-
اندازه متن
+
به گزارش خبر۲۴،تصمیم اخیر اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست موسوم به تروریستی، نه یک اقدام حقوقی معتبر، بلکه کنشی کاملاً سیاسی، تحریکآمیز و فاقد منطق حقوق بینالملل است. این تصمیم بیش از آنکه متکی بر معیارهای شناختهشده حقوقی باشد، بازتابی از همسویی آشکار اروپا با راهبردهای فشار آمریکا و خواستهای آشکار رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ راهبردی که سالهاست با هدف تضعیف استقلال و اقتدار ملی ایران دنبال میشود.
سپاه پاسداران، بهعنوان بخشی رسمی و قانونی از ساختار حاکمیتی ایران، صرفاً یک نیروی نظامی نیست. این نهاد، در ذهن و تجربه تاریخی ملت ایران، نماد دفاع، فداکاری، امنیتسازی و ایستادگی در برابر تهدیدهای واقعی بوده است. از همین رو، هدف قرار دادن سپاه، در عمل بهمعنای هدف قرار دادن حاکمیت ملی و اراده جمعی مردم ایران تلقی میشود؛ امری که بهروشنی با اصول بنیادین حقوق بینالملل و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها در تعارض است.بدعت خطرناکی که اروپا در پیش گرفته، تروریستی خواندن یک نهاد رسمی و حاکمیتی است؛ اقدامی که اگر بهعنوان یک رویه پذیرفته شود، بنیان نظم حقوقی بینالمللی را دچار فروپاشی مفهومی خواهد کرد. در چنین وضعیتی، هر دولت یا اتحادیهای میتواند بر اساس منافع سیاسی زودگذر، نهادهای رسمی دیگر کشورها را با برچسبهای امنیتی حذف کند. این رویکرد، نهتنها غیرقانونی، بلکه بهشدت بیثباتکننده است.
واقعیت آن است که اتحادیه اروپا با این تصمیم، صلاحیت اخلاقی خود برای داوری درباره مفهوم تروریسم را بیش از پیش زیر سؤال برده است. اروپا در حالی مدعی مقابله با تروریسم میشود که کارنامهاش مملو از تناقضهای آشکار در همین حوزه است. اعتراف منابع امنیتی و رسانهای غربی نشان میدهد بخش قابل توجهی از نیروهای تکفیری و تروریستی که منطقه غرب آسیا را به آتش کشیدند، از دل جوامع اروپایی برخاستند یا از حمایتهای مستقیم و غیرمستقیم برخی دولتهای اروپایی برخوردار بودند.در این میان، نقش سپاه پاسداران در مهار و شکست جریانهای تروریستی، بهویژه داعش، واقعیتی انکارناپذیر است؛ واقعیتی که حتی در گزارشها و اظهارنظرهای برخی مقامات و اندیشکدههای غربی نیز بازتاب یافته است. اگر ایستادگی نیروهای مقاومت و در رأس آنها سپاه نبود، موج ناامنی و خشونت تروریستی، بهسادگی میتوانست مرزهای منطقه را درنوردد و شهرهای اروپایی را به صحنه بحرانهای خونین بدل کند. امنیتی که امروز اروپا از آن بهرهمند است، تا حد زیادی وامدار همان مبارزهای است که اکنون تلاش میشود نادیده گرفته شود.
اتهامزنی به سپاه، در واقع تلاشی برای وارونهنمایی مفاهیم و مشروعیتبخشی به نوعی تروریسم دولتی است؛ تروریسمی که در رفتارهای نظامی و امنیتی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در مناطق مختلف جهان بهوضوح قابل مشاهده است. از عملیاتهای نظامی پرهزینه در غرب آسیا گرفته تا مداخلات خشن در آفریقا و دیگر نقاط جهان، کارنامه ناتو و متحدانش سرشار از نمونههایی است که با معیارهای انسانی و حقوقی همخوانی ندارد.
ادعای دلسوزی برای حقوق بشر از سوی اروپا، در شرایطی مطرح میشود که تحریمهای گسترده و هدفمند علیه ملت ایران، زندگی روزمره مردم عادی را نشانه گرفته است. این تحریمها که بارها از سوی نهادهای مستقل بهعنوان اقدامات ضدبشری توصیف شدهاند، نشان میدهد حقوق بشر برای اروپا نه یک اصل، بلکه ابزاری سیاسی برای اعمال فشار است؛ ابزاری که هر زمان منافع اقتضا کند، بهراحتی کنار گذاشته میشود.سپاه پاسداران در داخل ایران، تنها در حوزه نظامی ایفای نقش نکرده است. این نهاد، در عرصههای مختلفی همچون امدادرسانی در بحرانهای طبیعی، توسعه زیرساختهای حیاتی، مقابله با تهدیدهای امنیتی و حتی تقویت انسجام اجتماعی حضور داشته و بههمین دلیل، پیوندی عمیق با بدنه جامعه برقرار کرده است. مردمی بودن سپاه، نه یک شعار، بلکه تجربهای زیسته برای بخش بزرگی از جامعه ایران است.
از منظر حقوق بینالملل، جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصول شناختهشده دفاع مشروع، حق دارد در برابر اقداماتی که امنیت ملی و حاکمیتش را هدف قرار میدهد، واکنش متناسب و بازدارنده نشان دهد. مسئولیت پیامدهای سیاسی، حقوقی و امنیتی تصمیم اخیر اروپا، مستقیماً بر عهده تصمیمگیران این اتحادیه است؛ تصمیمگیرانی که با نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی و حقوقی، مسیر تقابل و تنش را برگزیدهاند.تاریخ روابط ایران و اروپا نیز نشان میدهد این تصمیم، رخدادی منفصل و ناگهانی نیست. سابقه طولانی مداخلات، فشارها و رفتارهای خصمانه برخی دولتهای اروپایی علیه ملت ایران، از تحمیل قراردادهای ناعادلانه گرفته تا حمایت از دشمنان این سرزمین، همچنان در حافظه تاریخی ایرانیان زنده است. اقدام اخیر اتحادیه اروپا، در نگاه بسیاری، ادامه همان مسیر قدیمی با ابزارها و ادبیاتی جدید تلقی میشود.
در نهایت، آنچه امروز در قالب تروریستیسازی سپاه پاسداران مشاهده میشود، بیش از هر چیز نشانه بحران هویتی و مفهومی در سیاست خارجی اروپا است. اتحادیهای که روزگاری مدعی چندجانبهگرایی و احترام به حقوق بینالملل بود، اکنون با تصمیمهایی شتابزده و سیاسی، همان اصول ادعایی را تضعیف میکند. این مسیر، نه به امنیت جهانی میانجامد و نه به ثبات منطقهای؛ بلکه تنها شکاف بیاعتمادی میان ملتها را عمیقتر خواهد کرد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟