به گزارش خبر ۲۴؛ در هر نبردی، نخستین سلاح شناخت است. جامعهای که دشمن خود را درست تحلیل کند، نیمی از پیروزی را از پیش بهدست آورده است. حوادث اخیر، نشان داد دشمن دیگر با تانک و مسلسل نمیجنگد، بلکه میدان نبرد را به ذهن و ادراک جامعه منتقل کرده است. این تغییر ماهیت، مفهومی را به سطح تحلیل آورد که در ادبیات امنیتی از آن بهعنوان «جنگ ترکیبی» یا Hybrid Warfare یاد میشود؛ جنگی که همزمان در عرصههای رسانه، افکار عمومی، دیپلماسی و فضای مجازی جریان دارد.
جامعه دانشگاهی با هوشمندی مثالزدنی، نخستین نهادی بود که ماهیت این تهدید را آشکار کرد. تحلیلهای استادان علوم سیاسی و ارتباطات نشان داد که اغتشاشات خیابانی تنها نشانه سطحی از طرحی پیچیدهتر بوده است که در اتاقهای فرماندهی بینامونشان در غرب طراحی شدهاند.
شباهت ساختار این عملیاتها با مدلهای مورداستفاده در جنگهای منطقهای از جمله جنگ ۱۲روزه بهخوبی گویای آن بود که دشمن، همان بازیگران قدیمی اما با ماسکهای جدید است؛ بازیگرانی که اینبار بهجای موشک، با سلاح «ادراک» شلیک کردند.
جنگ ترکیبی یا هیبریدی ترکیبی از ابزارهای رسانهای، روانی، دیپلماتیک، اقتصادی و اطلاعاتی است که با هدف تضعیف اعتماد اجتماعی و فروپاشی ذهنی ملتها طراحی میشود، در این سناریو، میدان اصلی نبرد نه خاک کشور، بلکه فضای مجازی و ذهن جامعه است.
اساتید و پژوهشگران دانشگاهی با بررسی دقیق دادهها و شواهد میدانی، به این نتیجه رسیدند که اغتشاشات اخیر صرفاً جلوه ظاهری یک عملیات راهبردی بزرگتر بودهاند. تحلیلهای تطبیقی آنان نشان داد که الگوی طراحی بحران در ایران، شباهت زیادی به پروژههایی دارد که در سالهای گذشته در برخی کشورهای منطقه اجرا شدهاند؛ از جنگهای محدود در سوریه و لبنان گرفته تا عملیات معروف ۱۲روزه، که همه از اتاقهای فرماندهی مشترک غربی هدایت میشدند، اما این بار، ابزار حمله دیگر موشک و بمب نبود، بلکه تصویر، شایعه و هیجان بود. دشمن با مهندسی ادراک جامعه و تحریک احساسات، میخواست جوان ایرانی را از محور ایمان و امید جدا کند و یک بحران ذهنی ـ هویتی فراگیر بیافریند.
محور نخست: دانشگاه در مقام دیدهبان امنیت شناختی
وقتی جامعه در معرض طوفان خبرها و تصاویر ساختگی قرار میگیرد، تنها نهادهایی با توان تحلیل علمی میتوانند حقیقت را از جعل تشخیص دهند. دانشگاه ایران در این مرحله، کارکردی فراتر از نهاد آموزشی پیدا کرد و به دیدهبان هوشمند ادراک ملی بدل شد. اساتید علوم ارتباطات و روانشناسی اجتماعی با تشکیل حلقههای تحلیل، لایههای پنهان عملیات شناختی را بررسی کردند،
آنان نشان دادند که دشمن از سه مسیر همزمان اقدام کرده بود:
تولید گسترده محتواهای دروغین و تحریفشده در شبکههای اجتماعی برای ایجاد بیاعتمادی
شبکهسازی میدانی و تحریک گروههای محدود برای آشوبسازی
فشارهای سیاسی و رسانهای در خارج از کشور برای مشروعیتبخشی به ناآرامیها
در برابر این سه محور، دانشگاه با انتشار بیانیهها، برگزاری نشستهای علمی و گفتوگوهای تبیینی، توانست سطح آگاهی دانشجویان را بهسرعت بالا ببرد، همین اقدام موجب شد بهتدریج مرز میان دانشگاه و گروههای آشوبطلب شفاف شود و جریان دانشجویی اصیل، راه خود را از عملیات روانی دشمن جدا کند،
در واقع، دانشگاه نشان داد که «بصیرت علمی» میتواند همان کاری را بکند که «اطلاعات میدانی» در جنگ کلاسیک انجام میدهد: شناسایی نقشه دشمن و خنثیسازی آن پیش از وقوع فاجعه.
محور دوم: ایمان خالص، پادزهر جنگ شناختی
در لایهای عمیقتر، نخبگان دانشگاهی توجه خود را بر ریشههای معنوی این نبرد متمرکز کردند. بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، در بیانات تحلیلی خود از مفهومی سخن گفت که ساده بهنظر میرسد ولی بنیان بسیاری از پیروزیهای ملت ایران بر آن استوار بوده است: ایمان خالص.
او تأکید کرد دشمن در جنگ شناختی، نه صرفاً بدنها بلکه قلبها و باورها را هدف میگیرد و تلاش دارد ریشههای تاریخی و مذهبی ملت را کمرنگ کند تا جامعه به نسلی بیآرمان و بیهویت تبدیل شود، در مقابل، تقویت ایمان و بازخوانی میراث معنوی انقلاب، همان نیروی مقاومتی است که ذهن جوانان را در برابر بمباران تصویری و اطلاعاتی دشمن واکسینه میکند.
نمونههای تاریخی فراوانی از این مقاومت معنوی وجود دارد؛ قیام ۱۹ دی قم، دفاع مقدس، و مقاومت جبهه محور مقاومت نمونههاییاند که در آنها، ایمان و بصیرت ملی باعث شکست محاسبات پیچیده دشمن شده است. از دیدگاه دانشگاهیان، هرگاه ملت ایران از منبع معنویت خود فاصله نگیرد، هیچ عملیات شناختی قادر به مسکوتسازی حقیقت و امید در جامعه نیست، به همین دلیل، استادان متعهد در فضای دانشگاهی، طرحهایی برای آموزش شاخصهای «امنیت ایمانی» و «هویت معنوی جوانان» مطرح کردند تا دیوار دفاعی جامعه، تنها از جنس منطق نباشد، بلکه از جنس باور و عشق به وطن نیز تقویت شود.
محور سوم: اتحاد علم و سلاح، وحدت نهاد دانشگاه و امنیت
یکی از نقاط اوج همدلی ملی در حوادث اخیر، حمایت گسترده استادان دانشگاه از حافظان امنیت بود. امضای بیانیه ۷۴۸۰ استاد در تقدیر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نماد روشنی از درک واقعبینانه جامعه علمی نسبت به نقش امنیت در توسعه است. دشمن سالها تلاش کرده بود میان دانشگاه و نهادهای امنیتی شکاف ادراکی ایجاد کند و ذهن دانشجویان را علیه حافظان مرزها تحریک کند، اما اعلام همبستگی استادان در این سطح، خط بطلانی بر آن سیاستها کشید و نشان داد جامعه علمی کشور، امنیت را نه مانعی برای آزادی علمی، بلکه بستر اصلی شکوفایی آن میداند.
سید سعیدرضا عاملی، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، نیز در سخنان خود از «حماسه حضور مردم» یاد کرد و امنیت را حاصل پیوند ایمان و علم دانست. او با گرامیداشت یاد شهیدان حوادث تروریستی اخیر، تأکید کرد که همین وحدت مردمی، سرمایه استراتژیک نظام است که دشمن قادر به فروپاشی آن نیست. دانشگاهیان نیز با تبیین این سخنان، روشن ساختند که قلب تپنده علم در ایران، همزمان با ضربان قلب مدافعان حرم و امنیت میتپد اتحاد مقدسی که پایههای توطئههای دوقطبیساز غرب را فرو ریخت.
محور چهارم: جهاد حقوقی و دیپلماسی عدالت
جنگ ترکیبی دشمن، ساحتی حقوقی و بینالمللی نیز دارد. از تحریمهای ناعادلانه گرفته تا تحریک رسانهای برای بههمزدن آرامش داخلی، همه در محدودهٔ «نقض اصول حقوق بینالملل» میگنجند. در پاسخ به این بعد از جنگ، جامعه دانشگاهی با اقدامی نوآورانه وارد میدان شد. نامه سرگشادهٔ ۵۲۰ استاد حقوق و بیانیهٔ ۲۵۴ تشکل دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی، نمونههایی از توسعه جهاد علمی به جبهه حقوقی بودند. آنان با استناد به کنوانسیونهای بینالمللی، اقدامات آمریکا، رژیم صهیونیستی و عوامل منطقهای آنان را مصداق روشن جنایت علیه بشریت دانستند.
هدف این حرکت، تنها اعتراض سیاسی نبود؛ بلکه تلاشی برای بهکارگیری ظرفیتهای نهادهای قضایی جهانی جهت دفاع از ملت ایران بود. این اساتید با اتکا به ابزار حقوقی، پروژه خونآلودهٔ دشمن را به محاکمه عقل و قانون کشاندند. دانشگاه نشان داد که مبارزه با استکبار میتواند در سطوح علمی، مستدل، و اداری نیز ادامه یابد جایی که قلم قانون جای شمشیر را میگیرد و علم به سپر عدالت بدل میشود.
جمعبندی
مروری بر رفتار و عملکرد نهاد دانشگاهی در حوادث اخیر، تصویری از یک جامعه نخبگانی مسئول، هوشمند و مقاوم را ارائه میدهد. دانشگاه ایران نهتنها از تبدیلشدن به ابزار عملیات شناختی دشمن جلوگیری کرد، بلکه به قطب تولید امنیت ادراکی و فرهنگی تبدیل شد. ترکیب سه عنصر بصیرت علمی، ایمان خالص و اتحاد ملی به دانشگاه نقشی فراتر از آموزش داد؛ نقشی تمدنی در دفاع از حقیقت و عقلانیت در برابر امپراتوری رسانهای غرب.
دشمن میخواست با جنگ شناختی، ذهن جوان ایرانی را تسخیر کند، اما نخبگان دانشگاهی با «جهاد تبیینی» و «جهاد حقوقی» این میدان را به صحنه افشاگری علیه همان طراحان تبدیل کردند. امروز دیگر دانشگاه صرفاً محل درس و پژوهش نیست؛ سنگر بزرگ معنویت و اندیشهای است که در آن علم و ایمان، همپیمانانه در خدمت حفظ ایران قرار دارند. از شناسایی شبکههای عملیات ترکیبی تا حضور مسئولانه در صحنهٔ دفاع از امنیت ملی و مطالبهگری حقوقی بینالمللی، همه نشانههای بلوغ سیاسی و تمدنی دانشگاهیان ایراناند، این بلوغ، پیامی روشن به دشمن دارد:
هیچ تهاجمی نمیتواند ملتی را شکست دهد که دانشگاهش با ایمان و عقل مسلح باشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟