-
اندازه متن
+
به گزاش خبر ۲۴؛ رهبر معظم انقلاب اخیراً در دیدار با مردم آذربایجان، نکات مهمی را مجدداً درباره منطق آمریکا درباره مذاکره و نسبت «توافق» با «تحمیل» بیان کردند؛ نکاتی که مورد توجه رسانهها و تحلیلگران بینالمللی قرار گرفت و نقل محافل سیاسی و راهبردی شد. ایشان با اشاره به رویکرد طرف آمریکایی در موضوع هستهای تصریح کردند: «حالا عجیبترش این است که دخالت میکنند، میگویند بیایید دربارهی انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجهی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکرهای باید انجام بگیرد ــ که جای مذاکره نیست ــ اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است. خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که دربارهی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن میکنی؟ [میگوید] «باید حتماً به این توافق برسیم»! خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند.»بر همین اساس، در گفتوگو با فؤاد ایزدی، کارشناس مسائل بینالملل، ابعاد این دیدار استثنائی و نسبت آن با تجربه ۴۷ ساله مذاکره ایران و آمریکا، سرنوشت برجام و ذهنیت حاکم بر برخی جریانهای داخلی نسبت به امکان توافق پایدار با آمریکا را مورد بررسی قرار دادیم.
فواد ایزدی، کارشناس مسائل بینالملل، در اظهاراتی با اشاره به تجربه مذاکره ایران با آمریکا تأکید کرد: «ما در مذاکره با آمریکاییها تجربه ۴۷ ساله داریم؛ از ابتدای انقلاب اسلامی، از ماجرای شرکتهای آمریکایی و رفتوآمدها گرفته تا بحث تسخیر لانه جاسوسی و پس از آن، در مقاطع مختلف کشور با آمریکا مذاکره کرده، اما هیچیک از این تجربیات، تجربه موفق و خوبی نبوده است.»وی افزود: «تنها موردی که مذاکره به نتیجه رسید، در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما بود؛ اما همان زمان هم آمریکاییها به تعهدات خود پایبند نبودند. دکتر ظریف در گزارشهای متعددی به مجلس در همان ایام اعلام میکرد که آمریکا ذیل برجام تعهداتش را نقض میکند. پس از آن نیز دونالد ترامپ بهصورت کامل از توافق خارج شد.»ایزدی تصریح کرد: «این فقط تجربه ما نیست؛ آمریکاییها در طول تاریخ خود نشان دادهاند که به توافقات پایبند نیستند. تنها استثنا، توافقات هستهای با شوروی و روسیه بود که آن هم بهدلیل در اختیار داشتن بمب اتم از سوی هر دو طرف اجرا میشد. همان مورد استثنا نیز اخیراً به پایان رسید و تمدید نشد. این سبک حکمرانی آمریکاست؛ آنچه را با ابزار سخت نتوانند بگیرند، تلاش میکنند از طریق توافق بگیرند، امتیاز میگیرند اما امتیاز نمیدهند و هر زمان بخواهند از توافق خارج میشوند.»
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تجربه برجام گفت: «مشکل برجام خیلی متن مذاکره و اسنپبک یا فلان بند نبود. مشکل اصلی این بوده که عدهای در کشور اینگونه القا کردند که میشود با آمریکا به توافقی رسید که آمریکا به آن پایبند باشند. در هر توافقی بدهبستان وجود دارد و گاهی حتی خطوط قرمز هم رد میشود. خود آقای ظریف هم وقتی از او پرسیدند چرا خطوط قرمز کشور را رد کردید، گفت زورمان نرسید؛ این قابل فهم است. اما آنچه قابل فهم نیست این است که با وجود تجربه خودمان و دیگر کشورها، عدهای همچنان این گزاره را القا میکنند که میتوان با آمریکا به توافقی رسید که این کشور به آن پایبند باشد؛ در حالیکه این گزاره غلط است.»وی ادامه داد: «نتیجه چنین تفکری، اداره برجامی کشور است؛ یعنی کشور ذیل این توهم اداره شود که با توافق با آمریکا میتوان مشکلات اقتصادی را حل کرد. گفتند سانتریفیوژها میچرخد و زندگی مردم هم میچرخد، اما کشور هشت سال معطل این توهم شد. تحریمهایی که دولت کار را با آن آغاز کرد، بهمراتب کمتر از تحریمهایی بود که با آن کار را تحویل داد.»ایزدی درباره مذاکرات جاری نیز اظهار داشت: «مذاکره کنونی نیز تصمیم شورای عالی امنیت ملی است که اکثریت آرا در اختیار دولت است. ۱۰ رای شعام وجود دارد که ۶ رای برای دولت است. بحث ما اصل مذاکره نیست، بلکه ذهنیت مذاکره است. اگر کسی با این ذهنیت وارد مذاکره شود که آمریکا به تعهداتش عمل خواهد کرد، این یک توهم است. تجربه گذشته ما و دیگر کشورها خلاف این را نشان میدهد.»
وی با تأکید بر موضوع تحریمها گفت: «امتیازی که آمریکا باید بدهد، رفع تحریم است؛ اما رفع تحریم در اختیار قوه مجریه آمریکا نیست، بلکه در اختیار قوه مقننه است. تحریمها مصوبه کنگرهاند و کنگره آمریکا تحریمها را برنخواهد داشت. در برجام هم در یک بازه محدود و بهصورت نصفهنیمه اقداماتی انجام شد، اما بعد چند برابر آن را پس گرفتند.»این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: «باید واقعبینانه و با چشم باز مذاکره کرد. این تصور که اگر در حال مذاکره باشیم، حمله نظامی رخ نمیدهد، اشتباه است. پیش از جنگ ۱۲روزه هم گفته میشد که آمریکاییها توان حمله در میانه مذاکرات را دارند. برخی گمان میکردند پرونده مذاکره و پرونده حمله یکی است، در حالیکه این دو جداست.»ایزدی افزود: «ملاک حمله برای آمریکا، هزینه انسانی و هزینههای آن است، نه مذاکره. اگر هزینه بالا باشد، حتی با شکست مذاکرات هم حمله نمیکند؛ اما اگر هزینه را قابل تحمل بداند، حتی در میانه مذاکره یا پس از توافق هم ممکن است حمله کند. بنابراین ربطی میان مذاکره و عدم حمله نظامی وجود ندارد.»وی در پایان با اشاره به بیانات رهبر انقلاب درباره تجربه، تصریح کرد: «اگر به تجربههای گذشته بیتوجهی شود و همان مسیر تکرار شود، دوباره هزینه خواهیم داد. تجربه جهانی نشان داده که این توهم که میتوان با آمریکا به توافقی رسید و آنها به آن پایبند بمانند، واقعیت ندارد و تکرار آن، تکرار هزینههاست.»
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟