رسانه تصویری خبر۲۴

جاده پیچیده اما اصلاحات و شکوری‌راد نه!

جاده پیچیده اما اصلاحات و شکوری‌راد نه!

چرا امثال شکوری‌راد عضو حزب اتحاد ملت بدون سند وارد یک انتحار سیاسی می‌شوند و نظام اسلامی را متهم به کشتن بسیجی‌های خود می‌کنند؟

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،اظهارات اخیر علی شکوری‌راد، عضو پیشین حزب منحل‌شده مشارکت، نماینده مجلس ششم و عضو کنونی حزب اتحاد ملت ـ که دبیرکل این حزب هم به شکلی غیرقانونی ریاست جبهه اصلاحات را نیز بر عهده دارد ـ چندان با کنش‌های پیشین این فرد و جناح اصلاحات تفاوتی ندارد.او در مصاحبه‌ای مدعی شده جمهوری اسلامی برای کنترل اغتشاشات دست به «کشته‌سازی» زده و حتی پا را فراتر گذاشته و گفته است پزشکیان که رئیس‌جمهور مورد حمایت جبهه اصلاحات بوده هم نباید به گزارش نهادهای امنیتی اعتماد می‌کرده است. او مدعی است جمهوری اسلامی ایران حتی بسیجی‌های خودش را در اغتشاشات کشته تا بتواند مردم را با ترساندن از ادامه حضور در خیابان منصرف کند. چنین ادعاهای سنگینی، طبیعتاً نیازمند اسناد محکم و شفاف است. اما دقیقاً همین‌جا اولین سؤال جدی مطرح می‌شود:سند آقای شکوری‌راد برای این اتهامات چیست؟او مدعی است صرفاً به این دلیل که سال‌ها پیش مقاله‌ای با عنوان «کنترل اغتشاش با کشته‌سازی» در یک نشریه علمی‌پژوهشی دیده ـ که اصل وجود و محتوای آن هم محل تردید است ـ می‌توان نتیجه گرفت نهادهای امنیتی کشور دقیقاً بر اساس چنین مقاله‌ای عمل کرده‌اند.

این استدلال، حتی در ساده‌ترین سطح منطقی هم قابل‌قبول نیست. اگر در یک نشریه علمی مقاله‌ای منتشر شود، آیا می‌توان نتیجه گرفت که سیاست رسمی و عملی نهادهای امنیتی کشور دقیقاً مطابق آن اجرا شده است؟ آن هم بدون ارائه حتی یک سند عینی؟ از طرفی نشریات علمی پژوهشی بسیاری از موضوعات را بررسی میکنند و در روش تحقیق‌های متعدد میتوانند اصل فرضیه را رد کنند! به‌هرحال نشریات علمی پژوهشی نسبت مساوی با دستورالعمل‌های دستگاه‌های اجرایی ندارند.سؤال دوم روشن‌تر است:آقای شکوری‌راد چگونه حجم گسترده فیلم‌ها، تصاویر و اعترافات افرادی را که به‌صورت سازمان‌یافته در میان اغتشاشگران فعال بوده‌اند و نقش مستقیم در کشته‌شدن افراد داشته‌اند، را نادیده می‌گیرند؟ آیا می‌توان همه این شواهد را صرفاً با یک ادعای کلی کنار گذاشت؟
و سوال سوم اینکه چطور ممکن است یک نهاد امنیتی که مأموریت آن حفظ آرامش و امنیت جامعه است، برای کنترل ناآرامی‌ها دست به افزایش خشونت بزند و حتی نیروهای خودش را قربانی کند؟ کدام دستگاه امنیتی در دنیا در اوج بحران داخلی، آگاهانه روحیه و توان نیروهایش را تضعیف می‌کند؟ این نه با عقل سازگار است و نه با تجربه شناخته‌شده هیچ کشوری.و سؤال چهارم: آقای شکوری‌راد بر چه اساسی به رئیس‌جمهور توصیه می‌کند که به گزارش نهادهای امنیتی تحت مدیریت خودش اعتماد نکند؟ کدام کشور در جهان با چنین منطقی اداره می‌شود؟ آیا در آمریکا، روسیه، چین یا هر کشور دیگری، رؤسای قوا در بحران‌ها گزارش نهادهای امنیتی خود را کنار می‌گذارند؟ آن هم درحالی‌که در ایران نه یک، بلکه چندین نهاد امنیتی مستقل وجود دارد و هر رخداد از زوایای مختلف بررسی می‌شود. اساساً اگر مقام اجرایی بخواهد دستگاه‌های رسمی کشور را کنار بگذارد پس با چه منطقی و بر اساس ارزیابی چه کسی باید حکمرانی کرد؟نکته مهم این است که این نخستین‌بار نیست آقای شکوری‌راد دست به طرح ادعاهای بی‌سند می‌زند. پیش‌تر نیز در ماجرای شهید عجمیان، بدون ارائه هیچ مدرک معتبری، با طرح شبهاتی درباره زاویه دوربین که چگونه ممکن است همزمان با شهادت ایشان فردی بتواند از چنین زاویه ای فیلم برداری کند یا طرح این نکته چگونه ممکن است فردی اینگونه تنها در این وضعیت گرفتار شود، عملاً تلاش کرد مسئولیت این جنایت را متوجه نظام کند.
اما پرسش اصلی اینجاست:چرا چنین نقش‌آفرینی‌هایی از سوی جناح اصلاحات تکرار می‌شود؟فضای کشور امروز چندان پیچیده و مبهم نیست. عاملان خارجی آشوب‌ها مسئولیت اقدامات خود را صریحاً پذیرفته‌اند؛ حتی ترامپ آشکارا اعلام کرده آنچه در ایران رخ داده با طراحی دولت آمریکا بوده است. فراخوان‌ها، دستورالعمل‌ها و شواهد مربوط به خشونت نیز بارها منتشر شده و جای تردیدی باقی نگذاشته است.در چنین شرایطی، چرا باید برخی چهره‌های جریان اصلاحات، ناگهان دست به طرح ادعاهایی بزنند که نه سند دارد و نه منطق؟واقعیت این است که سطح مسائل سیاسی در کشور تا حد زیادی اوج گرفته و بسیاری از موضوعات در سطح حزبی و جناحی قابل طرح و بحث نیست. از طرفی جناح اصلاحات بعد از آنکه دچار خطاهای سنگینی شد از سوی مردم با بی اقبالی مواجه بود و عملاً دچار انزوا شده بود. کارکرد همیشگی جریان اصلاحات نیز امتداد خط سیاسی و رسانه‌ای خارج از کشور در داخل بود و عملاً یک آرزوی مهم این جریان بازگشت به دوران نقش‌آفرینی خود بوده است.
اما مسأله این است که این جریان، همچنان با همان «دست‌فرمان» قدیمی حرکت می‌کند. گویی زمان متوقف شده است.یادتان هست سال ۸۸ چه گفتند؟ ادعای تقلب میلیونی؛ آن هم در حد ۱۱ میلیون رأی! آن روز فضا غبارآلود بود و کمتر کسی از خود می‌پرسید چنین تقلبی اساساً چگونه ممکن است و چند هزار نفر باید هماهنگ شوند تا چنین چیزی رخ دهد؟امروز هم همان الگو تکرار می‌شود:یک ادعای بزرگ، بدون سند، بدون عقلانیت، با این تصور که افکار عمومی همچنان غافل است و بدیهیات را نمی‌بیند.اما واقعیت این است که هرچه نظام اسلامی جلوتر می‌رود، جریان معاند عقب‌تر می‌ماند و بر طبق الگوهای پیشین خود رفتار می‌کند.جاده پیچیده است، اما برخی هنوز نپیچیده‌اند.
ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *