رسانه تصویری خبر۲۴

نگاه آمریکا به مذاکرات صفر و صدی است

نگاه آمریکا به مذاکرات صفر و صدی است

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه با اشاره به اینکه نگاه آمریکا به مذاکرات صفر و صدی است؛ گفت: هرچند در دولت ترامپ، طیفی به ریاست آقای ویتکاف بر باز نگه داشتن درهای مذاکره و حرکت به‌سوی یک فاز توافقی میان ایران و آمریکا تاکید دارد، اما خاستگاه خواسته‌های حداکثری ترامپ و…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ پیام‌های مذاکره و جنگ هر دو از سوی کاخ سفید در حال ارسال به ایران هستند. برخی رسانه‌ها از حمله‌ای قریب‌الوقوع گزارش می‌دهند و برخی دیگر از احتمال توافقی قابل توجه. گروهی معتقدند «دونالد ترامپ» جز به تغییر رژیم در ایران قانع نخواهد بود و گروه دیگر اعلام می‌کنند که واشنگتن درپی دستیابی به توافقی با تهران است تا میزانی از غنی‌سازی از سوی ایران را به رسمیت بشناسد. گروهی از حمله‌ای محدود و کنترل شده سخن می‌گویند و شماری دیگر معتقدند حمله به ایران در هر شکل و ابعادی، آغازگر جنگی گسترده در منطقه خواهد بود.

در میانه ادعاهای رسانه‌های غربی اما آنچه مشخص است موضع روشن، منطقی و حقوقی جمهوری اسلامی ایران در قبال تهدیدات ترامپ است. موضعی که وزیر امور خارجه در گفت‌وگوهای متنوعی به تشریح آن پرداخته است. در تازه‌ترین گفت‌وگوی «سیدعباس عراقچی» وزیر امور خارجه با « Morning_Joe » بار دیگر تصریح کرده است که «در حمله بار گذشته ثابت شد که ایران قادر است به بهترین شکل ممکن از خود دفاع کند، پس از دوازده روز جنگ، دشمنان ما چاره‌ای جز درخواست آتش‌بس بدون قید و شرط نداشتند. اگر دوباره چنین کاری کنند، وضعیت همین خواهد بود. اگر به دنبال توافق هستند، اگر راه‌حلی برای برنامه هسته‌ای ایران می‌خواهند، اگر می‌خواهند اطمینان حاصل کنند که برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است و برای همیشه صلح‌آمیز باقی می‌ماند، تنها راه‌حل، مذاکره دیپلماتیک و دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک است.»

بخشی از رسانه‌های غربی با برجسته‌سازی سناریوی جنگ، فضای روانی متشنجی ایجاد می‌کنند و شماری دیگر با طرح احتمال توافقی بزرگ می‌کوشند شرایط را متفاوت‌تر نمایش دهندواقعیت آن است که در میانه این خبرهای متنوع یک اصل هم الان و هم در سال‌های گذشته تکرار شده است؛ اصل تناقض و دوگانگی در سیاست‌های ایالات متحده. برای ترامپ همچنان گزینه فشار حداکثری بدون استفاده از قوای نظامی اولویت دارد حتی اگر ناوگان نیروهای خود را در منطقه آرایش داده باشد. این گزاره را تردیدهای مطرح شده در هیات حاکمه این کشور و رسانه‌های نزدیک به هریک از آن‌ها به نوعی اعلام می‌کنند.

با این حال ترامپ هم مانند روسای جمهور پیش از خود به این نتیجه رسیده است که این فشار حداکثری نتوانسته و نمی‌تواند شرایط در ایران را تغییر دهد. با این حال تهران از همان ابتدا خطوط مذاکراتی خود را تعریف و بر سر آن ایستادگی کرده است. اصول مشخص سیاست خارجی تهران، بهره‌مندی از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای در چارچوبNPT، را حق خود می‌داند و هر زمانی که این حق از سوی جامعه جهانی محترم شمرده شده؛ ایران آماده همکاری گسترده برای ایجاد شفافیت در سطوح بسیار بالا و همکاری با نهادهای بین‌المللی بوده است.

همزمان با افزایش تهدید نظامی آمریکا و به ویژه پس از حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران در خردادماه، ایران رکن نظامی و دفاعی خود را هم در کنار موضوع گفت‌وگوهای سیاسی و دیپلماتیک تقویت کرده و در حال حاضر آماده دفاع از تمامیت ارضی خود است. این موضع مشخص تهران اما وقتی دربرابر انبوه اطلاعات مبهم و گمراه‌کننده رسانه‌های متعدد غربی قرار می‌گیرد؛ نشان می‌دهد که جنگ روانی گسترده‌ای هم علیه ایران به راه افتاده است.

بخشی از رسانه‌های غربی با برجسته‌سازی سناریوی جنگ، فضای روانی متشنجی ایجاد می‌کنند و شماری دیگر با طرح احتمال توافقی بزرگ می‌کوشند شرایط را متفاوت‌تر نمایش دهند و این در حالی است که شرایط موجود چه منجر به جنگ شود یا نه، بسیار پیچیده‌تر از آن است که قابلیت پیشن‌بینی‌های متنوع را داشته باشد.

به منظور بررسی ابعاد مختلف تحلیل‌ها و گمانه‌های منتشر شده در فضای مجازی با «علیرضا سلطانی» استاد دانشگاه و تحلیلگر روابط بین‌الملل به گفت‌وگو پرداختیم.

در فضای مذاکره‌ای، نگاه طرف آمریکایی نگاهی صفر و صدی یا سیاه و سفید است

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که پیام‌های متناقض آمریکا مانند پذیرش غنی‌سازی نمادین، در حالی که پیش از این بر غنی‌سازی صفر تاکید می‌شد، چگونه قابل تحلیل است گفت؟، گفت: یکی از نکات کلیدی مطرح در رابطه با مناسبات اخیر ایران و آمریکا، چه در قالب مذاکراتی که در حال انجام است و چه در قالب زورآزمایی رسانه‌ای، سیاسی و همچنین آمادگی برای یک مواجهه نظامی، این است که عملاً سایه‌ای از ابهام بر مواضع و رویکردهای دو طرف حاکم است. در واقع، با توجه به رفتارهای متفاوت و در حال تغییری که در روابط دو کشور، به‌ویژه از سوی آمریکایی‌ها، مشاهده می‌شود، نمی‌توان به‌صورت قاطع چشم‌انداز مشخصی از اینکه در آینده نزدیک یا میان‌مدت چه اتفاقی رخ خواهد داد و آیا دو طرف مذاکره به توافق خواهند رسید یا وارد جنگ خواهند شد و این جنگ چه ابعاد و گستره‌ای خواهد داشت، ترسیم کرد.

سلطانی افزود: نکته کلیدی در این میان آن است که به نظر می‌رسد حداقل در مورد طرف آمریکایی، رویکرد مشخصی نسبت به نوع رفتاری که قصد دارد در برابر طرف مقابل اتخاذ کند، وجود ندارد. به نوعی می‌توان اذعان کرد که دو طرف، به‌ویژه طرف آمریکایی، منتظر هستند تا ببینند در روزهای آینده چه تحولاتی رخ خواهد داد و بر مبنای آن تصمیم‌گیری و اقدام کنند. هرچند آمریکایی‌ها با اعزام نیروهای نظامی خود به منطقه، عملاً یکی از سناریوهای اقدام نظامی علیه ایران را مدنظر قرار داده و نسبت به آن جدی هستند، اما اینکه آیا این سناریو به‌صورت قطعی اجرایی خواهد شد یا خیر، همچنان در دایره سیاست‌گذاری آمریکا قطعی به نظر نمی‌رسد. آمریکایی‌ها، و به‌ویژه شخص ترامپ، همچنان امیدوارند که در فضای مذاکره و توافق بتوانند امتیازات لازم را به دست آورند.

وی تصریح کرد: واقعیت آن است که در فضای مذاکره‌ای، نگاه طرف آمریکایی نگاهی صفر و صدی یا سیاه و سفید است. از این‌رو، در دو دور مذاکرات انجام‌شده و همچنین مذاکرات غیرمستقیمی که با حضور کشورهای میانجی در منطقه و خارج از منطقه صورت گرفته، به نظر نمی‌رسد که طرف آمریکایی با توجه به موضع برتری که احساس می‌کند در این مقطع دارد و با در نظر گرفتن اعزام گسترده نیروهای نظامی به منطقه، قصد کوتاه آمدن از مواضع خود را داشته باشد. این طرف همچنان بر پذیرش کامل و قطعی تمامی خواسته‌های خود، اعم از هسته‌ای و غیرهسته‌ای، تأکید دارد.

سایه ابهام و تردید همچنان بر تصمیم‌گیری‌های دولتمردان دو طرف حاکم است و نمی‌توان به‌صورت دقیق و قطعی شرایط آینده را پیش‌بینی کردسلطانی افزود: مباحثی که اخیراً درباره پذیرش غنی‌سازی نمادین از سوی آمریکایی‌ها مطرح می‌شود، بیشتر در چارچوب گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای قابل تحلیل است تا بازتاب‌دهنده موضع و رویکرد اصلی ترامپ و افراد نزدیک به او در سیاست خارجی، به‌ویژه مارک روبیو. هرچند در دولت ترامپ، طیفی به ریاست آقای ویتکاف بر باز نگه داشتن درهای مذاکره و حرکت به‌سوی یک فاز توافقی میان ایران و آمریکا تأکید دارد، اما خاستگاه خواسته‌های حداکثری ترامپ و تیم سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا به ریاست روبیو، عملا مانع از آن شده و می‌شود که آمریکایی‌ها در این شرایط به‌راحتی امتیازات هسته‌ای و غیرهسته‌ای به ایران اعطا کنند.

سناریوی مواجهه نظامی تقویت شده است

استاد روابط بین‌الملل دانشگاه درباره مفهوم غنی‌سازی نمادینی که از سوی برخی رسانه‌های آمریکایی مطرح شده و امکان رسیدن به معادله‌ای برای رضایت طرفین هم گفت: اینکه آیا می‌توان بحث غنی‌سازی نمادین نیز عموماً در عرف رسانه‌ای و سیاسی، به معنای غنی‌سازی در سطح تحقیقاتی و پژوهشی است؛ امتیازی که ایران پیش از سال ۱۳۸۴ از آن برخوردار بود، اما بعدها این رویکرد را کنار گذاشت و از سطح پژوهشی و علمی به سطح تجاری و صنعتی ارتقا یافت. از این منظر، طرح چنین مباحثی را می‌توان نوعی بهره‌برداری از فضای افکار عمومی و بیش از آنکه نشانه‌ای از مواضع واقعی دو طرف باشد، نوعی بازی رسانه‌ای تلقی کرد.

سلطانی در پاسخ به این پرسش که در حال حاضر شرایط به سمت حمله نظامی پیش می‌رود یا تهدیدات مطرح شده صرفا بازی فشار برای دریافت امتیاز است، گفت: به نظر می‌رسد بر اساس شواهد، قرائن و نتایج مذاکرات، به‌ویژه مذاکرات دوره دوم در ژنو، سناریوی مواجهه نظامی تقویت شده است. این امر با توجه به مواضع اتخاذشده از سوی دولتمردان آمریکایی، به‌ویژه شخص ترامپ و تعیین بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵ روزه برای مذاکره و رسیدن به توافق، بیشتر نمایان شده است.

وی توضیح داد: با این وجود، سایه ابهام و تردید همچنان بر تصمیم‌گیری‌های دولتمردان دو طرف حاکم است و نمی‌توان به‌صورت دقیق و قطعی شرایط آینده را پیش‌بینی کرد؛ هرچند این پیش‌بینی قابل طرح است که با توجه به شرایط زمانی کنونی، مواضع اعلام‌شده و رویکردهای دنبال‌شده، ایران و آمریکا روزبه‌روز به یک منازعه نظامی، چه محدود و چه گسترده، نزدیک‌تر می‌شوند.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پایان تصریح کرد: در این فضای سیاسی پرابهام، هر یک از طرفین تلاش می‌کند از طریق فشار سیاسی و اعلام مواضع مختلف، تأثیرگذاری خود را افزایش داده و امتیازات بیشتری از طرف مقابل دریافت کند. با این حال، آنچه مسلم است این است که هنوز به‌صورت قاطع نمی‌توان گفت دو طرف ایرانی و آمریکایی دقیقاً چه می‌خواهند و به چه سمت و سویی حرکت می‌کنند. هرچند به نظر می‌رسد برای طرف ایرانی، پرهیز از حرکت به‌سوی جنگ امری تقریباً مسجل است، اما طرف آمریکایی هنوز به یک رویکرد مشخص و نهایی نرسیده و با تعیین ضرب‌الاجل و بازه زمانی مشخص در پی مدیریت فضا و تسریع در دستیابی به نتیجه است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *