رسانه تصویری خبر۲۴

تحلیل الجزیره از شکست استراتژی چهارمرحله‌ای آمریکا

تحلیل الجزیره از شکست استراتژی چهارمرحله‌ای آمریکا

الجزیره با افشای استراتژی خرابکارانه آمریکا و اسرائیل ضدایران اعلام کرد این نقشه قبل از مرحله آخر شکست خورد.

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،در چارچوب تحلیل‌های رسانه‌های عربی و بین‌المللی از تحولات مربوط به ایران، از فتنه افروزی‌های اخیر محور آمریکایی ـ غربی ـ صهیونیستی برای ایجاد آشوب داخلی در کشورمان تا تهدیدات آمریکا برای حمله نظامی، شبکه الجزیره در مقاله‌ای به‌قلم سامی العریان، مدیر مرکز مطالعات اسلامی و امور بین‌المللی در دانشگاه صباح‌الدین استانبول، به بررسی عوامل تلاش غرب برای ضربه زدن به ایران بعد از انقلاب اسلامی تاکنون پرداخته که شرح این مقاله به‌شرح زیر است؛

بیش از نیم قرن است که نویسندگان غربی، یک شکل ادبی خاص را ایجاد کرده‌اند: نوشتن آگهی‌های ترحیم قبل از اینکه حتی مرگ اتفاق افتاده باشد، از ایران و گواتمالا در دهه ۱۹۵۰، تا شیلی در سال ۱۹۷۳ و سپس عراق در سال ۲۰۰۳، آنها در مورد همه این کشورها از یک جمله استفاده می‌کردند: «رژیم در حال پوسیدن است»، «نخبگان در حال فرسایش هستند»، «فروپاشی به‌تدریج در حال وقوع است و سپس ناگهان سقوط اتفاق خواهد افتاد».

مقاله‌ای هم که مجله فارن افرز در ژانویه ۲۰۲۶ به‌قلم یکی از اساتید دانشکده نیروی دریایی آمریکا منتشر کرد، در همین زمینه بوده است و در مورد چگونگی سرنگونی نظام ایران صحبت می‌کرد. این مقاله هم با وجود اینکه تلاش کرده بود ظاهراً خود را بی‌طرف نشان دهد، اما در چارچوب گفتمان قدیمی غرب قرار داشت.

این مقاله صرفاً روابط قدرت را توضیح نمی‌دهد، بلکه به همان گفتمان غربی می‌پردازد که بر مبنای آن هر کسی که مخالف یا دشمن غرب باشد، باید به‌روش‌های مختلف تحت فشار قرار بگیرد و تحریم، بی‌ثبات‌سازی، کودتا و جنگ علیه این طرف‌ها اقدامی مشروع تلقی می‌شود.

از سال ۱۹۷۹ آمریکا اهداف آشکار خود برای تغییر نظام در ایران را دنبال کرده است و در دهه ۱۹۸۰ از حمله عراق به ایران حمایت کرد.

فروپاشی به‌عنوان یک تکنیک سیاسی برای سیطره بر کشورها

از نظر غرب و آمریکا، فروپاشی نظام‌ها در کشورهای مختلف ابزاری برای سیطره بر این کشورهاست، بنابراین برای رسیدن به این هدف قبل از هر چیزی باید کشورها را بی‌اعتبار کرد، دولت‌ها را یاغی، قانون‌شکن یا تروریست نامید و افکار عمومی را از طریق اقداماتی همچون خفقان اقتصادی، خرابکاری‌های مخفیانه و… تحریک کرد و سپس انجام حمله نظامی به این کشورها و تغییر نظام‌های آنها تبدیل به یک اقدام مشروع می‌شود،

این روشی است که محور آمریکایی ـ غربی از دهه‌های طولانی در نقاط مختلف جهان دنبال کرده و یکی از موارد بارز آن مربوط به حمله نظامی آمریکا علیه عراق است. در سال ۲۰۰۲ نخبگان سیاسی و اطلاعاتی آمریکا ماه‌ها قبل از حمله به عراق روی مفهوم شوک و وحشت در جامعه عراق حساب کرده و مطمئن بودند که می‌توانند برنامه خود را برای فروپاشی قریب الوقوع رژیم صدام اجرا کنند.

در سال ۲۰۱۱ تحلیلگران غربی هفته‌ها قبل از اینکه ناتو بمبارانی را برای فروپاشی لیبی آغاز کند، رژیم این کشور را اهریمنی جلوه دادند و افکار عمومی را علیه آن برانگیختند.

برنامه‌های سیستماتیک محور آمریکا برای بحران در ایران با ابزار اقتصاد و آشوب

اما در مورد ایران، مقاله‌ای که اخیراً مجله فارن افرز منتشر کرده، به‌گونه‌ای نوشته شده است که به‌طور کامل مسئولیت غرب را در قبال وضعیت فعلی ایران نادیده می‌گیرد.

نویسنده آمریکایی این مقاله سعی دارد بحران ایران را به‌عنوان یک فرآیند خودویرانگر ناشی از فساد، سرکوب، درگیری نسلی و فرسودگی ایدئولوژیک معرفی کند، اما اشاره قابل‌توجهی به تحریم‌های غرب و آمریکا نداشت و همچنین حرفی از دهه‌ها تلاش غرب برای بی‌ثبات‌سازی، از جمله جنگ اقتصادی، ترورهای سیاسی، تلاش برای فروپاشی دولت بر اساس خطوط قومی، حملات سایبری، عملیات مخفی، انزوای دیپلماتیک و سیاست‌های تغییر نظام در ایران نزد.

این رویکردی که در مقاله مذکور اتخاذ شده است، قطعاً یک اتفاق تصادفی نیست؛ بلکه طرحی استراتژیک بر مبنای گفتمان معمول غرب است که سیاست تغییر نظام در کشورها را با حداقل هزینه دنبال می‌کند.

واقعیت آن است که بخش بزرگی از بحران اقتصادی کنونی ایران که موجب اعتراض مردم شده، در نتیجه تحریم‌های اقتصادی خفقان‌آور بوده است و عاملان این تحریم‌ها همواره تلاش کرده‌اند از تحریم به‌عنوان ابزاری برای فشار سیاسی علیه ایران استفاده کنند.

در سال ۱۹۹۶ کنگره آمریکا قانون تحریم‌های ایران را تصویب و انزوای اقتصادی این کشور را عمیق‌تر کرد و همزمان با آن شروع به ایجاد تنش‌های قومی و حمایت از افکار تجزیه‌طلبانه کرد. در سال ۲۰۰۶ واشنگتن جنگ اقتصادی چندجانبه خود علیه ایران را تشدید و ایران را از سیستم‌های بانکی جهانی جدا کرد، همزمان با آن، عملیات‌های خرابکارانه آمریکا و اسرائیل برای آسیب زدن به برنامه هسته‌ای ایران ادامه داشت و چندین دانشمند هسته‌ای این کشور هم ترور شدند.

در سال ۲۰۱۸ دولت اول دونالد ترامپ، با وجود پایبندی مستند ایران به توافق هسته‌ای، از این توافق خارج شد و تحریم‌های «فشار حداکثری» را علیه تهران اعمال کرد. بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲، ایران صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و دسترسی به بازارهای جهانی را از دست داد. در ژانویه ۲۰۲۰، ایالات متحده ژنرال قاسم سلیمانی، معمار استراتژی بازدارندگی منطقه‌ای، را در بغداد ترور کرد.

پشت‌پرده دشمنی بزرگ محور آمریکایی ـ غربی با ایران

با نگاهی به تاریخ متوجه می‌شویم که کمتر کشوری مانند ایران توانسته است در برابر چنین فشارهای بزرگی مقاومت کند و از هم نپاشد. انسجام سیاسی ایران در زمان کنونی نشانه‌ای از تاب‌آوری نهادهایی است که تحت محاصره و فشار مداوم ایجاد و تقویت شده‌اند.

در مقاله فارن افرز تلاش شده است ایران به‌عنوان کشوری معرفی شود که در آن خفقان سیاسی وجود دارد و به همین دلیل باید نظام این کشور سرنگون گردد، اما این سؤال مطرح نشده است؛ چرا برخی از کشورهای عربی متحد آمریکا در منطقه که به سرکوبگری شهرت دارند و ده‌ها هزار زندانی سیاسی در این کشورها در بدترین شرایط محبوس هستند، مورد خشم آمریکا قرار نمی‌گیرند و تلاشی برای سرنگونی رژیم‌های آنها انجام نمی‌شود؟

علت این امر آن است که این کشورها از نظر غرب و آمریکا کاندیدای تغییر رژیم نیستند؛ زیرا اساساً عامل تعیین‌کننده برای تغییر رژیم در کشورهای منطقه، سرکوب یا فساد در این کشورها نیست؛ بلکه موضع آنها در مورد مسئله فلسطین است.

از اوایل دهه ۱۹۸۰، ایران تنها قدرت بزرگ منطقه‌ای بوده است که مقاومت فلسطین را در مرکز استراتژی منطقه‌ای خود قرار می‌دهد. پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲، ایران به تشکیل حزب‌الله کمک کرد که اسرائیل را مجبور به عقب‌نشینی از جنوب لبنان در ماه مه ۲۰۰۰ کرد.

در سال ۲۰۰۶، حزب‌الله، اسرائیل را در یک جنگ ۳۳روزه شکست داد و افسانه برتری نظامی اسرائیل را در هم شکست. در اوایل دهه ۱۹۹۰ بعد از آنکه توافق‌های اسلو، مقاومت مسلحانه فلسطینی‌ها را به چالش کشید، ایران از مقاومت فلسطین مقابل تجاوزات به اشغالگری‌های اسرائیل حمایت کرد. پس از پیروزی حماس در انتخابات ۲۰۰۶، ایران به غزه کمک کرد در برابر محاصره تحمیلی اسرائیل در سال ۲۰۰۷ مقاومت کند.

تقویت قدرت نظامی ایران به‌ویژه در حوزه موشکی تأثیر زیادی در افزایش قدرت محور مقاومت از جمله مقاومت فلسطین مقابل اسرائیل داشته است و آثار آن در عملیات طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ نمایان شد.

در اینجا کاملاً روشن است که ایران به این دلیل توسط غرب هدف قرار گرفته است که مانع از هژمونی منطقه‌ای اسرائیل می‌شود و از به حاشیه راندن دائمی آرمان فلسطین جلوگیری می‌کند.

تحلیلگران غربی بارها فروپاشی ایران را در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۹، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ پیش‌بینی کرده‌ بودند و هر بار، آنها فروپاشی را «قریب‌الوقوع» می‌دانستند، اما هر بار دولت دوام آورد و نظام ایران سقوط نکرد.

غزه و افشای چند حقیقت بزرگ درباره معیارهای آزادی و دموکراسی در غرب!

جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه غزه، ساختار نظام منطقه‌ای را با وضوح بی‌سابقه‌ای آشکار ساخت و از اکتبر ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۶ طبق آمار رسمی و بدون در نظر گرفتن آمار واقعی، بیش از ۷۰ هزار غیرنظامی فلسطینی به شهادت رسیده و بیش از ۱۷۰ هزار نفر زخمی شده‌اند.

همه محله‌های غزه از شمال تا جنوب ویران شدند و بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، مساجد، کلیساها، اردوگاه‌های پناهندگان، بازارها و زیرساخت‌های غیرنظامی به‌طور سیستماتیک هدف قرار گرفتند.

در ژانویه ۲۰۲۴، دیوان بین‌المللی دادگستری حکم داد که رفتار اسرائیل احتمالاً کنوانسیون پیشگیری و مجازات جرم نسل‌کشی را نقض می‌کند. مجمع عمومی سازمان ملل بارها خواستار آتش‌بس شد، اما ایالات متحده بارها آن را وتو کرد و آلمان بودجه آژانس آنروا را به‌عنوان مهمترین نهاد امدادرسانی به مردم غزه به حالت تعلیق درآورد.

در حالی که تصاویر جنایات وحشیانه اسرائیل علیه غزه در سراسر جهان منتشر شده افکار عمومی دنیا را تکان داد، آمریکا و انگلیس همچنان به صادرات سلاح برای اسرائیل ادامه دادند و رژیم‌های عربی که روابط خود را با اسرائیل عادی کرده‌اند، هیچ کاری برای کمک به مردم غزه انجام ندادند.

اگر واقعاً از نظر غرب و آمریکا، سرکوبگری معیاری برای تغییر نظام‌هاست و محور آمریکایی ـ غربی برای حقوق ملت‌ها تلاش می‌کند، پس چرا هیچ گفتمانی در غرب از زمان آغاز جنگ غزه، خواستار تغییر رژیم در تل‌آویو نشد؟ پاسخ روشن است؛ غرب زمانی که عامل کشتار جمعی، متحد آن باشد خیلی راحت تحمل و حتی حمایت هم می‌کند، اما از نظر همین غرب، مقاومت در برابر ظلم به هر شکلی محکوم است و باید سرکوب شود.

غربی‌ها مدعی هستند که ایران صرفاً از طریق سرکوب حکومت می‌کند و مشروعیت خود را از دست داده است، اما همین غربی‌ها جامعه‌شناسی کشورهای انقلابی را نادیده می‌گیرند و به این موضوع اشاره نمی‌کنند که جمهوری اسلامی ایران از دل یک انقلاب مردمی گسترده در سال ۱۹۷۹ ظهور کرد که سلطنت تحمیل‌شده توسط کودتای تحت حمایت سیا در سال ۱۹۵۳ را سرنگون کرد.

محاسبات غلط غرب درباره جامعه ایران

ایران نمونه استثنایی کشوری است که فشار خارجی، انسجام داخلی آن را بیش از آنکه تضعیف کند تقویت می‌کند و در ایران میهن‌پرستی و عزم راسخ برای حفظ استقلال و حاکمیت، همواره بر تلاش‌ها برای دستکاری و دخالت خارجی غلبه می‌کند.

غربی‌ها همچنین روی تحریک افکار نخبگان در ایران برای سرنگونی نظام این کشور حساب می‌کنند، اما تاریخ ایران نشان داده است که نخبگان تحت فشارهای خارجی مداوم، بیشتر تمایل به انسجام و تحکیم داخلی پیدا می‌کنند و به‌اندازه‌ای آگاه هستند که می‌دانند فروپاشی هرگز فرصتی برای آزادی نیست، بلکه یک تهدید موجودیتی است.

تکرار چنین رویکردی توسط محور آمریکایی ـ غربی برای سرنگونی نظام ایران، بیانگر عدم درک درست و دقیق این محور از ماهیت انقلاب ایران و همچنین نقص آشکار در مدل تحلیلی غرب است.

در مقاله‌ای که اخیراً مجله فارن افرز در مورد ایران منتشر کرده است، مداخلات آمریکا در امور ایران به‌عنوان مسیری برای تحقق آرمان‌های دموکراتیک خیالی غرب در این کشور معرفی می‌شود، اما این مقاله فراموش کرده است که واشنگتن سابقه سیاه خود را در دادن وعده‌های خیالی در مورد آزادی و دموکراسی در کشورها ثابت کرده است؛ مانند وضعیتی که در عراق بعد از سال ۲۰۰۳، لیبی بعد از سال ۲۰۱۱ و افغانستان بعد از ۲۰ سال اشغالگری آمریکا به وجود آمد و ملت‌های این کشورها نه‌تنها رنگ آزادی و دموکراسی را ندیدند، بلکه در انواع درگیری‌های بی‌پایان فرو رفتند.

شکست استراتژی خرابکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران قبل از مرحله پایانی

همه می‌دانند که آغاز هر جنگی علیه ایران، کل منطقه را شعله‌ور می‌سازد، بازارهای جهانی انرژی را بی‌ثبات و هژمونی اسرائیل و نظام استبدادی در منطقه را بیشتر می‌کند و در نهایت، درست بودن روایت ایران آشکار می‌شود. بسیار ساده‌لوحانه است که رویکرد فعلی آمریکا و اسرائیل نسبت به ایران به‌طور خودجوش از اعتراضات داخلی این کشور در نتیجه شرایط اقتصادی ناشی شده باشد.

این رویکرد آمریکایی ـ اسرائیلی یک استراتژی عامدانه بود که در اواخر سال ۲۰۱۵ تدوین شد؛ زمانی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر کنونی اسرائیل با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در فلوریدا ملاقات کرد. طبق روایت‌های متعدد منطقه‌ای و غربی، این طرح بر چهار ستون به‌هم‌پیوسته استوار بود؛

ـ اوّل، تشدید جنگ اقتصادی برای دستیابی به فروپاشی پول ایران و سوءاستفاده از تورم برای شعله‌ور کردن ناآرامی‌ها.

ـ دوم، نفوذ در تظاهرات مسالمت‌آمیز مردمی با مأموران آموزش‌دیده برای تحریک خشونت.

ـ سوم، راه‌اندازی یک کمپین تبلیغاتی هماهنگ برای به تصویر کشیدن ایران به‌عنوان یک کشور غیرقابل کنترل و ناپایدار، با این ادعا که فروپاشی اجتناب‌ناپذیر است.

ـ چهارم، گزینه مداخله نظامی مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران همزمان با یک برنامه هدفمند برای بی‌ثبات‌سازی داخلی در این کشور،

با این حال، این استراتژی قبل از اجرای مرحله چهارم آن شکست خورد. آشوب داخلی که چند هفته قبل در ایران اتفاق افتاد و در واقع مرحله سوم این استراتژی آمریکایی ـ اسرائیلی بود، خیلی زود توسط مقامات ایرانی مهار شد و بسیاری از شبکه‌های خرابکار منهدم شده است و افراد دخیل در این آشوب‌ها دستگیر شده‌اند.

تحلیلگران سیاسی و کارشناسان بین‌المللی معتقدند که نهادهای امنیتی ایران خیلی زود این توطئه را قبل از رسیدن به آستانه تشدید خنثی کردند.

غربی‌ها همواره ادعا می‌کنند که دموکراسی در ایران بدون کودتا یا مداخله خارجی غیرممکن است، اما واقعیت آن است که یک ایران دموکراتیک که همچنان در برابر هژمونی اسرائیل مقاومت کند، برای نخبگان حاکم غربی غیرقابل‌قبول خواهد ماند، در واقع استانداردهای غالب سیستم غربی، اطاعت و تسلیم مطلق است، نه آزادی یا حکومت دموکراتیک مردمی، به همین دلیل است که رژیم‌هایی که بعد از کودتا در کشورهای منطقه روی کار می‌آیند، از غرب و آمریکا پاداش می‌گیرند،

دقیقاً به همین دلیل است که اسرائیل هرگز به‌خاطر جنایات ویرانگر خود و زیر پا گذاشتن همه قوانین بین‌المللی محاکمه نمی‌شود؛ زیرا مشکل غرب و آمریکا سرکوب یا فقدان دموکراسی در کشورها نیست؛ بلکه در مفهوم و عمل مقاومت نهفته است،

بله درست است، تحولاتی در ایران رخ خواهد داد؛ اما تحولاتی که مربوط به پیشرفت و تغییر واقعی طبق اراده مردم این کشور است، نه از طریق تغییر شکل و نظام این کشور توسط بیگانگان، در واقع در ایران تحول از طریق یک فرآیند پیچیده مذاکره داخلی بین جامعه و دولت، بین مفاهیم اصلاحات، حاکمیت و استقلال ملی، نه از طریق متون امپریالیستی آماده تحمیل‌شده از خارج، رخ خواهد داد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *