به گزارش خبر۲۴،منابع آگاه در آستانه دور جدیدی از تماسهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، جزئیات جدیدی را از پشت صحنه تحولات اخیر منطقه فاش کردند. براساس این اطلاعات، پیشنهاد اولیه مذاکره از سوی واشنگتن به حدود دو ماه پیش، با پذیرش محوریت موضوع هستهای در مذاکرات بر میگردد.تحلیلگران، حرکت اخیر آمریکا در اعزام نیرو به منطقه را در پیوند مستقیم با شکست برنامههای قبلی این کشور برای ایجاد بیثباتی در ایران میدانند. بر اساس این تحلیل، «شبهکودتای دیماه» و تلاش برای گسترش اغتشاشات با هدف ایجاد بهانه برای یک حمله نظامی، به دلایل متعددی ناکام ماند: هوشیاری مردم نسبت به پروژه کشته سازی دشمن و عدم فراگیر شدن اغتشاشات، حضور گسترده و میلیونی مردم در حمایت از نظام که عیار پایگاه مردمی جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت و محاسبات راهبردی درباره پرهزینه بودن هر گونه اقدام نظامی.
-
اندازه متن
+
از نظر کارشناسان، آمریکا دریافت که جنگ محدود علیه ایران «نه کارآمد است و نه امکانپذیر»، چرا که ایران در برابر چنین حملاتی آسیبپذیر نیست. همچنین، جنگ گسترده نیز به باور اندیشکدهها و تحلیلگران آمریکایی، واشنگتن را در «باتلاق عظیمی» در منطقه فرو خواهد برد که زیانهای آن برای منافع آمریکا به مراتب بیشتر خواهد بود.
به نظر میرسد به دلیل همین محاسبات و برای پوشش شکست سناریوهای قبلی، دولت ترامپ که به استفاده از نمادها و نمایشهای رسانهای شناخته میشود، دو اقدام به ظاهر متناقض را به طور همزمان پیش برده است: از یک سو، با لشکرکشی به منطقه و القای تهدید حمله، تلاش کرده این تصور را ایجاد کند که ایران را با زور پای میز مذاکره میکشاند. از سوی دیگر، درخواستهای مذاکره را از کانال میانجیهای منطقهای با جدیت پیگیری و حتی به برخی «پیششرطهای ایران» نیز تمکین کرده است.هدف از این نمایش نظامی – رسانهای، در واقع «توجیه افکار عمومی و پنهان کردن شکست» استراتژی قبلی وادارسازی ایران از طریق فشار حداکثری و بیثباتسازی داخلی ارزیابی میشود.در طرف مقابل، جمهوری اسلامی ایران اگرچه به گفته منابع، به «زیادیخواهیهای ترامپ» واقف است، اما برای آشکارسازی حجت بر جامعه جهانی و با در نظر گرفتن احتمال اندک موفقیت، با «برنامه و اراده» قدم در عرصه دیپلماسی گذاشته است. شرط اصلی ایران، جلوگیری از اتلاف وقت و تحقق خواستههای مشخص از جمله لغو تحریمها، حفظ حقوق هستهای و ذخایر غنیشده در خاک کشور عنوان شده است.
علاوه بر این، ایران بر تعیین «نوع مستقیم یا غیرمستقیم و مکان مذاکرات» نیز تأکید داشته و آمریکا به رغم مخالفت اولیه، ناچار به پذیرش این شروط شده است.واقعیت پشت صحنه به نظر میرسد فراتر از یک نمایش ساده است. آمریکا با ترکیب نمایش قدرت نظامی (برای مصرف داخلی و منطقهای) و انعطاف دیپلماتیک (برای ایجاد دریچهای به مذاکره)، در حال بازی در دو جبهه برای خروج از بنبست ایجاد شده است.از سوی دیگر، ایران با تاکید بر پیششرطهای شفاف و عدم اعتماد به واشنگتن، خود را برای «همه سناریوها» آماده کرده است و بر این نکته پای میفشارد که حاضر نیست دستاوردهای راهبردی خود را در ازای یک مذاکره نامشخص و بدون ضمانت عملی معامله کند.این دور جدید، آزمونی دیگر برای عزم و هوشیاری دو طرف در میدانی پر از بیاعتمادی تاریخی و محاسبات پیچیده راهبردی خواهد بود.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟