به گزارش خبر۲۴،رسانههای اسرائیلی همچنان از ریشههای بحران تاریخیای که «دولت اشغالگر» با آن مواجه است، می نویسند. آن هم در شرایطی که دولت راستگرای حاکم گرفتار مشکلات ائتلافی خود است و اپوزیسیون ضعیفی دارد و هیچ اعتراض جدی نیز دیده نمیشود. افرایم گانور، نویسنده اسرائیلی در روزنامه «معاریف»، نوشت: «وضعیت اسرائیل به پایینترین سطح از زمان تأسیس رسیده است، هر کسی با چشمان خود میبیند که وضعیت امنیتی پس از دو سال جنگ رو به زوال است؛ حکمرانی وجود ندارد، امنیت فردی از بین رفته، رفتار دولت مجرمانه است و فاقد رهبرانی است که بتوانند پاسخ قابلتوجهی به مشکلات معیشتی، بازسازی شهرکهای شمال و اطراف غزه، سقوط نظام آموزشی و افزایش مرگومیر در تصادفات بدهند».وی افزود: «تمام این اتفاقات در حالی رخ میدهد که دولت و نخستوزیرش بهطور افراطی سرگرم القای روایت حمله هفتم اکتبر هستند. این دولتی است که بیوقفه در خدمت افراطیون مذهبی تلاش میکند تا از خدمت نظامی بگریزند. این بخش از جامعه، زیر سایه همین دولت، از وظایف ملی خود میگریزد، بودجه اسرائیلیها را میمکد و هر چه میخواهد در درون کشور انجام میدهد، گویی دولتی در دل دولت ساخته است».او توضیح داد: «در برابر این واقعیت ترسناک و نگرانکننده، انتظار داریم اپوزیسیون واکنش نشان دهد، به خیابانها بیاید، افکار عمومی را برانگیزد و همانگونه عمل کند که از مخالفان خواهان جایگزینی دولت فعلی انتظار میرود؛ اما آنچه میبینیم اپوزیسیونی ضعیف، حتی سست و خودمحور است که بیشتر سرگرم منافع شخصی خویش است تا مقابله با وضعیت دشوار کشور و کارش صرفاً به بیانیه، وعده و سخنرانی محدود شده است».
-
اندازه متن
+
گانور افزود که «همه اینها ما را به نتیجهای روشن و دردناک میرساند؛ شکست عمیق اسرائیل، شکستِ تجلییافته در اکثریت خاموش، یا بهتر بگوییم، اکثریت بیتفاوت. این پدیدهای است که جامعهای مشغول به امور شخصیاش را نشان میدهد؛ بیاعتنا به آنچه در پیرامونش میگذرد، بیشتر درگیر معاش خود تا دغدغه وضعیت دشوار کشور. چنین بیتوجهی در طول تاریخ یهود پیامدهای دردناک و سنگینی داشته است، از جمله تبعید و اسارت».در خاتمه این یادداشت آمده است: «اگر اوضاع متفاوت بود، بیشک وضعیت امروز هم فرق میکرد. تردیدی ندارم که اکنون باید دستکم دو یا سه جنبش تازه، با روحی جدید، شکل گرفته باشند تا برای تغییر فوری این وضعیت تاریک تلاش کنند؛ چنانکه پس از شکست فاجعهبار جنگ یومکیپور در سال ۱۹۷۳، جنبشهای اعتراضی برای سرنگونی دولت ناکام وقت به راه افتاد».گانور افزود: «پس از موج اعتراضها، دو جنبش حزبی شکل گرفت: جنبش “شینوی” به رهبری امنون روبینشتاین و جنبش دموکراتیک به رهبری یِگال یَدین. در نهایت این دو در یک حزب واحد، به نام “جنبش دموکراتیک برای تغییر”، ادغام شدند. در انتخابات نهم کنست در سال ۱۹۷۷، حمایت گستردهٔ مردم را کسب کردند و با ۱۵ کرسی به سومین حزب بزرگ تبدیل شدند. در آن زمان رهبری تازهای پدید آمد که روحی نو در سیاست اسرائیل دمید و بر دولت تغییرات مناخِم بگین پس از آن انتخابات تأثیر گذاشت».
در خاتمه این یادداشت آمده است: «امروز، حدود نه ماه پیش از موعد قانونی انتخابات آینده، انتظار میرفت دستکم دو جنبش حزبی تازه با روحی جدید برای تحقق تغییر شکل گرفته باشند. برخی حزب نفتالی بنت را بهمثابه روح تازه کارزار انتخاباتی آینده میبینند، چون در اغلب نظرسنجیها موفقیت چشمگیری دارد؛ اما با این حال، تا این لحظه به نظر نمیرسد رویکرد جدیدی به همراه داشته باشد، زیرا صرفاً همان چیزهایی را تکرار میکند که همه میدانیم، شاید فقط در قالبی تازهتر».
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟