به گزارش خبر ۲۴؛ دونالد ترامپ ۳۰ دی ۱۴۰۳ (۲۰ ژانویه ۲۰۲۵) برای دومین بار بهعنوان رئیسجمهور آمریکا سوگند یاد کرد؛ دورهای که برخلاف وعدههای انتخاباتی مبنی بر تمرکز بر مسائل داخلی، با تشدید مداخلات خارجی، تهدید متحدان سنتی و تضعیف نهادهای بینالمللی همراه بوده است. تحلیلگران غربی معتقدند نخستین سال ریاستجمهوری ترامپ، نه تنها جایگاه آمریکا را بهعنوان بازیگری مسئول در نظام بینالملل تقویت نکرده، بلکه به فرسایش نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم دامن زده است.
بر اساس گزارش آسیاپلاس، روابط آمریکا با اروپا در این مدت وارد مرحلهای کمسابقه از تنش شده است. اظهارات ترامپ درباره گرینلند و تهدید دانمارک ــ بهعنوان عضو ناتو ــ با اعمال تعرفههای تجاری، نمونهای آشکار از رویکرد مبتنی بر فشار و «حقِ زور» تلقی میشود؛ رویکردی که بسیاری از ناظران آن را نقض صریح اصول حاکمیت ملی و حقوق بینالملل میدانند.
در حوزه سیاست امنیتی، ترامپ هنوز نتوانسته به جنگ اوکراین پایان دهد؛ جنگی که پیش تر مدعی شده بود طی ۲۴ ساعت قادر به خاتمه آن است. در عمل، آمریکا در این یک سال بیشتر نقش میانجی منفعل را ایفا کرده و از حمایت قاطع از اوکراین فاصله گرفته است؛ موضوعی که نگرانی جدی متحدان اروپایی را در پی داشته است.
در همین حال، کاخ سفید از ایده تشکیل نهادی موسوم به «شورای صلح» سخن گفته که حتی از رئیسجمهوری روسیه برای حضور در آن دعوت شده است؛ اقدامی که با انتقاد گسترده کارشناسان مواجه شده و آن را تلاش برای مشروعیتبخشی به بازیگران متهم به نقض گسترده حقوق بینالملل ارزیابی کردهاند.
ترامپ بارها آشکارا اعلام کرده که خود را مقید به قواعد حقوق بینالملل نمی داند. او در اظهاراتی جنجالی تصریح کرده است که تنها «اخلاق شخصی و تشخیص فردی»اش، مرز تصمیمگیری های اوست. منتقدان این رویکرد را نشانهای نگران کننده از تضعیف نظام چندجانبهگرایی و بازگشت به منطق قدرت عریان در روابط بینالملل میدانند.
در داخل آمریکا نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. ترامپ در طول یک سال گذشته با صدور ۲۲۸ فرمان اجرایی ــ رقمی بیسابقه در مقایسه با رؤسایجمهور پیشین ــ عملا نقش کنگره را به حاشیه رانده است. حامیان او این اقدام را نشانه «قاطعیت» میخوانند، اما منتقدان آن را گامی در مسیر تمرکز قدرت و تضعیف سازوکارهای دموکراتیک ارزیابی میکنند.
عفو گسترده عاملان حمله ۶ ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره، تشدید برخوردهای سختگیرانه با مهاجران و طرحهایی چون بازسازی پرهزینه کاخ سفید، همگی به دو قطبی عمیقتر جامعه آمریکا انجامیده است. با وجود این، ترامپ همچنان پایگاه حزبی خود را حفظ کرده و مخالفت جدی از سوی نخبگان اقتصادی و سیاسی با او مشاهده نمیشود.
نظرسنجیها نشان میدهد بیش از نیمی از شهروندان آمریکایی از عملکرد ترامپ در سال نخست ریاستجمهوریاش رضایت ندارند، اما این نارضایتی تاکنون به مانعی موثر برای ادامه سیاست های او تبدیل نشده است. در چنین شرایطی، انتخابات میان دورهای کنگره میتواند نقش تعیینکنندهای در مهار یا تشدید این روند ایفا کند.
اظهارات طنزآمیز اما نگرانکننده ترامپ در باره بیاهمیت بودن انتخابات و تکرار شوخیهای مشابه درباره انتخابات ۲۰۲۸، برای بسیاری از ناظران نشانهای از عادیسازی گفتمان اقتدارگرایانه در سیاست آمریکا تلقی می شود؛ روندی که پیامدهای آن میتواند فراتر از مرزهای این کشور، ثبات جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟