به گزارش خبر۲۴،سفر اخیر گیدعون ساعر، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی به جمهوری آذربایجان و قزاقستان را باید در چارچوب تحولات عمیقتر در سیاست خارجی تلآویو و تلاش این رژیم برای بازتعریف حوزههای نفوذ خود در خارج از جغرافیای سنتی خاورمیانه ارزیابی کرد.
این سفر که در اوایل بهمنماه ۱۴۰۴ انجام شد، همزمان با افزایش تنشهای منطقهای و رقابت فزاینده قدرتهای بزرگ در محیط پیرامونی ایران، حامل پیامهایی فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمولی بود و نشانهای از تمرکز فزاینده اسرائیل بر قفقاز جنوبی و آسیای میانه بهعنوان دو پهنه ژئوپلیتیکی مهم به شمار میرود.
آغاز این سفر از باکو، به خودی خود بیانگر جایگاه ویژه جمهوری آذربایجان در محاسبات راهبردی تلآویو است. روابط میان اسرائیل و جمهوری آذربایجان طی دو دهه گذشته بهتدریج از سطح مناسبات عادی دیپلماتیک عبور کرده و وارد مرحلهای چند لایه شده که حوزههای اقتصادی، انرژی، فناوری و حتی همکاریهای امنیتی را در بر میگیرد.
دیدار وزیر خارجه اسرائیل با الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان و جیحون بایراموف، وزیر امور خارجه این کشور، فرصتی برای باز تأکید بر این همکاریها و ترسیم چشماندازهای جدید آن بوده است.
تأکید دو طرف بر توسعه همکاری در حوزههایی چون انرژی، کشاورزی پیشرفته، مدیریت منابع آب، فناوریهای نوین و هوش مصنوعی نشان میدهد که روابط باکو و تلآویو در حال حرکت بهسوی یک الگوی مشارکت ساختاریافتهتر است.
از منظر اسرائیل، جمهوری آذربایجان صرفاً یک شریک اقتصادی یا دیپلماتیک نیست، بلکه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود در قفقاز جنوبی، نقشی کلیدی در راهبرد منطقهای تلآویو ایفا میکند.
تحولات پس از جنگ قرهباغ و بازآرایی قدرت در این منطقه، فرصتهایی را برای بازیگران فرامنطقهای ایجاد کرده و اسرائیل تلاش دارد با استفاده از این فضا، حضور خود را در معادلات جدید تثبیت کند.
سفر ساعر به باکو را باید در چارچوب تلاش اسرائیل برای نفوذ تدریجی و پروژهمحور در مناطق پیرامونی ایران تحلیل کرد، نه صرفاً در قالب یک تعامل دوجانبه محدود. در کنار ابعاد اقتصادی و فناورانه، یکی از محورهای مهم مورد توجه اسرائیل در روابط با جمهوری آذربایجان، بهرهگیری از مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی است.
برجستهسازی حضور جامعه یهودی در جمهوری آذربایجان و تأکید بر همزیستی ادیان، بخشی از راهبرد قدرت نرم تلآویو برای مشروعیتبخشی به حضور خود در کشورهای مسلمان محسوب میشود.
این رویکرد که در اظهارات و دیدارهای جانبی وزیر خارجه اسرائیل نیز مشهود بود، نشان میدهد تلآویو تلاش دارد روابط خود را از سطح دولتها به سطوح اجتماعی و نهادی نیز گسترش دهد.
بخش دوم سفر، یعنی عزیمت به آستانه، پایتخت قزاقستان، اهمیت راهبردی این مأموریت دیپلماتیک را دوچندان میکند. قزاقستان بهعنوان یکی از بازیگران محوری آسیای میانه و بزرگترین اقتصاد این منطقه، در سالهای اخیر سیاست خارجی متوازن و چندجانبهگرایانهای را دنبال کرده است.
پیوستن این کشور به توافقات موسوم به «ابراهیم» و افزایش تعاملات با اسرائیل را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد؛ تلاشی برای گسترش دامنه روابط خارجی، جذب سرمایه و فناوری و افزایش قدرت مانور در نظام بینالملل. برای اسرائیل، حضور در قزاقستان به معنای ورود فعالتر به آسیای میانه است؛ منطقهای که تا پیش از این عمدتاً در حوزه نفوذ روسیه و چین تعریف میشد.
تلآویو میکوشد بدون ورود مستقیم به رقابتهای سخت امنیتی، از مسیر همکاریهای اقتصادی، فناورانه و نمادین، جای پای خود را در این منطقه تثبیت کند. حضور وزیر خارجه اسرائیل در آستانه، آن هم در شرایطی که قزاقستان بهتازگی به چارچوبهای جدید همکاری با اسرائیل پیوسته، نشاندهنده آغاز مرحلهای تازه در روابط دو طرف است؛ مرحلهای که میتواند پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه داشته باشد.
از منظر کلان، افزایش تحرکات اسرائیل در قفقاز و آسیای میانه را باید بخشی از راهبرد بلندمدت این رژیم برای گسترش حوزه نفوذ و کاهش فشارهای ژئوپلیتیکی در محیط پیرامونی خود دانست.
این راهبرد بر استفاده از ابزارهای نرم، دیپلماسی اقتصادی و شبکهسازی منطقهای استوار است و تلاش دارد بدون هزینههای بالای امنیتی، حضور اسرائیل را در مناطق جدید نهادینه کند.
با این حال، چنین تحرکاتی ناگزیر بر موازنه قدرت منطقهای تأثیرگذار خواهد بود و میتواند حساسیت بازیگران دیگر، بهویژه کشورهای همسایه و قدرتهای رقیب، را برانگیزد.
در جمعبندی میتوان گفت سفر گیدعون ساعر به باکو و آستانه، نمادی از تغییر جهت معنادار در سیاست خارجی اسرائیل است؛ تغییری که قفقاز جنوبی و آسیای میانه را بهعنوان دو عرصه جدید رقابت و نفوذ در کانون توجه تلآویو قرار داده است.
این سفر نه یک اقدام مقطعی، بلکه بخشی از یک روند برنامهریزیشده برای تثبیت حضور اسرائیل در معادلات ژئوپلیتیکی اوراسیا به شمار میرود؛ روندی که پیامدهای آن در حوزههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی منطقه در ماهها و سالهای آینده بیش از پیش آشکار خواهد شد.
نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟