رسانه تصویری خبر۲۴

دیپلماسی در لبه منازعه آینده روابط ایران و آمریکا

دیپلماسی در لبه منازعه آینده روابط ایران و آمریکا

به همان‌گونه‌ای که خلأ در هر حوزه جغرافیایی، زمینه شکل‌گیری انفجار را ایجاد می‌کند، خلأ کنش ارتباطی بازیگران نیز نشانه‌هایی از رویارویی، منازعه و حتی انفجار نظامی را به وجود می‌آورد. در فضای موجود سیاست بین‌الملل، نشانه‌هایی از «لبه تهدیدها» مشاهده می‌شود. ایالات‌متحده به کشورهای اروپایی اجازه مشارکت و نقش‌یابی…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ در شرایطی که واحدهای سیاسی دارای ابهام امنیتی هستند، عموما در روند برگزاری اجلاسیه‌های بین‌المللی به‌ مثابه فرصتی برای ارتقای تلاش دیپلماتیک در جهت حل و فصل موضوعات اجتماعی و امنیتی بهره می‌گیرند. نادیده گرفتن درخواست سفر وزیر امور خارجه ایران به اجلاسیه‌های مربوط به اقتصاد و امنیت جهانی را می‌توان در زمره نشانه‌های خارج از عرف دیپلماتیک دانست که می‌تواند ماهیت پرمخاطره در روابط متقابل کشورها و امنیت منطقه‌ای داشته باشد.

برخی تحلیلگران به این موضوع اشاره دارند که انجام اقداماتی ازجمله لغو سفر وزیر امور خارجه هر واحد سیاسی به منزله آن است که دیپلماسی به پایان رسیده یا اینکه کارکرد اثربخش خود در روابط متقابل کشورها برای حل و فصل موضوعات امنیتی و راهبردی را به گونه مشهودی از دست داده است.

در روند تحولات سیاسی، منطقه‌ای و راهبردی پرمخاطره، ایران از سازوکارهای کنش دفاعی بهره گرفته و همواره تلاش داشته تا زمینه گذار از چالش‌های امنیتی موجود در روابط با جهان غرب را فراهم سازد. در چنین شرایطی، الگوی مبتنی بر یکجانبه‌گرایی آمریکا و «سیاست دنباله‌روی کشورهای اروپایی» از الگوی رفتار سیاسی و امنیتی ایالات‌متحده را می‌توان در زمره واقعیت‌هایی دانست که نه تنها پاسخ سازنده جمهوری اسلامی به راهبرد امنیتی دونالد ترامپ را عقیم می‌سازد، بلکه این امر مخاطرات راهبردی قابل توجهی برای کشورهای منطقه‌ای ایجاد خواهد کرد.

امنیتی‌سازی ایران در سیاست بین‌الملل
ایالات‌متحده و کشورهای اروپایی تلاش دارند تا ایران را در فضای امنیتی شدن قرار دهند. هرگاه کشوری با نشانه‌هایی از تهدیدهای مرکب و چندجانبه بین‌المللی روبه‌رو شود، به مثابه آن است که در معرض فشار و مخاطرات امنیتی بیشتری واقع می‌شود. امنیتی‌سازی ایران فرآیندی را شامل می‌شود که براساس برنامه راهبردی ایالات‌متحده شکل گرفته است. واقعیت‌های اقتصاد و سیاست جهانی بیانگر آن است که ایالات‌متحده در روند براندازی کشورهای انقلابی و رادیکال از جمله شیلی ۱۹۷۳، گواتمالا ۱۹۵۴، عراق ۲۰۰۳ و ایران ۲۰۲۶ از سازوکارهایی همانند تحریم، مهار و محدودسازی بهره گرفته است.

فشارهای اقتصادی آمریکا در سال‌های ۲۰۲۶-۲۰۱۸ به گونه قابل‌توجهی افزایش یافته است. دونالد ترامپ و کارگزاران کابینه همواره از مفاهیمی همانند «تحریم‌های شکننده» و «تحریم‌های فلج‌کننده» در تبیین راهبرد آمریکا برای محدودسازی قدرت ایران بهره‌ گرفته‌اند. چنین رویکردی را می‌توان انعکاس دیپلماسی اجبار، محدودیت‌های اقتصادی و فشارهای راهبردی آمریکا علیه ایران دانست. محدودیت‌های اقتصادی تاثیر خود را در شکل‌بندی‌های اقتصاد سیاسی و امنیتی ایران به‌جا گذاشته است.

نظریه‌پردازان و کارگزارانی همانند «ریچارد نفیو» در بیان رویکردهای خود به این موضوع اشاره دارند که سیاست تحریم منجر به فرسایش قدرت اقتصادی کشورهای هدف می‌شود. هرگاه کشوری همانند ایران در روند محدودیت‌های اقتصادی قرار گیرد، به گونه اجتناب‌ناپذیر در اداره امور داخلی کشور خود با چالش‌های امنیتی و اقتصادی فراگیری روبه‌رو خواهد شد. معادله قدرت و کنش امنیتی آمریکا علیه ایران در شرایطی به نتیجه مطلوب و موثر منجر می‌شود که تحریم‌های اقتصادی تاثیر خود را در حوزه ساخت اجتماعی و الگوی رفتار بازیگران سیاسی، امنیتی، راهبردی و بین‌المللی به‌جا گذارد.

تحریم‌های اقتصادی آمریکا، فشار سیاسی و اجتماعی فراگیری علیه ایران ایجاد کرده است. افزایش تورم، کسری بودجه و بهره‌گیری از سازوکارهایی همانند «سیاست تعدیل اقتصادی» به منظور ترمیم درآمدهای عمومی دولت را می‌توان به عنوان بخشی از فرآیندی دانست که چالش‌های امنیتی بیشتر و فزاینده‌تری را برای ایران ایجاد خواهد کرد. تجربه آمریکا در ارتباط با کشورهای انقلابی و رادیکال که به منزله هدف امنیتی نهادهای راهبردی قرار می‌گیرند، نشانه‌هایی از بحران، تهدید، رویارویی گروه‌های اجتماعی و براندازی سیاسی را منعکس می‌سازد.

«اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری ایالات‌متحده در روند اجلاسیه جهانی داووس به این موضوع اشاره دارد که ایالات‌متحده سیاست تحریم را برای محدودسازی قدرت ایران و گسترش آشوب‌های اجتماعی به کار گرفته است. او به صراحت بیان می‌دارد که «آمریکا برپاکننده شورش‌های گسترده در ایران بوده است؛ شورش‌هایی که منجر به کشته شدن چند هزار نفر شده است. این‌گونه اقدامات کار ما بوده است و چنین روندی را ادامه خواهیم داد. باید هزاران نفر با گلوله و ده‌ها هزار نفر بر اثر گرسنگی بمیرند.»

نشانه‌هایی از کنش امنیتی کشورهای اروپایی و ایالات‌متحده علیه ایران مشاهده می‌شود. «تنظیم قطعنامه پارلمان اروپا» در محکومیت حقوق بشری ایران به موازات اجلاسیه «کمیسیون حقوق بشر ملل متحد» در روز جمعه ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶ دارای ابعاد و پیامدهای تهدیدکننده برای ایران است. جمهوری اسلامی احساس می‌کند که با تهدیدهای امنیتی فزاینده‌ای روبه‌رو شده است. در چنین شرایطی، هر بازیگری به گونه اجتناب‌ناپذیر درصدد خواهد بود تا از سازوکارهای کنش دفاعی برای تولید امنیت یا بازدارندگی در برابر اقدامات نظامی استفاده کند.

هدف اصلی ایالات‌متحده از نمایش قدرت دیپلماتیک علیه ایران را می‌توان «محدودسازی اعتبار» و «مشروعیت ساختاری» جمهوری اسلامی در ساخت اجتماعی و عرصه سیاست جهانی دانست. تجربه تاریخی بیانگر این واقعیت است که هرگاه کشوری در معرض امنیتی شدن قرار گیرد، با نشانه‌هایی از تهدید تصاعدیابنده روبه‌رو خواهد شد. ادبیات سیاسی و الگوی کنش رفتاری دیپلمات‌های آمریکایی در ارتباط با ایران نشان می‌دهد که محدودیت‌های اقتصادی برای فرسایش ساختاری و گسترش اعتراضات اجتماعی در ایران، ماهیت اجتناب‌ناپذیر و پردامنه خواهد داشت.

در شرایطی که ایالات‌متحده جنگ اقتصادی و بحران‌های اجتماعی فزاینده علیه ایران را برنامه‌ریزی و سازماندهی کرده است، اسرائیل صرفا تلاش دارد تا از سازوکارهای کنش غیرمستقیم در ارتباط با ایران استفاده کند. جوخه‌های امنیتی اسرائیل در روند بحران‌های اجتماعی ایران نه تنها به عنوان «آتش بیار معرکه» محسوب می‌شوند، بلکه از قابلیت تاکتیکی لازم برای «کنش عملیاتی»، «ترور» و «ایجاد آشوب» برخوردارند. هر یک از سازوکارهای یاد شده، بخشی از برنامه تاکتیکی آمریکا و اسرائیل در چارچوب تقسیم کار راهبردی علیه ایران تلقی می‌شود.

نتیجه
سیاست و امنیت را می‌توان در زمره ضرورت‌های عبور مسالمت‌آمیز کشورها در فضای تهدیدهای تصاعدیابنده دانست. ایران در شرایط موجود با نشانه‌هایی از ابهام راهبردی در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی روبه‌رو شده است. افزایش تهدیدهای رسانه‌ای، ارتباطی و امنیتی علیه ایران، عامل موثری در شکل‌گیری ابهام به موازات تهدیدهای پردامنه است. چالش‌های اقتصادی و الگوی حکمرانی ایران با واقعیت‌های مربوط به تهدیدهای امنیتی هماهنگی ندارد. در شرایطی که سطح و شدت تهدیدها به گونه مرحله‌ای افزایش می‌یابد، نشانه‌هایی از مدیریت ایستا همراه با نشانه‌هایی از غافلگیری تکرارشونده عینیت یافته است.

تهدیدات اقتصادی و امنیتی ایران در حال افزایش است. اگرچه سرویس‌های امنیتی اسرائیل و ایالات‌متحده نقش موثری در کاهش قدرت اقتصادی و امنیتی ایران داشته‌اند، اما هرگونه آشوب‌سازی نیازمند زمینه‌های اجتماعی و تحرک امنیتی بازیگر رقیب است. سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و ایالات‌متحده در سال ۲۰۲۵ برای محدودسازی قدرت و رویارویی با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران برنامه‌ریزی موثر و هماهنگی را به انجام رسانده‌اند. عبور از تهدیدهای فراروی ایران بدون هماهنگ‌سازی ساخت بروکراتیک و بازتولید نشانه‌هایی از همبستگی اجتماعی امکان‌پذیر نخواهد بود. بسیاری از واقعیت‌های عصر موجود، نشانه‌های متنوعی از تهدیدهای امنیتی را منعکس می‌سازد.

در شرایطی که ایران با تهدیدهای ترکیبی روبه‌رو شده است، نیازمند بهره‌گیری از سازوکارهایی است که اولا قالب‌های گفتمانی خود در ساخت اجتماعی را ترمیم کند؛ ثانیا راهبرد بقای مبتنی بر تولید قدرت، بازدارندگی و انعطاف‌پذیری راهبردی در حوزه سیاست خارجی را در دستور کار قرار دهد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *