به گزارش خبر ۲۴ فؤاد ایزدی طی یادداشتی نوشت:
ترامپ در حوزه سیاست خارجی وعده داده بود که وارد درگیریهای نظامی نخواهد شد اما در عمل شاهد حمله به ایران، ماجرای آدمربایی در ونزوئلا و همچنین ادعاهای عجیب او درباره ایرلند و تلاش برای جدا کردن دانمارک بودهایم. بخش قابلتوجهی از رأیدهندگان به ترامپ، با این امید به او رأی دادند که سیاست خارجی دولتهای گذشته اصلاح شود؛ شعاری که خود او نیز بر آن تأکید داشت اما در عمل رفتاری کاملا متفاوت از وعدهها نشان داد.
ترامپ همچنین مدعی است که جنگهایی را پایان داده، در حالی که بسیاری از این ادعاها اساسا صحت ندارند. برای مثال، در فهرست هشت جنگی که مدعی پایان دادن به آنهاست، از جنگ ایران و اسرائیل نام میبرد؛ در جایی میگوید این جنگ را پایان داده و در جای دیگر خود را فرمانده جنگ معرفی میکند. این تناقض آشکار است. واقعیت آن است که ایران ضربه وارد کرد و طرف مقابل متوقف شد؛ این نه نشانه صلحطلبی بلکه نشانه شکست طرف مقابل است. در مواردی نیز در آفریقا یا آسیا، یا اساسا درگیری جدی وجود نداشته یا روند پایان یافتن آنها بهصورت طبیعی طی میشده اما ترامپ این موارد را نیز به نام خود ثبت میکند.
در حوزه سیاست داخلی نیز عملکرد او موفقیتآمیز نبوده است. افزایش قیمتها، تورم و مسائل معیشتی از جمله محورهای اصلی شعارهای انتخاباتی ترامپ بود اما در این زمینهها نیز توفیقی حاصل نشد. در موضوع مهاجرت، سیاستهای او بهشدت خشن و غیرانسانی بوده است. نمونههایی مانند برخورد پلیس فدرال ـ که وابسته به وزارت دادگستری آمریکاست و نه پلیس محلی ـ با یک زن و کودک هفتساله، که در جریان آن با کوچکترین واکنش، تیراندازی صورت میگیرد، موجی از اعتراضات و تظاهرات را درپی داشته است. اگرچه ترامپ در حوزه مهاجرت اقداماتی انجام داده اما همین رویکرد خشن یکی از دلایل اصلی افت شدید محبوبیت او در نظرسنجیهاست. در مجموع، چه در سیاست خارجی و چه در سیاست داخلی، ترامپ یا برخلاف وعدههای خود عمل کرده یا بهگونهای رفتار کرده که در نهایت به نارضایتی گسترده انجامیده است. ادعای او مبنی بر بازگرداندن آمریکا به قدرت و جایگاه پیشین نیز تحقق نیافته است. شعارهای انتخاباتی او درباره اینکه ورود به جنگها آمریکا را تضعیف کرده یا تمرکز ناکافی بر مسائل داخلی موجب ضعف این کشور شده، بیشتر جنبه مخاطبپسند داشته و در عمل اجرایی نشده است.
در واقع، ترامپ روند افول آمریکا را تسریع کرده است. پیش از این، ایالات متحده عمدتا بهدنبال بلعیدن کشورهایی بود که همپیمانش نبودند و حتی در قبال متحدان خود نیز بهنوعی محتاط بود اما در دوره ترامپ، این رویکرد تغییر کرده است. امروز آمریکا حتی با متحدانش نیز همانگونه رفتار میکند. دانمارک، بهعنوان عضو ناتو، با تهدید تصاحب سرزمین مواجه میشود. به کرهجنوبی دستور داده میشود که مازاد تراز تجاری خود را به آمریکا بازگرداند و سرمایهگذاریها دقیقا در جایی انجام شود که رئیسجمهور آمریکا تعیین میکند. ژاپن نیز در همین وضعیت قرار دارد. عربستان سعودی، بهعنوان یکی دیگر از متحدان آمریکا، مجبور به سرمایهگذاری یک تا ۱.۵تریلیون دلاری در آمریکا شده است؛ آن هم در شرایطی که طبق آمار رسمی وزارت اقتصاد عربستان، این کشور در سال گذشته حدود ۶۰ میلیارد دلار کسری بودجه داشته و در سالهای پیش از آن نیز با کمبود مالی مواجه بوده است. کشوری که قادر به تأمین بودجه خود نیست، ناچار میشود منابع محدودش را در آمریکا سرمایهگذاری کند؛ امری که بهطور طبیعی وضعیت اقتصادی داخلی آن را وخیمتر میکند. در دوره ترامپ، برخورد آمریکا با دوستانش نیز بدتر از گذشته شده است. اروپا بهدلیل وابستگی انرژی و نظامی به آمریکا ناچار به تمکین است و عملا گزینه دیگری پیش روی خود نمیبیند. در آمریکای لاتین نیز پس از ونزوئلا، تلاش برای سرنگونی دولتهای دیگر آغاز شده و حتی صحبت از برزیل و سایر کشورها به میان آمده است. این روند باعث میشود کشورها به انسجام داخلی و گسترش ارتباطات خود با سایر نقاط جهان روی آورند.
نمونه بارز این تغییر، کاناداست؛ کشوری که زمانی حیاطخلوت آمریکا تلقی میشد اما امروز بهسمت همکاریهای گسترده با چین حرکت کرده است. در همین چارچوب، نخستوزیر کانادا در داووس تصریح میکند که سیستم بینالمللی بهصورت ریشهای در حال تغییر است؛ تغییری که تدریجی نیست و با شوکی جدی به نظم جهانی همراه بوده است. این تحولات نهتنها جایگاه آمریکا را تقویت نمیکند، بلکه به تضعیف آن میانجامد. از این منظر، میتوان گفت ترامپ روند افول قدرت آمریکا را شتاب بخشیده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟