رسانه تصویری خبر۲۴

زیرکی مردم شهرضا را در تاروپود «سیبه‌» ببینید

زیرکی مردم شهرضا را در تاروپود «سیبه‌» ببینید

در شهرضا قبلاً کوچه‌ها را «سیبه» می‌نامیدند، این اصطلاح هنوز هم کم‌وزیاد بین افراد اصیل شهرضا خصوصاً مسن‌ترها رایج است.

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،از شهرضا، کوچه را به راه تنگ و باریک در ده یا شهر معنی کرده‌اند که در اصل کوی کوچک بوده و به مرور زمان برای سهولت در گفتار به کوچه مبدل شده است، اسامی متعدد دیگری هم چون برزن، سیبه، که کم و بیش همین معنا را می‌رساند، نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.کوچه‌ها در شهر و روستا به منزله شاهرگ حیاتی رفت و آمد به حساب می‌آیند به این معنا که برای رسیدن به هر نقطه از شهر یا روستا باید از آنها عبور کرد.هنوز در بسیاری از شهرها و روستاهای قدیمی وقتی از کوچه‌ها عبور می‌کنیم گهگاهی به قسمت‌هایی از کوچه می‌رسیم که دارای سقف است، سقف‌هایی که روی آن در بیشتر مواقع اتاق یکی از خانه‌های مجاور است. ادامه این سقف‌ها گاهی چند ده متر طول می‌کشد و عابر باید از یک فضای نسبتا طولانی از زیر آن عبور کند.

اصطلاح سیبه هنور هم در شهرضا رایج است
مصطفی جهانمردی، فعال فرهنگی در شهرضا با بیان اینکه در شهرضا قبلا کوچه‌ها را «سیبه» می‌نامیدند، به خبرنگار فارس می‌گوید: این اصطلاح هنوز هم کم و زیاد بین افراد اصیل شهرضا خصوصا مسن‌ترها رایج است. وی می‌افزاید: سیبه‌های شهرضا از وجود دالان‌ها عاری نبود و به تعداد بسیار در بیشتر محلات دیده می‌شد. سقف این دالان‌ها اکثراً ضربی و با خشت خام بود البته بعضی دالان‌ها با تیر چوبی بود. در بیشتر مکان‌ها حتی لایه کاهگل هم نداشت و خشت‌های کار شده به خوبی نمایان بود و زیبایی خاصی داشت.
در فصل سرد زمستان این دالان‌ها مکانی برای پناه گرفتن افراد بود
جهانمردی ادامه می‌دهد: افرادی که از زیر این دالان‌ها رد می‌شدند اگر فصل تابستان بود در آن گرمای طاقت‌فرسا زیر این دالان‌ها خنکای دلچسبی را احساس می‌کردند به گونه‌ای که با وجود کارهای بدنی و سخت آن روزگار خستگی از تنشان بیرون می‌رفت و آرامش دلنشینی به آنان دست می‌داد.این معلم بازنشسته ادامه می‌دهد، همچنین موقع بارش باران و برف خصوصا در فصل سرد زمستان نیز این دالان‌ها مکانی برای پناه گرفتن افراد بود تا خود را برای عبور از محل و رسیدن به منزل یا محل مورد نظرشان آماده کنند.وی با اشاره به اینکه عبور سواره‌ها از زیر این دالان‌ها به سختی صورت می‌گرفته و حتی شاید مجبور به پیاده شدن بودند، گفت: چون ارتفاع آنها در محله‌ها پایین بود البته این ارتفاع به شهر و محل مورد نظر بستگی داشت. جهانمردی اعتقاد دارد شاید وجود این سقف‌ها از حرکت سریع افراد غریب و مهاجم به محله‌ها جلوگیری می‌کرده است. از طرفی خانه‌ها از طریق سقف این دالان‌ها روی پشت‌بام به همدیگر دسترسی داشتند تا بتوانند در مقابل مهاجمان یکدیگر را یاری کرده و یا به منازل هم پناه ببرند.
سیبه‌هایی که محل تجمع زنان و کودکان بود
سیبه‌های قدیم شهرضا هنگام غروب محل تجمع زنان و کودکان در اطراف آنها بود. زیر این دالانچه‌ها و یا کنار کوچه‌ها محل مناسبی برای تجمع‌شان بود؛ آنان اکثرا کارهای دستی و خانگی خود را در کنار کوچه و دور هم انجام می‌دادند. این فعال فرهنگی در این باره می‌افزاید: قبل از نشستن با آفتابه‌ای آب، آنجا را آب و جارو وتمیز و خنک می‌کردند. به مرور زنان و دختران چند خانه در قسمت معینی از سیبه تجمع می‌کردند. هر کس از دری سخن می‌گفت شاید این درددل کردن‌ها موجب آرامش روحی آنان و سبک شدن دردهای نهفته‌شان می‌شد. اگر تنگدست بودند و وضع مالی مناسبی نداشتند سختی‌ها را با هم شریک می‌شدند و در صورت لزوم گره از کار هم می‌گشودند.وی می‌گوید: این نشستن‌های عصرانه با بیکاری میانه‌ای نداشت از آنجا که در بیشتر خانه‌ها زنان و دختران قالی می‌بافتند، بعد از چند ساعت روی قالی نشستن در بیرون منزل و کنار همسایه‌ها محل خوبی برای آماده کردن چله و خامه قالی بود.جهانمردی گفت: کمی قدیم‌تر در همه خانه‌ها چرخ‌های ریسندگی دستی وجود داشت که زنان به وسیله آن پشم و پنبه را به نخ مورد استفاده تبدیل می‌کردند و این تولید توسط زنان در منزل صورت می‌گرفت ولی عصرها در کنار همسایه‌ها انجام کار لطف و صفایی دیگر داشت.
این فعال فرهنگی تصریح می‌کند که رایج‌ترین کار خانگی در شهرضا که تقریبا در همه مکان‌ها و مواقع قابلیت انجام داشت بافت رویه گیوه بود. بافت رویه گیوه مکمل کار مردانی بود که در خانه و یا بازار تختش را درست می‌کردند که به آنان تخت‌کش می گفتند. وی ادامه می‌دهد که شهرضا و آباده معرو‌ف‌ترین گیوه‌های ایران را دارا بودند. به هر حال ساخت گیوه از مشاغل درآمدزا برای خانواده‌ها بود که بیشتر زنان در حال نشسته رویه گیوه را بر زانوهایشان شروع به چیدن می‌کردند (لازم به ذکر است که بافتن گیوه را در شهرضا گیوه‌چینی یا در اصل گووه چینی می‌گفتند). به گزارش فارس، معماری اصیل ایرانی، علاوه بر ساخت و سازهای متعارف، مجموعه‌ای از گنجینه‌هایی است که در معماری سرزمین‌های دیگر به ندرت یافت می‌شود. آن روزهای قدیم همه چیز از روی صداقت و مهربانی بود این مهرورزی حتی در معماری آنان نیز به چشم می خورد.
ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *