رسانه تصویری خبر۲۴

مذاکره زیر سایه بازدارندگی

مذاکره زیر سایه بازدارندگی

به گزارش خبر۲۴،رضا رحمتی. تحولات اخیر روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر نشان می‌دهد الگوی مسلط تعامل میان ۲ کشور نه «تقابل صرف» است و نه «مذاکره اعتمادمحور»، بلکه شکلی از مذاکره زیر سایه بازدارندگی متقابل است. از یک سو، ایالات متحده با افزایش حضور نظامی و قدرتنمایی در…

- اندازه متن +

به گزارش خبر۲۴،رضا رحمتی.

تحولات اخیر روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر نشان می‌دهد الگوی مسلط تعامل میان ۲ کشور نه «تقابل صرف» است و نه «مذاکره اعتمادمحور»، بلکه شکلی از مذاکره زیر سایه بازدارندگی متقابل است. از یک سو، ایالات متحده با افزایش حضور نظامی و قدرتنمایی در خلیج‌فارس و دریای عرب تلاش می‌کند پیام آمادگی برای مهار و اعمال فشار را منتقل کند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با رونمایی از موشک «خرمشهر ۴» و تأکید بر توانمندی‌های دفاعی و بازدارنده خود، نشان می‌دهد هرگونه فشار یا تهدید نظامی با هزینه‌های جدی مواجه خواهد شد. از منظر روابط بین‌الملل، همزمانی مذاکره و قدرتنمایی نه یک تناقض، بلکه بازتاب منطق مسلط سیاست بین‌الملل در شرایط بی‌اعتمادی ساختاری است؛ منطقی که در آن بازیگران تلاش می‌کنند در حالی که به دنبال کسب امتیاز از طریق گفت‌وگو هستند، موازنه قدرت را نیز به نفع خود تثبیت کنند. در چنین چارچوبی، پرسش اصلی برای ایران این نیست که آیا باید مذاکره کند یا خیر، بلکه این است: چگونه می‌توان مذاکره زیر سایه بازدارندگی را به ابزاری در خدمت منافع ملی تبدیل کرد؟ پیش‌تر نیز ایران از این استراتژی استفاده کرده است. مذاکره و پایان جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران در حالی انجام شد که ایران پس از عملیات‌های بزرگ (کربلای ۵ و والفجر ۸ و…) نشان داده بود توان ادامه جنگ و تحمیل هزینه به متجاوز را دارد.
* بازدارندگی، پیش‌شرط مذاکره مؤثر
تجربه ۴ دهه گذشته نشان داده است هر گاه ایران از موضع ضعف یا با تصور کاهش تهدید وارد مذاکره شده، نتیجه‌ای جز افزایش مطالبات طرف مقابل در پی نداشته است. در مقابل، هر زمان ایران توانسته سطحی معتبر از بازدارندگی ایجاد کند، مذاکره به مسیری واقع‌بینانه‌تر و قابل مدیریت‌تر سوق یافته است. بازدارندگی در اینجا صرفاً به معنای توان نظامی نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل را دربرمی‌گیرد: توان دفاعی، عمق راهبردی منطقه‌ای، انسجام داخلی و ظرفیت تاب‌آوری اقتصاد. رونمایی از موشک «خرمشهر ۴» در این چارچوب بیش از آنکه یک اقدام نمایشی باشد، پیامی راهبردی است: ایران مذاکره می‌کند اما امنیت ملی خود را موضوع چانه‌زنی قرار نمی‌دهد. برای منافع ملی ایران، این پیام اهمیت حیاتی دارد. مذاکره‌ای که در آن طرف مقابل تصور کند «گزینه نظامی» یا «فشار حداکثری» می‌تواند به امتیازگیری بیشتر منجر شود، اساساً مذاکره‌ای نابرابر خواهد بود. بنابراین حفظ و نمایش هوشمندانه بازدارندگی، نه مانع مذاکره، بلکه شرط لازم برای مذاکره‌ متوازن است.
* مذاکره به ‌مثابه میدان ارزیابی متقابل
در شرایط کنونی، مذاکرات ایران و آمریکا بیش از آنکه به ‌سرعت به توافق نهایی منجر شود، کارکردی اکتشافی و ارزیابانه دارد. ۲ طرف در حال سنجش خطوط قرمز واقعی یکدیگر هستند، نه خطوط قرمزی که در بیانیه‌های رسمی اعلام می‌شود. از منظر منافع ملی ایران، این مرحله فرصتی مهم است. تهران می‌تواند از طریق ترکیب پیام‌های دیپلماتیک و بازدارنده، به طرف مقابل نشان دهد فشار نظامی یا تهدید امنیتی نه‌تنها مؤثر نیست، بلکه هزینه‌زاست؛ زمان الزاماً به نفع آمریکا کار نمی‌کند و ایران توان مدیریت همزمان فشار و مذاکره را دارد.
در این چارچوب، شتاب‌زدگی برای رسیدن به توافق می‌تواند به زیان ایران تمام شود. مذاکره زیر سایه بازدارندگی، بازی زمان و اعصاب است؛ بازی‌ای که در آن، طرفی دست بالاتر را دارد که بتواند هزینه‌های وضعیت موجود را بهتر مدیریت کند.
* پیام به بازیگران سوم؛ بعد مغفول اما حیاتی
یکی از ابعاد مهم این نوع مذاکره، تأثیر آن بر بازیگران سوم، بویژه کشورهای منطقه است. آمریکا ناگزیر است به متحدان منطقه‌ای خود از رژیم صهیونی تا برخی کشورهای عرب اطمینان دهد مذاکره با ایران به معنای چشم‌پوشی از «مهار ایران» نیست. در مقابل، ایران نیز باید نشان دهد مذاکره موجب تضعیف موقعیت منطقه‌ای یا بازدارندگی‌اش نخواهد شد.
از منظر منافع ملی ایران، این پیام‌رسانی دوگانه اهمیت دارد: نخست برای جلوگیری از شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای علیه ایران؛ دوم برای کاهش انگیزه بازیگران منطقه‌ای برای خرابکاری یا تحریک تنش در روند مذاکره. نمایش توان بازدارندگی، در کنار دیپلماسی فعال منطقه‌ای می‌تواند این پیام را منتقل کند: ایران نه بازیگری منزوی و تحت فشار، بلکه کنشگری تثبیت‌شده و قابل پیش‌بینی است. چنین تصویری، هزینه همسویی کامل بازیگران منطقه‌ای با سیاست‌های تهاجمی آمریکا را افزایش می‌دهد.
* خطای رایج: دوگانه‌سازی مذاکره/ مقاومت
یکی از خطاهای تحلیلی رایج چه در داخل و چه خارج، قرار دادن «مذاکره» و «مقاومت» برابر یکدیگر است، در حالی که تجربه عملی جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد این دو، در شرایط خاص، مکمل یکدیگرند. مذاکره بدون مقاومت، به امتیازدهی یک‌طرفه منجر می‌شود و مقاومت بدون افق مذاکره می‌تواند به فرسایش بی‌هدف منافع ملی بینجامد. هنر سیاست‌گذاری این است که این دو را در یک چارچوب منسجم قرار دهد. «مذاکره زیر سایه بازدارندگی» دقیقاً تلاشی در همین راستاست. برای منافع ملی ایران، این به معنای آن است که مذاکره باید معطوف به اهداف مشخص و محدود باشد (مانند رفع بخشی از تحریم‌ها یا تثبیت وضعیت موجود) و بازدارندگی نباید ابزار واکنشی یا احساسی باشد، بلکه باید بخشی از یک راهبرد بلندمدت در نظر گرفته شود.
* توافق محدود یا مدیریت تنش؟
با توجه به نشانه‌های موجود، محتمل‌ترین خروجی این الگو نه یک توافق جامع و پایدار، بلکه توافقی محدود، مرحله‌ای یا حتی نانوشته است؛ توافقی که هدف اصلی آن مدیریت تنش و جلوگیری از تشدید بحران است.
از منظر منافع ملی ایران، چنین توافقی لزوماً نامطلوب نیست، به ‌شرط آنکه منجر به کاهش واقعی فشارهای اقتصادی شود، دست ایران را در حوزه‌های دفاعی و منطقه‌ای نبندد و قابل بازگشت و انعطاف‌پذیر باشد.
در غیر این صورت، ادامه وضعیت نیز اگر با بازدارندگی مؤثر همراه باشد می‌تواند برای ایران قابل مدیریت‌تر از یک توافق بد باشد. «مذاکره زیر سایه بازدارندگی» نه یک تاکتیک موقت، بلکه بازتاب واقع‌گرایی راهبردی در سیاست خارجی ایران است. در جهانی که اعتماد کمیاب و قدرت تعیین‌کننده است، ایران ناگزیر است همزمان مذاکره کند و قدرت خود را حفظ کرده و نمایش دهد. منافع ملی ایران ایجاب می‌کند این ۲ مسیر نه در تقابل، بلکه در تعامل با یکدیگر تعریف شوند. در نهایت، موفقیت این رویکرد به یک عامل کلیدی وابسته است: درک درست از توازن قوا و پرهیز از توهم؛ چه توهم ضعف طرف مقابل و چه توهم اجبار به توافق. اگر این درک حفظ شود، مذاکره زیر سایه بازدارندگی نه‌تنها تهدیدی برای منافع ملی ایران نخواهد بود، بلکه می‌تواند به ابزاری برای تثبیت و ارتقای آن تبدیل شود.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *