به گزارش خبر ۲۴ رضا رحمتی طی یادداشتی نوشت:
آیا آمریکا به ایران حمله میکند؟ آیا گسیل نیروها و تجهیزات نظامی به غرب آسیا برای آمادگی در برابر پاسخ احتمالی ایران به حمله آمریکاست؟ آیا رزمایش نظامی آتی آمریکا در غرب آسیا برای کسب آمادگی در راستای حمله نظامی قریبالوقوع به ایران است؟ یا نه؛ آمریکا به دنبال حمله به ایران نیست یا دستکم در بازه زمانی فعلی قصدی برای حمله نظامی به ایران ندارد؟ آیا هدف آمریکا از تحرکات جدید نظامی، راهاندازی یک عملیات روانی برای حفظ سایه جنگ علیه ایران و جلوگیری از ثبات و عادیسازی شرایط در ایران است؟
اینها سوالاتی است که این روزها در قبال مواضع و تحرکات آمریکاییها در منطقه، در ذهن کارشناسان و افکار عمومی ایران مطرح شده است.
در شرایط فعلی و با استناد به شواهد میدانی موجود، بسیاری از کارشناسان معتقدند حمله نظامی آمریکا به ایران، یک موضوع جدی و کاملا محتمل است. این دسته از کارشناسان معتقدند اینکه این حمله اکنون یا در زمان دیگری انجام خواهد شد هنوز مشخص نیست اما سیاستها و مواضع آمریکاییها در قبال ایران به گونهای است که احتمال وقوع یک درگیری نظامی میان طرفین بسیار جدی است.
در مقابل، عدهای دیگر از کارشناسان هستند که معتقدند با وجود سیاستها، مواضع و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، ترامپ در شرایط فعلی برنامهای برای حمله به ایران و درگیر شدن در یک جنگ جدید که احتمالا کوتاهمدت نخواهد بود، ندارد.
این قبیل کارشناسان معتقدند درباره حضور نظامی و تحرکات آمریکاییها در منطقه بزرگنمایی شده و اساسا آرایش نظامی آمریکا در منطقه به گونهای نیست که بتوان به طور قطع موضوع حمله نظامی به ایران را از آن استنباط کرد.
به اعتقاد این کارشناسان، مواضع و تحرکات نظامی جدید آمریکاییها در راستای فشار حداکثری به ایران، حفظ سایه جنگ و جلوگیری از ثبات و عادیسازی شرایط انجام میشود، نه بر اساس برنامهریزی برای جنگ.
به هر حال، اکنون موضوع حمله نظامی آمریکا به ایران، یکی از سرخطهای اصلی اخبار رسانههای دنیاست. ترامپ با مواضع خود علیه ایران عملا به این فضا دامن زده و میزند. او مدعی است یک نیروی نظامی بزرگتر از آرایش نظامی علیه ونزوئلا اکنون علیه ایران و در غرب آسیا و مناطق اطراف آن شکل گرفته است.
در مقابل این تهدید، مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران تاکید کردهاند هر نوع حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران را با واکنش سخت و فراگیر پاسخ میدهند. ایران تهدید کرده پایگاههای آمریکا در غرب آسیا هدف مشروعی برای موشکهای ایرانی هستند. از سوی دیگر، کارشناسان معتقدند تحرکات نیروی هوافضای سپاه به گونهای است که به احتمال زیاد، یکی از پاسخهای احتمالی ایران به حمله آمریکا هدف قرار دادن رژیم صهیونیستی است. در جریان تهدید ۲ هفته پیش ترامپ مبنی بر حمله نظامی آمریکا به ایران، برخی رسانههای آمریکایی و عبری از تماس نتانیاهو با ترامپ و مخالفتش با این حمله خبر دادند.
این رسانهها مدعی شدند دلیل مخالفت نتانیاهو این بوده که رژیم توانایی مقابله با حمله موشکی فراگیر ایران را ندارد. با این حال یک تحلیل دیگر میگوید نتانیاهو چهارشنبه ۲۴ دی در تماس تلفنی از ترامپ خواسته بود حمله به ایران را انجام دهد اما پس از اینکه متوجه شد آمریکا درصدد است پس از حمله به ایران، درگیری را خاتمه یافته تلقی کرده و ادامه درگیری را به رژیم محول کند، از ترامپ خواست این حمله را به زمانی که آرایش نظامی آمریکا در منطقه برای دفاع از پاسخ ایران و حراست از رژیم صهیونیستی کافی باشد، به تعویق بیندازد.
یکی دیگر از واکنشهای احتمالی ایران به حمله نظامی آمریکا پاسخ در حوزه دریاست. ایران هشدار داده حمله آمریکا میتواند امنیت جریان انرژی منطقه را مخدوش و به طور کامل مختل کند. توانایی مقابله و دفاع دریایی ایران نیز موضوعی است که بسیاری از کارشناسان نظامی بر آن صحه گذاشتهاند. ایران طی سالهای اخیر بر اساس جنگ و دفاع نامتقارن، الگوهای متنوعی برای رویارویی دریایی با آمریکا امتحان کرده و در نظر گرفته است. حمله همزمان صدها قایق تندرو مجهز به موشکهای کوتاهبرد و میانبرد در کنار استقرار موشکهای زمین به دریا در کرانه غربی و جنوبی خلیجفارس و دریای عمان، از جمله توانمندیهای دفاعی ایران در حوزه دریاست. توانمندی و آرایش دفاعی ایران در خلیجفارس و دریای عمان به گونهای است که کارشناسان نظامی معتقدند هیچ نیرویی، حتی ارتش آمریکا نمیتواند از گزند این آرایش و توانمندی در امان باشد. به عبارتی اگر ایران تصمیم بگیرد شناورها و ناوهای آمریکایی در دسترس را هدف قرار دهد، بدون شک ارتش آمریکا توان دفاع کامل از تجهیزات خود را نخواهد داشت.
چند سال پیش، سردار شهید سپهبد محمد باقری، رئیس وقت ستادکل نیروهای مسلح ایران اعلام کرد ایران به تکنولوژی موشکی هدف قرار دادن شناورهای در حال حرکت دست یافته است. سپهبد باقری همچنین گفت آزمایشهای ایران در این حوزه با موفقیت انجام شده و نیروهای مسلح ایران در حال تولید انبوه این موشکها هستند. توانمندی موشکی ایران نیز نقش تعیینکنندهای در توان دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران ایفا خواهد کرد.
در مجموع این توانمندی دفاعی ایران باعث شده مقامات نظامی و سیاسی آمریکا درباره پاسخ ایران به حمله احتمالی آمریکا نگرانیهایی داشته باشند.
راهبرد نظامی ترامپ مبتنی بر ایده «حمله سریع، خروج سریع» است. بر اساس این راهبرد، آمریکا وارد جنگی میشود که بتواند به سرعت ضربه مورد نظر را به حریف وارد کند و اصطلاحا بتواند خروج سریع و تمیزی نیز از مهلکه داشته باشد اما مقامات نظامی ایران طی روزها و هفتههای اخیر تاکید کردهاند ایران به حمله نظامی احتمالی آمریکا به گونهای پاسخ خواهد داد که این راهبرد ترامپ مخدوش شود.
همینطور برخی فرماندهان نظامی ایران تاکید کردهاند در صورت حمله آمریکا به ایران، جمهوری اسلامی درخواست آتشبس ترامپ پس از این حمله را نخواهد پذیرفت و پاسخهای خود به این حمله را عملیاتی خواهد کرد.
در کنار همه این موارد، موضوع مهم دیگری وجود دارد که برخی صاحبنظران معتقدند سورپرایز مهم جمهوری اسلامی ایران در جنگ احتمالی آینده با آمریکا از این ناحیه رخ خواهد داد و آن، واکنش جبهه مقاومت به حمله آمریکا به ایران است. مقاومت عراق، حزبالله لبنان و انصارالله یمن طی روزهای اخیر هر یک به شکلی اعلام کردهاند در صورت حمله آمریکا به ایران، بیطرف نمانده و واکنش لازم را انجام خواهند داد.
در این میان، کتائب حزبالله عراق به ترامپ هشدار داد در صورت حمله به ایران، این نیرو بلافاصله وارد عمل شده و پایگاهها و مراکز آمریکا را هدف قرار خواهد داد.
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان نیز روز دوشنبه هشدار داد در صورت حمله آمریکا به ایران، مقاومت لبنان بیطرف نخواهد بود. انصارالله یمن نیز از کانالهای مختلف به آمریکا و برخی کشورهای منطقه هشدار داده در صورت حمله آمریکا به ایران یا همکاری برخی کشورهای منطقه با آمریکا در این حمله، بلافاصله واکنش نشان خواهد داد.
انصارالله یمن روز یکشنبه کلیپی را منتشر کرد که در آن صراحتا هشدار داده شد در صورت حمله آمریکا به ایران، این نیرو شناورهای آمریکایی در آبهای منطقه را هدف قرار خواهد داد. انصارالله همچنین برای نخستینبار فیلمهای مربوط به هدف قرار دادن یک کشتی انگلیسی را منتشر کرد تا نشان دهد این نیرو از چه ظرفیتی برای حمله به اهداف مورد نظر برخوردار است.
این واکنشها باعث شده اکنون گمانهزنیهای مختلفی درباره نحوه واکنش جبهه مقاومت به حمله احتمالی آمریکا به ایران مطرح شود. مجموعه این گزارهها باعث شده این ارزیابی جدی مطرح شود که در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، احتمال وقوع یک جنگ گسترده و فراگیر و البته طولانی در منطقه افزایش مییابد.
* یک تحلیل متفاوت
در شرایطی که مجموعه تحولات حاکی از احتمال وقوع یک درگیری نظامی میان آمریکا و ایران است، دونالد ترامپ شامگاه دوشنبه در گفتوگو با آکسیوس، رسانه نزدیک به کاخ سفید مدعی شد ایران خواستار توافق است و او نیز ترجیح میدهد مساله ایران یا توافق حل و فصل شود. ترامپ البته طبق معمول و بر اساس رفتار همیشگی خود مدعی شد یک نیروی نظامی بزرگ در منطقه علیه ایران سازماندهی شده است. به عبارتی ترامپ با اشاره به تهدید نظامی آمریکا علیه ایران، از ترجیح خود برای فرصت دادن به دیپلماسی و توافق با ایران گفت.
همزمان گاردین مدعی شد استیو ویتکاف، نماینده ترامپ در امور ایران، فهرستی از خواستههای آمریکا برای توافق را به مقامات ایران اعلام کرده است. بر اساس ادعای گاردین، این فهرست شامل حضور بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی و بازرسی از تاسیسات هستهای ایران، خروج ذخایر اورانیوم بسیار غنیشده (۶۰ درصد) از ایران و همینطور اعمال یک سقف مشخص برای توانمندی موشکی ایران است.
هنوز مشخص نیست آیا این ادعای گاردین واقعیت دارد یا خیر اما بر اساس آنچه این روزنامه انگلیسی ادعا کرده، موضوع محدودیت برنامه موشکی ایران از جمله خواستههایی است که بدون تردید ایران آن را نخواهد پذیرفت. در واقع فهرست مطالبات آمریکا از ایران به گونهای است که بیشتر اقدامی برای عدم توافق ارزیابی میشود.
از سوی دیگر کارشناسان معتقدند با توجه به موضع لابی صهیونیست در مخالفت با هر نوع توافق با ایران، همچنین تاثیرپذیری عجیب ترامپ از آن لابی و همکاری و همراهی بیسابقه او با مواضع و سیاستهای رژیم صهیونیستی در منطقه، احتمال اینکه آمریکا در چنین شرایطی به سمت دیپلماسی و توافق با ایران تغییر مسیر دهد بسیار اندک است.
در کنار این ادعای ترامپ، روز دوشنبه یک مقام ارشد نظامی در قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا ضمن اعلام آمادگی نیروهای مسلح ایران برای مقابله و پاسخ سخت به هر نوع تجاوز احتمالی آمریکا علیه ایران، به این نکته اشاره کرد که در فضاسازیهای انجام شده اخیر توسط آمریکا، موضوع آرایش نظامی این کشور در منطقه بزرگنمایی شده است. این مقام ارشد نظامی به استقرار شناورها و ناوهای آمریکایی در منطقه اشاره و تصریح کرد آرایش و مکان استقرار این شناورها و ناوها به گونهای است که به راحتی در دسترس و تیررس موشکهای ایران قرار دارد. در واقع منظور این مقام ارشد نظامی این است که احتمالا در صورت برنامهریزی و تصمیم آمریکا برای حمله نظامی به ایران، قاعدتا ارتش آمریکا نباید شناورها و ناوهای خود را در تیررس ایران قرار دهد.
اظهارنظر مقام ارشد قرارگاه خاتمالانبیا در کنار اشاره او به بزرگنمایی انجام شده درباره توان نظامی آمریکا در منطقه، این ذهنیت را ایجاد کرده که احیانا ترامپ و رسانههای خارجی درباره اقدامات نظامی آمریکا در منطقه و موضوع حمله احتمالی این کشور به ایران در حال پروپاگاندا هستند.
این موضوع وقتی در کنار ادعای ترامپ مبنی بر احتمال توافق با ایران قرار گیرد، باعث تقویت تحلیل و ارزیابی آن دسته از کارشناسان میشود که معتقدند ترامپ در حال یک عملیات روانی گسترده و کمسابقه علیه ایران است و حمله نظامی آمریکا به ایران در این مقطع، قابل تصور نیست.
به هر حال، وضعیت میدانی و سیاسی، بویژه زیادهخواهی آمریکا و راهبرد این کشور درباره تسلیم ایران، به گونهای است که احتمال توافق میان آمریکا و ایران در مقطع فعلی بسیار اندک و نزدیک به صفر است. بنابراین وضعیت اکنون کاملا شفاف است. آرایش نظامی آمریکا در منطقه به گونهای است که یا منجر به حمله این کشور به ایران طی روزهای آتی میشود یا ترامپ به مرور، با طرح توجیهات و بهانههایی مانند آنچه برای عقبنشینی از حمله در ۲۶ دیماه آورد، موضوع حمله به ایران را دستکم در زمان فعلی از دستور کار خارج میکند.
در این بین، تصمیم ترامپ هرچه باشد، تاثیر و تغییری در آرایش و دکترین دفاعی ایران برای مقابله با تهدیدات و پاسخ به هر نوع و هر سطح حمله نظامی آمریکا ندارد.
ایران طیف وسیعی از واکنشها را برای پاسخ به حمله نظامی احتمالی آمریکا در دست اقدام دارد. اکنون این واقعیت برای مقامات سیاسی و نظامی آمریکا مسجل است که ایران تصمیم خود را برای پاسخ به حمله آمریکا گرفته است. پاسخ ایران قطعی است. ایران طی هفتههای اخیر نشان داده در مقابل هر نوع حمله نظامی متجاوز به خاک خود، یک بازیگر قابل پیشبینی نیست.
از همین رو است که اکثر کارشناسان معتقدند حمله نظامی آمریکا به ایران، در هر سطحی انجام شود، پایان درگیری نظامی ایران و آمریکا نه در زمان تعیینشده از سوی آمریکا، بلکه بر اساس تشخیص و تصمیم ایران خواهد بود. جنگ ۱۲ روزه این واقعیت را پیش چشم ترامپ و نتانیاهو قرار داد. از روز چهارم جنگ مقامات آمریکایی بویژه جیدی ونس بارها با واسطه کردن کشورهای منطقه و حتی کشورهای اروپایی، از ایران خواستند با آتشبس موافقت کند اما در نهایت زمانی ایران با آتشبس موافقت کرد که هم یکسری امتیازات اقتصادی درباره فروش نفت از آمریکا گرفت و هم شرط خود درباره اینکه ضربه آخر را ایران بزند به کرسی نشاند. بدون شک ترامپ این موضوع را به خاطر دارد.
اگر تصور کنیم شرایط فعلی میان ایران و آمریکا یک جنگ قطعی و ناگزیر را در پی خواهد داشت، این قبیل واقعیات، در تعیین سرنوشت جنگ بسیار اثرگذار خواهد بود.
«مقدمهای برای بازآرایی بازدارندگی» یا جنگ؟
رضا رحمتی: تحولات اخیر و لفاظیهای تند برخی مقامات آمریکا بویژه رئیسجمهور آن کشور، در کنار موضعگیریهای منطقهای و فرامنطقهای درباره ایران، نشان میدهد خاورمیانه بار دیگر در حال ورود به یک مرحله «بازآرایی بازدارندگی» است؛ مرحلهای که در آن، همه بازیگران بیش از آنکه به دنبال جنگ تمامعیار باشند، در حال تنظیم سطح تهدید، ارسال سیگنال و تعریف خطوط قرمز جدیدند. در چنین فضایی، فهم «استراتژی واقعی ترامپ» بدون درک سبک تصمیمگیری او، نگاهش به قدرت نظامی و کارکرد سیاست خارجی در معادلات داخلی آمریکا ممکن نیست.
* استراتژی واقعی ترامپ: جنگ یا اهرم فشار حداکثری نمایشی؟
ترامپ در سیاست خارجی، بر خلاف بسیاری از رؤسایجمهور سنتی آمریکا، نه یک استراتژیست کلاسیک، بلکه یک «معاملهگر پرریسک» است. او از تهدید نظامی، بیشتر به عنوان ابزار چانهزنی استفاده میکند تا مقدمه قطعی جنگ. در قبال ایران نیز شواهد نشان میدهد هدف اصلی او تغییر رفتار از طریق فشار حداکثری ترکیبی است، نه لزوماً اشغال یا جنگ گسترده. این استراتژی چند ستون اصلی دارد.
الف- بازسازی بازدارندگی آمریکا
پس از حملات نیروهای مقاومت به پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه، حملات انصارالله به کشتیها در دریای سرخ و افزایش جسارت بازیگران همسو با ایران، در واشنگتن این برداشت شکل گرفته که «بازدارندگی آمریکا تضعیف شده است». اعزام سامانههای پدافندی بیشتر به منطقه، تقویت پایگاهها و لفاظی درباره حمله، در درجه اول تلاشی برای ترمیم تصویر قدرت و بازدارندگی است؛ یعنی این پیام که «هزینه حمله به نیروهای ما بالا خواهد بود».
ب- مدیریت از راه دور، نه اشغال میدانی
تجربه عراق و افغانستان هنوز برای افکار عمومی آمریکا یک زخم باز است. ترامپ همواره بر این نکته تأکید کرده که نمیخواهد وارد «جنگهای بیپایان» شود و از نظر شخصیتی نیز مخالف سناریوهای طولانیمدت است. بنابراین حتی اگر گزینه نظامی را مطرح کند، محتملترین شکل آن حملات محدود، نقطهای و تنبیهی است؛ نه جنگ زمینی یا حتی تلاش برای تغییر ماهیت حکومت از طریق اشغال.
پ- پیوند سیاست خارجی با سیاست داخلی
برای ترامپ، ایران فقط یک پرونده امنیتی نیست، بلکه یک ابزار در رقابت داخلی آمریکاست. از نظر ترامپ، نمایش قاطعیت در برابر ایران برای رأیدهندگان محافظهکار نشانه قدرت است، برای لابیهای حامی اسرائیل امتیاز سیاسی دارد و برای رقبای دموکرات، فشار روانی ایجاد میکند. در نتیجه، بخشی از تشدید لفاظیها را باید در چارچوب نمایش قدرت برای مصرف داخلی دید.
ت- ایجاد اهرم برای مذاکره از موضع بالا
ترامپ در دوره قبل هم ابتدا از توافق هستهای خارج شد، تحریمها را تشدید کرد و تنش را بالا برد اما در مقاطعی آشکارا گفت آماده «توافق بهتر» است. اکنون نیز الگو مشابه است: تهدید را افزایش میدهد و به واسطه افزایش تهدید نگرانی از درگیری را در ایران بالا میبرد و در نهایت از موضع بالا پیشنهاد مذاکره از موضع قدرت میدهد، این همان چیزی است که او از آن تحت عنوان صلح از طریق قدرت یاد میکند. به بیان ساده، جنگ برای او هدف نیست؛ تهدید به جنگ، ابزار معامله است.
* چرا منطقه اینقدر حساس شده؟
گزارههایی که در روزهای اخیر به وسیله مقامات منطقهای از جمله مقامات ترکیه، امارات و … از یک سو و رهبران محور مقاومت از جمله حزبالله عراق، انصارالله یمن و حزبالله لبنان از سوی دیگر به وفور منعکس شده، نشان میدهد اغلب بازیگران منطقهای از یک سناریوی بزرگتر نگرانند و آن خارج شدن تنش از کنترل و تبدیل شدن یک درگیری محدود به جنگی منطقهای است. ناتو عملاً میگوید ایران اولویت عملیاتی ما نیست، این یعنی اروپا علاقهای به کشیده شدن به جنگ ندارد. ترکیه و امارات مخالفت با استفاده از خاکشان برای حمله را اعلام میکنند که این هم نشانه ترس از تلافی ایران و در نتیجه افزایش سطح تنش است. گروههای همسو با ایران در عراق و لبنان هشدار میدهند که این نیز به معنای صدور پیام بازدارندگی نامتقارن از جانب ایران است. اینها همگی یعنی همه میدانند اگر آمریکا و ایران مستقیماً درگیر شوند، جغرافیای جنگ فقط ایران نخواهد بود.
* گزینههای واقعی ایران برای پاسخ
ایران طی ۲ دهه گذشته استراتژی دفاعی خود را نه بر پایه برتری هوایی، بلکه بر پایه بازدارندگی نامتقارن چندلایه طراحی کرده است. در واقع ایران نزدیک ۲ دهه است خود را آماده مواجه شدن با وضعیت جنگی میکند. پاسخ ایران به هر اقدام احتمالی آمریکا لزوماً یک پاسخ کلاسیک و مستقیم نخواهد بود، بلکه ترکیبی، تدریجی و چندسطحی است.
اما این پاسخهای احتمالی کدامند؟
۱- پاسخ مستقیم اما محدود
اگر آمریکا حملهای محدود و نمادین انجام دهد، ایران ممکن است پاسخ مستقیمی بدهد اما در سطحی کنترلشده؛ مشابه حمله موشکی به عینالاسد در سال ۲۰۲۰ یا حملهای که به قطر و پایگاه العدید آمریکا در این کشور در پاسخ به استفاده آمریکا از موشکهای تاماهاوک علیه تاسیسات هستهای داشت. هدف چنین پاسخی حفظ اعتبار بازدارندگی، نشان دادن توان ضربهزنی و تلاش برای نرفتن به سمت جنگ تمامعیار است.
۲- فعالسازی بازدارندگی منطقهای غیرمستقیم
مهمترین اهرم ایران، شبکه بازیگران همسو در منطقه است. این به معنای «کنترل از راه دور سطح تنش» است؛ درست در مقابل کاری که آمریکاییها در جنگ ۱۲ روزه و تا قبل از استفاده مستقیم از ابزارهای نظامیشان در کنار اسرائیل انجام دادند. بنابراین در این سطح ایران تلاش خواهد کرد فشار بر منافع آمریکا در عراق و سوریه، دریای سرخ و لبنان و مرزهای شمال سرزمین اشغالی را بیشتر کند تا بتواند هزینه هر حمله به ایران را بشدت بالا ببرد، بدون آنکه مستقیماً وارد جنگ کلاسیک شود.
۳- جبهه دریایی و انرژی
یکی از حساسترین نقاط برای اقتصاد جهانی، مسیرهای انرژی است. هرگونه ناامنی در خلیجفارس یا دریای عمان فوراً قیمت نفت و بیمه کشتیرانی را بالا میبرد. ایران بخوبی میداند اهرم اقتصاد جهانی یکی از معدود ابزارهایی است که میتواند بر تصمیمسازی در واشنگتن و اروپا اثر بگذارد. حتی افزایش تنش در سطح «ریسک ادراکی» هم کافی است تا بازارها واکنش نشان دهند. این همان چیزی است که هماینک سرتیتر رسانههای بزرگ دنیاست.
۴- توان موشکی و پهپادی به عنوان ستون بازدارندگی
ایران طی سالها سرمایهگذاری سنگینی روی موشکها و پهپادها انجام داده تا بتواند پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای حیاتی دشمنان را در برد خود داشته باشد. نکته مهم این است که وجود این توان، بیش از استفاده گسترده از آن، نقش بازدارنده دارد. ایران معمولاً سعی میکند استفاده از این ابزار را در سطحی انجام دهد که پیام بدهد اما جنگ را غیرقابلکنترل نکند.
۵- جنگ سایبری و خاکستری
یک بخش مهم پاسخ ایران میتواند در حوزههایی باشد که براحتی قابل انتساب نیستند؛ اختلال سایبری، فشارهای اطلاعاتی و عملیات در «منطقه خاکستری» که زیر آستانه جنگ رسمی قرار دارند. این فضا با توجه به دستاوردهایی که در جنگ ۱۲ روزه به دست آمده، جذاب است، چون هزینه سیاسی کمتری دارد، کنترلپذیرتر است و امکان انکارپذیری فراهم میکند. با وجود همه تهدیدها چند عامل مهم مانع جنگ تمامعیار است:
هزینه غیرقابل پیشبینی برای آمریکا: حمله به ایران شبیه حمله به یک کشور کوچک منزوی نیست؛ پایگاههای آمریکا، متحدان منطقهای و بازار انرژی همگی در معرض واکنش قرار میگیرند و علت تردیدهای بسیار آمریکا نیز همین است.
ترس کشورهای منطقه از تبدیل شدن به میدان جنگ: مواضع امارات، ترکیه و حتی احتیاط اروپا نشان میدهد بسیاری از بازیگران نمیخواهند به این درگیری کشیده شوند.
ترجیح ترامپ به «پیروزی بدون جنگ طولانی»: او بیشتر به دنبال نمایش قدرت و توافق از موضع بالاست تا مدیریت یک جنگ فرسایشی.
منطق بازدارندگی متقابل: ۲ طرف میدانند شروع جنگ آسانتر از پایان دادن به آن است.
آنچه اکنون در حال شکلگیری است، بیش از آنکه مقدمه یک جنگ حتمی باشد، شبیه یک بازی خطرناک تنظیم بازدارندگی است. ترامپ با تشدید تهدید، استقرار نظامی و لفاظی، در پی ساختن اهرم فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به عقبنشینی یا مذاکره از موضع ضعف است. در مقابل، ایران تلاش میکند نشان دهد هر حملهای، هزینهای فراتر از تصور طراحانش خواهد داشت؛ نه فقط در داخل ایران، بلکه در سراسر منطقه. در این معادله، نه واشنگتن به دنبال جنگی کنترلناپذیر است و نه تهران علاقهای به درگیری ویرانگر مستقیم دارد اما مشکل این است که وقتی بازدارندگی بر پایه تهدید مداوم و عملیات لب مرزی بنا شود، خطای محاسباتی میتواند جای استراتژی را بگیرد. خاورمیانه اکنون در وضعیتی قرار دارد که صلح در آن نه از مسیر اعتماد، بلکه از مسیر ترس متقابل حفظ میشود و این نوع صلح، همیشه شکننده است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟