-
اندازه متن
+
گزارش اختصاصی خبر ۲۴؛ احمد رمضانی،
سفر ترامپ به پکن بیش از آنکه مصالحه بزرگ تاریخی یا بازنشانی بنیادین در روابط دو کشور باشد، وقفه تاکتیکی و نقطهعطفی در مدیریت دیپلماسی معاملهمحور قابل تعبیر است. این دیدار در شرایطی انجام شد که واشنگتن درگیر طوفانهای ژئوپلیتیک غرب آسیا، نوسانات بازارهای انرژی و تورم داخلی بالای ۷ درصد بود و به شدت به دستاورد کوتاهمدت نیاز داشت. در مقابل، پکن با درک هوشمندانه از این اضطرار استراتژیک، توانست مفهوم ثبات را نه به عنوان امتیاز رایگان، بلکه به عنوان کالای گرانبها به آمریکا عرضه کند. نتیجه این سفر، شکلگیری معماری سیاسی مبتنی بر ابهام بود که پنجرههای فرصت را برای چین گشوده تا بدون پرداخت هزینههای ساختاری، اهداف کلان خود را به پیش ببرد. تنفس استراتژیک در کوران بحرانهای جهانی مهمترین فرصتی که پکن از این دیدار دشت کرد، کسب زمان طلایی و فضای تنفس استراتژیک بود. در حالی که تمرکز و منابع واشنگتن در خاورمیانه و مدیریت بحران انرژی پراکنده شده بود، چین از تشدید فشارهای ساختاری، تحریمهای جدید یا جنگ تعرفهای جلوگیری کرد. این آرامش نسبی به پکن اجازه میدهد تا با فراغ بال بیشتری بر سیاستهای صنعتی خود و تقویت برنامههایی نظیر «خودکفایی فناورانه ۲۰۲۶-۲۰۳۰» متمرکز شود. بازگشت به تجارت مدیریتشده؛ ابهام و پرهیز از تعهد حقوقی در عرصه اقتصاد، چین بازیگران آمریکایی را در یک معماری از ابهام سازنده قرار داد؛ وعده خریدهای کلان، از جمله سفارش ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ و تعهد شفاهی خرید سالانه ۳۵ تا ۴۰ میلیارد دلار محصولات کشاورزی، در ظاهر پیروزی برای آمریکا بود؛ اما عدم تایید رسمی این ارقام از سوی پکن، آنها را به اهرمهای فشاری غیرالزامآور تبدیل کرد. شطرنج فناوری و گشایش در کنترلهای صادراتی در این دیدار پیروزی مفهومی برای چین، پذیرش نوعی چارچوب ثبات رقابتی از سوی واشنگتن است که در آن رقابت راهبردی ادامه دارد، اما از طریق سازوکارهای دیپلماتیک و اقتصادی از تشدید تنش جلوگیری میشود. در میدان فناوری، حضور مدیران شرکتهای بزرگ آمریکایی و صدور مجوز فروش تراشههایی نظیر H200 انویدیا به شرکتهای چینی، نشانهای از گشایش در کنترلهای صادراتی آمریکا است. بازتعریف تدریجی موازنه و نفوذ پیامدهای این دیدار تنها به حوزه اقتصاد یا مدیریت تنشهای کوتاهمدت محدود نماند، بلکه نشانههایی از جابهجایی تدریجی موازنه نفوذ در چند عرصه ژئوپلیتیک نیز آشکار شد. پکن با بهرهگیری از فضای ایجادشده، توانست دامنه نقشآفرینی خود را در حوزههای انرژی، امنیت منطقهای و روابط با شرکای غربی گسترش دهد. غرب آسیا و اهرم انرژی دو طرف در این دیدار بر ضرورت باز ماندن تنگه هرمز و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کردند. آمریکا همچنین از چین خواست از نفوذ خود بر ایران برای کاهش تنشها استفاده کند. طرح این درخواست، بهطور ضمنی جایگاه چین را در معادلات امنیت انرژی غرب آسیا ارتقا داد و نقش آن را به بازیگری با ظرفیت تأثیرگذاری دیپلماتیک در مدیریت بحران منطقهای نزدیک کرد. تغییر خاموش موازنه در تایوان شاید حیاتیترین تغییر موازنه در این سفر، بدون هیچ اعلامیه رسمی و در پرونده تایوان رخ داد. رویکرد معاملهگرایانه ترامپ و طرح پرسشهایی درباره توجیه منطقی دفاع نظامی از تایوان، هشدار ترامپ درباره استقلال تایوان و قرار دادن فروش تسلیحات در وضعیت بررسی، ابهام راهبردی را به نفع پکن تغییر داد. در نتیجه، چین بدون امتیاز مشخصی توانست مسئله تایوان را به سایر حوزههای همکاری، از جمله تجارت، مبارزه با قاچاق فنتانیل و تأمین عناصر نادر خاکی، پیوند دهد. نتیجهگیری سفر مه ۲۰۲۶ ترامپ به پکن نمونهای از دستاورد نامتقارن برای چین است؛ زیرا پکن بدون عبور از خطوط قرمز خود فشار فوری کاخ سفید را مهار نمود. در نتیجه چند پنجره فرصت برای چین شکل گرفت؛ نخست، چین میتواند از درگیریهای آمریکا در مناطق دیگر برای خرید زمان و تثبیت قدرت اقتصادی و فناوری خود استفاده کند؛ دوم، با مدیریت رقابت با آمریکا، فشارهای تجاری و فناوری را کاهش داده و فرصت توسعه در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، نیمهرساناها و زنجیرههای تأمین را به دست آورد؛ سوم، از طریق وابستگی متقابل اقتصادی و ابزارهایی مانند مواد معدنی راهبردی، اهرمهای اقتصادی خود را در برابر واشنگتن افزایش دهد و چهارم، با بهرهگیری از ابهام در سیاست آمریکا نسبت به تایوان، موازنه قدرت در شرق آسیا را تدریجا به سود خود تغییر دهد. این دیدار نشان داد در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، مدیریت هوشمندانه زمان و ابهام، قدرتمندتر از هر توافقنامهای عمل میکند.
سفر ترامپ به پکن بیش از آنکه مصالحه بزرگ تاریخی یا بازنشانی بنیادین در روابط دو کشور باشد، وقفه تاکتیکی و نقطهعطفی در مدیریت دیپلماسی معاملهمحور قابل تعبیر است. این دیدار در شرایطی انجام شد که واشنگتن درگیر طوفانهای ژئوپلیتیک غرب آسیا، نوسانات بازارهای انرژی و تورم داخلی بالای ۷ درصد بود و به شدت به دستاورد کوتاهمدت نیاز داشت. در مقابل، پکن با درک هوشمندانه از این اضطرار استراتژیک، توانست مفهوم ثبات را نه به عنوان امتیاز رایگان، بلکه به عنوان کالای گرانبها به آمریکا عرضه کند. نتیجه این سفر، شکلگیری معماری سیاسی مبتنی بر ابهام بود که پنجرههای فرصت را برای چین گشوده تا بدون پرداخت هزینههای ساختاری، اهداف کلان خود را به پیش ببرد. تنفس استراتژیک در کوران بحرانهای جهانی مهمترین فرصتی که پکن از این دیدار دشت کرد، کسب زمان طلایی و فضای تنفس استراتژیک بود. در حالی که تمرکز و منابع واشنگتن در خاورمیانه و مدیریت بحران انرژی پراکنده شده بود، چین از تشدید فشارهای ساختاری، تحریمهای جدید یا جنگ تعرفهای جلوگیری کرد. این آرامش نسبی به پکن اجازه میدهد تا با فراغ بال بیشتری بر سیاستهای صنعتی خود و تقویت برنامههایی نظیر «خودکفایی فناورانه ۲۰۲۶-۲۰۳۰» متمرکز شود. بازگشت به تجارت مدیریتشده؛ ابهام و پرهیز از تعهد حقوقی در عرصه اقتصاد، چین بازیگران آمریکایی را در یک معماری از ابهام سازنده قرار داد؛ وعده خریدهای کلان، از جمله سفارش ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ و تعهد شفاهی خرید سالانه ۳۵ تا ۴۰ میلیارد دلار محصولات کشاورزی، در ظاهر پیروزی برای آمریکا بود؛ اما عدم تایید رسمی این ارقام از سوی پکن، آنها را به اهرمهای فشاری غیرالزامآور تبدیل کرد. شطرنج فناوری و گشایش در کنترلهای صادراتی در این دیدار پیروزی مفهومی برای چین، پذیرش نوعی چارچوب ثبات رقابتی از سوی واشنگتن است که در آن رقابت راهبردی ادامه دارد، اما از طریق سازوکارهای دیپلماتیک و اقتصادی از تشدید تنش جلوگیری میشود. در میدان فناوری، حضور مدیران شرکتهای بزرگ آمریکایی و صدور مجوز فروش تراشههایی نظیر H200 انویدیا به شرکتهای چینی، نشانهای از گشایش در کنترلهای صادراتی آمریکا است. بازتعریف تدریجی موازنه و نفوذ پیامدهای این دیدار تنها به حوزه اقتصاد یا مدیریت تنشهای کوتاهمدت محدود نماند، بلکه نشانههایی از جابهجایی تدریجی موازنه نفوذ در چند عرصه ژئوپلیتیک نیز آشکار شد. پکن با بهرهگیری از فضای ایجادشده، توانست دامنه نقشآفرینی خود را در حوزههای انرژی، امنیت منطقهای و روابط با شرکای غربی گسترش دهد. غرب آسیا و اهرم انرژی دو طرف در این دیدار بر ضرورت باز ماندن تنگه هرمز و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کردند. آمریکا همچنین از چین خواست از نفوذ خود بر ایران برای کاهش تنشها استفاده کند. طرح این درخواست، بهطور ضمنی جایگاه چین را در معادلات امنیت انرژی غرب آسیا ارتقا داد و نقش آن را به بازیگری با ظرفیت تأثیرگذاری دیپلماتیک در مدیریت بحران منطقهای نزدیک کرد. تغییر خاموش موازنه در تایوان شاید حیاتیترین تغییر موازنه در این سفر، بدون هیچ اعلامیه رسمی و در پرونده تایوان رخ داد. رویکرد معاملهگرایانه ترامپ و طرح پرسشهایی درباره توجیه منطقی دفاع نظامی از تایوان، هشدار ترامپ درباره استقلال تایوان و قرار دادن فروش تسلیحات در وضعیت بررسی، ابهام راهبردی را به نفع پکن تغییر داد. در نتیجه، چین بدون امتیاز مشخصی توانست مسئله تایوان را به سایر حوزههای همکاری، از جمله تجارت، مبارزه با قاچاق فنتانیل و تأمین عناصر نادر خاکی، پیوند دهد. نتیجهگیری سفر مه ۲۰۲۶ ترامپ به پکن نمونهای از دستاورد نامتقارن برای چین است؛ زیرا پکن بدون عبور از خطوط قرمز خود فشار فوری کاخ سفید را مهار نمود. در نتیجه چند پنجره فرصت برای چین شکل گرفت؛ نخست، چین میتواند از درگیریهای آمریکا در مناطق دیگر برای خرید زمان و تثبیت قدرت اقتصادی و فناوری خود استفاده کند؛ دوم، با مدیریت رقابت با آمریکا، فشارهای تجاری و فناوری را کاهش داده و فرصت توسعه در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، نیمهرساناها و زنجیرههای تأمین را به دست آورد؛ سوم، از طریق وابستگی متقابل اقتصادی و ابزارهایی مانند مواد معدنی راهبردی، اهرمهای اقتصادی خود را در برابر واشنگتن افزایش دهد و چهارم، با بهرهگیری از ابهام در سیاست آمریکا نسبت به تایوان، موازنه قدرت در شرق آسیا را تدریجا به سود خود تغییر دهد. این دیدار نشان داد در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، مدیریت هوشمندانه زمان و ابهام، قدرتمندتر از هر توافقنامهای عمل میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟