به گزارش خبر ۲۴؛ رئیسجمهور آمریکا در مخمصهای گرفتارشده که حتی نسبت به چینش مکعب روبیک نیز بهمراتب سختتر و پیچیدهتر است! اعلام محاصره دریایی تنگه هرمز از سوی ترامپ و متعاقبا، رایزنیهای مکرر مقامات وزارت خارجه این کشور جهت چینش دوباره میز مذاکرات در اسلامآباد، جلوهای از این سردرگمی محسوب میشود:جایی که ترامپ تلاش میکند محاصره دریایی اعلامی علیه ایران را بهمثابه یک امتیاز پای میز مذاکرات آتی بیاورد! اما سؤال اصلی اینجاست که چرا ترامپ به چنین نقطهای رسیده و چه آیندهای در انتظار وی خواهد بود؟در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورداشاره قرار گیرد:
نخست اینکه رئیسجمهور آمریکا پس از عدم تحقق وعدههای اولیهاش مانند سقوط نظام جمهوری اسلامی ، خروج مواد غنیسازی شده ، تسلط بر منابع نفتی ایران و …… اکنون در کسوت یک بازیگر شکستخورده در جنگ نظامی مورد شناسایی شهروندان آمریکایی قرارگرفته است. نظرسنجیهای صورت گرفته در سرتاسر ایالاتمتحده مؤید چنین حقیقتی است. در چنین شرایطی ترامپ دو راه بیشتر پیش رو ندارد:یکی پذیرش رسمی شکست در برابر ایران و ترک اجباری مخاصمه و دیگری پذیرش تبعات سهمگین ادامه نبرد نظامی با ایران. انتخاب هر یک از این دو گزینه برای ترامپ و همراهانش در کاخ سفید دردناک است. در چنین شرایطی ترامپ در کنار واژگان “جنگ”و ” مذاکره” کلیدواژه دیگری تحت عنوان “محاصره”خلق کرده است تا هرگونه تصمیم نهایی در خصوص مذاکرات اسلامآباد ( ازجمله توافق احتمالی) را منبعث از آن جلوه دهد. این در حالی است که محاصره، ادامه بازی شکست نظامی آمریکا در میدان است و نمیتوان میان دو واژه جنگ و محاصره تفکیکی به لحاظ ماهوی و عملیاتی قائل شد. از سوی دیگر، چنانچه بسیاری از منتقدان داخلی ترامپ در آمریکا نیز اشارهکردهاند، اصل محاصره تنگه هرمز با ادعای چندباره وی مبنی بر لزوم بازگشایی تنگه هرمز در تعارض مطلق قرار دارد. ضمن آنکه عبور چند کشتی ایرانی و چینی از محاصره ادعایی صورت گرفته از سوی آمریکا ، نشاندهنده قدرت مانور اندک ترامپ در دستاورد سازی از محاصره است.
صورتمسئله ازاینقرار است که ترامپ اکنون با دو گزاره جمعناپذیر مواجه است:گزاره نخست، استیصال مطلق وی در میدان نبرد نظامی علیه ایران و گزاره دوم،نیاز مبرم وی مبنی بر روایت سازی از یک پیروزی نداشته و خیالی! ترامپ میخواهد بهنوعی این دو گزاره را با یکدیگر جمع کند که هم از صحنه نبرد نظامی با ایران بگریزد و هم بتواند ادعای پیروزی در برابر کشورمان را در برابر افکار عمومی خشمگین و ناراضی کشورش مطرح سازد. این مصداق همان جمع نقیضین است. به عبارت بهتر، ترامپ نمیتواند دو گزاره متعارض یادشده را با یکدیگر جمع یا ادغام سازد.از یکسو شواهد شکست میدانی آمریکا در جنگ با ایران و حتی تبعات اقتصادی و امنیتی آن برای ایالاتمتحده در نزد افکار عمومی این کشور محرز است. از سوی دیگر، درجا زدن بیشتر ترامپ در باتلاقی که به دست خود در تقابل با ایران ایجاد کرده، برای وی طاقتفرسا بوده و دامنه شکست میدانی وی را وسیعتر خواهد ساخت. صورتمسئله گویاست: ترامپ چارهای جز پذیرش شکست در برابر ایران و مواجهه با تبعات حماقت راهبردی خود در دوران پساجنگ نخواهد داشت.
-
اندازه متن
+
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟