رسانه تصویری خبر۲۴

قلدرهای بزرگ پس از دریافت پاسخی غافلگیرکننده، استراحت می‌کنند

قلدرهای بزرگ پس از دریافت پاسخی غافلگیرکننده، استراحت می‌کنند

رئیس بخش تحقیقات و انتشارات در موسسه بین‌المللی مطالعات پیشرفته اسلامی (IAIS) مالزی می‌گوید: برقراری به اصطلاح «آتش‌بس» بین ایالات متحده و ایران، بیش از آنکه پیروزی دیپلماسی باشد، مکثی موقت است که بر متجاوزانی که محاسبات اشتباه داشتند، تحمیل شد.

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ «عبداللطیف محمد ابراهیم» رئیس بخش تحقیقات و انتشارات در موسسه بین‌المللی مطالعات پیشرفته اسلامی (IAIS) مالزی در مقاله‌ای به بررسی ابعاد مختلف تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و تاثیر آن بر نظم جهانی و همچنین لفاظی‌های بی پرده رئیس جمهور آمریکا پرداخته است.

متن کامل این مقاله به شرح زیر است:

برقراری به اصطلاح «آتش‌بس» بین ایالات متحده و ایران، بیش از آنکه پیروزی دیپلماسی باشد، مکثی موقت است که بر متجاوزانی که محاسبات اشتباه داشتند، تحمیل شد. وقتی واشنگتن و تل‌آویو در ۲۸ فوریه (نهم اسفند) حمله خود به ایران را آغاز کردند، این کار را با این توهم – که توسط نتانیاهو و تندروهایش دامن زده می‌شد – انجام دادند که تغییر رژیم سریع و آسان خواهد بود. با این حال، پس از بیش از یک ماه بمباران بی‌وقفه، اهداف جنگی اسرائیل فرو ریخت. ایران تسلیم نشد. در عوض، این کشور انعطاف‌پذیری‌ای را نشان داد که پوچی پروژه صهیونیستی برای حذف جمهوری اسلامی را آشکار کرد، پروژه‌ای که اسرائیل بیش از چهار دهه به آن پایبند بوده است، زیرا ایران همچنان مستحکم‌ترین سنگر برابر رویای «اسرائیل بزرگ» آن است.

ایالات متحده که به دستور اسرائیل وارد این جنگ شد، بار دیگر نشان داد که چگونه سیاست خارجی‌اش به جای منافع ملی خود، به جاه‌طلبی‌های اسرائیل گره خورده است. زبانی که رئیس جمهور ایالات متحده در طول این مبارزات انتخاباتی استفاده کرد، تکان‌دهنده بود: تهدید به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و اعلام اینکه اگر تهران مقاومت کند «دیگر تمدنی باقی نخواهد ماند». چنین لفاظی‌هایی، که حتی توسط مفسران جریان اصلی مانند تاکر کارلسون و محققان در سراسر طیف سیاسی محکوم شده است، ورشکستگی اخلاقی ابرقدرتی را برجسته می‌کند که همان ارزش‌های تمدنی را که ادعا می‌کند از آنها دفاع می‌کند، به سخره می‌گیرد. اینکه این سخنان خطاب به ملتی بیان شده است که سهم آن در علم، فلسفه و فرهنگ برای پیشرفت بشر اساسی است، تنها ماهیت عجیب و غریب این گفتمان را بزرگ می‌کند.

به همان اندازه، فروپاشی نظم بین‌المللی نیز محکوم است. شورای امنیت سازمان ملل متحد فقط برای محکوم کردن ایران تشکیل جلسه داد، نه برای متجاوزانی که علیه آن جنگ به راه انداخته بودند. قطعنامه تکمیلی روسیه کنار گذاشته شد و آتش‌بس نهایی نه توسط سازمان ملل، بلکه توسط پاکستان برقرار شد – کیفرخواستی گویا از بی‌ربط بودن سازمان ملل. در همین حال، لبنان همچنان در اثر حملات اسرائیل ویران می‌شود، حتی در حالی که واشنگتن و تل‌آویو ادعا می‌کنند که به آتش‌بس با ایران پایبند هستند. چگونه صلح می‌تواند معنادار باشد وقتی یک متجاوز به کارزار تخریب خود بدون کنترل ادامه می‌دهد؟

درس عبرت‌آموز است: «قلدرهای بزرگ» نه به دلیل اصول یا دیپلماسی، بلکه به دلیل شوک مقاومت ایران مجبور به مکث شده‌اند. تا زمانی که اسرائیل حملات خود به لبنان را متوقف نکند و سازمان ملل متحد شجاعت پاسخگو کردن متجاوزان را پیدا نکند، این آتش‌بس یک ژست توخالی، یک آرامش موقت در جنگ سلطه‌ای که هنوز پایان نیافته است، باقی خواهد ماند.

آنچه بیش از همه قابل توجه است، عدم تقارن پاسخگویی است. ایران به خاطر دفاع از حاکمیت خود اهریمنی جلوه داده می‌شود، در حالی که زرادخانه هسته‌ای اعلام نشده اسرائیل و دهه‌ها اشغال از بررسی دقیق می‌گریزد.

تمرکز بر تهدید فرضی ایران مدت‌هاست که به عنوان یک تاکتیک انحرافی عمل کرده و اسرائیل را از سرزنش بین‌المللی محافظت می‌کند. این جنگ نه از روی ضرورت، بلکه از روی جاه‌طلبی زاده شد – جاه‌طلبی برای ترسیم مجدد نقشه غرب آسیا مطابق با خیال‌پردازی‌های صهیونیستی، و واشنگتن نقش مجری آن را ایفا می‌کند.

بنابراین، آتش‌بس یک توافق صلح نیست، بلکه یک عقب‌نشینی تاکتیکی است، اذعان به اینکه ایران را نمی‌توان به راحتی عراق یا لیبی مطیع کرد. پیامدهای گسترده‌تر آن هوشیارکننده است. اگر سازمان ملل نتواند متجاوزان را مهار کند یا حتی از آنها نام ببرد، نظام بین‌المللی قطب‌نمای اخلاقی خود را از دست داده است. سابقه‌ای که ایجاد شده خطرناک است: کشورهای قدرتمند می‌توانند جنگ‌های دلخواه خود را آغاز کنند، ملت‌ها را ویران کنند و سپس تحت پوشش «آتش‌بس» بدون هیچ پیامدی عقب‌نشینی کنند.

برای مردم ایران، لبنان و فلسطین، این می‌تواند ادامه خشونت با روش‌های دیگر باشد. برای جهان، این یادآوری است که به اصطلاح نگهبانان تمدن، حاضرند آن را در پی سلطه نابود کنند. آتش‌بس ممکن است برای مدتی تفنگ‌ها را خاموش کند، اما نمی‌تواند حقیقت را خاموش کند: این هرگز یک جنگ دفاعی نبود، بلکه یک جنگ سلطه بود. ایران تحمل کرده است، لبنان هنوز خونریزی دارد و سازمان ملل بار دیگر به عنوان شریک بی‌عدالتی ایستاده است. (و در زمان انتشار این خبر، مذاکرات به اصطلاح صلح در اسلام‌آباد بدون هیچ نتیجه‌ای پایان یافته بود.)

اگر قرار است صلح معنایی داشته باشد، باید با پاسخگویی آغاز شود – پایان تجاوز اسرائیل، رد قلدری ایالات متحده و به رسمیت شناختن اینکه تمدن‌ها را نمی‌توان بمباران کرد تا تسلیم شوند. تا آن زمان، به اصطلاح نگهبانان نظم همچنان به عنوان معماران هرج و مرج در معرض خطر هستند. در نهایت، قلدرها مکث کرده‌اند، اما توبه نکرده‌اند – و جهان باید تصمیم بگیرد که آیا هم‌دست باقی بماند یا سرانجام با آنها مقابله کند.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *