به گزارش خبر۲۴،تکرار سناریوی ونزوئلا برای ایران بیش از آنکه تحلیل واقعیت باشد بازتاب یک تمایل سیاسی در واشنگتن است. ایران نه دولت تکنفره است نه اپوزیسیونی یکپارچه دارد و نه جامعهای که زیر فشار خارجی بهسرعت از هم بگسلد. تاریخ منطقه بارها نشان داده چنین برآوردهایی چگونه با واقعیت برخورد میکند.در حالی که منطقه هنوز از پیامدهای جنگ دوازده روزه ژوئن میان اسرائیل و ایران خارج نشده برخی رسانههای آمریکایی بار دیگر نسخه تغییر رژیم برای تهران پیچیدهاند. ایدهای که سالها در اتاقهای فکر تکرار شده و هر بار با پیچیدگی میدانی ایران روبهرو شده است.آخرین نمونه تلاش برای بازسازی «مدل مادورو» برای ایران است. قیاسی که شاید برای تیترسازی جذاب باشد اما از نظر تاریخی و ساختاری سست است.
-
اندازه متن
+
ایران عراق نیست لیبی نیست ونزوئلا نیست
سیاست خارجی آمریکا پیش از این نیز گرفتار همین خطای قیاس بوده است. عراق ۲۰۰۳ با وعده فروپاشی سریع ساختار بعثی آغاز شد و به سالها خشونت و بیثباتی انجامید. لیبی ۲۰۱۱ با حذف قذافی شروع شد و به دولتهای موازی و جنگ نیابتی ختم شد. افغانستان با امید مهندسی سیاسی آغاز شد و با بازگشت طالبان پایان یافت.ایران حتی از این نمونهها نیز پیچیدهتر است. ساختار قدرت در تهران شبکهای چندلایه است و بر خلاف نظر مخالفان شبکه تک محور نیست یک نظام پویا و فعال است و متکی به یک ساختار و باور فعال است. بوروکراسی چهار دهه شکل گرفته و در تار و پود نظام اداری ریشه دوانده است. حذف یک فرد در چنین ساختاری معادل فروپاشی کل سیستم نیست. تصور «سر بریدن و پایان یافتن» بیشتر به فانتزی ژئوپلیتیک شباهت دارد تا تحلیل نهادی.
فشار خارجی و انسجام داخلی
در جنگ دوازده روزه ژوئن میان اسرائیل و ایران رخدادی شکل گرفت که کمتر در تحلیلهای غربی بازتاب یافت. شکافهای سیاسی داخلی به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد. حتی منتقدان جدی حکومت در برابر حمله خارجی از ادبیات دفاع ملی استفاده کردند. رسانههای منطقهای نیز از افزایش همبستگی داخلی گزارش دادند.این پدیده بیسابقه نیست. در جنگ ایران و عراق نیز اختلافات سیاسی دهه شصت در برابر تهدید خارجی به حاشیه رفت. تجربه نشان داده فشار بیرونی در ایران اغلب نتیجه معکوس میدهد. تحریمهای حداکثری به جای فروپاشی فوری ساختار قدرت به بازآرایی اقتصادی و امنیتی انجامید.تحلیلهایی که بر فروپاشی قریبالوقوع حساب باز میکنند یک واقعیت جامعهشناختی را نادیده میگیرند. هویت ملی در شرایط تهدید فعال میشود و شکافهای داخلی را موقتاً کمرنگ میکند.
افسانه آلترناتیو آماده
در گزارش نیویورک پست نام رضا پهلوی به عنوان گزینهای انتقالی مطرح شده است. اما پرسش بنیادی بیپاسخ میماند. او دقیقاً نماینده چه طیفی است و بر اساس کدام سازوکار دموکراتیک سخن میگوید.اپوزیسیون ایران چندپاره و از نظر ایدئولوژیک متعارض است. جمهوریخواهان سکولار با بازگشت سلطنت موافق نیستند. بخشی از نیروهای قومی مدل تمرکزگرای پادشاهی را نمیپذیرند. جریانهای چپ روایت تاریخی متفاوتی از دوران پهلوی دارند. ائتلافهای سالهای اخیر در خارج از کشور به سرعت فروپاشید.حمایت رسانهای غربی جایگزین مشروعیت اجتماعی نمیشود. در علم سیاست مشروعیت یا از صندوق رأی میآید یا از رهبری میدانی درون کشور یا از اجماع گسترده نخبگان. هیچیک از این منابع در مورد او قابل اثبات نیست.این تصور که جامعه ایران آماده سپردن سرنوشت خود به چهرهای در تبعید است بیشتر بازتاب نوستالژی بخشی از دیاسپورا است تا بازتاب واقعیت پیچیده داخل کشور.
هزینههای نادیده گرفته شده
الگوی مادورو و ونزوئلا در کشوری با ظرفیت موشکی و نفوذ منطقهای پیامد صفر ندارد. حتی در همان تحلیلها هشدار داده میشود که اگر تهران احساس نابودی کند ممکن است به واکنش گسترده منطقهای متوسل شود. اگر چنین خطری جدی است چگونه همان سناریو به عنوان راهحل معرفی میشود.غرب آسیا طی دو دهه گذشته آزمایشگاه مداخلات شتابزده بوده است. هر بار وعده انتقال سریع قدرت داده شد خلأ امنیتی گسترش یافت. ایران با جمعیتی نزدیک به نود میلیون نفر و موقعیت ژئوپلیتیک حساس در قلب مسیرهای انرژی اگر دچار بیثباتی گسترده شود پیامد آن محدود به مرزهایش نخواهد ماند.سیاست خارجی مسئولانه بر پایه آرزو شکل نمیگیرد بلکه بر پایه سنجش هزینه و پیامد نوشته میشود.ایران کشوری با سنت دیرینه دولت مرکزی است. حتی پیروزی انقلاب اسلامی نیز محصول تحولات درونی و ائتلاف نیروهای داخلی بود نه عملیات خارجی. هر تغییری اگر رخ دهد از دل جامعه و از مسیر سازوکارهای بومی خواهد بود.نسخههای سادهسازی شده شاید در رقابت سیاسی آمریکا کاربرد تبلیغاتی داشته باشند اما برای فهم واقعیت ایران کافی نیستند. تاریخ منطقه بارها نشان داده مهندسی سیاسی از بیرون بیش از آنکه نظم ایجاد کند بیثباتی تولید میکند.بحث درباره آینده ایران نیازمند درک پیچیدگیهای آن است نه تکرار مدلهای آماده و قیاسهای شتابزده.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟