به گزارش خبر۲۴،در حالی که تحولات ژئوپلیتیکی جهان همچنان با تنشهای امنیتی و رقابت قدرتها همراه است، نگاهها بیش از گذشته به نقش زیرساختهای ترانزیتی در کاهش احتمال درگیریها معطوف شده است. تحلیلگران حوزه حملونقل بینالمللی بر این باورند که کریدورهای ترانزیتی، فراتر از مسیرهای جابهجایی کالا، به سازوکارهایی برای همگرایی اقتصادی و حتی بازدارندگی سیاسی تبدیل شدهاند.ماهیت کریدورهای بینالمللی بر پایه اتصال اقتصادها شکل گرفته است. هنگامی که یک مسیر ترانزیتی به شاهراه انتقال کالا، انرژی یا مواد اولیه تبدیل میشود، امنیت آن دیگر صرفاً یک مسئله داخلی نیست، بلکه به دغدغهای مشترک برای چندین کشور بدل میشود. عبور مستمر سرمایه، کالا و منافع تجاری از یک قلمرو جغرافیایی، سطحی از وابستگی متقابل ایجاد میکند که بیثباتی و درگیری نظامی را پرهزینه میسازد.مرور تجربههای تاریخی نشان میدهد که کریدورها در بزنگاههای حساس، نقشی تعیینکننده در مدیریت بحرانها ایفا کردهاند. در بحران برلین در سال ۱۹۴۸، مسدود شدن دسترسی زمینی به برلین غربی میتوانست به رویارویی مستقیم قدرتهای شرق و غرب منجر شود. با این حال، اهمیت حفظ مسیر تأمین این منطقه موجب شد بحران از طریق ابتکارهای لجستیکی و دیپلماتیک کنترل شود و از گسترش یک جنگ گسترده جلوگیری شود. این نمونه اغلب بهعنوان تجربهای از کارکرد بازدارنده مسیرهای حیاتی حملونقل مطرح میشود.
-
اندازه متن
+
در مقابل، رقابت بر سر تسلط انحصاری بر مسیرهای راهبردی نیز در مقاطع تاریخی به تنشهای گسترده انجامیده است. در آستانه جنگ جهانی اول، پروژه راهآهن برلین–بغداد به یکی از محورهای اصلی رقابت قدرتهای اروپایی تبدیل شد. نگرانی بریتانیا و روسیه از افزایش نفوذ آلمان در غرب آسیا و دسترسی به منابع حیاتی، بخشی از معادلات ژئوپلیتیکی پیچیدهای بود که در نهایت به شکلگیری ائتلافهای نظامی و آغاز جنگ انجامید. کانال سوئز نیز در هر دو جنگ جهانی نقشی کلیدی در جابهجایی نیرو و منابع ایفا کرد و اهمیت مسیرهای راهبردی را برجسته ساخت.کارشناسان معتقدند که تفاوت میان «کریدور صلح» و «کریدور بحران» در نحوه طراحی و بهرهبرداری از آن نهفته است. اگر مسیرهای ترانزیتی در چارچوب همکاریهای چندجانبه و با توزیع متوازن منافع شکل بگیرند، میتوانند به ابزار همگرایی تبدیل شوند. اما اگر رقابت برای حذف دیگران یا سلطه یکجانبه بر آنها شکل بگیرد، احتمال تبدیل شدن به کانون تنش افزایش مییابد.در شرایط کنونی، توسعه کریدورهای منطقهای و فرامنطقهای از جمله کریدور شمال–جنوب، برای کشورهایی مانند ایران از منظر اقتصادی و امنیتی اهمیت دوچندان یافته است. افزایش حجم ترانزیت و عبور محمولات راهبردی از یک کشور، منافع بازیگران متعدد را به ثبات آن گره میزند. این پیوند منافع میتواند سطحی از بازدارندگی اقتصادی ایجاد کند که در آن بیثباتی، هزینهای فراتر از یک مناقشه محدود برای طرفهای درگیر به همراه داشته باشد.
بر این اساس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که آینده امنیت منطقهای بیش از آنکه در میدانهای نبرد تعیین شود، در شبکههای حملونقل و زنجیرههای تأمین رقم خواهد خورد؛ جایی که همکاری اقتصادی میتواند جایگزین رقابت نظامی شود و مسیرهای تجارت، به جای خطوط درگیری، نقشآفرینی کنند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟