به گزارش خبر ۲۴؛ از کرج، بامداد دوم بهمنماه ۱۴۰۴، خبری کوتاه اما جانسوز، دلهای بسیاری را در مشکیندشت و فراتر از آن به لرزه انداخت؛ محمدجواد نوجه دهیان، بسیجی جوان و مدافع امنیت، پس از چند روز تحمل درد، جراحت و رنج، به شهادت رسید. جوانی که راه بازگشت را انتخاب نکرد، ایستاد، صبر کرد و در نهایت، جان خود را در مسیر امنیت مردم و صیانت از مقدسات فدا کرد.
روایت این شهادت، به شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه بازمیگردد؛ شبی پرالتهاب در شهرک بعثت مشکیندشت استان البرز. خیابانها ناآرام بود و فضای شهر آمیختهای از التهاب، نگرانی و بیقراری را تجربه میکرد. در میان این آشوب، خبر تلاش برای تخریب و به آتش کشیدن مسجد صاحبالزمان (عج)، قلب هر دلدادهای را به درد میآورد؛ مسجدی که نه فقط یک بنا، که پناهگاه ایمان و آرامش مردم محله بود.
در همان لحظات، محمدجواد، با احساس مسئولیتی برخاسته از ایمان، غیرت و تعهد اجتماعی، تصمیم خود را گرفت و وارد میدان شد؛ آنچه او را به صحنه کشاند، باور درونیاش بود. او داوطلبانه و آگاهانه، با دستان خالی و بدون هرگونه تجهیزات دفاعی، راهی میدان مقابله با اقدامات آشوبگران شد؛ نه برای مقابله خشونتآمیز، بلکه برای جلوگیری از ناامنی، دفاع از اموال عمومی و حراست از حرمت مسجد.
محمدجواد در دل حادثه حاضر شد؛ در جایی که خطر، واقعی و نزدیک بود اما او ایستاد، با آرامش و شجاعت، همانگونه که بسیجیان این سرزمین سالهاست در لحظات سخت ایستادهاند. او در میانه این مأموریت مردمی، هدف حمله اغتشاشگران قرار گرفت و آجری که با خشونت به ناحیه سرش اصابت کرد، محمدجواد را به شدت مجروح ساخت؛ ضربه سنگین بود.
مسیری که او انتخاب کرده بود، به عقب بازگشتی نداشت. او بلافاصله به مرکز درمانی منتقل شد و روزها و شبهای پس از آن، برای محمدجواد، روزهای صبر و مقاومت بود؛ روزهایی که درد، مهمان دائمی جسمش شده بود و امید، در دل اطرافیانش رفتوآمد میکرد. کادر درمان با تمام توان تلاش کردند، خانواده با دلهایی لرزان دعا خواندند و دوستان و همرزمان، چشمانتظار خبر بهبود ماندند.
اما شدت جراحات وارده، مجال ادامه نداد. محمدجواد، پس از چند روز تحمل درد و رنج فراوان، در سکوت سحرگاه دوم بهمنماه، آرام و بیصدا، دعوت حق را لبیک گفت و به جمع شهدای مدافع امنیت پیوست؛ شهیدانی که بیهیاهو میآیند، بیادعا میایستند و بیتوقع، جان خود را نثار آرامش جامعه میکنند؛ آنان که حضورشان در زندگی مردم شاید دیده نشود، اما نبودشان عمق امنیت را به یادها میآورد.
شهادت محمدجواد نوجه دهیان، بار دیگر پرده از حقیقتی روشن برداشت؛ اینکه امنیت امروز جامعه، نتیجه آسایشطلبی نیست، بلکه حاصل ایثار جوانانی است که خطر را به جان میخرند تا مردم در آرامش زندگی کنند؛ جوانانی که در حساسترین لحظات، میان ماندن در حاشیه امن یا قدمگذاشتن در دل حادثه، راه دوم را انتخاب میکنند و این انتخاب، میراث ماندگار غیرت و مسئولیت است.
او نماینده نسلی بود که امنیت مردم را بر آسایش شخصی ترجیح میدهد؛ نسلی که اجازه نمیدهد اموال عمومی غارت، به مقدسات هتک حرمت و آرامش جامعه قربانی آشوب شود. شهادت محمدجواد، نهتنها روایت مظلومیت مدافعان امنیت، بلکه گواهی روشن بر تداوم راه ایثار، مسئولیتپذیری و مقاومت در این سرزمین است؛ راهی که با خون شهیدان استوار مانده است.
نام او، امروز در کنار دیگر شهدای مدافع امنیت میدرخشد؛ جوانی که با دستان خالی، اما دلی سرشار از ایمان، ایستاد و نشان داد امنیت، بهای بزرگی دارد؛ بهایی که گاه با خون بهترین فرزندان این سرزمین پرداخت میشود؛ خونی که بیصدا بر زمین ریخت تا چراغ آرامش در خانهها خاموش نشود و فردای این سرزمین، در سایه ایثار و فداکاری، همچنان پابرجا بماند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟