رسانه تصویری خبر۲۴

از بوش تا ترامپ؛ چرا شارون و نتانیاهو مشوق جنگ ایران و آمریکا بودند؟

از بوش تا ترامپ؛ چرا شارون و نتانیاهو مشوق جنگ ایران و آمریکا بودند؟

یورش آمریکا به ایران، رویایی چهل ساله برای اسرائیل بود که گاهی با بازی سرزنش آریل شارون علیه جرج بوش پیش رفته و گاهی با بازی تشویق و تهییج دونالد ترامپ از سوی بنیامین نتانیاهو. این بازی هرگز برای آمریکا برد نداشت اما برنده واقعی آن تل‌آویو بود که در…

- اندازه متن +

به گزارش خبر ۲۴؛ آغاز عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران از ۹ اسفند سال گذشته (۲۸فوریه) نه فقط یک رویداد معمول و مقطعی که نقطه عطف در روندی ۴۰ ساله است که علیه ایران آغاز شد؛ اینکه آیا این وضعیت در همین نقطه زمانی متوقف خواهد شد یا نه بستگی مستقیم به تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان در واشنگتن دارد؛ جایی که ظاهرا قرار است منافع آمریکا قربانی بلندپروازی‌های تاریخی صهیونیست‌ها شود.

روابط با رژیمی که از سال ۱۹۸۴ سرزمین‌های فلسطین را به اشغال درآورد و مدعی تشکیل کشوری یهودی شد، برای آمریکا در طول تمام سال‌های گذشته، هزینه‌های غیرقابل بازگشتی در پی داشته است اما شاید این هزینه‌ها در مقایسه با جنگی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را تشویق به آغاز آن کرد؛ چندان سنگین به نظر نرسد.

آمریکا در حمله نظامی علیه ایران، ارزان‌ترین چیزی که از دست داد موشک‌ها و پهپادها و جت‌های جنگی بود؛ هزینه سنگین‌تر گرفتار شدن، هژمون جهانی این کشور در تنگنای تمدنی به وسعت ایران است. شرایطی که موساد درباره آن چیزی به ترامپ نگفت و البته رئیس جمهور آمریکا گفته‌های نهادهای اطلاعاتی خود را هم در این باره چندان جدی نگرفت. حالا رئیس‌جمهور نه چندان باثبات آمریکا در تله‌ای اسیر است که بهترین راه‌حل خروج از آن هم برای او بدترین سناریو محسوب می‌شود.

از بوش تا ترامپ؛ چرا شارون و نتانیاهو درپی جنگ ایران و آمریکا بودند؟
آریل شارون، نخست وزیر سابق اسرائیل و بیل کلینتون رئیس‌جمهور پیشین آمریکا

از بوش تا ترامپ؛ پیش‌فروش سناریوی «سر مار» به واشنگتن

«پسر بچه‌ها به بغداد می‌روند ولی مردان واقعی به تهران می‌روند»، در این گزار اگر نام «بغداد» را با هر پایتختی در جهان جایگزین کنیم؛ چندان تفاوتی نخواهد کرد؛ از آن رو که این گزاره مانیفست صهیونیسم در ۵۰ سال اخیر برای کشاندن آمریکا به ایران بوده است. جمله اشاره شده، خلاصه پیدا و پنهان همه تلاش‌هایی بود که لابی‌های صهیونیستی درپی حمله نظامی ایالات متحده آمریکا، علیه ایران انجام می‌دادند تا از این طریق، جنگ آغاز شده از سوی «جرج بوش» رئیس‌جمهور وقت آمریکا علیه عراق را بی‌نتیجه و یورش به ایران را سودمند نشان دهند. گرچه سال ۲۰۰۳ اولین مقطع تقلای تل‌آویو برای کشاندن ایران و آمریکا به جنگ نبود اما بوش پسر به دلایل بسیاری این تشویق و تهدید و سرزنش «آریل شارون» نخست‌وزیر وقت اسرائیل را نپذیرفت و به این ترتیب جنگی علیه ایران آغاز نکرد.

استدلال‌های مورد اشاره اوباما، همان هذیان‌هایی است که نتانیاهو سال‌هاست از تریبون‌های مختلف و متعدد به زبان آورده است؛ «ایران در حال دستیابی به بمب اتم است و این برای جهان فاجعه به بار خواهد آورد»این اما به معنای پایان تلاش‌های رژیم اسرائیل برای تاثیرگذاری بر تصمیم‌گیران آمریکایی نبود و می‌توان به استناد، اسناد و گزارش‌های درج یافته در اسناد و نشریات، به این مهم رسید که اسرائیل صرف‌نظر از اینکه چه نخست‌وزیری در تل‌آویو مستقر باشد؛ جنگ ایران و آمریکا را به عنوان اکسیری اثیری برای آمریکا و جهان معرفی می‌کرد تا از دید خود کیمیاگری کرده و راه از نیل تا فرات، را برای صهیون‌ها و البته بی‌هیچ زحمتی باز کند.

این ایده گرچه در میان الیت قدرت در آمریکا، ایده محبوبی بود اما شمار اندکی از آن‌ها، چنین جاه‌طلبی‌هایی را در عالم امکان، قابل انجام می‌دانستند و از این رو «جورج بوش» و «باراک اوباما» و «جو بایدن» زیر بار آن نرفتند. اظهارات اخیر اوباما هم موید همین موضوع است، آنجا که وی اذعان کرده که نتانیاهو، همین طرح حمله‌ای را که به ترامپ فروخت، پیش از او به اوباما هم پیشنهاد کرده بود. باراک اوباما در گفت‌وگویی تفصیلی با نشریه نیویورکر اعلام کرد که «بنیامین نتانیاهو در دوران ریاست‌جمهوری من تلاش داشت آمریکا را به رویارویی نظامی با ایران بکشاند، اما من در برابر این فشار مقاومت کردم و همان استدلال‌هایی که بعدها به ترامپ ارائه شد، پیش‌تر نیز از سوی نتانیاهو مطرح شده بود.»

استدلال‌های مورد اشاره اوباما، همان هذیان‌هایی است که نتانیاهو سال‌هاست از تریبون‌های مختلف و متعدد به زبان آورده است؛ «ایران در حال دستیابی به بمب اتم است و این برای جهان فاجعه به بار خواهد آورد»، مدت زمان این «حال» از سه ماه تا ۱۴ ماه در نوسان بوده اما حداقل از همان سال ۱۹۹۵ به صورت مستمر این ادعا، تکرار شده است. این ادعاها گاهی از سوی گروه‌هایی در داخل آمریکا هم با تردیدهای جدی مورد بررسی قرار گرفته‌اند و گاهی مبنای تصمیم‌گیری شده‌اند. گاهی فردی چون بایدن، توانست نتانیاهو را مهار و زمانی هم ترامپ نتوانست دربرابر وسوسه‌های او مقاومت کند. از این روست که تهران چه در جنگ دوازده روزه و چه چهل روزه، تاکید می‌کند که منافع آمریکا قربانی زیاده‌خواهی‌های رژیم اسرائیل شده است، تاکیدی که شواهد اشاره شده هم صحت آن را تایید می‌کنند.

چرا ایران‌هراسی در دستور کار اسرائیل است؟

پروژه امنیتی‌سازی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران از همان ابتدای آغاز، دستورکاری بود که از لابی‌های صهیونیستی آن را در میانه تمام پروژه‌های دیگر تعریف شده در وزارت خارجه، دفاع و سازمان اطلاعات آمریکا، برجسته کردند و ایران در اوایل دهه هشتاد خورشیدی، در حالی متهم به «تهدید صلح جهانی» شد که پیشنهاد گفت‌وگوی تمدن‌ها از سوی رئیس‌جمهور وقت، بسیار مورد استقبال کشورهای جهان قرار گرفته بود. ایران به سمت ثبات و صلح در جهان حرکت می‌کرد و اگر جهان به چنین باوری می‌رسید؛ رگ‌های حیاتی رژیمی مانند اسرائیل قطع می‌شد؛ نه از آن رو که تهدیدی واقعی و ملموس از سوی تهران، علیه رژیم وجود داشته باشد؛ بلکه از آن رو که «توهم» چنین تهدیدی به کشورهای جهان، به ویژه آمریکا فروخته و هزینه‌های اداره رژیم اعم از دفاعی و اقتصادی تامین می‌شد.

از بوش تا ترامپ؛ چرا شارون و نتانیاهو درپی جنگ ایران و آمریکا بودند؟

گرچه رژیم اسرائیل از همان بدو تاسیس، با بهره گیری از ظلم تاریخی رفته بر یهودیان؛ همواره خود را قربانی همه معرکه‌های منطقه معرفی می‌کرد و تقریبا همه کشورهای مسلمان را نابودگران خود توصیف می‌کرد اما واقعیت آن است که ایران پس از انقلاب به مراتب؛ پتانسیل بیشتری از دیگر کشورهای همسایه خود برای ایجاد هراس دارا بود؛ سرزمینی صاحب تمدن، با ظرفیت‌های عظیم انرژی و منابع طبیعی که بیشتر از هر زمان دیگری نگران اشغالگری اسرائیل بوده و در برابر این ظلم رفته بر مردم فلسطین سکوت نکرده است. هراس‌آفرینی برای جهان از چنین ایرانی، تا جایی پیش رفت که سرانجام تاجری چون ترامپ آن را باور کرد و از هر تریبونی ادعا کرد که اجازه نخواهم داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، این ادعا علیه کشوری مطرح می‌شد که بیشترین و گسترده‌ترین میزان همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در طول همه سال‌ها داشته و یکی از بزرگترین بازرسی‌های این نهاد بین‌المللی از تاسیسات هسته‌ای ایران بوده است و تهران حتی با وجود بمباران تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز و تحت نظارت خود، همچنان عضو مسئول تعهدنامه NPT است.

هزینه‌ای که فایده‌ای برای آن مشخص نیست

حمله ترامپ به ایران، رویای نتانیاهو بود که رسما با حمله ۹ اسفند محقق شد اما همچنان پرسش اصلی که از همان ابتدای جنگ هم مطرح بود؛ این است که آیا این رویا می‌تواند کمکی به آینده رژیم اسرائیل در منطقه کند؟ یا از آن مهمتر آیا، این حمله توانسته منافع مردم آمریکا به عنوان تامین کنندگان اصلی هزینه‌های نزاع را تامین کند؟ پرسشی که حتی رئیس جمهور اسبق آمریکا هم از پرسیدن آن ابایی ندارد. اوباما در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با نیویورکر اذعان کرده است که «ممکن است نتانیاهو به آنچه می‌خواسته رسیده باشد، اما اینکه این مسیر در نهایت به نفع مردم اسرائیل یا حتی ایالات متحده باشد، محل تردید است».

این تردید، در روزهای اخیر به شکل‌های مختلف از زبان دیگر تصمیم‌گیران در آمریکا هم شنیده شده و بسیاری از مقامات کنونی و پیشین آمریکایی با این پرسش روبه‌رو هستند که جنگ اخیر تا چه اندازه به نفع آمریکا بوده است؟ آمارهای منتشر شده در رسانه‌های آمریکایی از شلیک بیش از هزار موشک کروز تاماهاوک Tomahawk- آمریکایی به ایران در طول جنگ چهل روزه حکایت می‌کنند و این موشک تنها یکی از هزاران تسلیحات گران‌قیمتی است که علیه ایران به کار رفته است. به اذعان پنتاگون حمله علیه ایران در آن چهل روز ۳۵ میلیارد دلار هزینه برای مردم آمریکا تراشیده که به نظر می‌رسد این مبلغ بسیار بیشتر از این رقم اعلام باشد.

از بوش تا ترامپ؛ چرا شارون و نتانیاهو درپی جنگ ایران و آمریکا بودند؟

این هزینه‌ها بخش شفاف و اعلام شده از سوی آمریکاست اما همچنان هزینه‌های پنهان و اعلام نشده از یک‌سو و کمک‌های میلیون دلاری به اسرائیل هم از سوی دیگر باید به این ارقام اضافه شود تا هم بزرگی آن مشخص شده و هم این پرسش پاسخ داده شود که نتیجه این همه هزینه چه بوده است، جایی که واشنگتن‌پست با راستی‌آزمایی بیش از ۱۰۰ تصویر ماهواره‌ای با وضوح بالا اذعان کرده است که حداقل ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات در پایگاه‌های نظامی آمریکا (شامل آشیانه‌های هواپیما، خوابگاه‌ها، انبارهای سوخت، هواپیماها و تجهیزات کلیدی راداری، ارتباطی و پدافند هوایی) آسیب دیده‌اند و مارک کانسیان (سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی آمریکا) می‌گوید: «حملات ایران دقیق بودند. هیچ نشانه‌ای از اصابت‌های ناموفق دیده نمی‌شود.» خسارات در این پایگاه‌ها حاکی از آن است که ارتش آمریکا توانایی هدف‌گیری ایران را دست‌کم گرفته بود.

طرح این پرسش و پاسخ‌های نه چندان دلخواه رئیس‌جمهور آمریکا به آن، شاید در کوتاه‌مدت تغییر خاصی در شرایط قربانی شدن منافع آمریکا به پای جاه‌طلبی‌های اسرائیل ایجاد نکند اما در بلندمدت، تناقض گران ایجاد شده برای مردم؛ می‌تواند آغازی برای تغییر این شرایط باشد و احتمالا نامه ۳۰ عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا به وزارت خارجه و درخواست برای پایان دادن به «ابهام چنددهه‌ای» درباره برنامه تسلیحات هسته‌ای رژیم صهیونیستی و ملزم کردن این رژیم به شفافیت در برنامه تسلیحات هسته‌ای، نشانه‌هایی از آن آغاز باشد.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *