رسانه تصویری خبر۲۴

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید

قرار بر این بود که گفتمان از «ایران‌دوستی» به «نجات ایران» تغییر یابد. در این جابه‌جایی گفتمانی، شبکه سلطنت‌طلبان برای نخستین بار مطالبه‌ای بی‌سابقه با هویت حمله خارجی را ذیل این گفتمان مطرح کرد.

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ طی دهه‌های اخیر، گفتمان جریان‌های سلطنت‌طلب خارج از کشور عمدتاً بر محور ایران‌دوستی و وطن‌پرستی شکل گرفته است. در این چارچوب، هرگونه کنش سیاسی، چه در قالب تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی و چه در سطح فعالیت‌های رسانه‌ای و دیپلماتیک، نه به‌عنوان تلاشی برای کسب قدرت شخصی یا پیشبرد ایدئولوژی‌های فراملی، بلکه به‌مثابه حرکتی در راستای هویت ملی و منافع ایران تعریف شده بود. در این روایت، احیای تمدن باستانی و ایجاد وحدت حول مفهوم ایران به‌عنوان نقطه کانونی کنش سیاسی معرفی می‌شد.

بازوی رسانه‌ای این جریان نیز عموماً بر بازسازی تصویری نوستالژیک از دوره پهلوی و سلطنت مشروطه متمرکز بوده و کوشیده است آن دوره را نماد پیشرفت، ثبات، آزادی‌های اجتماعی و توسعه جلوه دهد. در این مسیر، نمادهایی نظیر شیر و خورشید و شعارهای ملی‌گرایانه به‌طور مستمر بازتولید و برجسته شده‌اند تا پیوند عاطفی با گذشته تاریخی ایران تقویت شود.

قرار بود این نمادها، شعارها و گفتمانی که طی چند دهه در خارج از کشور تبلیغ شد، اپوزیسیون را حول محور ایران متحد کند، بدون آنکه به مسائل قومی یا منازعات مذهبی ایدئولوژیک پرداخته شود. با این حال باید اذعان کرد سطح جدال و مناقشه نظری بر سر این اهداف در میان اپوزیسیون، در یک دهه گذشته به‌مراتب جدی‌تر از سال‌های اخیر بود و عملاً اپوزیسیون‌های نوظهور سال‌های اخیر، چندان در بدنه احزاب و گروه‌های قدیمی جدی گرفته نمی‌شوند.

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

تا ۵ سال اخیر، شبکه‌های فارسی‌زبان زیادی بر پایه ترویج ایران‌پرستی فعال شده بودند که منوتو، یکی از بنگاه‌های تبلیغاتی این تفکر بود که تاحدودی زیر نظر خانواده پهلوی نیز کنترل می‌شد. این شبکه طی سال‌های اخیر گفتمان سلطنت‌طلبی و سفیدشویی از دوران پهلوی را با ادبیاتی لطیف‌تر از رقبا؛ ترویج داد.

نتیجه این تبلیغات گردهم‌آوردن و پرورش لیدرها و دسته‌های فتنه‌گر سلطنت‌طلب در داخل ایران بود که با بروز هر تجمع و اعتراض مدنی، فریاد جمعیت را به سمت پادشاهی‌خواهی و شعارهایی نظیر «رضا شاه روحت شاد» سوق دهند. سال ۱۴۰۱ و تجمعات شکل‌گرفته پس از درگذشت مهسا امینی، یکی از نمودهای عینی نقش‌آفرینی لیدرها و شبکه‌های وابسته به جریان سلطنت‌طلب بود. از همان روزهای ابتدایی، بخشی از شعارهای خیابانی به‌تدریج به سمت پادشاهی‌خواهی سوق پیدا کرد و هم‌زمان، شبکه‌ای سایبری که از پیش سازمان‌دهی و تقویت شده بود، تلاش کرد گفتمان غالب در فضای مجازی را به حمایت از خانواده پهلوی جهت دهد.

با این حال، در لایه‌های پنهان این جنگ شناختی، شکافی عمیق شکل گرفت که از نگاه طراحان پروژه مغفول مانده بود؛ شکافی که به‌مرور به زخمی عفونی در بدنه اپوزیسیون تبدیل شد و عملاً انسجام آن را از درون فرسوده کرد. هم‌گرایی میان سلطنت‌طلبان و جریان‌های تجزیه‌طلب؛ یا بهتر بگوییم پیوند دو رویکرد مدعی «مبارزه برای ایران» و «بازگشت به ایران به هر قیمت» در عمل ناممکن بود. این تعارض، نه‌تنها در اهداف، بلکه در سطح شعارها و نمادها نیز به‌روشنی خود را نشان می‌داد.

نشست جرج‌تاون هم با این هدف برگزار شد که تردید احزاب و گروه‌هایی را که نسبت به این اتحاد بدبین بودند، را کاهش دهد؛ نشستی که تلاش داشت طیفی از چهره‌ها و جریان‌های ناهمگون را در یک قاب مشترک گرد هم آورد و دست‌کم یک تصویر نمادین از وحدت ثبت کند.

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

عفونتی که سر باز کرد

با این وجود، اختلافات گفتمانی پابرجا ماند. در حالی که شعار محوری طراحان فتنه «زن، زندگی، آزادی» بود، هواداران پهلوی کوشیدند این شعارها را حول محور خود بازتعریف کنند. این شکاف از همان ابتدا آشکار شد و با ورود شتاب‌زده و ناپخته علی کریمی به صحنه اپوزیسیون، تغییر جهت شعارها به سمت «مرد، میهن، آبادی» بر دامنه اختلافات افزود. کمتر از ۶ ماه به این نتیجه رسیدند که در نشست جرج‌تاون باید به این جمع‌بندی برسند که برای حفظ وحدت، از عناوین و هویت‌های حزبی فاصله گرفت و ذیل مفهومی کلی‌تر با عنوان «همبستگی» گرد هم بیایند. در این میان حواشی نوادگان قاجاریه و صفویه و زندیه که مدعی بازگشت به ایران بودند نیز از پاورقی‌های سرگرم‌کننده فتنه ۱۴۰۱ بود.

در واقع طی ۶ ماه، چندین شعار و تفکر و حزب از درون طراحان فتنه بیرون زد و رشد کرد. لیدرهایی هم که در خیابان بودند، جنگ شناختی را از مسیر منحرف کردند و شعارها را به سمت نشان دادن حرکات دست توهین‌آمیز و الفاظ رکیک علیه روحانیت و بسیج مردمی سوق دادند. رضا پهلوی هم با طراحی کمپین وکالت به خود که رهبری فتنه را برعهده می‌گرفت، آخرین میخ را بر این تابوت کوبید.

این همان عفونتی بود که خیلی زود سرانجام این فتنه را برای سلطنت‌طلبان سنتی مشخص کرد و از یک زمانی به بعد فقط در ظاهر با فتنه همراه بودند.

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

توئیت یکی از سلطنت‌طلبان که در رابطه با فتنه ۱۴۰۱ منتشر شده بود

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

توئیت نادر سلطان‌پور، از مجریان شبکه صهیونیستی اینترنشنال در ایام فتنه ۱۴۰۱

پهلوی در آغوش نتانیاهو و تجزیه‌طلبان

در این مرحله، عملاً پروژه به بن‌بست رسیده بود و هزینه‌های گسترده برای ترویج گفتمان پادشاهی‌خواهی در دل اختلافات عمیق اپوزیسیون مستهلک شد. نشست‌ها، فراخوان‌ها و برنامه‌های رضا پهلوی با استقبال اندک مواجه می‌شد یا از سوی طرف‌های اروپایی لغو می‌گردید و تجمعات خارج از کشور نیز بسیار محدود بود. در همین فضا، طراحان آشوب در ایران، به‌روزرسانی گفتمانی را به سلطنت‌طلبان پیشنهاد دادند.

این مسیر به‌تدریج با نزدیکی علنی پهلوی به اسرائیل و محافل امنیتی حامی تجزیه ایران در آمریکا همراه شد؛ از جمله سفر رضا پهلوی به سرزمین‌های اشغالی، دیدار با مقامات آن رژیم و اتخاذ مواضعی بود که عبور از خطوط سنتی اپوزیسیون و هم‌سویی با دشمن خارجی حکایت داشت. بخشی از اپوزیسیون سنتی، به‌ویژه طیف پادشاهی‌خواه، به همین دلیل از او فاصله گرفت و این رویکرد را پرهزینه و وابستگی به خارجی ارزیابی کرد. اما همچنان فعالان رسانه‌ای نزدیک به پهلوی به سرزمین‌های اشغالی مهاجرت کرده بودند و در تدارک یک پروژه جدید بودند.

پهلوی در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۴، با حضور در سازمانی موسوم به «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی)، پروژه‌ای جدید را رونمایی کرد. مشاوران و چهره‌های بانفوذی که در این سازمان فعال بودند از جمله برندا شیفر Brenda Shaffer، عملا نقاب از چهره خانواده پهلوی برداشت و ثابت کرد که برای بازگشت هرچه سریع‌تر خود به ایران، به تجزیه‌طلبان متوسل شده‌اند.

قرار بر این شد که گفتمان از «ایران‌دوستی» به «نجات ایران» تغییر یابد. در این جابه‌جایی، شبکه سایبری سلطنت‌طلبان نیز برای نخستین بار مطالبه‌ای بی‌سابقه با هویت حمله خارجی را ذیل این گفتمان مطرح کرد. چند ماه پس از این تغییر مسیر، در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ حمله اسرائیل به ایران آغاز شد و رضا پهلوی، این‌بار نه با ادبیات ایران‌دوستانه، بلکه در قامت یک آلترناتیو مورد حمایت غرب، در کنار اسرائیل قرار گرفت و شبکه‌های وابسته به او نیز تماما از این تجاوز نظامی حمایت کردند.

با این حال، در بدنه سلطنت‌طلبان افرادی بودند که با این چرخش ناگهانی مخالفت کردند و از لشکر سایبری هوادار این مسیر اعلام برائت نمودند، هرچند برخی از آنان همچنان حمله را ذیل مفهوم «نجات ایران» توجیه می‌کردند.

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

حمایت ایران‌دوستان از حمله اسرائیل/ محافظت از بقایای باستانی ایرانی در جریان حمله اسرائیل به ایران – خرداد ۱۴۰۴

پس از ناکامی اسرائیل در تحقق اهداف حمله، شکاف‌ها عمیق‌تر شد. هم‌زمان با مواضع تهدیدآمیز هفتگی ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، رضا پهلوی با شبکه‌های نزدیک به خود، به سمت طراحی سناریوهای «سوریه‌سازی ایران» رفتند. چند ماه پس از آتش‌بس، رضا پهلوی با همکاری نویسندگان حامی جنگ علیه ایران، سندی موسوم به «دفترچه اضطرار» را منتشر کرد. این دفترچه در جزئیات، علنا خواستار خلع سلاح گسترده ایران در حوزه‌های نظامی، امنیتی، اطلاعاتی و حتی انتظامی و بسیج عمومی بود؛ محتوایی که از همان ابتدا با واکنش‌های انتقادی و نگرانی گسترده روبه‌رو شد و در فضای مجازی به «دفترچه بی‌چارگی» شهرت یافت.

ساواکی برمیگرده

حدود سه ماه پس از انتشار این جزوه و آموزش آن به هسته‌های آشوب، موجی از اقدامات تروریستی کم‌سابقه در کشور رخ داد که شامل جنایات خشن و تکان‌دهنده بود و تصویری چرکین و ماندگار از جریان سلطنت‌طلبان در افکار عمومی برجای گذاشت. گفتمانی که از ایران‌دوستی آغاز شده و سپس به «مرد، میهن، آبادی»، بعد به «نجات ایران» و مطالبه حمله خارجی رسیده بود، این روزها به توجیه خشونت‌های افراطی نظیر سربریدن، زنده سوزاندن نیروهای بسیجی و بسیاری از جنایت‌های غیرقابل تصور متوسل شد. شبکه‌های سلطنت‌طلب این خشونت‌ها را ذیل «آزادی ایران» تفسیر کردند و در کوچه‌پس‌کوچه‌های آمریکا نیز فریاد ساواکی برمیگرده سر دادند.

تاسیس کمپین «ترامپ بزن» در اردوگاه ضدانقلاب

تنها طی شش ماه پس از حمله اسرائیل، گفتمان جریان همان حمله به ایران و مطالبه از نتانیاهو تقویت شد و اینبار امیدهای خود را به رئیس‌جمهور آمریکا بستند. خیلی وقت است که دیگر خبری از نمادهای باستانی و تصاویر تخت جمشید در صفحات و تجمعات این جریان دیده نمی‌شود و تمرکز تبلیغاتی به سمت نمایش توان تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل متمایل شده است و حجم وسیعی از توئیت‌ها یک هشتگ «ترامپ بزن» را به خود اختصاص داده‌اند.

پس از آنکه ترامپ وعده حمایت از آشوبگران ایران و احتمال دخالت نظامی را مطرح کرد، شماری از چهره‌های مدعی وطن‌دوستی نیز به اشکال مختلف کوشیدند پیام خود را به او منتقل کنند و خواستار اقدام علیه ایران شوند. در این میان، علی شریفی‌زارچی با بازنشر و ترجمه روایت‌هایی از اغتشاشات به زبان انگلیسی، تلاش کرد مخاطب غربی را تحت تأثیر حمله به ایران قرار دهد. وحید بهمن نیز که پیش‌تر با میتینگ‌ها و لایوهای ایران پرستی، در میان سلطنت‌طلبان شناخته شد، به جمع حامیان حمله خارجی پیوست. شیرین عبادی در گفت‌وگو با رسانه‌های اروپایی از دخالت نظامی حمایت کرد و مسیح علینژاد نیز این مطالبه را در محافل بین‌المللی طرح نمود.

حامیان حمله خارجی به ایران را در تصاویر زیر بشناسید:

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

با حامیان حمله به ایران آشنا شوید/ هواداران «پهلوی» از ادعای وطن‌پرستی و ملی‌گرایی به لابی‌گری جنگ رسیدند

آنچه که مرور کردیم یک دگردیسی گفتمانی بود؛ مسیری که از ملی‌گرایی نمادین آغاز شده و در اثر ناکامی در ایجاد ائتلاف پایدار، به سمت رادیکالیزه شدن، اتکای فزاینده به بازیگران خارجی و توجیه فشار بیرونی حرکت کرده است. چنین تحولی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که یک جریان اپوزیسیون در بسیج پایدار اجتماعی در داخل کشور ناکام بماند و به‌جای بازسازی سرمایه اجتماعی، به میان‌بُر خارجی متوسل شود. این تغییر تکیه‌گاه، به‌طور طبیعی شکاف مشروعیت درونی ایجاد می‌کند، زیرا پایگاه اجتماعی بالقوه، میان اعتراض ملی و فشار بیرونی تمایز قائل است.

نتیجه، فرسایش انسجام، تکثر گفتمان‌های متناقض، و کاهش توان هژمونیک آن جریان در رقابت بر سر افکار عمومی است؛ وضعیتی که بیش از آنکه به تثبیت آلترناتیو منجر شود، به پراکندگی، بی‌اعتمادی درون‌گروهی و از دست رفتن مرجعیت سیاسی می‌انجامد. این همان دلیل میدان‌داری مستقیم ترامپ و نتانیاهو برای افکار عمومی مردم ایران است که اپوزیسیون خارج نشین را کنار زده‌اند. خط پیام‌های فارسی مقامات آمریکایی و وعده‌های روزانه ترامپ به مردم ایران را باید در همین راستا دنبال کرد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *