به گزارش خبر ۲۴؛ جنگ ایران و آمریکا آرامآرام به بحرانی روایی و سیاسی برای رئیس جمهور آمریکا بدل شده است. میدان نبرد فقط تنگه هرمز، پایگاههای نظامی و اتاقهای مذاکره نیست؛ افکار عمومی، کنگره، رسانههای غرب، شبکههای اجتماعی و حتی خیابانهای واشنگتن هم به جبهه دوم این جنگ تبدیل شدهاند. ترندهای ضدترامپ در این دوره، از شعارهای ساده و آشنا فراتر رفته و به مجموعهای از روایتهای سیاسی، اقتصادی، حقوقی و اخلاقی گره خوردهاند؛ جنگ بیپایان، بحران بنزین، نقض اختیارات کنگره، شکست در هرمز، انزوای آمریکا و فشار فزاینده برای آتشبس.
اکثریت علیه جنگ
مهمترین ترند یک ماه اخیر، جا افتادن این گزاره است که جنگ ایران برای ترامپ «اثر پرچم» به همراه نیاورده است؛ همان موجی که معمولاً در آغاز برخی جنگها افکار عمومی را موقتاً پشت سر رئیس جمهور جمع میکند. این بار، چنین اتفاقی نیفتاده است. جنگ ایران نهتنها جامعه آمریکا را پشت ترامپ متحد نکرد، بلکه به یکی از کانونهای نارضایتی از او تبدیل شد. مرکز پژوهشی پیو (Pew) در نظرسنجی منتشرشده در اول مه گزارش داد ۶۲ درصد آمریکاییها از نحوه مدیریت ترامپ در اقدام نظامی علیه ایران ناراضیاند و ۵۹ درصد نیز اصل استفاده از نیروی نظامی را تصمیمی اشتباه میدانند. این اعداد، برای مخالفان ترامپ، سوخت یک روایت پرقدرت را فراهم کرده است: «نبرد علیه ایران، جنگ مردم آمریکا نیست».
در یک هفته اخیر نیز عبارتهایی مانند «جنگ ترامپ با ایران» (Trump’s Iran War) و «ترامپ در پایان دادن به جنگ شکست خورد» (Trump Failed to end the War) شدت گرفته است. مخالفت افکار عمومی آمریکا دیگر فقط بر سر این نیست که آیا آمریکا باید وارد جنگ میشد یا خیر، حالا پرسش تازه این است: چرا ترامپ نمیتواند از این جنگ بیرون بیاید؟
دیپلماسی، نه بمب
شعار کلاسیک ضدجنگ، یعنی «نه جنگ با ایران» (No War With Iran)، ستون فقرات اعتراضها در یک ماه گذشته بوده است. این شعار هم در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده و هم در بیانیهها، فراخوانهای خیابانی، سخنان فعالان ضدجنگ و ادبیات گروههای مدنی مدام تکرار میشود. سازمان پلوشرز (Ploughshares) در تحلیلی با عنوان «نه جنگ با ایران؛ یک جنبش، نه یک لحظه» نوشت: فعالان، کارشناسان هستهای و اعضای کنگره بر یک پیام مشترک فشار میآورند: برای برنامه هستهای ایران، راهحل نظامی وجود ندارد.
اکنون همین ترند با زبان تازهای بازگشته است: «آتشبس را واقعی کنید». گاردین گزارش داد «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا منتظر پاسخ ایران به پیشنهاد آتشبس است و همزمان ایران، آمریکا را به ماجراجویی نظامی بیمحابا متهم کرده؛ اکنون مطالبه اصلی آمریکاییها، تبدیل آتشبس شکننده به یک روند مذاکره پایدار است. مخالفان ترامپ میگویند اگر قرار است آتشبس باشد، باید واقعی، قابل راستیآزمایی و مقدمهای برای خروج از بحران باشد؛ نه صرفاً توقفی کوتاه میان ۲ دور تنش.
کنگره باید جنگ ترامپ را متوقف کند
یکی از جدیترین خطوط ضدترامپ در داخل آمریکا، بحث قانون اختیارات جنگی (War Powers Act) است. منتقدان میگویند ترامپ یا بدون اختیار روشن کنگره وارد جنگ شده یا دستکم آن را بیش از حد کش داده است. این بحث، جنگ ایران را از میدان سیاست خارجی به قلب نزاع قانون اساسی آمریکا برده است؛ نزاعی قدیمی بر سر اینکه چه کسی حق دارد کشور را وارد جنگ کند؛ رئیسجمهور یا کنگره؟ گاردین در گزارش ۳۰ آوریل نوشت: سنای تحت کنترل جمهوریخواهان یک بار دیگر تلاش دموکراتها برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ علیه ایران را رد کرد؛ رأیگیری ۴۷ به ۵۰ شکست خورد و این ششمین تلاش ناکام برای مهار جنگ از مسیر قانون اختیارات جنگی بود.
در چند روز گذشته این بحث حقوقی پیچیدهتر هم شده است. لافر (Lawfare) در تحلیلی درباره «قانون و جنگ ایران؛ پس از ۶۰ روز نخست» نوشت: مساله اختیارات جنگی تمام نشده، بلکه تازه وارد مرحله حساستری شده است. در فضای سیاسی آمریکا، ترامپ نمیتواند با بازی لفظیِ آتشبس، ساعت قانونی جنگ را متوقف کند. به عبارت دیگر، منتقدان میگویند حتی اگر کاخ سفید از واژه آتشبس استفاده کند، واقعیت حقوقی جنگ همچنان پابرجاست.
پول برای مردم، نه جنگ
از نیمه آوریل تاکنون، جریان ضدجنگ تلاش کرده جنگ ایران را از یک پرونده دوردست امنیتی به مسالهای ملموس در زندگی روزمره مردم آمریکا تبدیل کند و از همین جا شعار «بودجه برای جوامع، نه برای جنگ» (Fund Communities Not War) وارد میدان شد. سازمان آمریکایی ضدجنگ و صلحطلب کدپینک (CODEPINK) در برنامه ۱۴ آوریل خود در مقابل کنگره اعتراض کرد و اعضای آن، بنرهایی با پیامهایی مانند «نه به جنگ با ایران» و «بودجه برای جوامع، نه برای جنگ» به دست گرفته بودند. اهمیت رسانهای این تجمع آن است که نشان میدهد در فضای سیاست داخلی آمریکا جنگ دیگر فقط موضوع ژنرالها، دیپلماتها و تحلیلگران امنیتی نیست، بلکه به مساله نان، بنزین، اجاره، درمان، آموزش و خدمات عمومی تبدیل شده است.
در چند روز اخیر نیز همین روایت با موج «تعطیل کردن اقتصاد جنگی» (Shutdown the War Economy) تازهتر شد. کدپینک اول مه از پیوستن به راهپیمایی ضدجنگ در واشنگتن خبر داد و آن را بخشی از روز ملی اقدام علیه اقتصاد جنگی معرفی و جنگ ایران را به زبان طبقه متوسط، کارگران و خانوادههای تحت فشار ترجمه کرد. پیام ساده اما کوبنده است: «هزینه جنگ را مردم میدهند، نه سیاستمداران».
تنگه؛ نماد شکست مدیریت ترامپ
تنگه هرمز در یک ماه گذشته، از یک گذرگاه حیاتی انرژی به نمادی سیاسی علیه ترامپ تبدیل شده است. روایت مخالفان این است که ترامپ با قدرت نظامی وارد میدان شد اما نتوانست این قدرت را به کنترل راهبردی پایدار تبدیل کند. گاردین در تحلیل ۹ مه خود نوشت اگرچه آمریکا و ایران هیچکدام نمیتوانند بنبست هرمز را بینهایت ادامه دهند اما واشنگتن با وجود برتری نظامی، نتوانسته این برتری را به سلطه راهبردی تبدیل کند. این گزارش به باقی ماندن بیش از ۱۵۵۰ کشتی در خلیج فارس و عبور نکردن کشتیهای تجاری در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه نیز اشاره کرد. ابرقدرت نظامی جهان حالا در یکی از حساسترین آبراههای جهان، گرفتار بنبستی پرهزینه شده است.
شکست یا توقف پروژه به اصطلاح آزادی که به منظور هدایت کشتیهای گرفتار در هرمز طراحی شده بود، برای ترامپ سنگین بوده است. منتقدان این تصمیم را عقبنشینی خوانده و حامیان ترامپ آن را فرصتی برای دیپلماسی میدانند اما در فضای ضدترامپ، تعبیر غالب این است: نمایش قدرت، بعد از چند روز به مکث اجباری رسید.
جنگ ترامپ یعنی گرانی بنزین
جنگ ایران خیلی زود با قیمت انرژی گره خورد. وقتی هرمز بسته، ناامن یا مبهم میشود، بازار نفت و بنزین بیدرنگ واکنش نشان میدهد. قیمت خردهفروشی بنزین اکنون در آمریکا و نفت برنت برای مخالفان ترامپ، از هر تحلیل ژئوپلیتیک رساتر است، چون هر راننده آمریکایی میتواند جنگ را در پمپ بنزین لمس کند. جنگی که در نقشه خاورمیانه آغاز شده، حالا در رسید بنزین شهروندان آمریکایی دیده میشود. در یک هفته اخیر، روندهای اقتصادی با نظرسنجیهای منفیتری همراه شدهاند. فایننشال تایمز گزارش داد نارضایتی از مدیریت اقتصادی ترامپ، تورم و هزینههای زندگی بالا رفته و جنگ ایران نیز به دلیل اختلال در عرضه نفت و افزایش قیمت سوخت، به تضعیف موقعیت او کمک کرده است. ترامپ وعده قدرت داد اما مردم قبض جنگ را پرداخت میکنند.
جنگ جدید بیپایان
ترامپ در کارزارهای سیاسی – انتخاباتی خود بارها از میراث «جنگهای بیپایان» فاصله گرفته و تلاش کرده بود خود را در نقطه مقابل سیاستمداران آمریکایی مداخلهگر پیشین نشان دهد. حالا مخالفانش همان واژه را علیه خود او برگرداندهاند. در فراخوانهای ضدجنگ عبارتهایی مانند «یک جنگ بیپایان دیگر» (Another Endless War) برجسته است. در فراخوان ۷ آوریل برای تجمع مقابل کاخ سفید، ترامپ «رئیس جمهور خودخوانده صلح» خوانده شد که جنگ بیپایان تازهای را آغاز کرده است. این تعبیر یادآور خاطره سیاه و تلخ عراق و افغانستان برای آمریکاییهاست؛ از جنگهایی که با وعده کوتاه بودن آغاز شدند اما سالها ادامه یافتند و زخمهای سیاسی و انسانی عمیقی بر جا گذاشتند.
اکنون در بخشی از جریان رسانهای شعار «جنگ بیپایان» به «آتشبس بیپایان» تغییر یافته است؛ وضعیتی که در آن نه جنگ تمام میشود، نه صلح آغاز. به گزارش آسوشیتدپرس، آتشبس شکننده ظاهراً پابرجاست اما ایران نسبت به حمله به نفتکشها هشدار داده و آمریکا نیز از حمله به ۲ نفتکش ایرانی سخن گفته است. در افکار عمومی، چنین وضعی یعنی جنگ در منطقه خاکستری گیر کرده است؛ نه آنقدر پایان یافته که مردم نفس راحت بکشند، نه آنقدر روشن ادامه دارد که دولت ناچار به پاسخگویی کامل شود.
ترامپ منزویتر از قبل
در سطح بینالمللی، روند ضدترامپ بر این محور استوار شده که جنگ ایران شکافهای آمریکا با متحدانش را آشکارتر کرده است. چندی پیش، رویترز از سخنان فردریش مرتس، صدراعظم آلمان گزارش داد اروپا خواهان حفظ ناتو است اما اختلاف با آمریکا بر سر جنگ واشنگتن علیه ایران آشکار شده، بویژه از آنجا که آلمان و برخی دیگر کشورهای اروپا از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت نکردهاند. اکنون تصویر ترامپ «رهبر یک ائتلاف جهانی» نیست، بلکه خود را در قامت سیاستمداری نشان میدهد که حتی متحدان سنتیاش نیز با احتیاط و فاصله با او رفتار و گاه حتی مسخرهاش میکنند.
اروپا اکنون برای مأموریت دریایی مستقلتر در هرمز سعی دارد خود را آماده کند. به گزارش آسوشیتدپرس، انگلیس ناوشکن اژدهای اچاماس (HMS Dragon) را به منطقه میفرستد و فرانسه نیز برای طرحی به رهبری لندن و پاریس آماده میشود اما اروپاییها تأکید دارند چنین مأموریتی پس از آتشبس پایدار آغاز خواهد شد. متحدان میخواهند بحران را مدیریت کنند اما نه الزاماً زیر پرچم سبک جنگی ترامپ. آنها به هرمز نگاه میکنند اما همزمان مراقبند در قاب سیاسی واشنگتن گرفتار نشوند.
ایران دوام آورد و روایت پیروزی ترامپ ترک برداشت
کاخ سفید تلاش کرده جنگ را به عنوان نمونهای از پیروزی نظامی و فشار اقتصادی موفق نمایش دهد اما گزارشهای اطلاعاتی و رسانهای، این تصویر را به چالش میکشد. واشنگتنپست نوشت ارزیابی محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) نشان میدهد ایران میتواند محاصره دریایی را ۹۰ تا ۱۲۰ روز و شاید حتی بیشتر، تحمل کند. این گزارش همچنین میگوید توان موشکی و پهپادی ایران هنوز قابل توجه است. مخالفان ترامپ میپرسند اگر هدف، شکستن سریع اراده ایران بود، چرا چنین هدفی هنوز محقق نشده است؟!
روند دیگری که این روزها پررنگ شده، عبارت «بیشتر از ترامپ دوام آوردن» (outlast Trump) است؛ یعنی ایران میتواند بیش از اراده سیاسی واشنگتن دوام بیاورد. ادعای «پیروزی سریع» ترامپ اکنون زیر سؤال رفته و پرسشی ساده اما سنگین را پیش کشیده: اگر هدف تسلیم سریع ایران بود، چرا هنوز هرمز بسته است، آتشبس شکننده مانده و مذاکره در وضعیتی نامعلوم پیش میرود؟
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟