کودتای ۱۲۹۹ شدیم.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟