به گزارش خبر ۲۴؛ همچنانکه پیشبینی میشد، موضوع مدیریت تنگه هرمز به چالش اصلی بعد از تفاهمنامه تبدیل شده است. آمریکائیها قاعدتاً اگر فقط یک دلیل برای امضای تفاهمنامه داشتند، آن بازگشایی تنگه هرمز بود و اگر دهها دلیل داشتند، باز هم تنگه هرمز مهمترین آنها بود!
علت روشن است؛ آمریکا در طول جنگ فراگیر ۴۰ روزه و دو ماه جنگ محدودتر پس از آن، به هر گزینهای متوسل شد، نتوانست تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند.
تفسیر تیم مذاکرهکننده ایرانی از بند ۵ تفاهمنامه روسای جمهور آمریکا و ایران آن است که به دلیل درج تعابیری چون «ترتیبات ایرانی» و … مدیریت این تنگه مشخصاً بر عهده ایران است. آمریکاییها قاعدتاً هیچ علاقهای ندارند که چه در تفسیر و چه در اجرا به مدیریت ایرانی تن دهند.
داوری درباره اینکه متن تفاهمنامه در این بند (بند ۵)، خوب و مناسب نوشته شده است یا خیر، مراد متن ما نیست؛ امّا یک چیز روشن است: خارج شدن تنگه هرمز از مدیریت ایران، یک خسارت بسیار بزرگ است و به هر نحوی باید مقابل آن ایستاد. علت ایستادگی نیروهای مسلح ایران طی روزهای گذشته و همکاری مقامات دیگر با این مسئله نیز همین است. تنگه هرمز هرگز نباید به پیش از جنگ برگردد.
امّا آنچه میتواند نگران کننده باشد، سخنان رمانتیک بعضی کارشناسان است که تنگه هرمز را به حقوق بینالملل (کنوانسیون حقوق دریاها و …) و رضایت عمّان گره میزنند. در این باره چند نکته را باید در نظر گرفت:
ایران اساساً کنوانسیون حقوق دریاها(۱۹۸۲) را به تصویب نرسانده است که بخواهد خود را اسیر و مقیّد آن کند!
اگر بخواهیم مبناییتر از خودِ حقوق صحبت کنیم، باید از «فلسفه حقوق» سخن بگوییم! فلسفه حقوق چیست؟ آیا غیر از آن است که مناسبات و قواعدی را تنظیم کند که طرفین بتوانند، بدون نزاع از حقوق اساسی خود بهرهمند باشند؟
ایران که کنوانسیون حقوق دریاها را اساساً مصوب نکرده، امّا اگر هم مصوب کرده بود، هر قاعده و کنوانسیون حقوقی که بخواهد شرایطی را برای مانور دادن دشمن در منطقه خلیج فارس و ایجاد تهدید علیه ایران فراهم کند، از اساس باطل است و آن متن حقوقی را باید کنار گذاشت. متن حقوقی که فلسفه حقوق را نقض کند، مهملات است.
ایران باید رسماً و علناً تاکید کند که عمان میتواند در این وضعیت جدید تنگه هرمز «مشارکت» کند و نفع خود را ببرد؛ امّا موکول کردن وضعیت جدید به رضایت عمان یا وتو نکردن عمان، غلط است.
تنگه هرمز برای عمانیها یک مسئله «انتفاعی» است امّا با توجه به تهدیدات متعدد و مستمری که از این منطقه علیه ایران وجود داشته، برای ایران یک مسئله «وجودی» است؛ لذا ایران نمیتواند مسئله وجودی خود را مسئله انتفاعی عمان یکسان بداند.
اگر عمان در این طرح مشارکت نکند، صرفاً انتفاعی را از دست داده، اما اگر تنگه هرمز به وضعیت سابق برگردد، یکی از تهدیدات وجودی ایران از این ناحیه دوباره احیا میشود.
مقامات ایران میگویند که عمان تا اینجا با وضعیت جدید تنگه هرمز همراهی کرده است! کریدور عمانی-آمریکایی که اخیراً راه افتاده، با این گفته عمانیها نمیخواند.
ممکن است عمان از ترس تهدیدات ترامپ، اعلام کند که از خیر چند میلیارد دلار عواید اخذ هزینه خدمات از تنگه هرمز میگذرد تا آمریکا تهدیدش را علیه عمان عملیاتی نکند!
عمان حق دارد برای خود تصمیم بگیرد و از مشارکت منصرف شود، اما نمیتواند با تصمیم خود، مسئله را وتو کند و تنگه هرمز را برای ایران به وضعیت قبل برگرداند.
بنابراین باید صریح گفت که ایران آنقدر رمانتیک و یا سادهلوح نشده است که تنگه هرمز را به تصمیم عمان گره بزند. اگرچه از مشارکت عمان استقبال و آن را دنبال میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟