به گزارش خبر۲۴،بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، چند آشوب و اغتشاش عمده به وجود آمده است. ماجرای کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، فتنه سال ۸۸، اغتشاشات بنزینی ۹۸، حوادث زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ و نهایتا آشوبهای خونین روزهای اخیر، شناخته شدهترین موارد هستند. هر کدام از این اغتشاشات بنا به ریشهها و ماهیت آنها نوعی از رفتارها (کنشها و واکنشها) را از سوی مردم، اغتشاشگران و ماموران حافظ امنیت در پی داشتند. در این میان به نظر میرسد عنصر ایجاد رعب و وحشت در اغتشاشات اخیر پررنگتر از وجوه دیگر آن است
-
اندازه متن
+
از ۷۸ تا ۸۸، یک دهه برای تجدید آشوب
در تیرماه ۱۳۷۸ حادثه کوی دانشگاه باعث ایجاد اعتراضات و سپس اغتشاشاتی شد که از حیث زمان و گسترش محدود بود. این اغتشاشات حدودا شش روز طول کشید و هرچند عوامل آشوبگر قصد تاثیرگذاری در آن را داشتند، عمدتا تحولات حول محور برخی از دانشگاهها در سطح تهران و چند شهر دیگر انجام گرفت. پس از وقایع تلخ سال ۷۸، یک دهه لازم بود تا آشوب دیگری در کشور رخ بدهد که در زمان خود کم نظیر بود. دخالت برخی از چهرهها در درون نظام (موسوی و کروبی) در بطن این اعتراضات، باعث طولانیتر شدن زمان اعتراضات (حدود هفت ماه) شد. آنچه در فتنه سال ۸۸ بیشتر نمایان بود، ایجاد تشکیک و ابهام در بین جوانان حاضر در صحنه اعتراضات و سپس آشوبها بود. اسم رمز «تقلب در انتخابات» و ترویج شعارهای هنجار شکنانه نشان میداد که دشمن برای آینده برنامههایی دارد و سعی در نهادینه کردن این شعارها در باور حداقل بخشی از مردم ایران دارد.رهبر معظم انقلاب یک سال پس از فتنه سال ۸۸ گفته بودند: «فتنهى سال گذشته جلوهاى از توطئهى دشمنان بود؛ فتنه بود. فتنه یعنى کسانى شعارهاى حق را با محتواى صددرصد باطل مطرح کنند، بیاورند براى فریب دادن مردم.»
مهندسی آشوب و حرکت به سمت خشونت بیشتر
در بررسی اجمالی اغتشاشات سال ۹۸ که با بیتدبیری دولت وقت در افزایش قیمت بنزین و نحوه اعلام آن جرقه خورد، مطالبات اقتصادی مردم به سرعت از سوی عوامل آشوبگر به اغتشاشاتی وسیع تبدیل شد که مشخصه آن تمایل آشوبگران برای حمله به ماموران حافظ امنیت و ایجاد درگیریهای خونین بود. سپس کمتر از سه سال بعد، فوت یک دختر جوان به نام مهسا امینی، باعث ایجاد فتنه زن زندگی آزادی شد که تلاش هماهنگی برای پیوند آن به خارج از مرزها و همراهی برخی چهرهها (سلبریتیها و سیاستمداران غربی) به این فتنه را شاهد بودیم. مدیریت آشوبهای سال ۱۴۰۱ و سعی در فرسایشی ساختن آن با دخالتهای خارجی، باعث شد تا پس از فتنه سال ۸۸، این اغتشاشات زمان نسبتا طولانی (شش ماه) را به خود اختصاص دهد.
عملیات وحشت و توحش افسار گسیخته
آنچه اغتشاشات اخیر را از دیگر وقایع مشابه متمایز میکند، تلاش هر چه بیشتر بازیگران خارجی و آشوبگران حرفهای برای کشاندن دامنه اغتشاشات به خشونتی افسارگسیخته بود. خشونتی که گویی فردایی برای ایرانیان متصور نبود و صرفا به قصد نابودی و کشتار بیشتر طراحی شده بود. هماهنگی گروههای سلطنت طلب با پشتوانهای چون ساواک، منافقین و کشتارهای دهه۶۰، موساد با سابقه نسلکشی در غزه و دیگر سازمانهای جاسوسی، ترکیبی از عوامل کشتار را به وجود آورده بود که اگر نگوییم در فاز نخست عملیات خونین خود به دنبال براندازی بودند، حداقل قصد ایجاد رعب و وحشتی داشتند که بتواند زمینهساز اقدامات بعدی باشد. به تعبیر دیگر برداشتی که از عملیات روانی دشمن در اغتشاشات اخیر داریم، نوعی از خشونت افسارگسیخته است که اولا کشتهسازی بیشتر و دوما ایجاد ترس و وحشت را سرلوحه خود قرار داده بود. در تاریخ انقلاب سه مورد از این رفتارها یکی در شکنجههای ساواک، ترورهای منافقین و اقدامات گروههای جدایی طلب در کردستان را شاهد بودیم که صرف نظر از دیگر اهداف، هر سه ایجاد رعب و وحشت را دنبال میکردند. فراموش نکردهایم که داعش کشتار در یک شهر یا منطقه را کلید فتح شهری دیگر بدون شلیک یک گلوله در نظر میگرفت. اصطلاح «داعش در شهر» که به آشوبگران کنونی داده شد، تنها تعریفی از تشابه اقدامات آنها با گروه داعش نیست. بلکه شیوه آنها برای پیشبرد اهدافشان نیز است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟