به گزارش خبر۲۴،بحران مسکن در ایران با مفاهیمی چون کمبود عرضه، سوداگری یا گرانی زمین پیوند خورده، اما عامل تعیینکننده دیگری نیز وجود دارد. زمان ساخت طولانی و تورم، عامل فرار سرمایهگذاران از بازار پرریسکِ ساخت و ساز است.در اقتصاد فعلی ایران، پروژهای که ۱۸ تا ۲۴ ماه طول میکشد، برای بسیاری از سازندگان منفعتی به همراه ندارد. سازندهای که امروز ساخت را آغاز میکند، نمیداند در زمان تحویل آیا سرمایهاش حفظ شده یا نه و آیا میتواند با قیمت تمامشده، پروژه را به سرانجام برساند. نتیجه این وضعیت، عقبنشینی تدریجی سرمایه از بخش مسکن و کاهش عرضه مؤثر است.روشهای ساخت سریع مسکن با کاهش فاصله زمانی میان شروع سرمایهگذاری و تبدیل آن به واحد قابل فروش یا سکونت میتواند راهحلی برای این مسئله باشد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که روشهای صنعتی و نیمهصنعتی ساخت، در پاسخ به همین مسئله زمان توسعه یافتهاند. در سنگاپور، استفاده از ماژولهای حجمی پیشساخته (PPVC) باعث شده بخش عمدهای از فرآیند ساخت به کارخانه منتقل شود و زمان اجرای پروژهها بهطور محسوسی کاهش یابد. در ژاپن، شرکتهای بزرگ مسکن با تولید صنعتی واحدهای مسکونی، توانستهاند ساخت را از یک فرآیند پرریسک کارگاهی به یک روند قابل پیشبینی تبدیل کنند. در بریتانیا، مجموعهای از روشها تحت عنوان «روشهای نوین ساخت» (MMC) به کار گرفته شده که شامل پانلیسازی، پیشساخت اجزای ساختمانی و سیستمهای خشک است. حتی در برخی کشورها مانند هلند و آمریکا، چاپ سهبعدی ساختمان بهصورت محدود برای کاهش زمان اجرای پوسته بنا مورد آزمایش و استفاده قرار گرفته است.
-
اندازه متن
+
نکته مشترک این تجربهها آن است که فناوری ساخت سریع، ابزار مدیریت ریسک زمان بوده است. این کشورها با انتقال بخشهایی از ساخت به محیط کنترلشده کارخانه، وابستگی پروژه به نوسانات نیروی انسانی، شرایط کارگاهی و تاخیرهای اجرایی را کاهش دادهاند. نتیجه، کوتاهتر شدن دوره ساخت و افزایش قابلیت برنامهریزی مالی برای سازنده بوده است.در ایران نیز، منطق استفاده از ساخت سریع دقیقاً از همین جا ناشی میشود. در اقتصادی تورمی، سازنده به دنبال روشی است که سرمایهاش کمتر در معرض فرسایش زمانی قرار بگیرد. صنعتیسازی، پانلیسازی، پیشساخت تاسیسات و سرویسهای بهداشتی، یا استفاده از سیستمهای سبک و خشک، همگی میتوانند زمان پروژه را کاهش دهند و انگیزه سرمایهگذاری را تا حدی احیا کنند.اشاره به این نکته ضروری است که با توجه به اینکه بخش مهمی از پروژههای مسکونی در ایران در محدودههایی اجرا شدهاند که زیرساختهای شهری لازم را نداشتهاند، همچنان توجه به تامین زیرساختها اهمیت دارد. راهحل واقعبینانه آن است که ساخت سریع بهعنوان بخشی از یک زنجیره دیده شود، نه بهعنوان جایگزین برنامهریزی شهری. فازبندی پروژهها، شروع ساخت در مقیاسهای قابل کنترل، و همزمانسازی پیشرفت ساختمانی با آمادهسازی زیرساخت، میتواند هم ریسک تورم را برای سازنده کاهش دهد و هم از تکرار تجربههای ناموفق جلوگیری کند.
در این میان، تمرکز بر فناوریهایی که بیشترین اثر را بر زمان دارند، مانند پیشساخت تاسیسات و اجزای تکرارشونده، میتواند بدون تحمیل هزینههای سنگین، کارآمدتر باشد.سیاستگذاران در حوزه مسکن میتوانند افق قابل پیشبینی برای پروژههای مسکونی ایجاد کنند. اگر فناوریهای ساخت سریع در جای درست بهکار گرفته شوند، میتوانند یک راهحل موثر باشند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟